دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، عباس میرزا، شاه طهماسب، مرشد قلی خان استاجلو

دانلود پایان نامه ارشد

خود را در موافقت با ترکمانان و تکلو که مخالف رضای ولی عهد بود دیده با جماعت ترکمانان که از عراق به صوب تبریز می رفتند مرافقت نمود و چون به حوالی زنجان رسیدند فرمان مطامع شاه سلطان محمد و حضرت ولیعهد را به مهدی قلی بیک پسر شادی بیگ ذوالقدر که وکیل شیراز بود رسید که اگر بتوانی امت بیگ ذوالقدر را کشته والی فارس گشته به لقب جلیل خانی سرافراز خواهی شد288 و هنگامی که امت بیگ ذوالقدر متوجه این خبر شد حامل آن فرمان را بکشت و با امرای ترکمان و تکلو روانه تبریز گردید و در نزدیکی شهر تبریز توقف نمودند و امرای ترکمان که در شهر تبریز بودند با لله و اتابک شاهزاده طهماسب میرزا مواضعه نمودند در نیمه شبی شاهزاده را برداشته به اردوی امت خان ذوالقدر والی فارس و امرای ترکمان و تکلو رسانید و از این انقلابات معامله تسخیر قلعه جدید رومیان برطرف شد و هر کسی در خیال خود افتاد و تمامی ترکمان و تکلو که در شهر تبریز در ملازمت شاه و شاهزاده بودند289.
مداخله مستقیم امت خان در منازعات مرکز و به ویژه در حمایت از شاهزاده رقیب سلطان محمد موجب شد تا شاه صفوی با استفاده از اختلاف درونی طایفه ی ذوالقدر در صدد تلافی در آید و فرمان مطاع شاه سلطان محمد حضرت ولیعهد به مهدی قلی بیگ پسر شادی بیگ ذوالقدر که وکیل شیراز بود رسید که اگر بتوانی امت بیگ را کشته والی فارس گشته به لقب جلیل خانی سرافراز گشته و بدین ترتیب امت خان سارو و شیخلو از حکومت فارس بر کنار شد و حکومت فارس مجددا به علی خان توآچی باشی 993-995 سپرده شد و سلطان ابراهیم پسر میر شاه حیدر حسنی حسینی شیرازی به کلانتری فارس رسید و امت خان ذوالقدر در همان سال پس از فرار از قزوین به دست جماعت افشار کشته شد290.
5-19- حکومت دوباره علی خان توآچی باشی ذوالقدر بر فارس
وی در بار سالهای آخر سلطنت محمد خدابنده به حکومت فارس نایل آمد هنوز مدتی از حکومت وی نگذشته بود که آقایان ذوالقدر که هر یک در ناحیه ای از مملکت فارس رایت اقتدار و حکومت افراخته بودند از علی خان حاکم فارس یاغی شدند علی خان از ترس اقدام شورشیان به قزوین رفته و در همان سال 995ه.ق برخی از سران قزلباش رای به حکومت عباس میرزا دادند و مهدی قلی بیگ ذوالقدر که وکیل حاکم شیراز بود و حاکم منصوب دربار راکشته بود با طیب خاطر جزو طرفداران عباس میرزا قرار گرفت اختلاف در بین سران ذوالقدر در فارس موجب چند دستگی میان آنان شد و حتی منجر به درگیری و کشته شدن بسیاری از سران آنان گردید اسکندر بیگ منشی در بیان ذکر هائله امرای عراق ضمن اشاره به تجدید حکم علی خان ذوالقدردر قزوین توسط پادشاه صفوی و بازگشت او به شیراز می نویسد: “چون خبر آمد او به فارس رسید آقایان ذوالقدربه افساد میرزا عبدالله ولد میرزا سلمان جابری که آرزوی وزارت دیوان اعلی را داشت جمعیت نموده امرای فارس را با خود متفق ساخته و خاطر به مخالفت علی خان قرار دادند و مهدی قلی بیگ ساری تکلو از میان خود به خانی برگزیده، یراق و اسباب علی خان وآنچه در شیراز بود به حیطه ی ضبط او در آمد این ماجرا مربوط به دستگیری علی خان ذوالقدر و اعدام او در شیراز شد291.
اسکندر بیگ منشی از قدر ناشناسی امرای ذوالقدر و وقوع این حادثه ناراحت بوده در این مورد چنین ذکر می کند: ” از جماعتی که سال ها نمک پرورده سلسه او بودند خصوصا مهدی قلی خان که قوم مشارالیه وتربیت یافته او بود و نزد او همیشه معزز و گرامی بود و رتبه فرزندی داشت نسبت به او و دودمان او امور شنیعه به فعل در آمد و الحق امر ناپسندی بود که از آن قوم بی حقیقت به عمل آمد و عاجلا را انتقام الهی از ماجرای پیش آمده و ظلم رفته بر علیه خان ذوالقدر می داند با مرگ وی مهدی قلی بیگ پسر شادی بیگ ذوالقدر به حکومت فارس می رسد292.
در زمان پادشاهی شاه اسماعیل دوم سلطان محمد خدا بنده عهد دار امارت ایالت فارس بوده است همانطور که اشاره شد با مرگ شاه طهماسب ما شاهد ایجاد شکاف بین روسای قزلباش هستیم که این قضیه را ما بر سر جانشینی شاه طهماسب و بعدشاه اسماعیل دوم صفوی شاهد هستیم و ما موضع گیری های متفاوت روسای قزلباش را شاهد می باشیم که هر یک از آنان در تلاش برای رسیدن به مطلوب خود بودند همین بی ثباتی و نا امنی در امور کشور در مدیریت ایالت فارس نیز مشاهده میشود در طی نوزده سال 985تا 1003ه.ق هشت تن از امرای ذوالقدر در نه دوره به امارت فارس رسیدند علی خان توآچی باشی دوبار بین سالهای 985 تا 989 و993 تا 994 ه.ق والی فارس شد ومهدی قلی خان نیز دو بار در سالهای 994 و995 ه.ق به عمارت فارس رسید.بی ثباتی سیاسی حاکم بر کل کشور به درون طایفه ذوالقدر نیز سرایت نمود و در طی این دوران سران ذوالقدر جهت کسب قدرت در فارس به نزاع و کشمکش پرداختند. در مورد عزل خان توآچی ذوالقدر از حکومت فارس بنابر دستور سلطان محمد خدابنده می توان ریشه ی آن را در وقایع سال 989ه.ق وشکاف و دو دستگی میان روسای ذوالقدر پیدا کرد در اینجا ما یک روایت از دو کتاب را می آوریم که علت عزل خان توآچی باشی را برایمان مشخص می کند: واله اصفهانی در کتاب خلدبرین در این باره می نویسند: “و چون در مدت 3 سال که کوکب جاه وجلال در سفر آذربیجان نزول اجلال داشت علی خان ذوالقدر بیگلربیگی و چند نفر از امرای فارس که به سفر مذکور مهمور بودند و به بهانه ی خروج قلندر که در میان طوایف لر کهگیلویه ادعا می کرد که شاه اسماعیل دوم است از سفر آذربایجان تخلف نموده بودند به جرم نافرمانی معزول و امت بیگ یوز باشی ذوالقدر را مقلب به امت خان و امیر الامرای فارس گردانیده. میرزا حسن حسینی فسایی نیز در این باره می افزاید : “فرمان شرف صدور یافت که علی خان ذوالقدر والی مملکت فارس و سپاه ذوالقدر و بلوکات فارس در گنجه و قراباغ حاضر شوند و علی خان امتثال نمود با لشکر بسیار وارد دارالمومنین قم گردید و بیشتر آقایان ذوالقدر که حاکم بلوکات فارس بودند از او کناره کرده در بلده کاشان توقف نمودند و در ادامه می افزاید : “او را امت خان سارو شیخلوی ذوالقدروالی فارس گفتند و محمد باقر دوات دار اعتماد الدوله را وزیر او قرار دادند و میرشاه میر مستوفی بقایا مامور شد که به شیراز رفته بقایا را از محل و مدعیان حکومت بلوکات دریافت کند و علیخان ذوالقدر را معزول نموده رجوع محاسبات او و آقایان ذوالقدر را به میرشاه میر داشتند از شهر بیرون آمده و به اردوی امت خان ذوالقدر و ترکمانان و تکلو رسیدند و تمام امر در رکاب شاهزاده طهماسب میرزا از آذربایجان به جانب دارالسلطنه قزوین شتافتند و از جانب سنی الجوانب شاه سلطان محمد ایالت و بیگلر بیگی مملکت فارس به علی خان تواچی باشی ذوالقدر293 و کلانتری آن مملکت قدوه سادات میرسلطان ابراهیم پسر میر شاه حیدر حسنی حسینی شیرازی کلانتر سابق ارزانی گردید و امت خان ذوالقدر و امرای ترکمان و تکلو وارد دارالسلطنه قزوین شدند294.
5-20- بر تخت سلطنت نشاندن طهماسب میرزا
درماه ربیع الاول سال 994ه.ق شاهزاده طهماسب میرزا را بر تخت سلطنت نشانیدند295. ولی به احترام سلطان محمد سکه و خطبه را تغییر ندادند296. چون این خبر به دارالسلطنه تبریز رسید شاهزاده سلطان حمزه میرزای جهانبان با سپاه استاجلو و دیگر قبائل برای رفع فتنه امرای قزلباش عازم قزوین شدند نزدیک سلطانیه که شدند امت خان ذوالقدر و امرای ترکمانان و تکلو و شاهزاده طهماسب میرزا از قزوین به استقبال شاهزاده شتافتند و در نزدیکی صاین قلعه ملاقات اتفاق افتاد297. شکست بر لشکر ترکمانان و امت خان شده و فتح و ظفر نصیب شاهزاده سلطان حمزه میرزا گردید و شاهزاده طهماسب میرزا خدمت برادربزرگ خود رسیده مورد عنایت گردید و امت خان پیاده بدون اسب و ملازم فرار کرد در نواحی اصفهان به دست جماعت افشار کشته شد و سر او را به شهر قزوین بردند298. علاءالملک لاری والی لارستان برای تاریخ آن گفته است299 :
تا هست خدای جان ستان و جان ده اینطور نبوده کیدئی فرمانده
تاریخ سفر سوی سقر رفتن اوست یا امت کافر زن از کون و کان ده
مهدی قلی بیک پسر شادی بیگ ذوالقدر وکیل شیراز در همه جا با امت خان همراه بود و در این جنگ اسیرسپاهیان جهانبانی شد. چون او را به حضور رسانیدند مورد عنایت قرار گرفت و مثل قبل او را به وکالت و ریش سفیدی فارس مقرر داشته و روانه شیراز گردید300 و ایالت مملکت فارس چنانکه چند ماهی قبل به علی خان ذوالقدر شفقت شده بود برقرار داشتند و حکومت ناحیه دارابجرد را به محمد سلطان ذوالقدر یساول باشی عنایت گردید شاهزاده سلطان حمزه میرزا در ماه رجب همین سال که خاطر از جانب فارس و کرمان و عراق فارق داشت از قزوین به تبریز رفته خدمت والد ماجد خود رسید301.
5-21- کشته شدن شاهزاده حمزه میرزا
درماه ذی القعده همان سال 994 ه.ق آقایان ذوالقدر که هر یک در ناحیه ای از مملکت فارس رایت اقتدار و حکومت افراخته بودند از علی خان حاکم فارس یاغی شدند و علی خان با صدوپنجاه نفر از ملازمان خاصه خود از شیراز به دارالسلطنه قزوین آمده توقف نمود و پادشاه خاطر از را از رهگذر نظم شیروان آسوده داشته از گنجه به قصد انتظام عراق و فارس کوچ بر کوچ روانه شدند302 در یکی از منازل شاهزاده سلطان حمزه میرزا از شرابی که تازه از گرجستان آورده بودند در منزل علی قلی خان فتح اوغلی بیشتر از عادت صرف نمود بیش از اندازه مست گردید از منزل علی قلی خان به سرا پرده خود آمد چون شب کوچ بود در الاچقی فرود آمد و به خواب رفت و خداویردی303 نام دلاک که اصلش از ارامنه خوی بود با خنجر خویش چند ضربه کاری به شاهزاده زد و او را از پای در آورد بعد از چند روز خداویردی را دستگیر کردند304 و نزد سلطان محمد آوردند که خود سلطان محمد خنجری بر او زده و او را راهی جهنم کرد305.
شاهزاده ابوطالب میرزا در ماه ربیع الاول سال 995ه.ق وارد دارالسلطنه قزوین شد و هر کس به هوای نفسی حرکتی مینمود مانند انکه یوسف سلطان افشار ابرقو و بوانات فارس را سرخود متصرف گشت و مهدی قلی بیک ذوالقدر پسر شادی بیک ذوالقدر که وکیل حاکم شیراز بود خود را خان نامید و آقایان ذوالقدر را طوعا و کراها در اختیار خود درآورد306.
5-22- اختلاف میان امرای ذوالقدر و افشار
در ماجراي فرستادگان دربار قزوين براي آوردن عبا سميرزا میان امرای ذوالقدر و افشار مقیم پایتخت اختلاف افتاد و کار تا مرز جنگ پیش رفت اما با مذاکرات امرای دو طرف از ذوالقدر ها شاهقلی خلیفه مهردار ابراهیم سلطان و تاتی اوغلی و از افشارها سوندک بیگ قورچی باشی شاهقلی سلطان و محمود خان موضوع فیصله پیدا کرد در این زمان، مرشد قلی خان استاجلو نظرات امرای قزلباش در قزوین را در خصوص میزان حمایت احتمالیشان از عباس به عنوان نامزدی برای تصدی تاج و تخت جویا شد. امرا نسبت به این ایده مشتاق بودند ولی شک داشتند خودشان اجرایش کنند. وقتی مرشد قلی خان در حال بحث بر سر قبول کردن ریسک لشکرکشی به قزوین برای انتصاب عباس میرزا بر تخت بود، اشغال بیشتر خراسان توسط ازبکان در محرم ۹۹۶ه.ق موضوع را فیصله داد. مرشد قلی خان که می‌ترسید اگر ازبکان خراسان را تسخیر کنند او ممکن است مهره خود عباس را از دست بدهد، به آرامی به سوی غرب لشکرکشی کرد و در مسیر حمایت ترکمانان سمنان، کاشان، و همدان، افشارهای یزد، ابرقو و کرمان وخصوصا ذوالقدرهای فارس را به دست آورد. وقتی او به قزوین رسید، نمایش حمایت مردمی از عباس باقی مانده شکاکان را نیز با خود همراه کرد و در ۱۰ ذوالقعده ۹۹۶ه.ق سلطان محمد شاه سلطنت را به پسر هفده ساله اش که با نام شاه عباس اول تاجگذاری کرد، واگذار کرد. مرشد قلی خان استاجلو، که او تاج را به وی مدیون بود، به عنوان وکیل دیوان عالی (نایب دربار) صله داده شد که او را قدرتمندترین فرد در حکومت کرد307.
5-23- بازگشت علی‌بیگ ذوالقدر
علی‌بیگ ذوالقدر از امیران قزلباش طایفه ذوالقدر بود. پس از قتل شاه اسماعیل دوم وی مامور می گردد خبر مرگ شاه را فورا به شیراز برساند و جان محمدمیرزا (بعدا شاه محمد خدابنده) که آن روزها در تهدید شاه اسماعیل دوم بود را از خطر

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، برادران شاه، شاه طهماسب Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، عباس میرزا، سلطان محمد، مرشد قلی خان استاجلو