دانلود تحقیق با موضوع دولت صفوی، شاه طهماسب، سازمان اداری، منابع تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

نگارنده اعطا کرده، دنباله کارهایی که نگارنده در دربار انجام داد، گفتگوی شاه با نگارنده درباره شاهان اروپا وتمایل اعلیحضرت به این که نگارنده یک روز تمام در تفریح و شادخواری‌هایش باشد، نسب‌نامه سلاطین اخیر ایران درباره بعضی اعمال خاص که محاسن و معایب پادشاهان ایران را نشان می‌دهد، وقایع خاصی که در زمان شاه عباس دوم روی داده‌است، بعضی از خصوصیات سلطنت شاه سلیمان که اکنون بر تخت سلطنت است، روش حکومت در ایران و بسیاری مطالب دیگر.
منابع تحقیقاتی جدید:
ایران عصر صفوی: راجر سيوري، استاد بخش مطالعات خاورميانه و اسلام در دانشگاه تورنتو و از شرق شناسان و ايران شناسان بنام است كه آثار ديگري نيز در زمينه تاريخ و فرهنگ ايران دارد. وي در اين اثر تاريخ سياسي و نظامي دوره صفوي و سياست داخلي و خارجي صفويان را با توجه به ساختار اجتماعي ، اقتصادي و حيات فكري و فرهنگي ايران در اين روزگار بررسي كرده است. در تاريخ ايران پس از اسلام ظهور سلسله صفويه نقطه عطف مهمي است. پس از قرن ها فرمانروايي بيگانه، ايران دوباره به كشوري قدرتمند و مستقل در شرق اسلامي بدل مي شود، به رقابتي نزديك با امپراتوري عثماني برمي خيزد و داعيه سروري و خلافت عثمانيان را بر ممالك اسلامي رد مي كند. چگونه طريقت صفويه در ايران ريشه دواند و صفويان به قدرت رسيدند چه حوادث و رخدادهايي به سلطنت آنان انجاميد پاسخ ها متفاوتند و گاه متضاد. كتاب حاضر نيز چنانكه از عنوانش پيداست به بررسي اوضاع ايران در عصر صفوي، از آغاز تا انجام، مي پردازد و جواب هاي خاص خود را به اين سؤالات مي دهد. هدف راجر سيوري در كتاب حاضر ارائه بررسي اي كلي و فراگير از تاريخ عصر صفويه و در عين حال رديابي روندهاي حاكم بر حوادث و جامعه عصر صفوي و علل ظهور و سقوط اين سلسله است. محور نظريات و ديدگاه هاي سيوري در مورد صفويه اين باور است كه قدرت يابي صفويه در ايران حاصل سال ها «تدارك صبورانه ايدئولوژيك» از سوي تشكيلات صفويه است. سيوري به خاطر وسعت مطالب ارائه كرده در اين كتاب به جنبه هاي اختصاصي كمتر پرداخته است.
نقش ترکان آناطولی در شکل گیری و توسعه دولت صفویه: در این کتاب بعد از مقدمه ای که در واقع خلاصه خود کتاب و نظریه استاد سومر است، در هر فصل جداگانه تاثیر قبایل مشخص بزرگ و کوچک ترک در تشکیل، توسعه و ادامه حکمرانی هر پادشاه صفوی در طول حاکمیت این سلسله با دقت و تفصیلات حیرت آوری ذکر میشود که ویژگی جالب این اثر است. بنظر استاد سومربخش قابل توجهی از قبایل ترک که از زمان سلجوقیان به بعد از آسیای میانه و از طریق ایران به آناطولی مهاجرت کرده بودند در اثر تحولات مختلف سیاسی به ایران بازگشته و اکثریتشان در آذربایجان که مرکز سیاسی و نظامی ابتدای صفوی بود سکنی گزیدند. این حرکات از قرن چهاردهم میلادی یعنی از پایان دوره ایلخانان شروع شده و بویژه به مدت صد سال یعنی از نظامی شدن طریقت صفویه تحت رهبری شیخ حیدر تا تاسیس دولت صفوی از سوی شاه اسماعیل و زمان پسر او شاه طهماسب صفوی نقطه اوج خود را طی کرده، اما تا قرن هجدهم و حتی نوزدهم هم ادامه یافته است. نیروی اجرائی و رهبری تاسیس، و بویژه از نظر نظامی و اداری رهبری کننده صفویان قزلباش ها بودند که بنظر فاروق سومر، نه از داخل ایران بلکه اساسا از قبایل ترک زبانی نشات می گرفتند که با تبلیغات و تشویقات مذهبی و سیاسی شیخ حیدر پدر شاه اسماعیل، خود شاه اسماعیل و طرفدارانش و از طرف دیگر مشکلات سیاسی و اقتصادی در شرق آناطولی همچون مریدان از جان گذشته و شیفته پیر و مرشد صفوی خود گروه گروه همراه با قبایل و طایفه های خود به اردبیل و دیگر مناطق آذربایجان رفتند، در آنجا سکنی گزیدند و نیروهای مسلح خود را در اختیار شاهان صفوی قرار دادند. در تاریخ نویسی صفوی و عثمانی، نگرشی هست که بخصوص در ترکیه رایج است. نگرش مزبور مدعی اشتباه بودن این درک عمومی است که دولت صفوی با متحد کردن ایران در کم و بیش مرزهای تاریخی ایران و زیر بیرق یک مذهب یعنی تشیع، ۸۰۰ سال بعد از اسلام و خلافت اموی و عباسی و همچنین مهاجرت های ترکان و حمله مغول، ایران را احیا کرده دوباره بعنوان ایران وارد صحنه تاریخ نمود. طبق این نظریه عنصر اصلى که صفویان و مذهب شیعه را در ایران بر سر کارآورده و حفظ نموده قزلباشان بودند که اصلشان نه از ایران بلکه از قبایل ترک بود که از آناطولى به ایران و بخصوص آذربایجان رفته بودند. البته که در ترکیه همه تاریخ نویسان ملى ایرانى بودن دولت صفوى را رد نمی کنند. مرحوم پروفسور فاروق سومر از دانشکده زبان ها، تاریخ و ادبیات دانشگاه آنکارا است که رشته تخصصی اش اقوام و قبایل ترک و مرحله های کوچ و اسکان آنها از آسیای مرکزی به ایران و آناطولی بود.

فصل دوم
اصل و نسب صفویان

2-1- اصل و نسب صفویان
در این پژوهش سعی شده به نقش ذوالقدر ها به همراه طوایف قزلباش دیگر در شکل گیری و استقرار سلسله ی صفویان پرداخته شود، سلسله ای که روی کار آمدن خود را قطعا و یقینا مدیون این طوایف ترکمن می داند. در متون دوره صفوی فهرستهای موجود از ایلات حامی و پشتیبان اولیه صفوی کامل نیست، کامل ترین آنان فهرستی است که دون ژوآن ایرانی به دست داده است که از 32 خانواده و ایل نام میبرد که حکومت در دست آنان قرار گرفت1. مقایسه ای که دون ژوآن از روسای آنان با مقامات اشرافی اسپانیا از قبیل دوک و کنت مارکی کرده است از نظر عنوان و مقام ایالات و نسبت آنان به یکدیگر دارای اهمیت خاص است و ذوالقدر ها در رتبه هشتم این فهرست قرار دارند و به آنان لقب دوک داده شده است2. مینورسکی در کتاب سازمان اداری حکومت صفویان از هشت ایل ترکمان نام برده شده است که عبارت اند از: استاجلو، شاملو، تکلو، روملو، ورساق، ذوالقدر، افشار و قاجار که از طوایف مهم تشکیل دهنده ی مراتب اداری و نظامی سلسله ی نو پای صفوی بوده اند3. به نظر می رسد که اسماعیل جوان پس از بازگشت از لاهیجان به اردبیل، مورد استقبال قزلباشان قرار گرفت و از اطراف و اکناف بدو روی آوردند و در اطراف مرشد جوان خود حلقه زدند.
حکومت سلسله صفویه در مقایسه با سلسله هایی که تا قبل از آن بر ایران حکومت کرده بودند عمر طولانی تر داشت و این نکته را تاریخ نگاران یادآور شده اند، اما علاوه بر این مشخصه، به قدرت رسیدن دودمان صفوی نیز یک رویداد آغازگر و نقطه عطف در تاریخ نوین ایران محسوب می شود. برای این مورد جان فوران در کتاب مقاومت شکننده به دو دلیل مهم اشاره دارد. اول آنکه در آغاز سده ی هفتم میلادی که عربها ایران را تسخیر کردند این سرزمین یا بخشی از یک امپراطوری پهناورتر بوده و یا بین دودمانهای ملوک الطوایفی تقسیم شده بود. دومین دلیل اعلام شیعه به عنوان مذهب دولت جدید آنچنان تاثیری داشت که بعد از گذشت یک قرن ایران شیعه مذهب را از همسایگان سنی مذهب خود امپراطوری عثمانی مغول و ازبک در ترکیه و جهان عرب هندوستان و آسیای میانه کاملا جدا می سازد4.
شیخ صفی در زمان خویش مورد بزرگداشت مردم بود و مردم آن سامان او را به نام پیر و رهنما پذیرا بودند. از او دیوانی به زبان آذری در دست است. شیخ صفی هم‌زمان با الجایتو ایلخان مغول می ‌زیست و سلطان محمد الجاتیو (معروف به خدابنده) با وی با حرمت تمام سلوک می‌کرد. می‌گویند این ایلخان مغول، وقتی بنای شهر سلطانیه خویش را تمام کرد، در ضمن سایر مراسم و تشریفات، مشایخ و علماء عصر را هم در آنجا به مهمانی خواند. چون طعام پیش آوردند، شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ علاءالدوله سمنانی در دو جانب سلطان نشسته بودند. شیخ صفی الدین غذایی نخورد، اما شیخ علاءالدوله ابایی نکرد. سلطان پرسید که اگر طعام ما حرام بود، شیخ علاءالدوله چرا خورد؟ صفی الدین جواب داد شیخ علاءالدوله دریاست، دریا را هیچ چیز نمی‌آلاید. شیخ علاءالدوله هم گفت: شیخ صفی شاهبازست، به هر طعمه‌ای میل نمی‌کند. این روایت که در آثار صوفیه تا حدی به تواتر نقل شده‌است، حرمت شیخ را در نزد بزرگان عصر خویش نشان می‌دهد5.
شیخ صفی‌الدین اردبیلی (۷۱۳ – ۶۳۱ خورشیدی برابر ۷۳۵ – ۶۵۰ قمری) نیای بزرگ دودمان صفویان از سادات بومی اردبیل ایران است و نیز هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه نیز از سادات بومی کردستان ایران بود. که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین زبان آذری بود و دودمان صفوی نام خویش را از وی گرفته بودند. او پایه‌گذار خانقاه صفوی در اردبیل بود که با گذشت زمان پیروان زیادی بدست آورد6.
پدر و اجداد وی در قریه کلخوران اردبیل زراعت داشتند و پیشینیان آنها از قریه رنگین گیلان به اسفرنجان در حدود اردبیل آمده بودند. پدر او امین الدین جبرائیل نام داشت و می‌گویند با وجود مکنتی که از راه کشاورزی به هم رسانیده بود، علاقه به عزلت و انزوا داشت و از معاشرت با خلق اجتناب می‌ورزید. صفی الدین در سال ۶۵۰ ه.ق در محیط انزوای خانواده و در صفای زندگی روستایی به دنیا آمد. در عین اشتغال به مقدمات علوم رسمی، تمایلی به زهد و ریاضت یافت و به روزه داری و شب زنده داری پرداخت. گاه اوقات خویش را در مقابر اولیاء بسر می‌برد و گاه رویاها و مکاشفات صوفیانه می‌دید و گاه در کوه سبلان برای آنچه وی آنرا ملاقات مردان خدا می‌خواند، می‌رفت و در آن حال، از آب و خاک آن کوه چیزی به تبرک همراه می‌آورد. اینکه از علوم رسمی چه اندازه بهره داشت معلوم نیست اما از اقوال و احوالش، آشنایی کافی با علوم شرعی پیداست. به هرحال آنگونه که از قول مؤلف عالم آرای عباسی بر می‌آید «مدتی به اکتساب فضایل و کمالات صوری پرداخت» و این کمالات او لامحاله، آن اندازه بود که قرآن را حفظ کرد، در فرایض و سنن وقوف تمام یافت چنانکه از لغات عربی و فارسی و ترکی و مغولی هم بهره مند گشت از اشعار و نکات و لطایف نیز محتظی شد7.
شیخ صفی خود پیشتر پیرو شیخ زاهد گیلانی بود و دختر او فاطمه خاتون را نیز به زنی گرفته بود. زهد و ساده‌ زیستی او با وجود داراییش در آن زمان نامور بود. شیوه زندگی و گیرایی او و ناماوری خانقاهش به زودی برای او و فرزندانش پیروانی را از شام و ترکیه و بخش‌های دیگر ایران فراهم ساخت. پس از او پسرش شیخ صدرالدین موسی جای پدر را گرفت8.
صفی الدین به سبب کثرت ریاضت و مخصوصا به جهت افراط در روزه و اجتناب از خوردن غذای حیوانی، در اواخر عمر تدریجا ضعیف و مکرر بیمار شد. در پایان عمر تقریبا به کلی از غذا افتاده بود و جز غذاهای ساده غیر حیوانی و آب قند، چیزی از گلویش پایین نمی‌رفت. با این حال، تا ممکن بود در ادای وظایف شرعی اهتمام داشت. به علاوه خانقاه او محل اطعام فقرا و پناه ضعفا و مسکینان بود و همین نکته دستگاه او و اخلافش را همچنان محل محتاجان و درویشان می‌داشت. در مرض موت هم، محافظت سفره و خدمت ضعفا را با تاکید تمام، سفارش می‌کرد. در آخرین روزهای بیماری، در اثر ضعف شدید، تقریبا از سخن گفتن هم بازماند. فقط آهسته قرآن می‌خواند و آخرین سخنش این بود: صلو علیه و سلموا تسلیما. روز دوشنبه دوازهم محرم سنه ۷۳۵ قمری، بعد از نماز صبح، در سن هشتاد و پنج سالگی وفات یافت و روز بعد به وقت نماز ظهر، در مجاورت خلوت خانقاه خویش دفن شد. هنگام وفات وی، پسرش شیخ صدرالدین موسی، در مسافرت بود و زن شیخ هم که در ایام بیماری از شیخ مراقبت می‌کرد، چند هفته بعد از شوهر وفات یافت9.
بیشتر مورخان، اجداد وی را سنی شافعی مذهب و هاشمی تبار مهاجر از حجاز به کردستان ایران دانسته اند10. زرین‌کوب در کتاب مشهورش جستجو در تصوف ایران با استناد به منابع تاریخی متعدد و گوناگون، وی را سنی مذهب می‌داند11. مذهب شیخ صفی الدین تسنن و شافعی مذهب بود و با آنکه بعضی اقوال و اشعار منقول از او، از اتکا بر محبت و مهر علی حاکی است، این محبت علی با تسنن وی که در تاریخها از جمله حتی در احسن التواریخ بدان اشارت هست، مغایرت ندارد. در مکتوبی هم که عبیدالله خان ازبک به شاه طهماسب صفوی سال ۹۳۶ هجری می‌نویسد، گفته می‌شود که پدر کلان شما، جناب مرحوم شیخ صفی مردی عزیز

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، سفرنامه ها، محدودیت ها، استان فارس Next Entries دانلود تحقیق با موضوع آق قویونلو، دولت صفوی، اوزون حسن، عثمانی ها