دانلود تحقیق با موضوع حسن معاشرت، حقوق و تکالیف، قانون مدنی، عقد نکاح

دانلود پایان نامه ارشد

نبوده، آنچنان که ماده 1073 قانون مدنی مقرر نموده: «اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند، صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.»نص صریح ماده در خصوص تخلف وکیل و تجاوز از موارد مصرحه مقرر گردیده است(احمدپور و احمدی نژاد ،1394 ، 15).
در خصوص ضمانت اجرای تجاوز وکیل از اختیارات خود در عقد نکاح سوالی که پیش میاید این است که آیا اگر به وکیل اذن در تعیین مهر به تعداد 500 سکه داده باشد و وکیل میزان 200 سکه مهر کند، باز هم از حدود اختیارات خود تجاوز نموده است..؟
در این خصوص نیز وکیل از اختیاراتی که در خصوص مهر به او داده شده است، تجاوز کرده است هر چند اقدام وکیل را شاید بتوان به نفع موکل دانست و لیکن در این مورد نیز نکاح، فضولی و صحت آن منوط به تنفیذ «قبول» موکله است، چرا که اذن وکیل، اینگونه مهریه را در بر نمی گیرد و شاید بتوان تجاوز وکیل از اختیارات و موجب عدم نفوذ نکاح دانست.
البته گفتنی است نظرات مخالف نیز وجود دارد و عدم نفوذ را فقط در خصوص مهر دانسته و به عقد اصلی «نکاح» تسری نداده اند.
ب- ممکن است وکالت بدون قید باشد و وکیل مصلحت موکل را رعایت ننماید به طور مثال ممکن است زنی را که از لحاظ خانوادگی و… به هیچ وجه مناسب موکل نمی باشد و یا زنی را به چندین برابر مهرالمثل برای او تزویج نماید و…
گفتنی است در این موارد نیز عقد غیرنافذ و صحت آن منوط به تنفیذ موکل خواهد بود، آنچنان که ماده 1074 قانون مدنی در این باره مقرر نموده: «حکم ماده 1073 نیز در مواردی جاری است که وکالت بدون قید بوده ولیکن مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد».(بهرامی ،1383 ، 67 )
هم چنین باید گفت مصلحت معیار دقیق و ضابطه ای مشخص ندارد و در مواردی ممکن است موکل مدعی عدم مراعات مصلحت و وکیل مدعی رعایت مصلحت موکل باشد، در این صورت محاکم برای تشخیص مصلحت به عرف مراجعه می نمایند.
1-2 : بررسی قاعده در مورد اعطای وکالت مذکور
در اینجا باید گفت منظور از وجود این قاعده در اعطای وکالت مذکور این است که در صورتی که وکالت درنکاح داده شده باشد تنها شامل اعلام اراده در نکاح نیست بلکه لوازم عقلی ،ذاتی و عرفی آن را نیز شامل می شود .
این قاعده در زندگی اجتماعی و روابط افراد با یکدیگر به طور گسترده در گذشته و حال مورد استفاده عقلا بوده و شارع نیز از آن منع نکرده و بنابراین، قاعده‌ای عقلایی است و دلیل حجیت آن، استقرار روش عقلا و تقریر شارع نسبت به این روش است. علاوه بر این، در بسیاری از موارد می‌توان برای حجیت قاعده به مفهوم موافق استدلال کرد. به طور مثال کسی که به دیگری اذن می‌دهد که در نکاح وی وکالت داشته باشد اذن وی به طریق اولی بر اذن پیدا کردن شخص دلالت می‌کند البته لازم به ذکر است که به طور مثال در صورتی که وکیل برای موکل خود که پزشک است یک فرد بی کار را برگزیده باشد مسلماً این موضوع در عرف قابل پذیرش نیست و طبیعتا در اینجا وکالت در عقد نکاح شامل این لوازم عرفی نمی شود چرا که لازمه عرفی داشتن این حق متناسب بودن در انجام این وکالت است و این مثال خود از مصادیق قاعده مذکور است(نوش دخت فارس ،1395 ، 5 ).
.

فصل دوم : بررسی اجرای قاعده در مورد حقوق و تکالیف قانونی زوجین نسبت به یکدیگر با تکیه بر قانون مدنی
در این فصل به بررسی حقوق و تکالیف قانونی زوجین نسبت به یکدیگر با تکیه بر قانون مدنی و چگونگی اجرای قاعده اذن در شی ء اذن در لوازم آن است در این حقوق و تکالیف پرداخته می شود
2 -1 : لزوم حسن معاشرت زوجین نسبت به یکدیگر و ضمانت اجرای تخلف
یکی از اصول مهم در حقوق و تکالیف غیر مالی زوجین حسن معاشرت است ؛ که از نظر حقوق دانان در حدود عرف و عادت زمان و مکان تعیین می شود تا بدین وسیله محیط آرام خانوادگی به وجود آید و کلیت حسن معاشرت مفهومی عرفی است و عادات و رسوم اجتماعی در نوع و سلوک رفتار زن و مرد موثر است. . در معنای حسن معاشرت نوشته‌اند: ” عبارت حسن معاشرت مقابل سوءمعاشرت، به معنی نیکویی رفتار و کردار زوجین در برقراری حقوق متقابل یکدیگر است.( کاتوزیان ، 1382 ، 155 ) استقرار مودت و رحمت و تربيت فرزندان صالح و بقاي خانواده، نوع خاصي از رفتار زوجين نسبت به يكديگر را طلب می‌کند كه در اصطلاح به آن حسن معاشرت گفته می‌شود. به‌طورکلی حسن معاشرت مفهومي قرآني است كه از آيه شریفه‌ای از سوره نساء و از عبارت (عاشروهن بالمعروف) گرفته‌ شده است؛ يعني با همسرانتان بااخلاق نيكو معاشرت كنيد و با آن‌ها به نيكي رفتار كنيد” بدر مورد محدوده و لوازم حسن معاشرت نیز بیشتر نویسندگان، داوری عرف را ملاک دانسته‌اند. در این باره عنوان شده است که لوازم حسن معاشرت را به‌تفصیل نمی‌توان معین کرد؛ زیرا عادات و رسوم اجتماعی و درجه تمدن و اخلاق مذهبی در میان هر قوم، مفهوم خاصی از حسن معاشرت به وجود می‌آورد، ولی به‌اختصار می‌توان گفت تمام اموری که ازنظر اجتماعی توهین محسوب می‌شود (مانند ناسزاگویی، ایراد ضرب، مشاجره و تحقیر) یا اموری که با عشق به کانون خانواده و اقتضای محبت بین دو همسر منافات دارد، از مصداق‌های سوء معاشرت در خانواده است( همان ، 160-161 )
2 -1 -1 : بررسی قاعده در مورد مطروحه بر اساس قانون مدنی و شرع و فقه و ضمانت اجرای تخلف از حسن معاشرت و حقوق مرتبط با آن
در مورد حسن معاشرت زوجین و قاعده اذن در شی ،اذن در لوازم آن باید گفت وجود حسن معاشرت زوجین خود گویای سایر لوازم مرتبط است مثلا آراستن خود از لوازم ذاتی این حق است و هر یک از زوجین وظیفه دارند خود را بیارایند .از منظر فقهی نیز عنوان می شود که همان‌سان كه دوست داريد همسران‌تان خود را براى شما بيارايند، شما نيز همان كنيد كه از همسرانتان می‌پسنديد(ابن کثیر ،1412 ،466 )هم چنین از منظر فقهی در مورد حسن معاشرت گفته شده است که حسن معاشرت با زنان به اين است كه حقوق زن از مهر و نفقه را به‌طور كامل بپردازد و در برابر، زن بدون سبب و تقصير گناه، رو ترش نكند؛ در سخن گفتن گشاده‌روى باشد، نه سخن دل و بدزبان؛ و به كس ديگرى اظهار تمايل نكند. خداوند حسن معاشرت با زن عقدكرده را سفارش كرده است تا ادامه زندگى و مصاحبت و هم‌زيستى ايشان كامل باشد؛ چه آن‌كه حسن معاشرت، روان را آرام‌تر و زندگى را گواراتر مى‌سازد (قرطبی ،1364 ، 97 ) وقتی مواد قانونی را بررسی می‌کنیم این نکته قابل تأمل است که بحث حسن معاشرت که مقوله‌ای اخلاقی است، از چشم قانون‌گذار دور نمانده و این امر در مواد 1102 تا 1119 قانون مدنی آورده شده است؛ تا در صورت تخلف هر یک از زوجین بر اساس قانون با او برخورد شود.در ماده 1103 قانون مدنی كه زن و شوهر را مكلف به حسن معاشرت مي‌داند و ماده 1108، مي‌گويد اثر سوءمعاشرت زن، بي‌بهره ماندن او از نفقه است و ماده 1111 قانون مدنی مربوط به سوءمعاشرت مرد است. قانون در صورت استنكاف مرد از دادن نفقه و ديگر موارد، تدابير لازم را انديشيده است.عمل‌نکردن به حسن معاشرت، به‌عنوان یکی از اصول بنیادی اخلاقی در خانواده، ضمن این‌که منجر به اثرات سوء بر خانواده و فرزندان می‌شود، از لحاظ حقوقی نیز ضمانت‌اجرایی را به دنبال دارد؛ به‌طوری‌که زنان می‌توانند به استناد سوء‌معاشرت، طلاق را مطرح کنند؛ که در قوانین مواردش احصاء شده است.درواقع متعاقب ایجاد رابطه زوجیت بعد از وقوع صحیح نکاح، حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر برقرار می‌گردد. بر این اساس زوجین مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند و معاضدت آن‌ها در تشیید مبانی خانوادگی و همکاری و همیاری در تربیت اولاد و سکونت مشترک و رعایت تمایل جنسی همسر، از لوازم حسن معاشرت تلقی می‌گردد؛ ضمن آن‌که وفاداری زوجین نسبت به یکدیگر از لوازم تشیید مبانی خانواده است.زن و شوهر در ضمن نکاح داوطلب شده‌اند که با هم به‌سر برند و در غم و شادی یکدیگر شریک باشند. همسری زن و مرد بدین معنی است که سلوکشان با هم با خوش‌رویی، مسالمت و مهربانی آمیخته باشد و از اعمالی که منجر به ایجاد کینه با غم و اندوه در دیگری است بپرهیزند.
به عقیده حقوق‌دانان( امامی ،1374 ،430 ) منظور ماده فوق از حسن معاشرت زوجین با یکدیگر، رعایت عرف، عادت و زمان و مکان است. بنابراین زن و شوهر باید با خوش‌رویی و مسالمت با یکدیگر زیسته و بدون داد و فریاد و ناسزا و مجادله روزگار بگذرانند.البته محدوده و مصادیق این حسن خلق نیز از نگاه حقوق‌دانان به مفهوم عرفی حواله‌شده، حسن سلوک مفهوم عرفی دارد و بر حسب زمان و مکان، آداب و رسوم اقوام و طوایف و خانواده‌ها فرق می‌کند. عادات و رسوم اجتماعی و درجه تمدن فرهنگ و نیز اخلاق مذهبی و رفتاری در میان هر قوم، مفهوم خاصی از حسن معاشرت به‌وجود می‌آورد.در تنظيم روابط زن و شوهر، اخلاق بيش از حقوق حكومت مى‏كند؛ برخلاف آن‌چه‏ برخی تصور مي‌كنند، خانواده تنها يك سازمان حقوقى نيست و قانون توانایى ايجاد نظم در آن را ندارد، بلکه خانواده سازمانى است مخلوط از قواعد حقوقى و اخلاقى كه نمي‌توان آن دو را از هم جدا كرد. در اين اختلاط نيز غلبه با اخلاق است؛ چون نه تنها بيشتر قوانين راجع به آن ضمانت‌اجراى مؤثری ندارد، بلكه آن‌چه هست ‏از اخلاق مذهبى و اجتماعى ناشى شده و در مقررات دولتى نفوذ كرده است.در اين رابطه سخن از عواطف انسانى و عشق و صميميت و وفادارى است و حقوق براى حكومت‌كردن بر آن‌ها ناتوان است. به زور نه می‌توان مرد را به حسن معاشرت با زن واداشت، و نه ‏زن را به اطاعت از شوهر و وفادارى به او مجبور كرد. بر اين اتحاد معنوى، تنها اخلاق مى‏تواند حكومت كند و حقوق ناگزير است ‏به جاى اتكاء به قدرت دولت، دست نياز به سوى اخلاق دراز كند. بر همین اساس است که در حقوق ایران معنای آیه ۱۹ سوره نساء در ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی در فصل مربوط به حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر وارد شده است؛ مطابق این ماده، زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند(اسفندانی ،1394 ،5)
2 -2 : حقوق و تکالیف ناشی از ریاست زوج بر خانواده
در این مبحث محقق در ابتدا به بررسی دیدگاه های مختلف در مورد مفهوم و فلسفه ریاست زوج بر خانواده می پردازد و سپس حقوق و تکالیف وی مورد بررسی قرار می گیرد و ضمانت اجراهای تخلف از هر یک از این حقوق و تکالیف عنوان می شود و قاعده اذن در شی در این حقوق و تکالیف مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد

.
2 -2 -1 : مفاهیم
2 -2 -1 -1 : حق و تعریف آن
در این مبحث به تعریف لغوی و اصطلاحی و فقهی واژه حق پرداخته می شود .
2 -2 -1 -1 -1 : حق از منظر لغوی
“حق” در لغت در معانی گوناگونی به کار رفته است. برخی از معانی لغوی این واژه، به شرح زیر است: راستی، عدالت، ثابت و یقین که در آن جای تردید و انکار نباشد.(راسخ ، 1381 ، 184 ) ، شایسته و سزاوار، راستی در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصیب، امر صورت پذیرفته و انجام شده، دوراندیشی، مرگ، واقع،امتیاز، باری تعالی، قرآن، امر مقضی و انجام شده، اسلام، موجود ثابت، الواجب الموجود (جبران ، 1376 ، 689)، یقین بعد از شک، صلاحیت، قطعی، پابرجا، مصدر، کار حتمی و قطعی و واقع شدنی، نقیض باطل، گفتار حق و مطابق با واقع،مفرد (واحد) حقوق، امر نبی(ص)، صفت خدا، رویا (فرهیخته ، 1377، 352) .روشن است از نظر لغت، معانی متعددی برای واژه «حق» به کار رفته است. اما از میان معانی فوق، معانی «مطابق با واقع بودن»، «سلطنت»، «ثبوت» و همچنین «ثابت» (که معنای وصفی دارد)، ظهور و نمود بیشتری دارد (دریایی ، 1386، 332).
2 -2 -1 -1 -2 : حق از منظر اصطلاحی
در تعریف اصطلاحی حق می توان گفت: «حق امری است اعتباری که برای کسی (لَهُ) بر دیگری (عَلَیه) وضع می شود(مصباح یزدی ، 1377 ، 26-27).» حق، گرچه ممکن است ریشه واقعی داشته، یا نداشته باشد؛ بدین معنی که در مفهوم حق، به عنوان یک امر اعتباری، وجود یا عدمِ ریشه واقعی ملحوظ نیست، اما همه احکام شرعی دارای مصالح و مفاسد واقعی هستند. همه احکام حقوقی با توجه به آن مفاسد و مصالح واقعی اعتبار می شوند. بر اساس این تعریف، اعتبار هر

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع قانون مدنی، عقد نکاح، وکالت مطلق، ضمن عقد Next Entries تحقیق درباره قانون مدنی، بنیان خانواده، ضمن عقد، اجرای تخلف