دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، برادران شاه، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

گرفت260.
5-15- به قدرت رسیدن شاه اسماعیل دوم
شاه اسماعيل دوم اکثر برادران شاهزادگان حکام قزلباش که تهدید ی بر پادشاهی او بودند از بین برد و در انديشة كشتن برادر بزرگش محمدميرزا و پسرانش بود با تولد پسرش، براي آنكه او از مزاحم تهاي مدعيان پادشاهي مصون بماند تصميم به این اقدام گرفت.هینتس میگوید: در دوران سلطنت شاه اسماعیل و شاه طهماسب ترکها در امور دولتی نقش مسلط و حتی قدرتی نامحدود داشتند. پادشاهان نواب و حکام خود را از قزلباشها بر می گزیدند و سرزمین حکومتی به آنها به صورت اقطاع داده میشد. در عوض این امیران موظف بودند که در صورت بروز جنگ با قبیله خود به کمک شاه بشتابند. در ایام صلح نیز خواربار قوای موجود قورچیان را که به حدود شش هزار تن بالغ میشد تامین میکردند. امیران در شوراهای دیوان عالی نیز شرکت میجستند. در این نظام که آن را میتوان نظام اقطاعی شمرد قزلباشان دارای وضعی ممتاز بودند261 به گفته فاروق سومر به هنگام مرگ شاه عباس درگاه قلی سلطان نوه شاهقلی سلطان خلیفه مهردار از طایفه ذوالقدر ها در فارس صاحب اقطاع بود262.
یکی دیگر از حوادث مهم سیاسی که بی ارتباط با فارس نیست قیام اسماعیل ثانی در عهد شاه محمد صفوی در کهکیلویه بود که دم از استقلال زده و سکه و خطبه بنام خود کرد263 و زود کار او بالا گرفت و در بین طوایف لر و کرد و صوفیان طرفداران زیادی کسب کرد و درباری ترتیب داده به تخت نشست و مردم ظروف نقره فرش و میوه از انواع گوناگون به عنوان پیشکش و تهنیت پیش پای او میریختند264 و چون روز به روز بر قدرت وی افزوده میشد افراد زیادی از عراق و فارس و ترک و تاجیک نزد او رفته و به مناصبت عالی رسیدند سپس به دهدشت رفته و به سلطنت نشست. و به گفته محمود بن هدایت “احکام و پروانجات به کل موضع آن ولایات فرستاد و عنوان نشان او هوالله العادل و طغرایاحکام ابومظفر شاه اسماعیل قاتل بود.265”
از فارس تا حدود شوشتر و دزفول را تصرف کرد و به مدت هفت سال حکومت کرد وی پس از دهدشت بر سر رستم بیگ به شیراز رفت و مولف تاریخ سلطانی در این باره میگوید: “ایشان را به قتل رسانیده الکاء را به تصرف خود درآورده احکام و ارقام به حکام ولایت فارس نوشته به متابعت خود خواند و حکام سر حد بنابر مصلحت وقت پیشکش و هدایا فرستادند و قبول اطاعت نمودند و در جزو در تدبیر او بودند266” در ماجرای اسماعیل سپاه قزلباش به فرماندهی خلیل خان افشار شکست خورد و خلیل خان و عده ای از سپاه وی به قتل رسیدند و علی سلطان برادر محمود خان حاکم شوشتر نیز از او شکست خوردند. اما چون سرداری و حکومت کهکیلویه به اسکندر خان برادرزاده خلیل خان سپرده شد سپاه اسماعیل از اطراف وی پراکنده و به اسکندر خان ملحق شدند. سرانجام اسماعیل خان در دهدشت توانست اسماعیل را دستگیر کندو به قتل برساند267.
در آن زمان چون ميان محمدميرزا و لله اش ولي سلطان ذوالقدر اختلاف روي داده، ولي سلطان به دربار قزوين آمده بود شاه اسماعيل دوم براي ابراز مخالفت خود با محمدميرزا وي را للة تنها پسرش كرد. محمد ميرزا در آن موقع در ميان طايفه اي به سر ميبرد كه سردارش با او به دشمني برخاسته بود268.
شاه اسماعيل دوم ميرزا غازي بيگ قورچي ذوالقدر را به شيراز فرستاد تا محمدميرزا و پسرانش: حمزه ميرزا، طهماسب ميرزا و ابوطالب ميرزا را كه با پدر بودند زيرنظر قرار دهد و مانع ملاقات احدي با آنان گردد. غازی بیگ قورچي ذوالقدر نيز چنان به محمدميرزا سخت گرفت كه احدي از ملازمان و خدمه ايشان را راه تردد و آمدوشد نبود و ايشان دست از حيات خود شسته همگي مترصد خبر ديگري بودند. شاه اسماعيل دوم،ولي سلطان ذوالقدر را كه با محمدميرزا دشمني مي ورزيد به حكومت شيراز گماشت و به غازي بيگ پيغام داد با آمدن ولي سلطان، محمد ميرزا و پسرانش را از ميان بردارد269.
سران قزلباش با آگاهي از ناتواني محمدميرزا براي اداره ی امور كشور كه ضعف بينايي نيز داشت، او را بعد از شاه اسماعيل دوم به پادشاهي انتخاب كرده بودند تا سهم بيشتري در قدرت داشته باشند270.
5-16- حکمرانی سلطان محمد خدا بنده
سلطان محمد ملقب به بنده خدا قبل از رسیدن به سلطنت و هجده ماه پس از تولد شاه عباس در رمضان 987ه.ق حکومت شیراز را به دست گرفت271.
وی پس از مرگ شاه اسماعیل دوم در سال 985 ه.ق به پادشاهی رسید در بیشتر دوران حکومت ده ساله وی همسرش مهدعلیا با صلابت رأي و توانايي نقش مهمی در اداره امور کشور ایفا نمود به گونه ای که هيچ مهمي بي مشورت و صوابديد او انجام نمي گرفت272. سیاستهای قدرت طلبانه مهدعلیا سبب نارضایتی جمع زیادی از سران قزلباش گردیده و ایشان درصد فرصتی برای ازمیان برداشتن وی بودند و به جد به دنبال بركنار كردن همسرشاه از دايرة قدرت برآمدند. سران قزلباش به شاه پيغام دادند كه زنان به نقصان عقل و خفت رأي و كثرت لجاج اتصاف دارند273 و خواستند كه مهدعليا را به امور سلطنت دخیل نباشد كه باعث بدنامي سلطنت و خفت قزلباش است274.
اما مهد علیا که از نفوذ فراوانی برخوردار بود و شاه تحت تاثیر او قرار داشت به آسانی از قدرت کناره نمی گرفت به قول اسکندر بیگ “مهدعليا از كمال غيرت و آتش مزاجي آنان پاسخ تند و خشن داد. سران قزلباش نيز برآشفتند275” و به شاه پيغام دادند چون اختلاف آنان با مهد عليا علني شده است و بر جان خود بيمناك هستند بايد مهد عليا به قتل برسد276. سرانجام شاه محمدخدابنده که ازجان خود بیم داشت تسلیم خواسته های قزلباشان گردید و حاضر شد مهد عليا از كار كناره گيري كند، حتي او را به مازندران بفرستد، ولي از كشتن او چشم پوشي شود. اما سران قزلباش که وجود مهد علیا را خطر بزرگی برای منافع خود می دانستند این تصمیم شاه محمد را نپذيرفتند و همچنان بر كشتن مهدعليا پاي فشردند. سرانجام به حرمسراي شاه كه بيگانه حق ورود به آن مكان را نداشت هجوم آوردند و مهد عليا را به قتل رساندند. آنان مادر پير او و عده اي از مردم مازندران را نيز كشتند و اموال همه ی آنان را به غارت بردند277. با كشته شدن مهد عليا، سران قزلباش، از جمله خاندان ذوالقدر و اميران تركمان و تكلو كه مخالف طايفه هاي شاملو و استاجلو بودند، قدرت بيشتري در دربار به دست آوردند. سلطان محمد نه تنها كشندگان همسرش را نكشت و حتي به آنان تندي ننمود، بلكه مورد التفات قرارداد، آنچه را مهدعليا از آنان بازگرفته بود مجددا در اختيار آنان گذاشت و كشته شدن همسرش را به اقتضاي قضا حواله كرد هنگامي كه شاه عباس پادشاه شد همه ی كساني را كه در قتل مادرش دخالت داشتند به قتل رسانيد278.
5-17- علی بیگ ذوالقدر
نخستین فردی که از خاندان ذوالقدر در دوره پادشاهی شاه محمد خدابنده به حکومت ایالت فارس رسید علی خان ذوالقدر پسرآقا محمد خان بود وی پس از اعلام مرگ شاه اسماعیل دوم به همراه اسکندر بیک شاملو عازم شیراز شد اسکندر بیک خودش را زودتر به شهر رسانید و بشارت سلطنت را به شاه محمد که در شیراز وتحت نظر قرار داشت پیشکش کرد به خوش خبر خان موسوم گردید و به رتبه امارت رسید279اما چندی بعد شاه محمد خدابنده یلی خان را به حکمرانی فارس برگزید، قمی در این زمینه نوشته است ” علی بیک ذوالقدر پس از شرفیابی به ایالت و فرمانروایی مملکت فارس سرافراز شد لقب جلیل خانی دریافت کرد”280 و او را علیخان تواچی باشی فارس گفتند.
پس از برتخت نشستن شاه محمد خدابنده میر قوام الدین حسین شیرازی که سابقا وزیر ولی سلطان حاکم شیراز بود به وزارت ومشاورت همسر پادشاه “مهد علیا “سرافراز گردید و میرزا سلمان جابری اصفهانی که در سال 979ه.ق در شیراز وزیر مخصوص حضرت سلطان محمد میرزا بود در زمان سلطنت شاه اسماعیل دوم آصف دورانی شده بود بعد از وفات شاه اسماعیل دوم به چشم داشت خدمات سابقه از قزوین به شیراز آمده و به منصب جلیل وزارت سرافراز گردید در رکاب ظفر انتصاب به نظم امورات دیوانی مشغول بود281. منصب قضای لشکر به نواب شاه مظفر الدین علی انجو که از اعاظم سادات و اعیان شیراز بود شفقت فرمود و به واسطه آن زمان توقف حضرت شاه سلطان محمد در شیراز، شاه مظفرالدین خدمات لایق نموده و به مجالست آن پادشاه برقرار بود و ولی سلطان قلخانجی اوغلی ذوالقدر که در شیراز به حکومت اتابکی آن پادشاه سرافراز بود شکایت آن حضرت را به شاه اسماعیل نمود بود به کیفر و انتقام این عمل او را به امرای ذوالقدر که دشمنان او بودند سپرد کار او را ساختند و اسباب او را متصرف شدند و حکومت دارابجرد و ایج را به شاه علی خلیفه ذوالقدر به قاعده ای که بود بر قرار کردند منصب قورچی باشی گری را به قلی سلطان افشار داده او را رکن السلطنه گفتند و الکای ابرقو و بوانات فارس را به تیول او مقرر داشتند282.
در سال 989ه.ق به علی خان ذوالقدر دستور رسید که او با سپاه ذوالقدر و بلوکات فارس در گنجه و قراباغ حاضر شوند و علی خان امتثال نمود با لشکر بسیار و جمعیت بیشمار از شیراز به قصد گرجستان بیرون آمد وارد دارالمومنین قم شد وبیشتر آقایان ذوالقدر که حاکم بلوکات فارس بودند از او کناره کرده در بلده ی کاشان توقف کردند و با این وضع با سه الی چهار هزار سوار مکمل همراه او بودند و علی خان برای رسیدن به اقایان ذوالقدر در قم چند روز توقف نمود بعد از ورود آنها قرعه مشاورت انداختند و با یکدیگر پیمان بستند و قرار بر مراجعت دادند و اردوی علی خان و آقایان ذوالقدر از بلده قم حرکت کرده العود احمد گفته به ایلغار تمام رجوع به فارس نمودند و امت بیک سارو شیخ ذوالقدر یوزباشی که منتظر ایالت مملکت فارس و لقب جلیل خانی بود مقدمه نیامدن علی خان ذوالقدر والی فارس را به عنوان یاغیگری و سرکشی خاطرنشان نمود و به واسطه سفر خیالات او در عهده ی تعویق باقی بماند تا انکه در ذی الحجه همین سال موکب همایون وارد دارالسلطنه قزوین گردید283.
5-18- امت بیگ سارو شیخلوی ذوالقدر
حکومت وی بر فارس در دوران سلطنت سلطان محمد خدابنده از سال 989 تا 993ه.ق بوده است سلطان محمد خدا بنده نیز چون شاه قبلی (اسماعیل دوم صفوی ) توسط قزلباشها و امرای ترکمان به سلطنت رسید و به دلیل ضعف بینایی اش همسرش مهدعلیا اداره ی امور کشوررا بر عهده داشت و حمزه میرزا فرزند یازده ساله ی او به نیابت سلطنت و ولیعهدی برگزیده شد به علت ضعف بینایی شاه محمد خدابنده و ناتوانی وی در امور کشور و نارضایتی سران قزلباش از مهد علیا ما شاهد شورشی هایی در کشور هستیم که یکی از آنها که امت بیگ در مهار آن مشارکت داشت خروج قلندر در کوه گیلویه بود که واله اصفهانی به این موضوع اشاره دارد: “و فرمان مطاع به نفاذ پیوست که امت خان از لشکریان فارس جمعی را به مدد اسکندر خان بیگلریبگی کوه گیلویه و دفع قلندر مامورساخته خود با بقیه سپاه و لشکر به سفر خراسان حاضر گردد284”.
امت بیک پیشکش و هدایای بی اندازه خدمت اعتماد الدوله میرزا سلمان جابری اصفهانی وزیر ممالک محروسه سپرد و تمنای ایالت فارس نمود چون بازگشت علی خان والی فارس از بلده ی قم محمول بر تکبر و بی اعتنائی اوبه احکام شاهی کرده بودند به اندکی توجه از جانب اعتماد الدوله امت بیگ ذوالقدر به ایالت ممالک فارس و لقب خانی سرافراز گردید او را امت خان ساروشیخ ذوالقدر والی فارس گفتند و محمد باقر دواتدار اعتماد الدوله را وزیر او قرار دادند و میرشاه میرمستوفی بقایا مامور شد که به شیراز رفته بقایا را از محل و مدعیان حکومت بلوکات دریافت کند و علی خان ذوالقدر را معزول نمود رجوع محاسبات او و آقایان ذوالقدر را به میرشاه میر داشتند285.
در سال 993ه.ق امت خان ذوالقدر والی مملکت فارس که در سال گذشته مامور بود که با چهار هزار نفر سوار از مملکت فارس در نواحی آذربایجان به اردوی کیوان شکوه ملحق گردد286 و یک سال از وعده گذشته بود با چهارصد نفر از ملازمان خاصه خود به کاشان رسید287 و چون در تبریز میان امرای قزلباش مخالفت و معاندت اتفاق افتاده بود جماعت ترکمان و تکلو با قلی سلطان قورچی باشی افشار یک جهت شده بر مخالفت علی قلی خان فتح اوغلی استاجلو ایستاده بودند و امت خان والی فارس صلاح

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، سلطان محمد، عتبات عالیات، عباس میرزا Next Entries دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، شاه عباس اول، عباس میرزا، دولت صفوی