دانلود تحقیق با موضوع امام حسین، امام صادق، امام حسین (ع)، موازین شرع

دانلود پایان نامه ارشد

کمی بر سایر فرق مسلمان غلبه خواهد کرد و سبب آن همین تعزیه‏داری است که فرد فرد این فرقه را داعی و مبلّغ مذهب خود ساخته است. امروزه هیچ نقطه‏ای از نقاط عالم را نمی‏بینیم که دو نفر شیعه باشند و اقامه عزای حسینی ننمایند و بذل مال و منال نکنند.
در کتاب «السیاسة الحسینیة» آمده است یک نفر عرب شیعی بحرینی را دیدم که در هتل یکه و تنها مجلس عزا برپا کرده، کتاب گرفته بر کرسی نشسته، چیزی می‏خواند و گریه می‏کرد و سپس آنچه را از مأکول و مشروب برای آن مجلس تهیه دیده بود میان فقرا تقسیم کرد. (عاملی، بی‌تا، ج1، ص586)
شیخ طوسی از عبداللّه‏ بن سنان روایت کرده است که او گفت: بر سرورم جعفربن محمد علیه‏السلام در روز عاشورا وارد شدم، او را با چهره گرفته و ظاهری اندوهگین در حالی که اشکهایش مانند مروارید افشان فرومی‏ریخت، ملاقات کردم! عرض کردم ای پسر رسول خدا چرا گریه می‏کنی؟ – خدا چشم تو را نگریاند – فرمود: آیا غافلی که حسین‌بن‌علی در مثل این روز به قتل رسیده و (دچار مصیبت شده) ؟ از آن حضرت پرسیدم: سرورم، رأی شما درباره روزه این روز چیست؟ فرمود: روزه بگیرید بدون این که آن را روزه به حساب آورید و افطار کنید بدون این که آن را موجب خوشحالی و «برکت» قرار دهید، و آن را روزه کامل قرار مدهید. یک ساعت پس از نماز عصر با آب افطار کنید(مجلسی، 1403ه.ق، ج44، ص283). شیخ صدوق به سند خودش از حضرت رضا(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «ماه محرم ماهی است که در زمان جاهلیت، در آن ماه جنگ و ظلم را حرام می‏دانستند، امّا در آن ماه خون ما حلال دانسته شد و حرمت ما هتک گردید. اهل‌بیت و زنان ما اسیر شدند، خیمه‏های ما سوزانیده شد و اموال ما غارت گردید وهیچ احترامی برای رسول خدا درباره ما ملحوظ نگردید! همانا روز قتل حسین (ع) در صحرای کربلا چشمهای ما را مجروح، اشک ما را جاری، و عزیز ما را [به حسب ظاهر] خوار ساخت. و تا آخر دنیا موجب غصه و بلای ما گردید. پس بر همچون حسین (ع)باید گریه‏کنندگان بگریند. که گریه بر وی گناهان بزرگ را فرو می‏ریزد. سپس فرمود: هنگامی که ماه محرم داخل می‏شد پدرم خندان دیده نمی‏شد و اندوه بر وی غالب بود تا هنگامی که عاشورا سپری می‏گشت و وقتی که روز عاشورا فرامی‏رسید، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش بود و می‏فرمود: این همان روزی است که حسین علیه‏السلام در آن روز به قتل رسید. (ن.ک: عاملی، بی‌تا، ج1، ص586)
از ابوالفرج اصفهانی در کتاب «الاغانی» نقل شده که او به سند خودش از علی بن اسماعیل تمیمی و
او از پدرش بازگو نموده که وی نزد امام صادق(ع) بود و خدمتگزارش برای سید حمیری اجازه ورود به مجلس درخواست کرد حضرت دستور داد که او را به آن مجلس بیاورند و زنان را در پس پرده جای داد و سید حمیری وارد شد، سلام کرد و نشست امام علیه‏السلام از وی خواست در رثای امام حسین علیه‏السلام شعر بخواند. او در این‏باره اشعاری خواند که اولش این است:
امرر علی جَدَث الحسین فقل لاَِعظمه الزکیّة
یا اعظُماً لا زلتِ من وطفاء ساکبة رویة
دیدم اشکهای امام صادق (ع)بر عارضش فرو می‏ریخت و ناله و فریاد از خانه‏اش برخاست تا این که دستور داد از ناله و گریه خودداری کنند و چنین کردند. (ن.ک: مجلسی، 1403ه.ق، ج44، ص278)
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و ائمه اطهار در روز عاشورا به یاد آن همه مصایبی که بر امام حسین (ع) وارد شده اندوهگین می‏شده‏اند و به دیگران هم دستور می‏داده‏اند که در آن روز به عزاداری بپردازند.
اخبار و روایات درباره لزوم به پا داشتن مجالس عزای حسینی و گریستن بر مصایب آن حضرت بسیار زیاد و به حد تواتر است که نقل آنها درخور رساله‏ای است. (مجلسی، 1403ه.ق، ج44، ص279) اکنون برای رعایت اختصار تنها به ذکر روایتی که عبداللّه‏بن فضل از امام صادق (ع)روایت نموده می‏پردازیم و آن را ختام مقال خویش قرار می‏دهیم: عبداللّه‏ بن فضل گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم ای پسر رسول خدا، چگونه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و جزع و گریه قرار داده شده و روزی که رسول خدا قبض روح شد و روزی که حضرت فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت و روزی که امیر مؤمنان به قتل رسید و روزی که حضرت امام حسن به زهر کشته شد بدین‏گونه نیست که روز حزن و اندوه اعلام شده باشد؟ (امام) فرمود: همانا روز مصیبت قتل حسین (ع)از همه ایام دیگر عظیم‏تر است و این بدان جهت است که اصحاب کسا که نزد خداوند گرامی‏ترین خلق‏اند پنج نفر بودند: هنگامی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از میان ایشان رفت، امیرمؤمنان و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم‏السلام باقی بودند که مردم به ایشان تسلی و گشایش حاصل کنند. و وقتی که حضرت فاطمه از دنیا رفت به وسیله امیرمؤمنان و حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم‏السلام برای مردم تسلی و گشایش بود و زمانی که امام حسن علیه‏السلام به شهادت رسید برای مردم به وجود حسین علیه‏السلام تسلی و گشایش بود. امّا آن گاه که آن حضرت علیه‏السلام به قتل رسید هیچ کس از اصحاب کسا نبود که بعد از او برای مردم به او تسلی و گشایش باشد پس از دنیا رفتن آن حضرت به منزله از دنیا رفتن همگی ایشان بود. چنان که ماندن وی در این عالم به منزله ماندن همگی ایشان بود. بدین جهت است که روز شهادت او به لحاظ مصیبت برترین روزهاست. عبداللّه‏ بن فضل گفت: به امام عرض نمودم: ای پسر رسول خدا چرا برای مردم بعد از اصحاب کسا به علی‏بن الحسین علیه‏السلام تسلی و گشایش نبود. به همان‏گونه که به پدرانش برای آنان تسلی و گشایش بود؟ فرمود: همانا علی بن حسین بعد از درگذشت پدرانش سید عابدین و امام و حجت بود، امّا رسول خدا را دیدار ننمود و از وی کلامی نشنید و علمش از پدرش و پدرش به وسیله جدش به آن حضرت به ارث رسیده بود و مردم امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین را با رسول خدا بسیار در حالات مختلف مشاهده کرده بودند پس هر وقت به یکی از ایشان نگاه می‏کردند حال او را نسبت به رسول خدا و گفتار آن حضرت را به او و درباره او به یاد می‏آوردند هنگامی که ایشان درگذشتند مردم دیدار کسانی را که در نزد خداوند عزّوجلّ بزرگوارترین بودند از دست دادند. از دست رفتن همگی‏شان نبود مگر وقتی که حسین علیه‏السلام از دست رفت چون او پس از همه درگذشت، بدین جهت است که روز قتل آن حضرت به لحاظ مصیبت بزرگترین ایام است. عبداللّه‏ بن فضل گفت: عرض کردم: ای پسر رسول خدا چگونه عامه مردم روز عاشورا را روز برکت نامگذاری کرده‏اند. آن حضرت گریه کرد سپس فرمود: وقتی که حسین علیه‏السلام به قتل رسید، بدین‏وسیله گروههای زیادی به یزید تقرّب جستند و برای خوش آمدن او به جعل حدیث پرداخته شد و برای این کار اموالی به عنوان جایزه دریافت کردند و از جمله مجعولات آنان درباره همین روز بود. (مجلسی، 1403ه.ق، ج44، ص279)

بخش دوم:سنت یکی از منابع استنبباط
واضح است كه يكي از مسائل مهم در هر علمي، توجّه به منابع و مداركي است كه مسائل آن علم لزوماً مستند به آنهاست و آن مدارك، دليل و برهان آن مسائل مي‏باشد. در گذشته، از اين مدارك به «مبادي تصديقيّه‌ی علم» ياد مي‏كرده‏اند و امروزه يكي از پردامنه‏ترين مباحث در مسئله‌ی شناخت، بحث از مبادي تصديقيّه‌ی علوم است. در علم فقه نيز به نوبه‌ی خود اين مسئله با عنوان «منابع فقه» هميشه مورد بحث و توجّه بوده است، چرا كه گزينش منابع، تأثير بسزايي در نحوه‌ی اجتهاد و استنباط فقيه دارد.
اصولیّون شیعه و سنّی در باب منابع فقه نظرات مختلفی دارند. نظر معروف شيعه اين است كه منابع
استخراج احكام، چهار چيز است: قرآن، سنّت، اجماع و عقل از آن جایی که در این رساله فقط سیره ی معصوم با بحث ما در ارتباط است؛لذااز منابع استنباط احکام در این رساله تنها از سنت سخن می گوییم.

سنّت در لغت
واژه‌ی «سنّت» در لغت به معناى «راه و روش» است. لغويان در معناى سنّت تعبيرهاى گوناگونى به كار برده‌اند، ولى بازگشت همه‌ی آنها به همان راه و روش است: «والأصل فيه الطّريقة و السّيرة» (ابن‌منظور، بنا به نقل از استاد محمّدبن‌على شوكانى در «إرشاد الفحول»، سنّت را به معنای «دوام و استمرار» آورده است. (شوکانی، 1421ه.ق، ص33) 4 علّامه خطابى و نيز علّامه زمخشرى در «أساس‌البلاغة»، سنّت را به معنای «راه و روش پسندیده» آورده‌اند.5 معنایی که علّامه فيروزآبادى در كتاب «القاموس‌المحيط» و اسماعيل‌بن‌حماد جوهرى در كتاب «صحاح‌اللّغة» و ابن‌أثير در «نهاية» آورده‏اند این است: «روشى كه مردم از آن پيروى كنند و براى آنان به صورت عادت درآمده باشد، چه نيكو و چه ناپسند.» و نيز همين معنا را علّامه محمّدبن‌على جرجانى در تعريف براى سنّت ياد كرده و گفته است: «واژه‌ی سنّت در لغت به معناى راه است، خواه راه نيك باشد يا ناپسند.»
2. سنّت در اصطلاح فقهی
سنّت در اصطلاح فقهای شیعه، مجموعه‌ی سخنان، كارها و تأيیداتى به شمار می‌رود كه از پيامبر اكر(ص) به ما رسيده است. آنچه امروز در كتاب‌هاى روايى و حديثى گرد آمده، در حقيقت نقل و بازگو كردن سنّت است كه در اصطلاح و عرفِ فقيهان و محدّثان، با قدرى مسامحه به آن «سنّت» گفته می‌شود. بنابراين سنّت يعنى سخن، فعل و تأييد پيامبر(ص) در اين معنى هيچ اختلافى وجود ندارد و همه فقيهان چه سنّى و چه شيعه، آن را حجّت می‌دانند. دکتر عبدالکریم‌بن‌على‌بن‌محمّد نملة در کتاب خود می‌نویسد:
«سنّت در اصل عبارت است از آنچه به جز قرآن از نبىّ اسلام(ص) صادر شده، چه قول باشد (که شامل کتاب و نوشته نیز می‌شود) و چه فعل یا تقریر، مشروط به آن که مربوط به احکام شرعیه باشد.» (نملة، 1420ه.ق، ج2، ص6)
فقيهان شيعه افزون بر اين، سنّت را دربرگيرنده‌ی سخن، فعل و تأييد امامان(ع) نيز دانسته‌اند. به عبارت ديگر در نظر فقيهان شيعه، سخن و فعل و تأييد امامان(ع) از حيث دليل و حجّت بودن همانند سخن و فعل و تأييد پيامبر(ص) است و در حقيقت، سنّت در معناى گسترده‌ی آن، سنّت امامان(ع) را نيز در بر می‌گيرد. (حكيم، 1418ه.ق، ص122؛ موسوى بجنوردى، بی‌تا، ص18) بر اين اساس ائمّه (ع) تنها روايت‌گر و يا محدّث نيستند، بلكه آنان نيز از آن‌جا كه داراى مقام عصمت و مبرّا از هرگونه اشتباه و لغزشند و امامتِ آنان در راستاى نبوّت پيامبر است، وقتى مطلبى را نقل می‌كنند و يا عملى را انجام می‌دهند و يا كارى را صحيح می‌شمارند، عمل آنان همچون عمل پيامبر(ص)، بيان‌گر حكم خدا و حجّت است.
3. ادلّه‌ی حجّیّت سنّت پیامبر(ص)
حجّیّت سنّت رسول‌الله(ص) با ادّله‌ی مختلفى قابل اثبات است که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم.
1-3. کتاب
خداوند در سوره‌ی حشر می‌فرماید: «وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (حشر، آیه7) این آیه اطلاق دارد و تمام اوامر و نواهى پیامبر(ص) را شامل می‌شود. خداوند با این آیه، اطاعت پیغمبر(ص) را در آنچه براى مردم آورده و آنچه نهى کرده واجب نموده است که شامل قول و فعل و تقریر می‌شود، و سپس با بیان جمله‌ی «وَ اتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ» هشدار داده و تخلّف از آن را مستلزم کیفر دانسته است.
همچنین در آیات متعدّدی از قرآن کریم اطاعت از رسول‌الله(ص) واجب شمرده شده است؛ ازجمله در سوره‌ی مبارکه‌ی نساء که می‌فرماید: «أطِیعُوا اللهَ وَ أطِیعُوا الرَّسُولَ…» (نساء، آیه59)
نیز در سوره‌ی نجم می‌فرماید: «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى* إنْ هُوَ إلاَّ وَحْىٌ یُوحَى» (نجم، آیات3 و 4) که اثبات می‌کند تمام گفته‌هاى پیغمبر(ص) از ناحیه‌ی خداست و به عبارتى دیگر، همه‌ی آنها وحى است، منتهى قسمتى از وحى، قرآن است و قسمتى دیگر، احادیث آن حضرت.
2-3. دلیل عقلی
منظور از دلیل عقلی، به‌خصوص آن ادلّه‌ای است که بر عصمت رسول خدا(ص) و امتناع غفلت و خطا و سهو آن حضرت دلالت دارد. زیرا اعتقاد به این امور باعث می‌شود که مکلّف یقین پیدا کند تمام اعمال و گفتار رسول خدا(ص) موافق با موازین شرع است و برای دیگران می‌تواند ملاک و حجّت قرار گیرد. (جنّاتی، 1370ه.ش،

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع امر به معروف، نهی از منکر، امام حسین، امام حسین(ع) Next Entries دانلود تحقیق با موضوع احکام شرعی، علمای شیعه، عرفان عملی، بررسی فقهی