دانلود تحقیق با موضوع رادیکالیسم، ژئوپلیتیک، نهادهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

شيعيان و نهايتاً حضور ايالات متحده و پايگاههاي نظامي آن در منطقه اشاره كرد. از نظر فرهنگي و اجتماعي نيز قسمت وسيعي از اين منطقه جزء حوزه تمدني ايراني محسوب مي شود، به طوري كه افغانستان را م يتوان دولت -ملتي فارس زبان محسوب كرد. از نظر اقتصادي، منطقه شبه قاره به دليل ناامني و بي ثباتي چندان مورد توجه واقع نشده است، اما كشيده شدن خط لوله صلح به منطقه (پاكستان-هند) مي تواند مزاياي اقتصادي و امنيتي براي ايران به همراه داشته باشد. به طور كلي، شبه قاره بعد از خليج فارس و خاورميانه مهم ترين منطقه ژئوپليتيك پيرامون ايران است.
2-3-4- منطقه آسياي مركزي
پنج جمهوري آسياي مركزي بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شووري بر نقشه جغرافياي سياسي جهان شكل گرفتند. اين منطقه در حوزه تمدني ايران قرار دارد. وجود كشور فارسي زبان تاجيكستان و شهرهاي بزرگ و آباد سمرقند و بخارا با اكثريتي فارسي زبان نشا ندهنده پيوند فرهنگي–تمدني ايران با كشورهاي اين منطقه است. از نظر سياسي-امنيتي نيز اين منطقه به دليل رقابت قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي، داشتن مرزهاي طولاني آبي–خاكي، تلاش آمريكا و ناتو براي نفوذ در منطقه، شكل گيري سازمان همكاري شانگهاي به مركزيت اين منطقه و رژيم حقوقي درياي خزر داراي اهميت قابل توجهي است. از نظر اقتصادي، انتقال خطوط انرژي و نقش ترانزيتي و كريدوري ايران در ارتباط اين كشورها با آب هاي آزاد و همچنين بازار مصرف اين كشورها داراي اهميت است. اما به دليل رقابت هاي منطقه اي، ايران تاكنون نتوانسته است در مقايسه با ساير قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي نقش اقتصادي پر رنگي در اين جمهوري ها ايفا نمايد. علي رغم همه اين موارد، ايران داراي وابستگي ژئوپليتيك بالايي به اين منطقه نيست، هر چند فرصت هاي جغرافيايي زياد در ارتباط با اين منطقه براي ايران وجود دارد.

2-3-5- منطقه قفقاز
قفقاز منطقه اي بين درياي سياه و درياي خزر، در جنوب روسيه و شمال غرب ايران است. وسعت قفقاز 440 هزار كيلومتر مربع و داراي سه جمهوري مستقل، هفت جمهوري خود مختار و چهار استان خود مختار است )واعظي، 1388 ، ص (72 اين منطقه در طول تاريخ از ابعاد مختلف براي قدرت هاي اروپايي و آسيايي با اهميت بوده است. اين منطقه به دلايل زير از نظر سياسي- امنيتي براي ايران اهميت دارد: شكل گيري آرمان آذربايجان بزرگ، روابط سياسي–نظامي آذربايجان با آمريكا، جنگ هاي منطقه اي )آذربايجان و ارمنستان، روسيه و گرجستان( بحران هاي قومي–مذهبي، و نهايتاً روابط ايران با ارمنستان )كريمي پور، 1379 ، ص (208 عامل ديگر تهديدزا تن شهاي ناشي از دولت سازي در منطقه و جابجايي مقامات دولتي كشورهاي منطقه قفقاز است )وثوقي، 1388 ، ص (108 از نظر اقتصادي، اين منطقه ارتباط دهنده ايران به اروپاست و در زمينه صادرات انرژي نيز براي ايران مهم تلقي م يشود. از نظر فرهنگي، آذربايجان بعد از ايران دومين كشور شيعي جهان محسوب مي شود و پيوند قومي-مذهبي قوي با استان هاي شمال غرب كشور شامل آذربايجان غربي، شرقي و اردبيل دارد. وابستگي ژئوپليتيك ايران به اين منطقه در حد متوسط است.

جدول شماره 2-1: میزان وابستگی ژئوپلیتیک ایران به هر یک از مناطق ژئوپلیتکی پیرامون کشور

مکاتب و نظریه ها
2-4-1- مفهوم رادیکال و رادیکالیسم
معنای لغوی رادیکال از واژه  Radix  به معنی ریشه است و نظر کسانی را که خواستار تغییر اساسی و سریع در جامعه هستند را می رساند. مثلاً در ریاضیات علامت رادیکال (  √ ) به معنی رسیدن به ریشه عدد است.
این اصطلاح هر عمل و نظر سیاسی و اجتماعی را که خواهان تغییرات فوری و قاطع در نهادهای اجتماعی است را در بر میگیرد
اصطلاح رادیکالیزم و رادیکال بیشتر برای اعمال و نظریه های گروههای چپ افراطی اعم از مارکسیست و غیر مارکسیست که خواهان تحولات اساسی و از ریشه در نهادهای اجتماعی هستند، بکار    می رود.
اصطلاح رادیکالیسم در باب کسانی اطلاق می شود که از موسسات سیاسی و اجتماعی موجود ناراضی باشند. آنها که عموماً طالب تغییرات اجتماعی و در هم پاشیدن اوضاع حاضر و تاسیس موسسات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شایسته تری هستند.
در جامعه جدید کسانی را رادیکال می گویند که تقاضای اصلاحات اساسی برای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و بهبود موقعیت سیاسی توده ها را دارند. رادیکالها معمولاً به نفع طبقات فقیر و محروم از امتیازات و بر ضد ثروتمندان و صاحب منصبان اجتماعی مبارزه می کنند.رادیکالیسم بیشتر از همه به اندیشه و یا آیین کسانی اطلاق می شود که افکار سیاسی چپ گرا دارند. در مقابل میانه روها و سپس محافظه کاران قرار میگیرند که متمایل به بازگشت به نهادها و سازمانهای دیرین هستند.

2-4-2- حوزه مطالعات جغرافیای رادیکالیسم
رادیکالیسم به تغییرات بنیادی و اساسی در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجه دارد. بنابراین با این دیدگاه به بررسی و مطالعه موضوعاتی چون بررسی ریشه های عقب ماندگی جهان سوم، توسعه نابرابر در سطح جهان، علل قطبی شدن جهان، علل بوجود آمدن تراستها، کارتلها، مازاد اقتصادی، توزیع درآمد، ارزش کار، عدالت اجتماعی، گتوهای شهری، سلسله مراتب طبقاتی، جغرافیای امپریالیسم، جغرافیای جهان سوم، جغرافیا و نظام تولید، جغرافیای امراض طبقاتی، جغرافیای نژادی، ویژگی های جغرافیای تولید و مصرف انبوه می پردازد.
جغرافیای رادیکال معتقد است که شیوه های مختلف تولید، چشم اندازهای مختلف اجتماعی و اقتصادی را پدید می آورد که این امر را می توان یکی از علل تفاوت مکانهای جغرافیایی دانست که “هارتشون” به آن معتقد است؛ به عبارتی کیفیت تولید مادی در شکل گیری پدیده های اجتماعی، جغرافیایی، مانند شرایط مسکن، اشتغال و جرم و جنایت و اوغات فراغت بسیار مفید است. افتراق مکانی نه تنها در کشورهای توسعه یافته علاوه بر آنچه “هاروی” در مبحث نظریات انقلابی و ضد انقلابی مطرح     می کند، وجود دارد بلکه دو چهره متفاوت و متضاد جغرافیایی در کشورهای جهان اول و جهان سوم را بوجود آورده است. لذا در تبیین ماتریالیسم تاریخی در جغرافیا، اقتصاد سرمایه داری سبب انباشت سرمایه در اردوگاه امپریالیسم سرمایه داری و فقر در کشورهای جهان سوم شده است. جغرافیدانان رادیکالیسم در باب توسعه، با توجه به توسعه کشورهای مرکز و پیرامون در مباحث زیر به تحقیق پرداخته اند.
صنعتی شدن کشورهای پیرامون که منجر به انباشت سرمایه در این کشورها شده و مشکلاتی را از جمله تقسیم کار، بخش غیر رسمی اشتغال شهرها، کارگران فاقد تخصص ارزان قیمت و جدایی گزینی فضایی در جهان سوم را بوجو اورده است. از سوی دیگر موج مهاجرتهای گسترده روستاییان به شهرها در نتیجه صنعتی شده شهرها، نابود کشاورزی را به دنبال داشته است و همچنین بهره برداری بیش از حد منابع طبیعی، معدنی و خام در این کشورها، بحرانهای زیست محیطی را بر جهان سوم تحمیل نموده است.
به طور کلی تمامی این موارد و نیز موضوعاتی که در ارتباط با ساختارهای اجتماعی و اقتصادی کشورهای مرکز و پیرامون است، از مواردی است که در حیطه مطالعاتی جغرافیدانان رادیکال قرار میگیرد.

2-5- انواع دیدگاهها در زمینه ژئوپلیتیک
دكتر دره مير حيدر جديد ترين تعريفي كه از ژئوپليتيك ارائه كرده است بدين شرح است: «ژئوپليتيك شيوة قرائت و نگارش سياست بين الملل توسط صاحبان قدرت و انديشه و تأثير آنها بر تصميم گيري هاي سياسي در سطح ملي و منطقه اي است» (مير حيدر، 1377: 22). دكتر پيروز مجتهد زاده در مورد ژئوپليتيك معتقد است: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«ژئوپليتيك يا سياست جغرافيايي اثر محيط و اشكال يا پديده هاي محيطي چون، موقعيت جغرافيايي، شكل زمين، منابع كمياب، امكانات ارتباطي و انتقالي (زميني، دريايي، هوايي و فضايي)، وسايل ارتباط جمعي و … را در تصميم گيري هاي سياسي، بويژه در سطوح گسترده منطقه اي و جهاني مطالعه مي كند» (مجتهدزاده، 1381: 128).
جفري پارکر ژئوپليتيک را ارزيابي فضايي روابط بين الملل تعريف مي کند (Karabulut, 2005: 29). ژنرال فرانسوي، پيرگالوا، نويسندة اثري با عنوان ژئوپليتيك راههاي رسيدن به قدرت، منتشر در سال 1990، ژئوپليتيك را چنين تعريف مي كند: ژئوپليتيك يعني مطالعة نحوة ارتباط بين هدايت سياسي يك قدرت با برد بين المللي و چهارچوب جغرافيايي عملكرد آن.» (عزتي، 1379: 5).
سوآت ايلهان نيز در مورد ژئوپليتيك معتقد است: «ژئوپليتيك رابطة ميان قدرت (كنوني و آينده) و هدف را – در ميدان سياست – بر مبناي جغرافياي طبيعي و سياسي بررسي مي كند. ژئوپليتيك جهت دهيِ تمامي عناصر قدرتي را بر اساس پهنه و داده هاي جغرافيايي بر روي سياست آشكار مي كند. ژئوپليتيك يعني پويايي جغرافيا به واسطة تمامي عناصر آن و نتيجه بخشي همة اين عناصر وقتي كه به آنها ارزش مي دهيم. ژئوپليتيك كانون قدرت جهاني و منطقه اي را بر روي جغرافياي طبيعي و به عبارتي بر روي پهنة جغرافيا به صورت متقابل مورد ارزيابي قرار مي دهد و در ميدان سياست، رابطة ميان قدرت و هدف را برقرار مي كند. و زمينة سياست امنيتي و ترقي يك دولت، گروهي از دولت ها و يا يك منطقه را تشكيل مي دهد.» (ILHAN, 2002: 319-318).
اسپايکمن نيز از ژئوپليتيک تعريفي اينچنين ارائه مي کند: ژئوپليتيک يعني برنامه ريزي براي سياست هاي امنيتي يک کشور با توجه به پديده هاي جغرافيايي (Karabulut, 2005: 28).
کالين. اس. گرِي «ژئوپليتيک را ارزيابي و تطبيق فضايي روابط بين الملل تعريف مي کند».
هاگ. فِرينجن نيز از ژئوپليتيک تعريفي اينچنين دارد «ژئوپليتيک به عنوان يک دانش، تأثير جغرافيا را بر شخصيت سياسي کشور، تاريخ آن، موسسات و بويژه روابط آن را با ديگر کشور ها مورد بررسي قرار مي دهد» (Karabulut, 2005: 29).
برادن كاسلن و فرد شِلي نيز ژئوپليتيك را مطالعه روابط بين الملل و زد و خوردهاي مبتني بر يك فضاي جغرافيايي مي داند (Kathleen ,2000: 5).

2-6- رویکرد ژئوپلیتیک از بدو تا کنون
2-6-1- رويكرد ژئوپليتيك در دوره تولد

خااستگاه دانشي كه بعد ها به آن عنوان «ژئوپليتيك» داده شد در مراكز استعماري امپراتوري هاي رقيب در آخر قرن نوزده ميلادي متولد شده است. در آنها دانشگاه ها، اجتماعات جغرافيايي و مراكز آموزشي قدرت هاي بزرگ ايجاد شد. از سال 1870 به بعد قدرت هاي بزرگ اروپا با يك برنامه بي سابقه به توسعه طلبي امپرياليستي و توسعه طلبي قلمروي در روي آن مناطق مبادرت كردند ( O tuathail, 1996: 21 ). ژئوپليتيك بعنوان شكلي از دانايي و قدرت در دورة امپرياليستي بين سالهاي 1945ـ1870 زماني متولّد مي شود كه امپراتوريهاي رقيب در طول جنگ هاي متعددي كه با يكديگر داشتند خطوط قدرت را مرتب كرده و آن را تغيير داده و در آن تجديد نظر كردند. خطوط قدرت مورد نظر، تشكيل دهندة مرزهاي نقشة سياسي جهان بودند در اين دوره از رقابتهاي امپرياليستي كه موفقيتهاي تكنولوژيكي بزرگ، انقلاب جهاني و دگرگونيهاي فرهنگي صورت گرفت، ژئوپليتيك امپرياليستي نيز شكل گرفت (احمدي پور، بديعي، 1381: 2).
شايد مشهورترين جغرافيدان عصر امپرياليستي، مکيندر بود. مقاله معروف او «محور جغرافيايي تاريخ» روابط و پيوستگي هاي بين علايق ملي و جغرافيا و زمين را شامل مي شد. اين مقاله اولين تفسير انجمن سلطنتي جغرافياي انگليس در لندن در سال ١٩٠٤ بود. براي همين آن مقاله از جهت محتوا خيلي مهم است. مکيندر اين مقاله را موقعي مي نويسد که گروه هاي مختلف قدرت هاي امپرياليستي ظهور کرده اند (Rennie Short, 1994: 18). شايد مهمترين دانش آموخته جغرافياي سياسي بعد از راتزل، رودلف كي اِلن، دانشمند سوئدي علوم سياسي استاد دانشگاه گاتبرگ بود، كي اِلن بسيار تحت تأثير انديشه هاي سياسي – جغرافيايي راتزل در مطالعه سياست هاي جهاني و ماهيت دولت قرار گرفته بود. كيي اِلن ايده هاي راتزل را درباره حكومت به عنوان يك پديده موجود زنده (ارگانيسم) بسط داد (Dikshit, 1995: 11 ).
در سال هاي اوليه قرن بيستم كي الن و ديگر انديشمندان امپرياليست، ژئوپليتيك را به عنوان بخشي از دانش امپرياليستي غربي فهميدند كه از ارتباط با زمين فيزيكي (

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، نفت و گاز، ژئوپلیتیک Next Entries دانلود تحقیق با موضوع کانون توجه، دوران مدرن