دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، پناهندگان، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

ھزینه های آموزشی، بهداشتی و شهری، بازداشتن تعداد زیادی از بچه های افغانیِ بدون مجوز از دسترسی به آموزش، عدم جواز کار و غیره از دیگر تدابیری بود که دولت از سال ١٣٨٣ به منظور عودت دادن اجباری افغان ها در نظر گرفت.
با شروع این طرح در سال ١٣٨٠ قرار بود تا سال ١٣٨۴ مسأله ای به نام مهاجران افغان وجود نداشته باشد و تا موعد مقرر کلیه ی آنهابه کشور خود بازگشته باشند. دولت خاتمی ادعا کرد که برای تشویق به بازگشت بزرگ، تسهیلاتی را نیز در نظر گرفته است. از جمله اعلام شد که افغان هایی که ساکن ایران بوده اند، می توانند بدون هیچ محدودیتی دارایی های خود را ازایران خارج کنند، هرچند معلوم نشد که منظور از این دارایی هاچیست، زیرا افغان ها از حق مالکیت بر اموال غیرمنقول برخوردار نیستند.

گرچه درست است که وقتی شرایط سیاسی در افغانستان بدتر می شد، روند اخراج آنهاهم از ایران کند می شد، اما دولت ایران از ابتدای دهه هفتاد همواره عودت دادن پناهندگان را در دستور کار داشته است. برای مثال در سال ١٩٩٩ و در اوج حکومت طالبان، دولت وقت حدود ١٠٠ ھزار نفر از آنان را که به ایران پناه آورده بودند، به افغانستان عودت داد که اعتراض سازمان های حقوق بشری مثل دیده بان حقوق بشر و عفو بین الملل را به همراه داشت. بعد از حوادث ١١ سپتامبر و حمله ی آمریکا به افغانستان، و تشکیل دولت ملی در آن کشور، روند بازگشت مهاجرین به صورت خودخواسته و یا اجباری شدت گرفت و از توجیه بیشتری برخوردار شد. در سال ١٣٨۴ و به دنبال سیاست عودت دادن پناهندگان، رقم مهاجرین در سال ١٣٨۴ به ٧۴٣.٨۵۶ یعنی کمتر از یک میلیون نفر رسید. هم چنین تخمین زده می شود که در حدود ۵٠٠ ھزار مهاجر غیرقانونی وجود دارند که با احتساب این رقم، عدد افغانی های مقیم ایران به حدود یک میلیون و دویست ھزار نفر بالغ می شود. سرشماری نفوس و مسکن سال ١٣٨۶ نیز این رقم را تأیید می کند. هم چنین از آغاز این طرح تا شهریور ١٣٨٣ ، یک میلیون افغانی به افغانستان بازگردانده شده و ۵۶٨ ھزار نفر از آنهانیز به طور خودخواسته ایران را ترک کردند. با وجود افزایش روند بازگشت در قالب طرح های اجباری یابازگشت های دلخواهانه و کاھش روزافزون پناهندگان، دولت با اعلام اینکه در ایران دو میلیون مهاجر افغانی وجوددارند، طرح دستگیری و اخراج مهاجرین غیرمجاز را در خرداد ١٣٨۶ به اجرا گذاشت که در طی آن بیش از ٢٠٠ ھزار مهاجر غیرقانونی را دستگیر و اخراج کرده است. بنابراین با توجه به این اخراج های گسترده، تضییقات فراوان دولت و رویکردهای تحقیرآمیز جامعه ی میزبان با پناهندگان افغانی بسیار بعید است که عدد کل مهاجرین، حتی با درنظرگرفتن مهاجرت های غیرقانونی جدید، آن چنان که مقامات مدعی اند، به ٢ میلیون نفر بالغ شود؛ مگر آن که این ارقام دال بر ورود غیرقانونی صدهاھزار افغانی به ایران از طرق دیگری باشد که در این محاسبات منظور نشده اند.
بیشترین مقاومت برای بازگشت به افغانستان خاصه از سوی هزاره هایی صورت می گیرد که به دلایل گوناگون جمله ترس از سرکوب های قومی، نداشتن امنیت جانی و عدم تأمین اقتصادی، کمبود فرصت های آموزشی برای دختران و پسران، فشارهاو قیدهای فرهنگی تمایلی به بازگشت به جامعه ی سنتی ای که سال هاپیش به اجبار پشت سر گذاشته اند ندارند.
حتی امروزه نیز شرایط در افغانستان به گونه ای است که در هر روز ھفت کودک در اثر بیماری می میرند، روزانه ۵٠ مادر به خاطر زایمان جان خود را از دست می دھند، و از هر پنج دختر در سن مدرسه تنهایک دختر می تواند به مدرسه برود. ٨٠ درصد مدارس بر اثر جنگ های طولانی ویران شده اند، و از شش میلیون دانش آموز، دو میلیون زیر چادر درس می خوانند، و یک میلیون نفر به آموزش دسترسی ندارند. ٧٠ ھزار زن افغانی شوهران خود را در جنگ از دست داده اند و تنهادر شهر کابل ۶٠ ھزار کودکِ کار وجود دارند که همگی در معرض خطر قاچاق کودکان و سوء استفاده ی جنسی و یا فروش اعضای بدن قرار دارند. در این میان معضلات اقتصادی و بیکاری فقط یکی از علل مهاجرت های غیرقانونی افغان هایا اصرار آنهابرای ماندن در جوامع میزبان به رغم همه تحقیرهایی است که با آن مواجه اند. اما، هم چنان که خواھیم دید، علاوه بر ناامنی های اقتصادی و سیاسی، تغییرات هویتی را باید به عنوان یکی از موانع اصلی بر سر راه بازگشت مورد ملاحظه قرار داد که در همه رویکردهای سیاسی مورد بی توجهی واقع شده اند.

در میان کشورهای همسایه ی افغانستان، ایران تنهاکشوری بوده است که در آن افغان هاخواه به دلیل غفلت توانستند از تحصیلات کمابیش مجانی ای » درهای باز «سیاست گذاران یا سهل گیری های ناشی از دوره ی سیاست برخوردار شوند که به واسطه ی نهضت سوادآموزی و مدارس عمومی دولتی در اختیار آنهاقرار داده شده بود. مطابق ١٣۶۴ تا ١٣٧٩ بالغ بر ١٨ ھزار کودک افغان و بیش از ٣٠٠ ھزار بزرگسال که بسیاری از آمار، از سال ١٩٨۵ تا ١٩٩٩ آنهارا زنان تشکیل می دادند، توانستند از تحصیلات اولیه و سواد برخوردار شوند. در میان کودکان افغانی ای که در ایران به دنیا آمده اند، نرخ بی سوادی صفر است. روند سوادآموزی در میان کودکان افغانی با وجود همه ی تضییقاتی که دولت بر سر راه آنهاقرار داده است، در قالب مدارس خودگردان افغانی و از طریق بسیج امکانات در درون جامعه ی افغانی مقیم ایران کماکان ادامه دارد. تخمین زده می شود که تا پایان دهه ی ١٣٧٠ هجری، بیش از ٣۵٠٠ دانشجوی افغان مشغول به تحصیل بوده اند که ٣٠٠ نفر از آنها متعلق به مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بودند www.goftogu

مهاجران : معضل اجتماعی یا اهرم سیاسی

برخورد جامعه ی میزبان با پناهندگان در بسیاری موارد از سه ویژگی عمده برخوردار است: نخست، نفرت از جامعه ی پناهنده و مقصردانستن آن در تمامی نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی و حتی سیاسی؛ دوم، جهل نسبت به جامعه ی مهاجر و فرھنگ آن؛ و سوم، تناقض در برخورد با پناهندگان یعنی از یک سو بهره کشی اقتصادی از آنهاو از سوی دیگر ابراز نارضایتی از وجود آنهادر جامعه ی میزبان. این روندهانه تنهادر برخورد با مهاجرین ایرانی در سایر مناطق دنیا بلکه در برخورد ایرانی هابا جامعه ی افغانی نیز مشاھده می شود. بنابراین برخلاف بسیاری از مطالعاتی که وجود مهاجرین را در جامعه ی میزبان مثبت ارزیابی می کنند، نگاه جامعه ی ایران به حضور افغان ها اکثراً توأم با بیگانه گریزی، ترس و جهل است که در یکسان سازی و کلیشه سازی از همه ی آنهانمود می یابد.
به نظرمی رسد رویکرد دولت های بعد از جنگ و به ویژه دولت نهم به موضوع پناهندگان افغانی هم از عواملی چون تلاش درجهت توجیه ناکامی سیاست های اقتصادی آن در مورد کاھش بیکاری و دیگر مشکلات اقتصادی نشان دارد و هم ابزاری است جهت مجبورساختن دولت نوپای افغانستان به اعطای امتیازات بیشتر به اسلام گرایان و به کرسی نشاندن دعاوی آنهادر دستگاه سیاسی و پارلمان افغانستان. در واقع می شد انتظار داشت که به واسطه ی غالب بودن نوعی نگاه همدلانه به جهان اسلام که از ارکان سیاست خارجی این دولت محسوب می شود، رویه ی اخراج اجباری افغان ها از ایران از ملایمت بیشتری برخوردار شود. اما به نظر می رسد در این رویکرد، جهان اسلام مفهومی به مراتب محدودتر از آن چیزی را دارد که در ابتدای انقلاب داشت و در آن ظاهرا جایی برای افغانی هاوجود ندارد.
برخلاف اوایل انقلاب و شکل گیری دولت اسلامی که سیاستش در قبال پناهندگان بر گفته ی معروف امام خمینی ره ( اسلام مرز نمی شناسد) استوار بود، رویکرد دولت های بعد از جنگ به موضوع پناهندگان متفاوت بوده است. ناگفته نماند که این سیاست بر موجی از تمایلات نژادپرستانه ی ریشه دار در میان عوام ایرانی تکیه زده است که مهاجرین افغانی را در تمام این سال هاباری بر دوش کشور و منشأ اصلی بسیاری از مشکلات اقتصادی، نابسامانی ها، امراض و بیماری ها، جرائم، و بسیاری دیگر از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد ارزیابی می کنند. به نظر بسیاری از ایرانی ها، دوره ی بذل و بخشش و مهمان نوازی به پایان رسیده است و درحالی که جامعه ی ایران از معضلات اقتصادی و بیکاری رنج می برد، حضور افغان هاشرّ مضاعف است .
بعد از انتخابات پارلمانی در افغانستان و ورود تعداد زیادی از جنگ سالاران سابق به پارلمان این کشور که پاره ای از آنهانیز در کشتارهاو تندروی های سال های گذشته متهم ھستند، دو دسته گی و نفاقی درحاکمیت این کشور پدید آمده است که در یک سر آن دولت کرزای و در سر دیگر اسلام گرایان و جنگ سالاران قرار دارند. مصونیت پارلمانی و تفرقه های سیاسیِ پیشاروی دولت کرزای در بسیاری موارد مانع از آن بوده است که با وجود تقاضاهای بسیاری که از سوی جامعه و قربانیان جنگ صورت می گیرد، رسیدگی به این اتهامات در دستور کار قرار گیرد. اخراج پناهندگان افغانی از ایران، فرصتی را در اختیار این گروه هاقرار داد تا کفه ی سیاست داخلی را به نفع خود جابجا کنند
. با اخراج پناهندگان از ایران، پارلمان افغانستان، وزیر خارجه و وزیر امور مهاجرت را که از حمایت رئیس جمهور برخوردارند، استیضاح کرد. هرچند دولت کرزای استیضاح وزیر خارجه توسط پارلمان را نپذیرفته است، اما مقاومت در برابر خواسته ی سیاسی پارلمان، سازوکار نیمه دموکراتیک این کشور را برای بسیاری زیر سؤال برده است. دولت افغانستان بارها اعلام کرده است که نمی تواند شرایط مناسبی برای این تعداد از مهاجرین فراهم کند. از سوی دیگر، بسیاری از مخالفان دولت، در تلاش برای ناکارآمد و ناتوان جلوه دادن دولت ضعیف مرکزی درصدد ھستند تا از طریق اهرم فشارِ مهاجرین، راه را برای حضور در حاکمیت باز کنند. بدیهی است که با اوج گیری این اختلافات سرنوشت حکومت نوپای ملی و ثبات سیاسی در این کشور مجدداً در پرده ی ابهام قرار خواهد گرفت و در صورت افزایش ناامنی و بی ثباتی، مجدداً دوره ای از آوارگی افغان هاآغاز خواهد شد. ازاین رو به نظر می رسد تا زمانی که افغانستان از دولت مرکزی قوی ای برخوردار نشده است، معضل پناهندگان می تواند به مثابه شمشیری دودَم عمل کند که یک سر آن همواره متوجه جامعه ی ایران خواهد بود. www.goftogu

از هویت های بسته تا باز

بسیاری از خانواده های افغانی ساکن در ایران در طول سال های اقامت، تغییرات فرھنگی ژرفی را تجربه کرده اند. جامعه ی افغانی مقیم ایران خواسته و ناخواسته از فرھنگ ایرانی و آموزه های اسلامی در ایران تأثیر پذیرفته و آن را به جزئی از هویت خویش بدل کرده است. مقایسه ی میان هویت و دغدغه های افغانی های ساکن ایران و پاکستان تفاوت های بسیار جالبی را آشکار می کند. اگرچه در میان هر دو گروه، دغدغه های مشابهی از حیث ناامنی، عدم پذیرش از سوی جامعه ای که در آن زندگی می کنند، نگرانی از بازگشت و جز اینهامشترک است، اما میان این دو گروه و به ویژه در میان نسل دوم مهاجرین در هر دو کشور تفاوت های مهمی نیز از حیث درک آنهااز هویت خود به عنوان افغانی و مسلمان وجود دارد.
یکی از این تغییراتِ هویتی به تغییر در ارزش های سنتی خانوادگی مربوط است و به نظر می رسد در پی آن در میان خانواده های سنتی افغانی ساکن ایران ارزش های خانواده ی پدرسالار سنتی تا حدود زیادی رنگ باخته است. بسیاری از زنان افغانی ساکن در ایران ابراز داشته اند که اگر در افغانستان مسئولیت خانواده با مرد است، در ایران زن عهده دار مسئولیت خانواده است و ازهمین رو برای بسیاری از آنهاغیرممکن است که به جامعه ای متعصب بازگردند که در آن زن از حق زیادی برای تصمیم گیری در مورد خود یا فرزندان و امور خانه برخوردار نیست. میزان خشونت و خودسوزی در میان خانواده های افغانی ای که از ایران به افغانستان بازگشته اند، گویای همین موضوع است. در تحقیقی که در مورد عوامل خودکشی و خودسوزی در میان زنان پنج ولایت جنوب غرب افغانستان انجام شده است، ٧٠ درصد افراد گفته اند میان خودکشی آنهاو مهاجرت رابطه وجود دارد. یکی از علل اصلی آن بوده که بازگشت به خانواده ی پدرسالار که در آن برای زن نقش زیادی در نظر گرفته نمی شود، منجر به ایجاد تعارضی شده که افراد نمی توانند آن را

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع نیروی کار، پناهندگان، افغانستان Next Entries دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، سیستان و بلوچستان، دریای عمان