دانلود تحقیق با موضوع حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

بزرگان تو را نيز بزرگ خواهد نمود . تاثير معادل گرفتن بزرگي با مردي مي تواند در ذهن خواننده بسيار عميق باشد. نكته ي قابل ذكر ديگر در تصويرِ اين صفحه ، خالي بودن بعضي از خانه ها ي قاب گونه است ؛ كه هم مي تواند نمادي از افراد بزرگ ديگري كه يادي از آنها نشده باشد و هم جاي خالي عكس هاي زنان نخبه ي اجتماع ما باشد . با آن كه در متن فصل به معرفي يك زن ، يعني پروين اعتصامي پرداخته شده است ؛ جاي عكس او در صفحه ي 95 خالي است !!!

در صفحه ي 119كتاب نيز تصوير مادري را نشان مي دهدكه فرزند بسيجي خود را راهي جبهه مي كند. حضور اين زن در بين افرادي كه راهي جنگ هستند؛ تاكيدي براهميت نقش مادري زنان جامعه ي ما در تربيت مردان آينده است كه بايد از ميهن دفاع كنند . خواننده ي پسر با مردان رزمنده و خواننده ي دختر با مادر بسيجي همزاد پنداري خواهد كرد .

از 6 چهره ي نمايش داده شده ي زنان در تصاوير كتاب ، 3 چهره مربوط به زنان عشاير است . هر چند اين تصاوير حضور شانه به شانه ي زنان عشاير را در كنار مردان و در كارهاي روزانه نشان مي دهد ؛ اما عدم نمايش زن ها در مشاغل جديد و ناديده گرفتن حضور آنها در عرصه هاي اجتماعي مدرن و به تصوير كشيدن آن ها تنها در نقش هاي سنتي جاي بحث دارد .

در تمامي تصاوير ديگر فقط مردان ديده مي شوند . مردان در نقش هاي سياسي ، نظامي ، ورزشي ، علمي ، ادبي و اجتماعي به تصوير كشيده شده اند .

همچنين چهره ي مردان شاخص در صفحاتي از كتاب ديده مي شود . از جمله در صفحه ي 38 چهره ي سعدي ، صفحه ي 59 آيت الله خامنه اي ، صفحه ي 64 آيت الله خامنه اي و حسين رضازاده ، صفحه ي 96 امام خميني ،102 نيما يوشيج ، 105 محمود حسابي،107 سعيد كاظمي آشتياني، 110 ميرزا كوچك خان و رئيس علي دلواري و ستارخان ، 111 محمد علي رجايي ، 113 مصطفي چمران و درتصوير پشت جلد كتاب نيز ، تنديس شمس تبريزي در آرامگاهش به نمايش در آمده است . در مقابل ، تنها زن معروف كه تصويرش در صفحه ي 104 ديده مي شود ؛ پروين اعتصامي است .
4-1-7- تحليل محتواي كيفي متن دروس كتاب فارسي اول راهنمايي
در اين كتاب از 35 نفر نويسنده و شاعر متون درسي ، 30 نفر مرد و 5 نفر زن هستند .
در درس اول ، صفحه ي 2 ، با عنوان « خدمات متقابل ايران و اسلام » نوشته ي مرتضي مطهري ، از 10 شخصيت حاضر در متن درس ، همگي از مردان مشهور ايراني مي باشند .
در درس دوم كه مربوط به زندگي حضرت محمد (ص) مي باشد؛ از دايه هايي كه قريش براي شير دادن فرزندان خود بر مي گزيدند با عنوان « زنان اصيل باديه نشين » ياد مي شود . زنان در اين جا وظيفه ي شير دادن و بزرگ كردن كودكان را به عهده دارند و در مقابل سرپرستي كودك با مردان است .
هم چنين در مورد مادرش آمنه مي خوانيم : ((آمنه هم چنان در حسرت و اندوه مرگ همسرمي سوخت و فكر يتيمي اين فرزند نيز ، دل نازك او را در هم مي فشرد)). اين جمله نياز زن را به شوهر و فرزند را به پدر ، بازتاب مي دهد . استفاده از صفت « دلِ نازك » براي آمنه نشان از لطافت روح او و شكنندگيش دارد .
در اين درس آن جا كه مي خواهد از رفتار خوب پيامبر با فرزندانش سخن به ميان آورد ؛ از حسن و حسين كه نوه هاي ايشانند ، به عنوان فرزندان پيامبر ياد مي شود ؛ نه از دختران ايشان .
در جمله اي از ويژگي هاي پيامبر ، كمك در انجام كارهاي منزل نيز بيان شده است كه از دو منظر مي- توان آن را تحليل كرد ؛ يكي اين كه انجام كارهاي خانه وظيفه ي زن خانه است و ديگري اين كه مردان نبايد انجام اين كارها را عار بدانند .
در درس سوم كه در باره ي زندگي امام خميني است ، چنين آمده است (( پدرش مصطفي ، به دست مزدوران خان ، ناجوانمردانه هدف گلوله قرار گرفت .)) در اين درس ضمن اين كه به مادر ايشان اشاره اي نشده است ؛ واژه ي ناجوانمردي به عنوان خصيصه اي پست شمرده شده است . بالطبع مردانگي در مقابل آن و صفتي ممدوح است .
در پايان درس ، پيروزي انقلاب ، نتيجه ي شهادت هزاران زن و مرد قلمداد مي شود كه نكته ي مثبتي است .
شعر صفحه ي 21 در وصف حضرت علي (ع) مي باشد . درس چهارم نيز گفتگوي ميان امام علي (ع) و كميل را شامل مي شود .
در درس پنجم با عنوان « سر زمين علم و فرهنگ » از بزرگاني سخن به ميان آمده است كه همگي مرد هستند . از خواجه نصير با لقب مردي دانشمند و دانش پرور و از امير كبير با عنوان مردي لايق و دلسوز ياد شده است .
در درس ششم صفحه ي 35 با عنوان « چرا زبان فارسي را دوست دارم ؟ » آمده است ((… تا ترانه هايي را كه مادران در نيمه شب ها در كنار بستر و بالين كودكان خود مي خوانده اند بشنوم و … با زبان فارسي با زنان شالي كار در شاليزارهاي ميهنم هم گام و همدست باشم ، باپهلوانان در ورزش خانه ها ، شاهنامه بخوانم و پاي بكوبم .)) در اين جملات زن ايراني در حال بچه داري و در جايي ديگر شاليكاري است ؛ كه البته كاري در خارج خانه و همپاي مردان مي باشد و مرد ايراني را در زورخانه ها و در نقش پهلوان مي توان ديد .
ازصفحه ي 39 تا44 داستان «سفرنامه ي اصفهان » نوشته ي هوشنگ مرادي كرماني نقل شده است . در اين داستان مجيد ، نوجوان قصه نقش محوري دارد و با كاميون يكي از اقوام به اصفهان سفر مي كند . مادر بزرگش سرپرست او زني خانه دار است كه مراقبت از او را به عهده دارد . مجيد پسركي ماجرا- جوست كه خاطرات او داستان را شكل مي دهد. در اين داستان مردان نقش محوري دارند و به كارهايي نظير سفر ، رانندگي ، كارگري ، نويسندگي و مكانيكي مشغولند .
در درس هشتم چنين آمده است (( نسيم مانند مادري مهربان و آداب دان كه به كودكان خويش ، حق شناسي و ادب مي آموزد ، سرهاي نهال هاي جوان و بوته هاي نوزاد خويش را به نشانه ي احترام و وداع با من ، خم كرده بود . )) در اين جمله نيز زن در نقش مادر فرض مي شود كه بايد بچه داري كند و كودكان خود را آموزش دهد . او مظهر مهرباني و ادب است .
در شعر صفحه ي 56 لزوم اطاعت از پيامبر و وصي او يادآوري مي شود . در صفحه ي 57 كه حكايتي از سعدي است پدر نقش محوري دارد .
از صفحه ي 71 تا 74 ، داستان « كژال » از طاهره ايبد نوشته شده است . كژال مادري روستايي است كه براي نجات فرزندش روناك از دست گرگ گرسنه ، خود را به خطر مي اندازد . كژال نيز مانند اغلب زنانِ به تصوير كشيده شده در كتب فارسي مدارس ، نقش مادري و مواظبت از فرزندش را به عهده دارد . علي رغم اين كه او در داستان نقش محوري را دارد ؛ اما در نهايت ، وقتي گرگ بر او پيروز مي- شود و فرزندش را با خود مي برد ؛ مردي منجي به نام آزاد ، با از جان گذشتگي ، دخترش را به او باز مي گرداند .
مقايسه عكس العمل هاي كژال در برابر وقايع پيش آمده با آزاد ، نتايج مهمي به دست مي دهد . جملات راجع به كژال از اين قرار است : (( تن كژال مثل علفي در باد مي لرزيد / به سمت نوك تپه خيز برداشت / شوهر را به كمك خواست «3 بار اين جمله تكرار شده است » / كژال جيغ كشيد « 2 بار» / لگدي به گرگ زد / كژال بر پوست گرگ چنگ زد / مويه مي كرد«2بار» / زار زد و دويد / صورت خراشيد و دويد / كژال به موهايش چنگ زد / كژال پابرهنه و بر سر زنان مي دويد «2بار»/كژال كاري نمي توانست بكند«2بار»/ كژال بيشتر ترسيد/ قدمي عقب رفت/ تنش ترس شده بود/كژال گريه كنان مي دويد / خاكت بر سر كژال ، خاكت بر سر«2بار» / مويه كنان و جيغ زنان راه رفته را برگشت / كژال صورت مي خراشيد و زار مي زد و مي دويد )) . به جز دو جمله ي- لگدي بر گرگ زد و بر پوست گرگ چنگ زد – ما بقي جملات ضعف كژال را مي رساند .
اما در مقابل ، رفتارهاي «آزاد » از به مقابله ي گرگ رفتن شروع و با جملات زير ادامه مي يابد. (( دندان بر دندان مي ساييد/ آزاد معطل نماند / خاك را ، سنگ را و تيغ را … دويد / از زمين جهيد و به گرگ رسيد/ خيزبرداشت و حمله ور شد«2 بار»/آزاد بايد گرگ مي شد/قنداقه ي روناك را كشيد/ با گرگ در هم پيچيد / آزاد با سنگ بر سر گرگ كوبيد / آزاد فرياد كشيد «2بار » / آزاد مجال نمي داد/ دست گرگ را بر دندان مي گرفت و مشت بر چشم هاي او مي كوبيد / آزاد سر گرگ را عقب كشيد و او را بر گرداند / بازويش را دور گردنش حلقه كرد/ خسته نشد و نترسيد / فرياد كشيد الله … الله / گردن گرگ را فشرد / آزاد رهايش نكرد / دست ها را ستون كرد و نفس زنان بر خاست / آزاد گفت : « آرام گير خواهركم ! طفلت خوب است؟ )) . تمام جملات به گونه اي حماسي آزاد را به تصوير مي كشند . او با اراده ، قوي و شجاع است .
رفتارهاي اين دو را مي توان با هم مقايسه كرد. در حالي كه كژال ازگرگ فرار مي كند آزاد به مبارزه ي گرگ مي رود . آزاد فرياد مي زند و كژال جيغ مي كشد . آزاد الله ، الله مي گويد واز خدا ياري مي جويد در حالي كه كژال چندين بار شوهرش را به كمك مي خواند . كژال تمام تنش ترس مي شود و آزاد نه خسته مي شود و نه مي ترسد . كژال بر پوست گرگ چنگ مي زند و آزاد سنگ بر سرش و مشت بر چشمش مي كوبد .
داستان بر دو مفهوم محوري تاكيد دارد ؛ يكي نقش مادري كژال و اين كه براي نجات فرزندش به هر كاري دست مي زند . حتي زماني كه آزاد دخترش را نجات مي دهد و نياز به كمك دارد ، كژال ديگر حاضر نيست فرزندش را بر زمين بگذارد و به كمك او برود . نكته ي ديگر نقش حمايتي آزاد است و منجي بودن او و اينكه حتي جان خود را براي نجات روناك به خطر مي اندازد . جمله ي آخر داستان كه از قول آزاد گفته مي شود ، اين نقش را برجسته تر نشان مي دهد (( آرام گير ، خواهركم ! طفلت خوب است ؟ )). كلمه ي خواهركم لطافت و شكنندگي كژال ودر مقابل قدرت و پشتيبان بودن آزاد را مي رساند .
در درس يازدهم با عنوان « قلب كوچكم را به چه كسي بدهم؟ » چنين آمده است . (( … برادر بزرگم ، خواهر كوچكم … را هم توي قلبم جا دادم .)) برادر بزرگم در كنار خواهر كوچكم قرار گرفته است . برادر بزرگ پيشينه ي فرهنگي خاصي را در فرهنگ ما دارد كه همانا تاكيد بر پشت گرمي گوينده به او ست . اما خواهر كوچكتر در فرهنگ ايراني هميشه شيرين و دوست داشتني است .
در درس دوازدهم ، شعر « علم زندگاني » از پروين اعتصامي آمده است . در اين شعر مادر كبوتر بچه نگران و مواظب اوست . اين شعر ناخوداگاه و ضمني به خواننده نقش مادري و مسئوليت مراقبت از فرزند او را متذكر مي شود .
در درس سيزدهم حكايت گذر اسكندر از گورستان آمده است . اسكندر براي پرسشي كه راجع به سن نوشته شده ي مردگان برايش پيش آمده يكي از بزرگان شهر را فرا مي خواند . آن بزرگ مرد تعبيري است كه كتاب برايش به كاربرده است. اين مرد بزرگ حكايت است كه پاسخ سوال اسكندر را مي داند.
در صفحه ي 93 ، شعري از نصرالله مرداني در وصف مادر نوشته شده است . صفت هايي كه مرداني براي مادر به كار برده عبارت است از ، فرشته ي مهر ، مريم بزرگ زمان ، كهكشان آينه ها و آفتاب هستي بخش . همه ي اين القاب لطافت و ظريفي مادر را نشان مي دهد .
فصل ششم كتاب با عنوان « نام ها و يادها » آغاز مي شود و پس از بيان خاطره اي در مورد امام خميني در پاسخ به نامه ي دانش آموزان مدرسه اي دخترانه و آرزوي موفقيت در علم و عمل براي آنها ادامه مي يابد . ضمن اين كه پاسخ به اين نامه ي دختران دانش آموز نكته ي مثبتي است ؛ نوع آرزويي كه امام براي آنها مي كند نيز در خور تامل است .
در ادامه ي فصل به معرفي بزرگاني چون محمد تقي جعفري ، نيما

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع تحلیل محتوای کیفی، تحلیل محتوا، پرسش نامه، روش پژوهش Next Entries دانلود تحقیق با موضوع امام زمان