دانلود تحقیق با موضوع ارزش افزوده، ارزش افزوده بازار، سنجش عملکرد، ارزش افزوده اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

(سهامداران) به منظور ارزيابي ميزان موفقيت مديريت در به كار گيري سرمايه آنها و تصميم گيري در مورد حفظ ، افزايش و يا فروش سرمايه گذاري ؛ اعتبار دهندگان به منظور تصميم گيري در مورد ميزان نرخ اعطاي اعتبار؛ به ارزيابي عملكرد مي پردازند .مهمترين جنبه اي كه توسط سرمايه گذاران در ارزيابي عملكرد در نظر گرفته مي شود، اين است كه آيا براي آنها ارزش ايجاد شده است يا خير.در سالهاي اخير تلاشهاي زيادي شده است، تا شاخصهايي معرفي شود كه بهتر بتواند اهداف سهامداران را بر آورده سازد. يكي از جديد ترين اين شاخصها، ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده مي با شد ؛كه هزينه فرصت همۀ منابع به كار گرفته شده را در نظر مي گيرد و تحريفات ناشي از به كار گيري روشهاي مختلف حسابداري توسط مديريت و همچنين اثر تورم را تعديل نموده و تنها معيار عملكردي است كه ارتباط مستقيم با ارزش بازار سهام دارد و به وسيله آن مي توان اضافه ارزش در قيمت سهام هر شركتي را توضيح داد. در این پژوهش، تبیین نوع معيار ارزيابي عملكرد مالي مناسب، در شرایط بازار سرمايه ايران در دوره زمانی 1387-1384 مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا متغير هاي پژوهش مورد شناسائی قرار گرفته و جهت تجزيه و تحليل اطلاعات، از داده هاي بدست آمده از نرم افزار ره آورد نوين؛ براي محاسبه متغير هاي پژوهش ، توسط نرم افزار Excel استفاده شده است. اين داده ها جهت آزمون فرضيه ها توسط نرم افزارSPSS به كمك آماره- هاي توصيفي و استنباطي نظير تحليل همبستگي، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. از تحقیق نتایج زیر حاصل شده است:
فرضیه اصلی اول: بین ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده و ارزش افزوده بازار در بازار سرمايه ايران رابطه معنی داری وجود دارد. ضريب تعيين تعديل شده بین دو متغیر ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش افزوده بازار در بازار سرمايه ايران برابر 266/0 مي باشد و نشان می دهد كه 6/26% از تغييرات ارزش افزوده بازاربه ارزش افزوده اقتصادی وابسته است ؛ sig (سطح معنی داری) كمتر از 0.05 می باشد كه بيانگر وجود همبستگي در سطح متوسط بين اين دو متغير مي باشد . با توجه به این که در جدول مربوط به آزمون خطی بودن مدل ، sig كمتر از پنج درصد می باشد، فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر تایید می گردد و فرضيه اصلی اول تحقیق، تأئيد می شود .
فرضیه اصلی دوم : بین ارزش افزوده اقتصادي و ارزش افزوده بازار در بازار سرمايه ايران رابطه معنی داری وجود دارد. ضريب تعيين تعديل شده بین دو متغیر ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش افزوده بازار در بازار سرمايه ايران برابر 169/0مي باشد و نشان می دهد كه 9/16% از تغييرات ارزش افزوده بازاربه ارزش افزوده اقتصادی وابسته است ؛ sig (سطح معنی داری) كمتر از 0.05 می باشد كه بيانگر وجود همبستگي در سطح متوسط بين اين دو متغير مي باشد . با توجه به این که در جدول مربوط به آزمون خطی بودن مدل ، sig كمتر از پنج درصد می باشد، فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر تایید می گردد و فرضيۀ اصلی دوم تحقیق، تأئيد می شود .
فرضیه اصلی سوم : فرضیه اصلی 3 : بین معیار های سودآوری وارزيابي عملکرد (نظیر بازده حقوق صاحبان سرمایه ، بازده سرمايه گذاری ، رشد سود هر سهم ، نرخ سود باقیمانده ، نرخ بازده فروش، نرخ قیمت به سود سهام و نرخ سود پرداختی سهام) ،با ارزش افزوده بازار ،در بازار سرمایه ايران رابطه مثبت وجود دارد. مؤلفه هاي آماري به دست آمده از آزمونهاي آماري مربوط به متغیرهاي اين فرضيه و ارزش افزوده بازار نشان می دهد كه به جز نرخ قيمت به سود سهام ساير متغيرها داراي ارتباط رابطه خطي و مثبت با ارزش افزوده بازارهستند ؛در نتيجه فرض خطی بودن رابطه بین متغیرهاي مورد بررسي با ارزش افزوده بازار (به جز متغير نرخ قيمت به سود سهام) تایید می گردد.
فرضیه اصلی چهارم : ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده در مقایسه با سایر معیار هاي ارزيابي عملكرد مالي ، در بازار سرمایه ايران؛قدرت تبيين بيشتري از ارزش افزوده بازار را نشان مي دهد. بررسي R2 تعديل شدۀ مربوط به رابطۀ MVAبا ساير متغيرها نشان مي دهد كه ،ضريب تعيين تعديل شده ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده همواره به طور قابل ملاحظه اي بالاتر از R2 تعديل شده ساير متغير هاي مستقل پژوهش بوده است.لذا اين نظريه را مي پذيريم كه در بازار سرمايه ايران ؛معيار REVA بيشترين رابطه مثبت را با ارزش افزوده بازار دارد و مي توان از آن به عنوان برترين معيار ارزيابي عملكرد مالي نام برد.
فرضیه اصلی پنجم: نوع صنعت بر ارتباط بين معيارهاي عملكرد مالي و ارزش افزوده بازار،تأثير گذار است. آزمونهاي آماري مربوطه نشان ميدهد كه متغير كنترل صنعت بر ميزان روابط بين متغير هاي مستقل و وابستۀ تحقيق تأثير گذار است؛در نتيجه فرضيه اصلي پنجم نيز، تاييد مي گردد. فرضیه اصلی ششم : اندازۀ شركتها بر ارتباط بين معيارهاي عملكرد مالي و ارزش افزوده بازار،تأثير گذار است.آزمونهاي آماري مربوطه نشان ميدهد كه متغير كنترل انداره بر ميزان روابط بين متغير هاي مستقل و وابستۀ تحقيق تأثير گذار است؛در نتيجه فرضيه اصلي ششم نيز، تاييد مي گردد. به اعتبار دهندگان ، سهامداران و كليه فعالان بازار سرمايه پيشنهاد مي شود، ازاين معيار جهت ارزيابي عملكرد مالي شركتها و مديران آنها استفاده نموده و درارزيابي سهام شركتها اين معيارها را در كنار ساير معيار ها؛ در جهت نيل به هدف اصلي كه همانا حداكثر كردن ثروت سهامداران است، به كار گيرند.نتايج به دست آمده در اين پژوهش با نتايج حاصله از تحقيقات ملبورن و همكاران1 (1997) مطابقت كاملي را نشان ميدهد.

مقدمه:
سنجش عملكرد مالي2 شركت ها در فرايند تصميم گيري،با توجه به توسعه واهميتِ نقش بازار سرمايه از مهمترين موضوعات در حوزۀ مالي و اقتصادي است. ارزش افزودۀ اقتصادي3 وارزش افزودۀ تعديل شدۀ اقتصادي4 از مهمترين معيارهاي سنجش عملكردِ مالي هستند. تحقيقات متعددي در سطح بين المللي انجام شده و موافق با اين ديدگاه است كه ارزش افزودۀ اقتصادي تعديل شده در مقايسه با ساير معيارهاي ارزيابي عملكرد مالي سنتي بيشترين همبستگي را با ارزشهاي بازار دارد. مهمترين هدف مطالعۀ حاضر ، تبيين تئوريك شاخص هاي سنجش عملكرد مالي، آزمون اين شاخص ها و ارائۀ شواهد لازم به منظور كمك به فعالان بازار سرمايۀ ايران ، براي اتخاذ تصميمات منطقي در فرآيند سرمايه گذاري است. این پژوهش از نوع پژوهش هاي كاربردي مي باشد و بر مبناي روش و ماهيت در طبقه بندي تحقيقات همبستگي قرار مي گيرد و با استفاده از رگرسيون ساده و چند متغيره به بررسي ميزان رابطۀ همبستگي بين ارزش افزودۀ اقتصادي تعديل شده و ساير معيارهاي نوين و سنتي عملكرد مالي با ارزش افزوده بازار5، پرداخته است. يافته هاي پژوهش حاضر ادعا دارد كه ارزش افزودۀ اقتصادي تعديل شده، نسبت به ارزش افزودۀ اقتصادي وديگر شاخصهاي ارزيابي عملكرد مالي سنتي ، همبستگي بيشتري را با ارزش افزودۀ بازار در سالهاي 1387-1384 نشان مي دهد و به اعتبار دهندگان ، سهامداران و كليۀ فعالان بازار سرمايه پيشنهاد مي شود كه ازاين معيار جهت ارزيابي عملكرد مالي شركت ها و مديران آن ها استفاده نموده و در ارزيابي شركت ها اين معيارها را در كنار ساير معيار ها؛ به كار گيرند. نتايج به دست آمده در اين پژوهش با نتايج حاصل از تحقيقات ملبورن و ديگران6 مطابقت كاملي را نشان ميدهد.

فصل اول
كليات تحقیق

1-1-مقدمه :
توسعه بازارهای سرمایه با افزایش آگاهی سهامداران ،فشار روی شرکت ها برای عملکرد بهتر را ، افزایش داده است. مدیران شرکتها در حال حاضر دورانی را پیش روی دارند که آنها را ملزم ميسازد، چارچوب اقتصادی جدیدی در شرکت های خود مستقر کنند، که ارزش و سود آوری را بهتر منعکس کند. سهام داران به عنوان مالکان واحد تجاری در پی افزایش ثروت خود هستند، با توجه به اینکه افزایش ثروت، نتیجه عملکرد مطلوب واحد تجاری است، ارزش یابی واحد تجاری برای مالکان، دارای اهمیت فراوانی است. در ادبیات جدید مفهوم مدیریت ، یعنی کار با دیگران جایگزین کار توسط دیگران شده است .این امر بر پیچیدگی مدیریت افزوده و در آینده نیز خواهد افزود. بنابراین پارادایم هاي جدید در این حوزه آشکار شده است .از جمله این پارادایم ها ؛هدف ارزش آفرینی، در سر لوحه اهداف مدیریت قرار گرفته است. مدیریت ارزش آفرین می بایست از ساز و کارها و شیوه های مدیریتی موثر بر ارزش آفرینی بهره برده و در عمل بکار گیرد. توفیق در میزان ارزش آفرینی تا حدود زیادی به کیفیت سنجش عملکرد بستگی دارد. یعنی از شاخص های مبتنی بر ارزش به همراه شاخص های سنتی و یا جایگزین شاخص های سنتی استفاده شود.
ارزش در کسب وکار اقتصادی، ما به ازای ایجاد شده ناشی از کار با وسایل (سخت افزار) و روشها (نرم افزار) تعریف می شود. کسب وکار، مبتنی برارزش آفریني7 تلقی می گردد؛ به طوری که فعالیت های اقتصادی بنگاه های کسب و کار،بدون اندیشه و عمل زایش ،استمرار و تداوم نخواهد داشت. سنجش عملکرد8 از وظایف مدیریتی است ،که مفهوم عینی به کسب و کار داده است. در ادبیات مدیریت، شاخص های متفاوتی برای سنجش عملکرد از منظرهای مختلف ارائه شده است؛ که منظر، مقاصد و اهداف ارزیابی را مشخص می نماید. ارزیابی عملکرد از منظر جامع ،یعنی نگاه همه جانبه به همه ابعاد؛ که در حقیقت نشانه های کارکردی مدیریت بنگاه را آشکار می سازد و بسیاری ضروری است .در شاخص های جامع سنجش عملکرد به ابعاد مالی و غیر مالی توجه می شود.
در ادبیات مالی نیز، با نگاهي جدید به سنجش عملکرد توجه شده است. کاربست روش های سنتی و تغییر آن به روش های نوین ،پارادایم جدید سنجش عملکرد تلقی گردیده است. به کار گیری تفکر سیستمی ،یعنی تفکیک ناپذیر بودن فرآیند مدیریت و سنجش عملکرد از یک طرف و پذیرش پارادایم جدید سنجش عملکرد ؛یعنی مبتنی بر ارزش آفرینی، از طرف دیگر بسیار ضروری و با اهمیت شده است.
در فصل اول پس از بیان مسئله تحقیق، تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرار می دهیم؛ سپس تعريف موضوع تحقيق را بيان نموده و در ادامه به بیان اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم. همچنین اهداف تحقیق را در قالب اهداف کلی و ویژه بیان می کنیم. چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سئوال و موضوع تحقیق بوده است، در این فصل آورده شده و در ادامه به فرضیه های تحقیق و مدل تحلیلی نیز اشاره شده است.

2-1بیان مسئله تحقيق
نیاز سازمان ها به سازگاری با محیط تجاری پویا و پیچیده امروزی، برای ادامه بقاء که ناشی از توسعه بازار های رقابتی است، از یک سو و فشار مجامع سرمایه گذار به مدیران جهت تعیین ارزش و تبیین معیار های سنجش دقیق و شفاف از سوی دیگر ،باعث شد شرکت ها سیستم های سنتی پاداش و ارزیابی عملکرد را مورد بازنگری قرار داده و دوباره آنها را مورد آزمون قرار دهند ؛که آیا مبنای صحیح و قابل اتکايی برای تصمیم گیری بوده اند یا خیر؟ در حال حاضر تکنیک های سنجش عملکرد بیش از آنکه بر چارچوب اصول حسابداری استوار باشند ، بر اساس تئوری های اقتصادی بنا شده اند.
سرمایه، یکي از محدود ترین منابع اقتصادی کشور ها محسوب می شود و به همین دلیل اقتصاد دانان و متخصصین امور مالی همواره در پی راه های استفاده مطلوب از آن برای گذاشتن در اختیار مدیران واحد های اقتصادی هستند. بنابراین، آنچه که نیاز به بررسی و تجدید نظر دارد،اعتبار رویه هایی است که برای تخصیص مطلوب منابع و پس انداز های جامعه در فعالیت های کارا و پر بازده استفاده می شود و در نهایت منجر به رشد اقتصادی و اجتماعی و جلب اطمینان مردم در بکار گیری مناسب سرمایه آنها مي شود. برای تعیین ارزش شرکت به طور کلی دو مدل وجود دارد ،یکی مدلهای حسابداری و دیگری مدل های اقتصادی.
در اوایل دهه 1980″جانسون9″ ، ” ناتاراجان10″ (1982) و “راپاپورت11” (1984)، از معیار های سنتی حسابداری به عنوان محرکه ها یا شاخص ها

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع رگرسیون، ارزش افزوده، ضریب تعیین، ارزش افزوده بازار Next Entries دانلود تحقیق با موضوع ارزیابی عملکرد، ارزش افزوده، ثروت سهامداران، قیمت سهام