دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، ساختار فضایی، حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

شكل گيري يك جامعه مدني مطرح شده اند فرهنگ استراتژي، منطقه را سرزمين چند كشور مي داند كه به علت پيوند جغرافيايي يا منافع مشترك به يكديگر مرتبط شده اند (محمد نژاد و نوروزي، 1378 ، ص( 243 كانتوري و اشپيگل منطقه را حوز هاي از كره خاكي مي دانند كه در برگيرنده شماري از كشورهاي نزديك به هم از نظر جغرافيايي است به گونه اي كه آن كشورها در اصطلاح منطقه .(Cantori and Spiegel ,1970,4) سياست خارجي خود روابط متقابل برقرار سازند در جغرافياي سياسي به گونه تصادفي استفاده نمي شود.
منطقه يك فضاي جغرافيايي را مي گويند كه از يك سلسله پديده هاي مشابه و عوامل پيوند دهنده اجزاي محيط، هم از نظر فيزيكي و هم از ديد محيط .( انساني، برخوردار باشد )مجتهد زاده، 1379 ، ص 42 ) است. مراد از اين اصطلاح در ادبيات روابط « رژيوناليسم » منطقه گرايي معادل كلمه لاتين ، بين الملل تشكيلات و اجتماعاتي است كه مركب از دست كم سه واحد سياسي باشند .
اصطلاح مزبور هنگامي كاربرد دارد كه دولتهاي واقع در يك منطقه جغرافيايي كه داراي علايق مشترك هستند از طريق سازمان هاي منطقه اي با يكديگر همكاريهاي نظامي، سياسي و اقتصادي داشته باشند .به عبارت ديگر منطقه گرايي عبارت است از ايجاد تحول در يك منطقه مشخص، از پراكندگي و چند دستگي به همگون شدن و همگرايي، آن هم در يك رشته از زمينه ها كه مهم ترين آ نها فرهنگ، امنيت، سياس تهاي اقتصادي و رژي مهاي سياسي است. سطح در واقع منطقه گرايي .(Yalem, 1969, p184). شرط لازم است اما كافي نيست « همساني » مشخصي از به معناي بذل توجه ويژه به يك منطقه جغرافيايي مشخص است كه به نظر م يرسد بهترين مكان براي . تحقق منافع و ايده آل هاي كشورهاي مربوط مي باشد (سيمبر، 1387 ، ص 114)

2-2-2- هويت ژئوپليتيك
منظور از هويت ژئوپليتيك اين است كه يك كشور به چه سيستم منطق هاي تعلق دارد. در واقع ويژگي هاي جغرافيايي، سياسي–امنيتي، تاريخي، فرهنگي و اقتصادي يك كشور و ميزان وابستگي به يك منطقه، هويت جغرافيايي و ژئوپليتيك آن را مشخص م يكند. تعريف هويت ژئوپليتيك، يكي از موضوعات مهم سياست و حكومت است. در طول ده ههاي گذشته حكومت هاي مختلف از هويت ژئوپليتيك براي حفظ قدرت و مشروعيت خود نزد ملت ها و در روابط با قدرت هاي بزرگ استفاده كرده اند. به عنوان نمونه، پاكستان همواره در تعيين هويت ژئوپليتيك خود دچار گرفتاري بوده است و در حالي كه ملت پاكستان، نخبگان فرهنگي و روشنفكران آن با نگاه توسع هاي سعي در اتصال پاكستان به هويت فرهنگي-سياسي آسياي جنوبي و انرژي و توسعه اقتصادي داشته اند، نخبگان اجرايي و حكومت هاي پاكستان سعي دارند خود را به هويت خاورميانه اي و جهان اسلام متصل كنند..( Haqqani, 2004, pp. 92-91)

2-2-3- نظريه سيستم ژئوپليتيك جهاني
نظريه سيستم ژئوپليتيك جهاني جديدترين نظريه ژئوپليتيك است كه توسط سائل بي كوهن ارانه شده است. كوهن در قالب اين سيستم الگوي توزيع قدرت، روابط قدرت بين اجزاء سيستم، سطح بندي سيستم و ساختار فضائي سيستم را توضيح مي دهد)حافظ نيا، 1385 ، ص( 240. براساس اين است « قاره اي » و زمينه « دريايي » نظريه، دو زمينه اصلي جغرافيايي فيزيكي-انساني كه شامل زمينه حوزه هايي را براي توسعه ساختارهاي ژئوپليتيك متمايز ارائه مي دهند. تمدن ها، فرهنگ ها و نهادهاي سياسي كه در اين زمينه ها تكامل يافته اند، به طور اساسي در اقتصادها، فرهنگ ها، سنت هاي انساني و ديدگاه هاي ژئوپليتيك متفاوتند. در سلسله مراتب فضايي ساختار جهاني كوهن، حوزه ژئواستراتژيك بالاترين سطح به شمار مي رود. اين حوزه ها بخش هايي از جهان است كه براي دارا بودن خصوصيات و كاركردهاي تاثيرگذار در سطح جهاني به اندازه كافي بزرگ بوده و در خدمت نيازهاي استراتژيك قدرت ها، كشورها و مناطق مهم هستند.

مهم ترين عامل متمايز كننده يك حوزه، درجه شكل گيري آن توسط شرايط بعد دريايي يا بعد قار ه اي است. در جهان كنوني، سه حوزه ژئواستراتژيك تكامل يافته اند: حوزه دريايي تجارت محور آتلانتيك و پاسفيك، هارتلند اوراسيايي روسيه قاره اي و حوزه. دومين سطح از ساختار فضائي سيستم – قاره اي–دريايي آسياي شرقي )كوهن، 1387 ، صص(84- 85 ژئوپليتيك جهان شامل مناطق ژئوپليتيك مي باشد. اين مناطق ژئوپليتيك اكثراً زير بخ شهايي از حوزه هاي ژئواستراتژيك دريايي و قاره اي هستند، به شكلي كه قلمرو ژئواستراتژيك دريايي شامل شش منطقه ژئوپليتيك اروپا، آمريكاي شمالي، آمريكاي جنوبي، حوزه كارائيب، حوزه آسياي ساحلي (ژاپن، استراليا، كره( و آفريقاي جنوب صحرا است و قلمرو ژئواستراتژيك قار هاي شامل دو منطقه .(Cohen, 1994, p.34) ژئوپليتيك هارتلند )روسيه( و آسياي شرقي )چين و مغولستان( مي باشد .
در ساختار فضائي نظريه سيستم ژئوپليتيك جهاني حوز هها و مناطق ديگري نيز وجود دارند كه عبارتند از:

الف: كمربند هاي شكننده
كوهن در نظريه پيشين خود درباره ساختار ژئوپليتيك جهان قائل به دو يا سه كمربند شكننده يعني خاورميانه، جنوب شرق آسيا و آفريقاي استوايي بود. اين مناطق در نظريه « منطقه تصميم » به عنوان كانون نفوذ و رقابت قدر تها شناخته مي شدند و از اين رو شبيه كوهن پس از جنگ سرد تنها .(DikshitT, 1995, p12). قدرت هوائي سورسكي به نظر م يرسيدند خاورميانه را منطقه شكننده دانسته و دو منطقه جنوب شرق آسيا و جنوب آفريقا را جزء قلمرو ژئواستراتژيك دريايي قرار مي داد.

ب: كشورها و مناطق گذرگاهي
كشورهايي هستند كه تسهيل كننده ارتباط بين دو قلمرو ژئواستراتژيك يا دو منطقه ژئوپليتيك مي باشند، نظير اروپاي شرقي و آمريكاي مركزي. اين مناطق در پيوستگي و انسجام و تكامل سيستم نقش برجسته اي را به عهد دارند.

ج: منطقه ژئوپليتيك مستقل
اين منطقه بر شبه قاره هند تطبيق مي كند و در قلمرو ژئواستراتژيك جاي نمي گيرد. اين منطقه حالت دوگانه داشته و حدود 8 تا 10 درصد تجارت جهاني را به خود اختصاص مي دهد
قطب برجسته اين منطقه هند است كه در حال ارتقاء براي تبديل شدن به سومين قلمرو .(Ibid, p28). ژئواستراتژيك جهان مي باشد در واقع كوهن بر خلاف بسياري از نظريه پردازان كلاسيك جغرافياي سياسي و ژئوپليتيك بر اين باور است كه جهان سياسي از نظر استراتژيك يكپارچه نيست، بلكه دنيايي اساساً از هم گسيخته و تقسيم شده به چند منطقه جدا از هم است. وي با طرح چنين ديدگاهي از جهان سياسي، پلي بر فاصله ميان جهاني انديشي جغرافيايي و سياسي دهه هاي نخستين قرن بيستم و دهه هاي واپسين آن قرن مي بندد، دهه اي كه شاهد شكل گرفتن منطقه گرايي هاي سياسي-اقتصادي چندگانه بود )مجتهدزاده، 1381 ، صص 198-199 ) بنابراين كوهن در نظريه خود براي هر منطقه هويت ژئوپليتيك مجزايي قائل است كه آن را از ساير مناطق و حوز هها جدا مي سازد، مهم ترين عامل تمايز ميان مناطق ميزان برخورداري از زمينه قاره اي و دريايي است.

نقشه شماره 2-1: ساختار فضایی نظریه نظام ژئوپلیتیک جهانی در قرن 21
منبع: Cohen, 2004.P. 239

2-2-4- هیدروپلیتک
بحث آب و مديريت آن در حيات بشر يکي از مسائل اساسي بوده است و در آينده نزديک اين احتمال وجود دارد که به بحث اصلي دولت ها و ملت ها تبديل شود. رودخانه هيرمند را شاهرگ حياتي سيستان ناميده اند. نگاهي گذرا به موقعيت جغرافيايي سيستان چنين قضاوتي را قطعي تر و در عين حال، ساده تر و قابل فهم تر خواهد نمود. اهميت تاريخي هيرمند براي سيستان تا بدان حد است که آريايي ها اين رود را مقدس مي شمرده اند. رود هيرمند تنها منبع آب اين منطقه، از کوههاي اطراف کابل سرچشمه مي گيرد و در مسيري طولاني حدود 1450 کيلومتر، به درياچه هامون مي ريزد.
مسئله هيرمند بين ايران و افغانستان طي ساليان متوالي همواره منشاء اختلاف بين مردم محلي ونيز دولت ها بوده است. اين مسئله در زمان هاي مختلف وضعيت متفاوتي پيدا کرده است. بنابراين، اين مسئله در دو دوره زماني قبل و بعد از 11 سپتامبر مورد بررسي قرار خواهد گرفت. زيرا به دليل تحولات افغانستان و تغيير ساختارها و شکل گيري دولت جديد، اين مسئله طبيعتاً دستخوش تغييراتي شده يا خواهد شد.
الف)قبل از 11 سپتامبر:
در مسيرطولاني رود هيرمند تا درياچه هامون، چندين ولايت افغانستان و نيز سيستان ايران قرار دارند که حيات همگي آنها بستگي به آب اين رود دارد. به همين دليل در گذشته هاي دور ساکنان اطراف آن در نوعي تفاهم و از طريق همکاري و بستن سدهاي موسوم به سد گزي، هر کدام به تناسب، نيازهاي خود را بر طرف کرده اند و با اين وجود مسير آب براي روستاها و مناطق جمعيتي پايين دست، باقي مانده است. اين روند طي قرن ها جواب گوي نيازهاي ساکن حوالي هيرمند بوده است. اما واقعيت آن است که در پي طرح هاي سد سازي در افغانستان، اين روند طبيعي به هم خورد و از اين رو مسأله کمبود آب دربخش سيستان ايران به صورت يک بحران در آمد، به طوري که در سالهاي 51-1350 خشکسالي گسترده در سيستان به وجود آمد و جمعيت زيادي به گرگان کوچانده شدند. اختلافات بر سر چگونگي تقسيم آب هيرمند و ديگر حقوق مربوط به اين رودخانه بين المللي، بين دو کشور ايران و افغانستان يکي از مسائل اساسي در روابط آنها بوده است. به طور کلي در زمينه حل و فصل اختلافات ايران و افغانستان در خصوص چگونگي استفاده از آب رودخانه هيرمند توافق نامه هايي صورت گرفته است:
– کميسيون حکميت ژنرال گلد اسميت در سال 1872، مرزهاي دوکشور را در دلتاي هيرمند روي شاخه اصلي رودخانه هيرمند قرارداد.
– حکميت مک ماهون: وي از سال 1902 تا 1905 به وسيله ميله سرعت[2] دست به تقسيم آب رودخانه هيرمند زد و در نهايت در سال 1905 بر آن شد که دو سوم آب در دلتا به افغانستان ويک سوم آن به سيستان ايران داده شود. اين تصميم از طرف ايران مورد پذيرش قرار نگرفت.
–   پروتکل 1315 و قرار داد 1317: با گسترش يافتن روابط دوستانه ميان دولت مرکزي تازه پا گرفته رضا شاه در ايران و دولت تازه استقلال يافته محمد نادر شاه در افغانستان، تلاش هاي تازه اي براي حل مساله آب هيرمند آغاز شد که حاصل آن منجر به پروتکل 1315 و قراداد 1317 بين دو کشور شد. در نخستين ماده اين قرارداد که به کل قرار داد نيز اشاره دارد، آمده است: دولت هاي ايران و افغانستان توافق کردند که همه آب هيرمند از بند کمال خان (47 کيلومتر داخل خاک افغانستان نسبت به مرز ايران ) به سهم مساوي ميان ايران و افغانستان تقسيم گردد و ماده دوم حاکي از آن بود که دولت افغانستان متعهد مي شود که هيچ کانال تازه اي براي استفاده از آب بيشتر از آن چه هم اکنون ميان ده «چهار برجنگ» و بندکمال خان مي برد، احداث نکند و کانال هاي موجود را تعمير نکند.
–   کميسيون دلتا: در سال 1327 . هـ .ش، دو کشور با تشکيل کميسيون دلتاي رود هيرمند موافقت نمودند. در مرداد ماه 1327 سفارت آمريکا طي يادداشتي 15 نفر کارشناس با مليت هاي مختلف به دو کشور پيشنهاد نمود. پس از انتخاب اعضاي کميسيون، مذاکرات نمايندگان دو کشور در واشنگتن با اختلافات فاحشي به طول انجاميد. بر اساس اين پيمان قرار بود که 22 متر مکعب در ثانيه از آب رودخانه هيرمند در دلتا و 4 متر مكعب در ثانيه آب خريداري شده از افغانستان به عنوان سهم ايران در نظر گرفته شود كه به اين ترتيب آب وارد شونده به سيستان ايران به  26 متر مکعب در ثانيه مي رسد، حتي قرار بود پادشاه افغانستان، دو متر مکعب آب در ثانيه نيز به پادشاه ايران ببخشد. نماينده ايران، هويدا نخست وزير وقت و نماينده افغانستان محمد موسي شفيق نخست وزير افغانستان بود. اين قرار داد بعدها به دليل وقوع کودتاي داوودخان در افغانستان به تصويب مجلس ملي افغانستان نرسيد. ولي همچنان به عنوان مبنايي در هر گونه مذاکرات تقسيم آب هيرمند مطرح است.
عدم اجراي موافقت نامه هاي تقسيم آب بين ايران و افغانستان دلايل گوناگوني دارد. ولي در واقع  نمي توان ترديد کرد که بي ثباتي سياسي و اجتماعي و برهم خوردن امنيت در داخل افغانستان، اصلي ترين دليل عدم اجراي موافقت نامه ها بوده است. اين وضعيت به خصوص در سالهاي بعد از کودتاي مارکسيتي نور محمد ترکي

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، ژئوپلیتیک، اتباع خارجی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع افغانستان، نفت و گاز، ژئوپلیتیک