دانلود تحقیق با موضوع دوره صفوی، دولت صفوی، منابع تاریخی، سیاست های مذهبی

دانلود پایان نامه ارشد

اشاره دارد به این که ایالت آنجا به الیاس بیگ مشهور به کچل بیگ از قوم ذوالقدر عنایت نموده و از آن تاریخ تا الان ( 915 ه.ق ) همچنان به تیول آن اویماق مقرر است124. بنابراین در دوره سلطنت شاه اسماعیل صفوی چهار تن از امرای ذوالقدر بر فارس حکومت کردند که ترتیب الیاس بیگ ذوالقدر ازسال 909ه.ق به مدت کوتاه تقریبا یک سال، وامت بیگ سار شیخ لواز 911ه.ق تا 926ه.ق حکومت کرد. علی سلطان از 926ه.ق تا929ه.ق و پس از آن نواب اوغلی سلطان بطور رسمی بر ایالت فارس حکومت کردند که در این میان منابع تاریخی ازبین این چهار تن بیشتر اسامی الیاس بیگ، امت بیگ که بعد از واگذاری ایالت فارس ملقب به خلیل سلطان شد125 به چشم میخورد. در ادامه به شرح حال هر یک از حکام، امرا و وقایع مهم دوران فرمان روایی آنان در فارس پرداخته میشود .
4-2- الیاس بیک ذوالقدر
یکی دیگر از امرای صاحب نقش در تشکیل دولت صفوی الیاس بیگ یا کچل بیگ بود. شاه اسماعیل در سال 909 ه.ق به هنگام فتح فارس او را به سمت والی این منطقه بزرگ در آورد126 و به موجب حکم جهانمطاع به دارایی شیراز مقرر بود127. وی همچنین اداره محاسبات دیوانی آن ایالت را به میرزا شاه جابر پسر میرزا مسعود جابری اصفهانی سپرد و در راه اجرای سیاست های مذهبی خود فرمان مشروط به قتل علما و خطبای سنی مذهب داد و در وهله اول به سر کوب خطیبان کازرونی که در مذهب اهل سنت تعصب خاصی داشتند پرداخت128. از دیگر اقدامات وی که به تغییر بافت اجتماعی شیراز انجامید جابجایی دررهبری مذهبی شهر بوده است. در این ایام خاندان صاعدی از قدرت و نفوذ معنوی بسیاری در شیراز برخوردار بودند و از طرف دیگر خاندان سادات شریفی که از نوادگان میر سید شریف علامه جرجانی شیراز بودند از سادات شیعی فارس به شمار میرفتند با هم اختلاف و درگیری داشتند. اختلاف این دو خاندان قدرتمند سنی و شیعه در ورود شاه اسماعیل صفوی به شیراز مجددا بروز کرده بود و شاه اسماعیل دو تن دیگر از خطیبان کازرونی و مشایخ خاندان صاعدی شیراز را به قتل رساند129.
امیر غیاث الدین محمد وشاه تقی محمد اصفهانی به واسطه قحط و گرانی که در آن دیار واقع شد، ایشان غله به غازیان نفروختند و به تیغ سیاست از هم گذرانیدند و شهر ابرقو که در تصرف عیسی خان بود به دست غازیان ذوالقدر مفتوح گشت و رئیس عیسی را در دستگیر به شیراز برده و به قتل رسانیدند130. در سال 910ه.ق الیاس بیگ مورد غضب شاه اسماعیل درآمد و او را به قتل رسانید131. در مورد الیاس بیگ اولین فرمانروای فارس از خاندان ذوالقدر در دوره صفویه اکثر منابع مذکور مدت حکومت وی را بیش از قریب به یک سال ذکر نکرده اند و بنا بر مقوله ای که در باب توجه خراسان از وی ظهور آمده بود132 و بنا بر لغزشی که از او سر زده بود به یاسا رسید133. در طی همین ایام اگرچه حاکم مزبور ابرقوه را به نفع صفویان از چنگ عیسی کره در آورد و وی را اسیر و به شیراز منتقل نمود و در این شهر به هلاکت رسانید اما مورد غضب شاه اسماعیل قرار گرفت و معزول و مقتول شد134 و به جای او منصور بیگ افشار به حکومت فارس گماشته شد135 .
در فارسنامه ناصری، حسینی فسایی چنین مینویسد: «الیاس بیگ مورد غضب حضرت صاحب قرآن گشته به قتل رسیده و ایالت مملکت فارس را به منصوربیگ افشار رجوع فرمود136».

4-3- ابدال بیک ذوالقدر
ابدال بیگ از مریدان بسیار نزدیک شیخ حیدر از این ایل بوده است. او نیز مانند حسین بیگ شاملو جزونامزد های عنوان بیگی بود، گرچه مقامهای بعدی او را از گرفتن این عنوان محروم کرد ولی او خود را مانند اصیل زادگان نشان میداد. بعد از تشکیل صفوی او را در مقام قورچی باشی میبینیم و بعد ها نیز به سمت والی نواحی ساوجبلاغ و ری تعیین شد. وی در سال 915 ه. ق. از مقام خود عزل شد اما در سال بعد به سمت والی شهر مرو که از ازبکان باز گرفته شده بود تعیین گردید. او در سال 919 ه.ق. در اثر هجوم اوزبکان مرو را رها و خود فرا کرد. پادشاه صفوی نیز دستور داد که به علت ارتکاب این خطا بر تن وی لباس زنانه پوشانده و سوار بر خر در اردوگاه گرداندند ولی به علت خدمات طولانی او را نکشته و به شغل قبلی اش بازگرداند. پس از این حادثه دیگر ذکری از ابدال بیگ به میان نیامده است137.
در مورد منصبی که ابدال بیگ دده ذوالقدر داشت میتوان گفت که وظیفه ی قورچی باشی در ایل دوره صفوی در محاق ابهام است. برای اولین بار در احسن التواریخ آمده که هم در این سال خاقان اسکندر شأن حکم کرد که هر که با مخالفان به جنگ سلطان حیدر رفته باشند، به قتل آورند و پرسش آن را به ابدال بیگ دده که قورچی باشی بود رجوع فرمود و به این سبب بسیار کس به قتل آمدند138.
ابدال بیگ دده شمار زیادی از ترکمانان و مردم طبرستان و شروان را که در قتل سلطان حیدر با دشمن همکاری کرده بودند به قتل آورد139. اما چیزی که اینجا جای سؤال دارد این است که طبق قطعه ای مبهم از تاریخ ایلچی نظامشاه، ابدال بیگ دده احتمالا در سال 911ه.ق به امیرالامرایی برگزیده شد و این سالی است که منابع به او به عنوان قورچی باشی اشاره دارند و این مطلب را می رساند که رابطه ای بین منصب امیرالامراء و قورچی باشی در زمان شاه اسماعیل مبهم و ناشناخته است. البته این را باید اشاره کرد که قورچیان سواره نظامانی از قبایل ترکمان بودند که شالوده قدرت صفویان را پی نهاند، از این رو قورچی مترادف با قزلباش بود140.
4-4- سلمان بیک ذوالقدر
الیاس بیگ از امرای صاحب نقش در تشکیل دولت صفویه بود که یک سال بعد خطایی که از وی سر زد بدستور شاه اسماعیل مقتول گردید و حکومت فارس به سلمان بیگ ذوالقدر سپرده شد. سلمان بیگ جانشین اودر فارس چندان دوام نیاورد و به همان سرنوشت دچار گردید.
4-5- منصور بیک افشار
منصور بیگ افشار از امرای نزدیک اوزون حسن که در کهکیلویه والی بود و به حکومت فارس و به سمت والی شیراز انتخاب گردید. منصور بیگ پس از فتح فارس توسط اسماعیل بدو پیوست و قلمرو خود را توانست محفوظ نگه دارد اما اقامت او در شیراز به طول نیانجامید و امت بیگ از اوبه ی شیخلوی ذوالقدر به جایش منصوب شد که به خلیل سلطان مشهور شد ولی به علت قصور و اتهام سستی در جنگ چالدران به دستور شاه اسماعیل پس از پایان جنگ در شیراز به قتل رسید141.
4-6- امت بیک ذوالقدر
همانطور که بیان شد، منصور بیگ از امرای نزدیک ازون حسن در دیار بکر بود که بعد از فتح کهکیلویه او را والی کهکیلویه نمود.و منصور بیگ پس از مشاهده فتح ایالت فارس توسط شاه اسماعیل تاج قزلباشی بر سر نهاد و املاک خود را حفظ کرد اما اقامت او در شیراز به درازا نکشید و امت بیک سارو شیخلو از اوبه شیخلوی ذوالقدر به جای او منصوب گردید142 و ملقب به خلیل سلطان شد.
امارت سپاه ذوالقدر مامور فارس به امت بیگ ساروشیخلو تفویض شد. بعد از چند ماهی ایالت مملکت فارس را ضمیمه ایالت قشون نموده او را خلیل سلطانش گفته و وزارت فارس به قدوه ی سادات میرزا شرف الدین محمد مشهور به شاه میر حسنی حسینی شیرازی برقرار گردید و سالها در خانواده او باقی ماند143.
خلیل سلطان در لشکر کشی های مختلف شاه اسماعیل شرکت داشت. پس از لشکر کشی بی ثمر ارتش صفویه به ماوراالنهر و خراسان و کشته شدن امیر نجم دوم شاه اسماعیل به جمع آوری سپاه پرداخت و در سال 919ه.ق به سوی خراسان حرکت کرد. شاه اسماعیل در بسطام خلیل سلطان را پیش قراول اول سپاه کرد و او نیز به ایلغار به سوی مشهد رهسپار شد و خلیل سلطان بدون اینکه جنگی رخ دهد مشهد و هرات را تصرف کرد144. در سال 920ه.ق شاه اسماعیل با دولت عثمانی در منطقه چالدران وارد جنگ شد. در این میان قزلباشان از جمله خلیل سلطان ذوالقدر حاکم فارس رشادتها و نقش آفرینی های زیادی از خود نشان دادند و با جماعتی از مردان رزم دیده در سایه شاه اسماعیل شمشیر زدند145 که به علت کثرت سپاهیان عثمانی و مجهز بودن به سلاح های آتشین دولت صفوی شکست خورد. خلیل سلطان از میدان جنگ فرار کرد که شاه اسماعیل از کار او بسیار خشمگین شد. هنگاهی که شاه اسماعیل صفوی نامه سوم شاه سلطان سلیم را دریافت کرد دانست که سلطان عثمانی مصمم به نبرد با اوست146 و بدین ترتیب جنگ تمام عیار چالدران آغاز شد147 که فقط یک روز و آن هم از پگاه صبح تا شامگاه ادامه یافت و صفویان قزلباشان با تمام رشادت ها و شجاعت های که از خود به خرج دادند به علت نداشتن سلاح گرم و توپ خانه از عثمانی شکست خوردند. اشتباه صفویه در عدم استفاده از سلاح گرم به دلیل بی اطلاعی آنان از این سلاح نبود بلکه خود را از آن بی نیاز می دانستند148.
نکته ای که در نبرد چالدران جالب توجه هست عدم شرکت خلیل سلطان ذوالقدر در صحنه نبرد می باشد. شاه اسماعیل دسته ای از سواران قزلباش به فرماندهی دورمیش خان شاملو، خلیل سلطان ذوالقدر حاکم فارس، حسن بیگ الله وزیر سابق خلیل بیگ، منتشا سلطان حاکم تبریز، نور علی خلیفه روملو حاکم ارزنجان سلطان، علی میر افشار و پیره بیگ چاوشلو را در جناح راست سپاه خویش قرار داد149. منابع دوره صفوی و بعد از آن مفصل در باره ی این واقعه صحبت کرده اند:
واله اصفهانی مولف روضه الصوفیه در مورد قتل خلیل سلطان چنین مینویسد: «دیگر از جمله قضایا نفاد فرمان خاقان سکندرشان به قتل خلیل سلطان حاکم شیراز است باعث بر این سیاست آن گردید که با آنکه به یمن تربیت آن حضرت شاه شجاع وقت خود بود در معرکه ی چالدران که کافه ی مردمان در راه پادشاه جهان جان فدا میکردند آن بی مروت کافر به نعمت با فوجی آراسته از لشکر فارس در یک جانب میدان عنان کشیده تماشایی معرکه کارزار بود و اندیشه ی جنگ وخیال نام وننگ بر خاطرش خطور نمی نمود150.» گنابادی نیز در مورد قتل خلیل سلطان چنین ذکر میکند: « از مشاهدی این حال تعجب بر پادشاه جهان طاری کشته یکی از قورچیان را نزد وی فرستاد که توقف در این حال از خصال مردان به غایت مذموم است باید که عنان جلادت به میدان محاربت معطوف دارد و به سان سایر ملازمان ابواب طعن و ضرب بر روی مخالفان دولت بگشاید آن قورچی بر حسب فرمان مطاعه نزد خلیل سلطان رفته جوابی نشنود با آنکه آمد و شد قاصدان تکرار یافته اثری از قبول فرمان به ظهور نرسید بلکه بر عکس مطالب عنان تافته رو به وادی فرار نهاد لکن مامن در هیچ مکان نگرفت151.» و بدین ترتیب مورد خشم شاه اسماعیل قرار گرفت. در عالم آرای صفوی چنین ذکر شده که بعد از شکست در جنگ چالدران و فرار شاه اسماعیل اسب شاه اسماعل در مرداب گیر میکند و خلیل سلطان در حین فرار و با دیدن این صحنه هیچ عکس العمل و کمکی به او نمیکند152.
نویسنده ی ناشناس عالم آرای صفوی میگوید: «در کنار جنگ گاه جمجمه153 بوده است اسب شاه در آنجا فرو رفت حضرت شاه هرچه خواست که بیرون بیاید نتوانست بعد از آن شروع به مناجات کرد به تضرع و زاری به درگاه قاضی الحاجات برآمده که خلیل خان ذوالقدر فرار کنان به خدمت رسیده چون دید که سوار ابلق شاه است جان خود را عزیز دانسته نرفت که مرشد کامل را خلاص کند اسب جهان دیده به در رفت 154و خضر آقا رسیده شاه را بیرون آورده است155.»
این اتفاقات در صحنه ی نبرد انگیزه ای شد برای قتل خلیل سلطان ذوالقدر شاه اسماعیل سرانجام در سال 926 ه.ق به هنگام اقامت در اصفهان شخصی به نام کور سلیمان قورچی را برای به قتل رساندن او روانه شیراز ساخت156. در خصوص چگونگی اجرای حکم نویسنده فارسنامه چنین می نویسد: «و چون در شیراز وارد مجلس امیر خلیل سلطان گردید و مجلس را مناسب ندید سربر گوش او گذاشت که برای تقصیر تودر چالدران باید دوازده چوب طریقه بر تو بزنم بهتر آن است که حرمت تو را داشته و در خانه ی خلوتی در آییم و به موجب فرمان عمل نماییم و خلیل سلطان با خاطری شاد برخواسته در خانه ی خالی از اغیار رفته بر دوزانوی ادب نشسته و چون فرمان را ملاحضه نمود گردن تسلیم را کج کرده چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را بگفت و کور سلیمان با شمشیر سر او را جدا کرد157. » و «بلافاصله آن رابه نزد شاه اسماعیل برد158 »
مورخان صفوی درباره علت رفتار غیرعادی خان

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع آسیای صغیر، دوره صفوی، امپراطوری عثمانی، محل سکونت Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، خلیج فارس، دولت ایران، نیروی دریایی