دانلود تحقیق با موضوع سلسله مراتب، افغانستان، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

آغاز دگرگوني در نظام جهاني قرن بيستم توأم با نشانه هايي از پايان گرفتن دوران مدرن است (مجتهد زاده، 1381: 246). فرآيندهاي جهاني شدن، منطقه گرايي و تجزية ژئوپليتيكي به صورت چالش هاي نوين براي ژئوپليتيك ظاهر شده اند. برتري حكومت ملي (در پيوستگي با سيستم بين المللي) به چالش كشيده شده و نقش و كاركرد دولت ها به عنوان نهادها و الگوهاي دولتي به دنبال يك سلسله توسعه ها متحول شده است. رشد سازمان ها، آژانسها، و شركت هاي چند مليتي توانايي دولت را براي تنظيم و تصويب قوانين به چالش كشانده است. نخبگان دولتي و مديران اقتصادي مجبور به اجراي برنامه هايي شده اند كه با نيازهاي بازارهاي پولي بين المللي، تعهدات بين المللي و جريان سرمايه سازگار باشد (دادس، 1384: 58). مباحث ژئوپليتيك در دوران نوين در پرتو سه چالش اصلي تغيير شكل مي دهد: نخست «جهاني شدن هاي اقتصادي»، دوم «انقلاب اطلاع رساني»، و سوم «خطرات امنيتي جامعه جهاني». اثرگذاري اين عوامل در نقش آفريني سياسي انسان در محيط جهانيِ شكل گيرنده در بستر مدرنيتة پيشرفته، شرايطي را فراهم آورده كه مطالعه آن مي تواند «ژئوپليتيك پست مدرن» نام گيرد. اين شرايط نقش گروهي انسانها در محيط سياسي را از محدودة «ملت» بودن فراتر مي برد و توجه اصلي را به شكل گيري هاي سياسي در محيط فراملتي راهبري مي كند، اگرچه «ملت بودن» و «حكومت ملتي» همچنان، به عنوان يگانهاي سياسي پراهميت و نقش آفرين در ژئوپليتيك جهاني اثر گذار خواهند بود (مجتهد زاده، 1381: 246 – 247). در ژئوپليتيک جديد با توجه به آنکه ساختار جديدي از قدرت و سلسله مراتب آن بوجود آمده است، تحولات بوجود آمده در ساختار قدرت جهان به زيان ابزار و اهرم نظامي و به سود عوامل اقتصادي و دانش فني تغيير کرده است. ذکر اين نکته ضروريست که در ژئوپليتيک جديد نيز، قدرت نظامي در سلسله مراتب تشکيل دهنده قدرت، مؤلفه اي مهم به شمار مي آيد، ليکن نقش آن در مقابل قدرت اقتصادي در درجه دوم اهميت واقع شده است ( احمدي پور 1376: 10). يك تباين ساده اي كه بين ژئوپليتيك جديد و قديم و به عبارتي سنتي و معاصر وجود دارد اين است كه بعنوان ابزار درك عدم تجانس گفتمان هاي ژئوپليتيكي در گذشته و حال ناكافي است (اتواتيل، دالبي، روتلج، 1380: 2)3.

2-7- ژئوپوليتيک ایران و نظام امنيت منطقه ای
هيچ عنصری به اندازه عنصر ژئوپوليتيک در نوع تعامل ایران با نظام بين الملل در طول تاریخ ایران دارای اهميت نبوده است (Kemp) تأثير این عنصر به اندازهای است که حتی در درون ساخت قدرت ایران نوعی حساسيت نسبت به اهميت فزاینده ژئوپوليتيک ایران که نوع تعامل با جهان خارج را تعيين میکند، وجود دارد.
ویژگیهای ژئوپوليتيک ایران به گونه ای است که از این کشور یک بازیگر پر اهميت در نظم منطقهای و نظام بين الملل میسازد. در حال حاضر، اهميت ژئوپوليتيک ایران برای نظام بين الملل در دو موضوع خلاصه میشود:
جنگ عليه تروریسم و ژئوپوليتيک انرژی. در زمينه جنگ عليه تروریسم، ایران در وسط دو کانون اصلی تروریسم جهانی یعنی افغانستان و عراق قرار دارد. از این لحاظ خاک ایران نقش مهمی در سد کردن عبور و انتقال تروریستها در منطقه ایفاء میکند. در زمينه ژئوپوليتيک انرژی (نفت و گاز)نيز جغرافيای ایران به گونه ای است که به نقاط حساس و نفت خيز منطقه خاورميانه در خليج فارس و دریای خزر دسترسی همزمان دارد.
ایران ذاتاً یک بازیگر سازنده است. پایه های قدرت و ویژگیهای ژئوپوليتيک ایران به گونهای است که از این کشور یک بازیگر تعادل بخش در صحنه نظام بين الملل میسازد. سازنده بودن نقش ایران بر این منطق استوار است که هرگونه بی ثباتی و ناامنی در سطح منطقه در درجه اول منافع ملی ایران را به خطر میاندازد.

2-8- منطق تلاش ایران برای کسب نقش بيشتر

ویژگیها و پایه های قدرت ایران از جمله ژئوپولتيک، جمعيت، منابع انرژی، ایدئولوژی پویا، و به طور کلی
ظرفيت های اقتصادی، سياسی و فرهنگی به گونهای است که بدون دسترسی به نقش متناسب در صحنه منطقه ای و جهانی قابليت بروز کامل نخواهد یافت. از زمان بروز انقلاب اسلامی، عدم برخورداری از نقش مناسب منطقه ای و محدودیت های ایجاد شده در روابط با همسایگان، فرصت های فراوان اقتصادی و فرهنگی را از ایران سلب کرده و روند توسعه همه جانبه کشور را به تأخير انداخته است. منطق تلاش ایران برای کسب نقش بيشتر در دو قالب امنيت سازی و فرصت سازی قابل تبيين است :
الف : امنيت سازی
همانند هر نظام دیگری، جمهوری اسلامی ایران به تهدیدات امنيتی خارجی نسبت به خود و کشور حساس
است و لذا به طور طبيعی تمامی تلاش و سعی خود را انجام میدهد که به هر نحو ممکن این تهدیدات را رفع کند. به دليل سابقه دشمنی های موجود و خصومت آمریکا نسبت به ایران و تلاشهای این کشور در تحت فشار قرار دادن ایران استراتژیهای توسعه داخلی و تنظيم سياست خارجی، همواره با تمرکز بر استراتژیهای امنيتی و چگونگی رفع تهدید در درجه اول استوار گردیده است. در نتيجه این تهدیدات، اولویتهای امنيتی سياسی همچنان بر روابط بين الملل ایران حاکم است. هر چند تهدیدات آمریکا از زمان بروز انقلاب اسلامی به اشکال مختلف همچون هدایت کودتاها، تهاجم نظامی، حمایت از رژیم بعثی در جنگ، اعمال تحریم های اقتصادی و … تداوم داشته اما با وقوع حوادث 11 سپتامبر شکل جدید و تهاجمی تری به خود گرفته است. حضور مستقيم نظامی آمریکا در منطقه و تهدید به تغيير نظام در ایران برای اولين بار شکل عملیتری به خود گرفته است. در طول 5 سال گذشته افغانستان و عراق جدید به مراکز فشار و تهدید آمریکا عليه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده اند.

ب- فرصت سازی در سطح منطقه ای
همانند هر قدرت منطقهای دیگر، ایران دارای دامنه نفوذ طبيعی فرهنگی، اقتصادی و سياسی در اطراف مرزهای خود است و به طور منطقی سعی در فرصت سازی در آنها دارد. از زمان بروز انقلاب اسلامی در ایران، انرژی سياست خارجی آمریکا در جهت جلوگيری از افزایش نفوذ منطق های ایران متمرکز گردیده است. این مخالفت به طور سنتی در منطقه خليج فارس، جهان عرب و اسلام متمرکز گردیده بود، به طوری که در سرتاسر دهه 1980 و اوائل دهه 1990 ایران به عنوان منبع گسترش بنيادگرایی اسلامی و تهدیدی مستقيم عليه رژیمهای عربی منطقه معرفی گردید و از این طریق زمينه های فرصت سازی ایران در منطقه کاهش یافت(Barzegar)
بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا از هرگونه تلاش ایران برای گسترش دامنه نفوذ و فرصت سازی در زمينه های فرهنگی و اقتصادی در مناطق شمالی کشور نيز جلوگيری کرد. در طول دهه 1990 ، آمریکا با تقویت و حمایت از نقش دولت های متحد منطق های سعی در تحت فشار گذاشتن ایران نمود. جلوگيری از گسترش نفوذ فرهنگی ایران از طریق حمایت از دولت های رقيب منطقه ای همچون ترکيه و عربستان سعودی و تقویت نقش اسرایيل به عنوان اهرم متعادل کننده قدرت ایران در مناطق شمالی ازجمله سياست های بازدارنده ایران در این زمينه به حساب می آیند. تعامل با نظام های اقتصادی بين المللی یکی دیگر از زمينه های فرصت سازی برای افزایش نقش است.
محور تقاضاها در این زمينه بيش از هر چيز به خواست روزافزون داخلی جهت پيشرفت و رفاه از یکسو و افزایش پرستيژ و اعتبار در صفحه بين المللی از سوی دیگر برمیگردد. در حال حاضر، نظام اقتصاد بين الملل با قوانين و اصول بازیگران اصلی نظام بين الملل اداره میشود که به عنوان ابزاری سياسی در جهت تحت فشار قرار دادن کشورهای مخالف نظم موجود مورد استفاده قرار میگيرند. در طول سالهای گذشته، محدودیتها و تنگناهای ایجادشده در جهت جلوگيری از تعامل مناسب ایران با اقتصاد بين الملل از یکسو و اعمال تحریم های مستقيم اقتصادی توسط آمریکا از سوی دیگر، زمينه های فرصت سازی ایران را محدود کرده و به تبع آن هزینه های زیادی بر اقتصاد کشور تحميل کرده است. جمهوری اسلامی ایران جهت برآورده کردن توقعات روزافزون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داخلی به فعاليت و حضور در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و ارتباطاتی جهانی تمایل دارد. به عنوان مثال برای چندین سال تقاضاهای متعدد ایران برای پيوستن به سازمان تجارت جهانی به دليل مخالفت آمریکا مورد پذیرش قرار نگرفت. در حال حاضر نيز مؤسسات مالی بين المللی تحت (WTO) فشار دولت آمریکا به ایران کمتر وام و بودجه اختصاص میدهند. ایران از مشارکت در طرحهای اقتصادی بين المللی و منطقه ای محروم می شود. دانشمندان و محققان ایرانی تحت تأثير تحریمات موجود کمتر قادر به عرصه دست آوردها و نتایج تحقيقات خود هستند. تبليغات سوءجهانی از پرستيژ و اعتبار ایرانیها کاسته است. در نهایت، نقش و جایگاه ایران مورد چالش قرار گرفته و تضعيف گردیده است.

پیامدهای مهاجرت
عدم انطباق با محيط جديد: شخص مهاجر نه تنها ارزشها را در خود دروني نمي كند، بلكه در پاره اي از موارد به دور خود يك ديوار فرهنگي كشيده موجبات شكل گيري يك خرده فرهنگ را پديد مي آورد كه خود نشانگر عدم انطباق با محيط جديد است. مطالعات نشان مي‌دهد كه بعضي از مهاجرين پس از گذشت مدتي به ارزشهاي گذشته خويش باز گشته احياي آنها را وجهه همت خويش قرار مي دهند تا جائيكه، درجه ستيز او با ارزشهاي حاكم (بيگانه براي او) بالا گرفته، اگر امكان تحقق ارزشهاي خودي را نداشته باشد به هنجار شكني اقدام مي‌كند.
ايجاد كشمش: كارگران مهاجر بخاطر محروم بودن از امتيازات كارگران بومي از يك سو، و متورم كردن عرضه نيروي كار ارزان از سوي ديگر، همواره تضادها و كشمكش هاي را در نيروي كارگري شهري باعث مي‌شوند. در مواردي نيز براساس پيوندهاي قوي، اقدام به ايجاد شغل هاي انحصاري مي‌كنند و در شرايط نامساعد اقتصادي قادرند با تباني با يكديگر مشكلاتي در سيستم اقتصادي جامعه به وجود آورند (البته اين شيوه عمدتاً در مهاجرت هاي انبوه و در كشورهاي بيگانه، آن هم توسط خارجيان متمكن و صاحبان مراكز اقتصادي تصور دارد.)
اقدامات غير قانوني: تنوع زندگي مادي شهري، گراني و سنگيني مخارج زندگي در شهرهاي بزرگ موجب ميشود كه مهاجرين غير متخصص و تازه واردي كه دخل و خرج متعادلي نداند براي تأمين نيازهاي خود به كارهاي غير قانوني اقدام كنند.
مشكلات سياسي: مهاجرتها به دليل تنوع قومي و اختلافات تمدن مشكلات سياسي پديد مي آورند به طوري كه در بعضي از كشورها مهاجران از نيروهاي اصلي جنبش هاي سياسي و انقلابات به شمار مي‌آيند. البته، محتمل است كه نسل هاي بعدي مهاجرين، در نتيجه تكامل فرآيند همانند گردي با جامعه مقصد، موقعيتهاي برجسته ناشي از تحرك اجتماعي را احراز كنند.
مهاجرت در كشورهاي صنعتي و جهان سوم
مهاجرت به مثابه يك پويش اجتماعي ناشي از اقتصاد صنعتي، پديده عمومي و مشترك جهان معاصر به شمار مي‌آيد، و در هر جامعه با توجه به موقعيتهاي ويژه آن برخوردي مناسب مي طلبد. بعنوان مثال: در كشورهاي صنعتي و پيشرفته، تعداد مشاغل ايجاد شده در بخش هاي صنعت و خدمات پيوسته و با آهنگ در خور رشد جمعيت مي‌باشد.
بدين جهت اين كشورها بر جذب نيروهاي مازاد بخش كشاورزي قادرند و در مواردي نيز بخاطر نياز شديد به نيروي كار، كشاورزان داخلي و احياناً نيروي كار خارجي را به مهاجرت تشويق مي‌كنند. در صورتي كه در كشورهاي جهان سوم با توجه به تكنولوژي مورد استفاده در بخش كشاورزي، بخش صنعت آنها رشدي كند و در مقايسه با رشد جمعيت و شدت رها شدگي جمعيت روستايي بسياري ناچيز است، بخش خدمات در اين كشور ها نيز اگر چه بسيار متورم است، بواسطه ركود نسبي 2 بخش ديگر، قادر به جذب انبوه بيكاران نمي باشد.
«وضعيت موجود نيروي مازاد در بخش كشاورزي، يك پديده عمومي و مشترك در اكثر كشورهاي جهان سوم به شمار مي‌آيد. سابقه تاريخي آن در غالب اين كشورها مربوط به چگونگي نضج سرمايه داري و نوسازي ساختار اقتصادي اين كشورهاست. بخش صنعت در اكثر اين كشورها مربوط به چگونگي نضج سرمايه داري و نوسازي ساختار اقتصادي اين كشورهاست. بخش صنعت در اكثر اين كشورها در شرايط بعد از جنگ جهاني دوم پايه‌گذاري شده است. شكل انكشاف صنعتي در اين كشورها با

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع کانون توجه، دوران مدرن Next Entries دانلود تحقیق با موضوع مهاجرت داخلی، جمعیت شناختی، نیروی کار