دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، شاه عباس اول، عباس میرزا، دولت صفوی

دانلود پایان نامه ارشد

مرگ نجات دهد. با وجود این که خبر مرگ شاه اسماعیل دوم را اسکندربیگ شاملو زودتر از او به محمدمیرزا رسانده بود ولی خبر علی‌بیگ ذوالقدر نیز به نوعی اطمینان محمدمیرزا را به مرگ شاه اسماعیل دوم بیشتر کرد. پس از این خدمت، شاه محمد خدابنده به وی لقب خانی داد و وی را حکمران شیراز کرد308.
علی خان ذوالقدر حاکم شیراز که مدتی بود از شیراز آمده در قزوین توقف داشت باز خلعت پوشید و به فرمانروایی مملکت فارس سرافراز گشته روانه فارس گردید چون به ناحیه کوشک زرد رسید آقایان ذوالقدر به عنوان استقبال رفته او را گرفته به شیراز آوردند امت بیگ ذوالقدر برادر او را کشتند و بعد از چند روز علی خان ذوالقدر را از حبس درآوردند به قتل رسانیدند.309
درششم ماه ذی الحجه سال 995 سلطان محمد تاج و تخت خود را به عباس میرزا میدهد و او را شاه عباس میخواند310.

5-24- فرمانروایی شاه عباس و حکمرانی مهدی قلی خان ذوالقدر
حکومت فارس بر مهدی قلی خان ذوالقدر پسر شادی بیک سارو شیخ ذوالقدر قرار گرفت و وزارت فارس را به میرزا نظام الملک ثانی پسر میرزا سلمان اعتماد الدوله شیرازی نواده میرزا نظام الملک جابری اصفهانی وزیر سابق فارس مسلم و مقرر گردید و چون اخبار شوریدگی311 اصفهان و فارس به سلطان محمد رسید وی به اصفهان آمد و شوریدگیها را فرو نشانید مهدی قلی خان ذوالقدر حاکم فارس عریضه ای مشعر بر اطاعت و فرمانبری و عذر از تقصیرات خود و پیشکشهای لازم روانه اصفهان کرد312.
دوران فرمانروایی او همزمان با اولین سال حکومت شاه عباس صفوی میباشد (996-1038ه ق) .آنچه درباره حوادث دوران مهدی قلی خان قابل ذکر است لشکر کشی شاه عباس به خراسان است که از مهدیقلی خان خواسته شد که ایشان نیز با جنود ذوالقدر به چمن بسطام گرد313 آید که مرگ مانع حضور وی در این لشکر کشی شد.
شاه عباس با مسائل مبرمی رو به رو بود که در سالهای پیش بارها رخ داده بود مساله داخلی نظام قبلی ترکمان در راس امور قرار داشت و موجبات ضعف دولت مرکزی را فراهم کرده بود همه مقامات مرکزی دربار از همان آغاز حکومت صفویان در اختیار امرای مقتدر قبایل بود و سرکردگان دیگر قبایل هم با ایلات خودشان درایالات اراضی وسیع در اختیار خویش داشتند چنین می نماید که برخی از قبایل حکومت ومناصب دیوانی بعضی از ایالات را(مثلا ذوالقدر در فارس و شاملو در کرمان) ملک مطلق خود می پنداشتند314. شاه عباس اول در ابتدای حکومت خود در برابر قزلباش ها آزادی عمل نداشت315.
شاه عباس یکی از فوری ترین وظایفش را در همشکستن قدرت قزلباش ها تشخیص داد316 و این بهانه را مهدیقلی خان به دست او داد.
پس از آغاز سلطنت شاه عباس مرشد قلی خان با لقب وکیل السلطنه فرمانروای مطلق شد همه صاحب منصبان از وی دستور می گرفتند و همه ی کارها به صوابدید وی انجام می شد مرشد قلی خان که ظاهرا خود تاجبش می دانست بدون اجاره شاه احکام و فرمانهای سلطنتی صادر میکرد سران قزلباش این بار هم دست به توطئه زده به گمان آنکه شاه عباس نیز از مرشد قلی خان از این تصمیم آگاه شده و به دولتخانه ی شاه عباس پناهنده شد317. شاه عباس که از کودکی شاهد گردنکشی سران قزلباش جنگ آنان با یکدیگر و با شاه محمد وحمزه میرزا پدر وبرادرش بود و ضعف دربار صفوی و علت اساسی پیروزی های ترکان عثمانی و تصرف بخشی از اراضی ایران را نتیجه ی خودسری ها مخالفها و دخالتهای ناروا و پی در پی امیران برجسته ی قزلباش می دانست فرصت را برای از میان برداشتن آنان مناسب دانست و جانب مرشد قلی خان را گرفت318 مهدیقلی خان ذوالقدر حاکم فارس به نمایندگی از مخالفان به حضور شاه رفت و ضمن شکایت ازاستبداد مرشد قلی خان تقاضا کرد که به دیگر سران طوایف نیز استقلال و اختیار بیشتری داده شود319 اما با پاسخ شدید الحنی از سوی شاه مواجه شد شاه جواب داد در زمان نواب سکندرشان به جهت اقتدار امرای و مدخلیت ایشان و نقیض گری یکدیگر چندین فساد در میان قزلباش روی کرد در این زمان آن قاعده را باید فراموش کرد اختیار مهمات با شاه است و ما مرشد قلی خان را محل اعتماد دانسته و حل وعقد امور را به رای صایب اوتفویض کرده ایم320.
مهدیقلی خان به اثنای گفتگو با آواز بلند سخنان خشونت آمیزی به مرشد قلی خان گفت شاه مه منتظر چنین فرصتی بود “فریاد زد ای مردک مفسد ترا به ایالت فارس و مرتبه خانی سرفراز فرموده ایم زیاده از این چه توقعی داشتی که میانه قزلباش فساد میکنی وجود امثال شما مردم که به خود سری برآمه اند خار گلزار دولت است321.”
5-25- از بین بردن مهدی قلی خان و انتصاب یعقوب خان
عوامل فوق الذکر باعث شد که مرشد قلی خان یعقوب بیگ پسر ابراهیم خان ذوالقدر را به کشتن مهدیقلی خان و گرفتن پاداش امارت فارس تشویق کند ویعقوب بیگ سرمهدیقلی خان را بریده و به درگاه آورد و در یک طرفه العین اردوی مهدی قلی خان و برادرش جنید سلطان و سایر آقایان ذوالقدر که در محوطه ی خانهی پیره محمد خان استجلو در راه کوشک چادر زده بود تالان کرده و هرچه پارچه و الاغی به دست ده کس افتاد322.
بدین ترتیب یعقوب بیگ ذوالقدر به امارت ایالت فارس برگزیده شد بطورکلی دوران شاه عباس صفوی چنین مستفاد می شد که ذوالقدر ها پس از شاملو ها مقام دوم را از نظر تصدی در مقام های اداری در دستگاه سلطنتی دارا بودند و اغلب آنان دارای منصب مهرداری دولت صفوی بودند323 تنها دو ایل شاملو و ذوالقدر هریک هفت مقام اداری را در اختیار داشتند در صورتی که اغلب ایلات به یک یا دو حکومت از شهرها خرسند بود324 که این نشانگر نقش و اهمیت ذوالقدرها می باشد.
چندروز بعد مهدی قلی خان ذوالقدر والی مملکت فارس و یوسف خان افشار حاکم ابرقو و بوانات میرزا نظام الملک پسران میرزا سلمان اعتماد الدوله که مولد و منشاء آنها در شیراز بود و سایر امرای فارس و مرشد قلی خان که زمام امور سلطنت در دست اقتدار او بود به مصلحت اندیشی به پابوسی شاه عباس رفتند و مورد عنایت واقع شدند325.
در آخر ماه محرم سال 996 مهدی قلی خان ذوالقدر والی مملکت فارس و یوسف خان افشار و میرزا عبدالله و میرزا نظام الملک پسران اعتماد السلطنه و جماعتی از اعیان قزلباشان به قصد کشتن مرشد قلی خان در دولت خانه حاضر شدند مرشد قلی خان چون از خیال آنها مطلع گردید از شاه عباس جدا نگشت و امرا بعد از یاس به منازل خود بازگشتند چون متوجه شدند که مرشد قلی خان نیز باخبر شده است خود را محافظت نمودند326 روز دیگر مرشد قلی خان کسی نزد امرا فرستاد که صلح و صفا کنند اما آنها قبول نکردند مهدی قلی خان ذوالقدر خود به دولت خانه رفت که واسطه مصالحه شود مرشد قلی خان در حضور پادشاه اراده آنها را بیان کرد مهدی قلی خان به خشم آمد مرشد قلی خان یعقوب بیگ پسر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم سابق فارس احضار نمود و به او دستور داد که مهدی قلی خان را به قتل رساند یعقوب بیک فرمان را اطاعت کرد و سر مهدی قلی خان نزد آنها اورد327 مردمان قلغچیان اردوی مهدی خان را غارت نمودند328و اموال آقایان ذوالقدر را به یغما بردند329 و میر عبدالله و میرزا نظام و پسران اعتمادالدوله را گرفته و از آنها جریمه گرفتند و رها کردند پس ایالت مملکت فارس را به یعقوب بیگ ذوالقدر پسر ابراهیم خان داده و اورا به لقب خانی سرافراز داشته330 و متقبل گشت که سپاه فارس را برداشته و در نواحی خراسان به اردوی شاهی ملحق گردد یعقوب خان بعد از ورود به شیراز منصب وزارت فارس را به میرزا هادی شیرازی واگذاشت.
نویسنده تاریخ سلطانی مینویسد: “ایالت مختلف در اوایل حکومت صفویه در دست قزلباش ها بسیار رد و بدل میشد. در عهد شاه محمد علی قلی خان از حکومت فارس برکنار شد و مقام وی همراه با امیر الامرایی فارس به مسیب بیک یوزباشی از طایفه ذوالقدر واگذار گردید331.”
قزلباشان محمد شاه را واردار کردند که اعتمادالدوله میرزا سلمان جابری اصفهانی را به آنها تسیلم کند و پس از تسلیم او توسط محمد شاه او را کشتند و سر او را به علی قلی خان والی هرات فرستادند332پسران اعتمادالدوله میرزا عبدالله و میرزا نظام الملک که از مقربان درگاه ولیعهد بودند از کشتن نجات یافتند333.
املاک ارثی و اجدادی و اکتسابی میرزا سلمان اعتماد الدوله که در فارس بود به آنها واگذار شد به جانب شیراز که منشاء و مولد پدر و اجداد آنها بود شتافتند و چون امرای قزلباش از اعتماد الدوله فارغ شدند وزرای اربعه برقرار داشتند سرآمد آنها میرزا محمد اصفهانی وزیر محال خاصه بود و بعد از او میرزا هدایت الله مستوفی دیوان اعلی و بعد از او میرزا لطف الله شیرازی که وزیر شاهرخ خان ذوالقدر بود دیگری میرزا محمد نام که از مستوفیان معتبر بود334.
یعقوب خان ذوالقدر و آقایان ذوالقدر فارس با سپاه فارس وارد اردوی اعلی شدند که خبر رسید چغال اوغلی سردار سپاه رومی از راه ماهی دشت کرمانشاه به همدان آمده بعضی قلعه ها را تعمییر کرده و دوهزار تفنگچی در آنجا مستقر کرده بود335.
آقایان ذوالقدر فارس که خودسر برآمده بودند336 از اردو گریخته و به جانب شیراز روانه شدند و یعقوب خان والی فارس اجازه مرخصی خواسته برای برگردانیدن آنها روانه شیراز گردید و چون آقایان ذوالقدر که سرکرده آنها حمزه بیگ بود وارد شهر یزد شدند بکتاش خان والی یزد آنها را گرفته و به داروغه سپرد337 و چون یعقوب خان به یزد رسید بکتاش او را استقبال نمود یعقوب خان از اطوار بکتاش خان تفرس نمود اراده گرفتن او را دارد پیشدستی کرد در نیمه شبی به جانب شیراز بتافت338.
در همین هنگام حکومت داراب را از منتشار خان ذوالقدر گرفت339 و جای او را به محمد قلی خان پرناک بخشید و شاه وردی خلیفه ولد ولی خلیفه شاملو که از زمان اقتدار مرشد قلی خان در قصبه ایج و نیریز فارس حاکم بود و با سیصد نفر سوار شاملو در آن نواحی اقامت داشت چون یعقوب خان مزاج حضرت اشرف را نسبت به او منحرف میدانست او را معزول نمود و شاه وردی خلیفه سر از اطاعت باز زده تمکین نفرمود و یعقوب خان به بهانه شکار از شیراز به جانب قصبه ایج تاخت نمود340 و او را گرفته با چند نفر از خویشان او به قتل رسانیدند341.
در عید نوروز سال 997ه.ق که برابر بود با اوایل ربیع الاول هنگامی که شاه عباس وارد قزوین شد وزارت عظمی را به میرزا لطف الله شیرازی واگذار کرد و او را اعتماد الدوله خواند342 در نیمه ماه صفر سال 998ه.ق چون آقایان ذوالقدر فارس و حسن خان افشار حاکم کهکیلویه مستحق تنبیه و سیاست بودند شاه عباس از دارالسلطنه قزوین به سمت اصفهان حرکت کرد343 در اول ربیع به اصفهان رسیدند344 و یعقوب خان والی فارس جمعیتی فراهم اورد و عنوان را برای یورش به لارستان قرار داد در وقت حرکت به جانب یزد ایلغار نمود345 و چون بکتاش خان افشار حاکم کرمان شهر یزد را بی اذن اولیای دولت متصرف گشته بود و یعقوب خان با او سابقه عنادی داشت سپاه فارس هشت روزه وارد یزد شد شهر را محاصره کرده بعد از کوشش مسخر گردید و بیکتاش خان را کشته346 و سر او را روانه اصفهان داشت یعقوب خان اموال بیکتاش خان و ذوجه او دختر میرمیران یزدی را برداشته عود به شیراز نمود بعد از انتضای زمان عده او را در ازدواج خود درآورد347.
حضور قدرتمند خاندان ذوالقدر در فارس تا سالهای نخستین حکومت شاه ‌عباس ادامه یافت و شاه ‌ایران در 998ه.ق برای سرکوب یعقوب خان ذوالقدر به فارس لشکر کشید. حاکم فارس به قلعۀ استخر پناه برد. شاه‌عباس او را با وعده و وعید حاضر به مذاکره نمود. گفت ‌وگوهای این دو در حوالی حصار بیضا بود و حاکم فارس ناگزیر به اطاعت از شاه ‌عباس گردید348.
5-26- از بین بردن مخالفان و قزلباشان
شاه عباس از در آغاز پادشاهی خود تصمیم به کوتاه کردن دست قزلباشان و مخالفان خود نمود پس از مراسم تاجگذارى، شاه عباس رو به خلیفة الخلفا و صوفیان کرد و گفت که: من امروز مى‏خواهم انتقام خون برادرم سلطان حمزه میرزا را از کشندگان او بگیرم. شما چه مى‏گویید. صوفیان زمین بوسه داده و گفتند: ما مدتى است که در این اندیشه منتظر فرمان همایونى هستیم. آنگاه به فرمان شاه، على قلى

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، برادران شاه، شاه طهماسب Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، عباس میرزا، سلطان محمد، مرشد قلی خان استاجلو