دانلود تحقیق با موضوع آموزش و پرورش، آرمان ها و ارزش ها، عادت واره

دانلود پایان نامه ارشد

لايه هاي زيرين پنهان مي كند تا دستش رو نشود .( يك توليد ايدئولوژيك هر اندازه بيشتر بتواند كسي را كه تلاش كند آن را به حقيقت عيني اش تقليل دهد ، خطا- كارتر جلوه دهد ، موفق تر است …. به بيان در آوردن حقيقت پنهان در گفتمان ، جنجال برانگيز است ، زيرا چيزي را بر زبان مي آورد كه «آخرين چيزي است كه بايد بر زبان بيايد .» ) (بورديو ، 1388، 62 )
از نظر وي قدرت نمادين ، از طريق خشونت نمادين رفتارها و عادت واره ها را در افراد به شكلي خاص مي آفريند و به ساختمان ذهني آنها فرم مي دهد . ( خشونت نمادين، خشونت تحميل كننده ي اطاعت- هايي است كه نه فقط به مثابه اطاعت درك نمي شوند ؛ بلكه با اتكا بر « انتظارات جمعي » و باورهاي از لحاظ اجتماعي دروني شده ، فهميده مي شوند . نظريه ي خشونت نمادين ….. نشان مي دهد چگونه براي توليد كنشگراني كه از قالب هاي در يافتي و ادراكي «خاصي» برخوردار باشند كه به آنها امكان دهد دستورات درون يك موقعيت يا يك گفتار را دريافت كرده و از آنها اطاعت كنند ، عمل اجتماعي شدن ضروري است . )(بورديو، 1388، 66)
عقايد بورديو راجع به جنسيت تامل برانگيز است. از نظر او ( يك زن يا يك مرد ، به جز آن كه قابليت- هايي استثنايي داشته باشد ، به سختي مي تواند به آگاهي نسبت به زنانگي يا مردانگي خود دست يابد و دليل اين امر دقيقاً در آن است كه اين موقعيت ها با وجود خود آنها هم جوهر است .)( بورديو ، 1388، 120) بورديو از مردانگي به مثابه ي نوعي اشرافيت ياد مي كند . « مي توان گفت كه تمام ويژگي هاي يك اشرافيت را دارد . » ( بورديو ، 1388، 122) در مقابل به عقيده ي او « دختران در قالب دريافت ها و ادراك هايي به سختي قابل دسترس براي خود آگاهي ، اصول بينش حاكم را در خود دروني مي كنند و اين امر سبب مي شود كه آنها نظم اجتماعي را به گونه اي كه وجود دارد عادي و حتي طبيعي دانسته و به نوعي به سرنوشت خود شتاب بدهند . » ( بورديو ، 1388، 71)
لويي آلتوسر
آلتوسر نيز انديشمند بزرگي است كه به چگونگي شكل گيري ساختار ذهني و كنش افراد توجه مي كند. هرچند او جايگاه چنداني براي عاملان انساني قائل نيست ؛ اما در زمينه ي تلاش صاحبان قدرت و ثروت براي بازتوليد ايدئولوژي حاكم از طريق دستگاه هاي ايدئولوژيك ، نظرات ويژه
اي دارد . از نظر وي ايدئولوژي ، رابطه ي خيالي افراد با واقعيت زندگيشان را باز مي نماياند و فرد را به منزله ي سوژه فرا مي خواند يا خطاب مي كند و او را به سوژه ي مورد نظر خود تبديل مي كند . ( آلتوسر معتقد است ….. ايدئولوژي شامل جريان گفتمان ها، تصاوير و ايده هايي است كه در تمام زمان ها ما را احاطه كرده اند، ما دردرون آنها متولد شده ايم، رشد كرده ايم و در آنها زندگي ، فكر و عمل مي كنيم.) (لوك فرتر ، 1387، 107) ( در ايدئولوژي ، رابطه ي واقعي در درون رابطه ي خيالي پنهان شده است ، رابطه اي كه بيان گر يك خواست « محافظه كارانه ، سازشگرانه ، اصلاح طلبانه يا انقلابي » يك اميد يا يك نوستالژي است ، نه توصيفي از يك واقعيت . « براي ماركس 234») ( لوك فرتر ، 1387، 110)
( هر چند آلتوسر نشان مي دهد كه در واقعيت ، طبقه ي حاكم نيز مثل طبقه ي استثمار شده ، ايدئولوژي خاص خود را دارد ) ؛ اما او ( اشاره مي كند ايدئولوژي يك جامعه در وهله ي نخست ، ايدئولوژي طبقه ي حاكم آن است .) ( لوك فرتر ، 1387، 111)
آلتوسر دستگاه هاي دولت را به دو دسته ي اجباردولت و ايدئولوژيك دولت تقسيم مي كند. به عقيده ي وي در كنار دستگاه هاي اجبار دولت كه عملكرد و اهداف تا حدود زيادي واضح و روشن دارند؛ دستگاه هاي ايدئولوژيك دولت قرار دارند كه اهداف اصلي آنها كه همانا بازتوليد نظام حاكم است در لايه هاي زيرين برنامه هايشان پنهان و مستتر مي باشد .
به عقيده ي وي مدارس و خانواده از مهم ترين نهادهاي ايدئولوژيك دولت هستند و مي افزايد : « مي -توان گفت در جوامع سرمايه داري توسعه يافته ، زوج مدرسه /خانواده جايگزين زوج كليسا /خانواده به عنوان گروه مسلط نهادهاي ايدئولوژيك شده است . » (فرتر ، 1387، 119)
البته دركشور ما نقش نهاد هاي مذهبي همچنان پررنگ است. با فعّاليّت اين دستگاه ها هر فردي تحت لواي ايدئولوژي به شكلي تربيت مي شود كه براي ايفاي نقش خود در جامعه مناسب باشد .
هرچند طبق آنچه آلتوسر مي گويد ، نقش عاملان انساني به حداقل كاهش مي يابد و بسياري به همين دليل منتقد نظريه ي وي شده اند؛ اما در اينكه نظام سلطه و قدرت ، اقدام به ارائه ي ايدئولوژيك اهداف خود ، به شكلي پنهان ، توسط نهادهايش ، به قصد بازتوليد خود مي كند ، امري مورد توافق است .
آلتوسر مهم ترين نقش را در بازتوليد ايدئولوژي حاكم به مدرسه و نظام آموزشي مي دهد و نظام آموزشي نيز بيشتر از متون مورد استفاده ، اقدام به اين كار مي كند . باليبار و ماشري در تاييد نظر آلتوسر « بر اين باورند كه در دستگاه ايدئولوژيك آموزشي ، ادبيات به منزله ي ابزاري عمل مي كند كه ايدئولوژي غالب از طريق آن بازتوليد مي شود . » (فرتر ، 1387، 175) ايگلتون نيز مي گويد : « متن ادبي توليد كننده ي ماده ي خام گفتمان ايدئولوژيك است . » ( فرتر ، 1387، 177)

نقش مدرسه و كتاب هاي درسي در شكل گيري ذهنيت ها
آموزش و پرورش ، « ساخت و كار رسمي جامعه براي حفظ و انتقال فرهنگ و مترادف با مفهوم جامعه پذيري يا اجتماعي كردن است . » (علاقه بند، 1382، 48) به عقيده ي علاقه بند :((كار كردهاي آموزش و پرورش در چندين بخش شامل انتقال فرهنگ ، جامعه پذيري ، گزينش و تخصيص ، نظارت اجتماعي، يگانگي اجتماعي ، نوآوري و تغيير ، پرورش و رشد شخصي ، كاركرد سرمايه گذاري و پرورش سياسي مي باشد . آماده سازي دانش آموزان براي زندگي در جامعه، توسط آموزش و پرورش از طريق ياددهي مهارت هاي اساسي ، ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي و قواعد اخلاقي است .جامعه پذيري بر اين واقعيت استوار است كه انسان به صورت شخص زاده نمي شود ، بلكه از طريق پرورش و آموزشِ اجتماعي به يك شخص تبديل مي شود .
آموزش و پرورش با القاي ارزشهاي وفا داري به نهادهاي جامعه ، به عنوان ساز و كار كنترل اجتماعي عمل مي كند.فرض براين است كه افراد با جذب و دروني كردن ارزشهاي جامعه به كنترل خود پرداخته و حامي نظم اجتماعي موجود مي شوند. همچنين آموزش و پرورش به همگون سازي گروههاي اجتماعي ، تحت تاثير آرمان ها و ارزش هاي مشترك پرداخته و سعي در يگانه و يكپارچه كردن جامعه، از طريق توسعه و تقويت فرهنگ و هويت مشترك دارد .
آموزش و پرورش رسمي ، چه آشكار و چه نهان ، در برنامه ها و كتب درسي خود ، متضمن اهداف پرورش سياسي است . موضوع هايي نظير ايدئولوژي ، نظام سياسي ، اطاعت از اقتدار سياسي ، شرايط شهروندي ، لزوم وفاداري و وظيفه شناسي ملي و…. به اشكال و صور گوناگون در برنامه هاي تحصيلي مقاطع مختلف موجود بوده وبر اهداف سياسي دلالت مي كنند . ))(علاقه بند ، 1382، 87-77 )
از بزرگترين و اولين انديشمنداني كه به تحليل آموزش و پرورش پرداخت اميل دوركيم بود . « ازنظر وي آموزش و پرورش فعّاليّتي است كه نسل بالغ در باره ي نسلي كه هنوز براي حيات اجتماعي نارس است ، به جاي مي آورد . (مهدوي ، 1341، 145) » ( علاقه بند ، 1382، 165)
به عقيده ي وي در جامعه ي ارگانيكي جديد ، آموزش و پرورشِ نسل جديد بر عهده ي نهادي با نام آموزش و پرورش قرار مي گيرد كه مسئو ليت كنترل ، هدايت و هدف گذاري اين نهاد نيز با دولت است . آموزش و پرورش نقش انسجام بخشي و ايجاد همبستگي در ساختار جامعه را دارد . ( علاقه بند، 1382، 174-164)
در مقابلِ افرادي مانند دوركيم كه آموزش و پرورش رسمي را نياز جامعه ي نوين مي دانند ؛ كساني چون ايليچ نيز وجود دارند كه منتقد سر سخت آنند . (( ايليچ معتقد بود كه مدارس با ساختار و عملكرد موجودشان ، نقشي جز نهادي كردن نابرابري هاي اجتماعي ندارند….. مدرسه براي ايفاي چهار وظيفه ي اصلي توسعه پيدا كرده است ؛ مواظبت اجباري ، توزيع مردم به نقش هاي شغلي ، يادگيري ارزش هاي مسلط و كسب دانش و مهارت هاي مورد پسند اجتماعي .
ما بي آنكه فكر كرده باشيم ؛ سه اصل را به عنوان اصول بديهي پذيرفته ايم ؛ اول، بچه ها بايد به مدرسه بروند . دوم ، بچه ها در مدرسه چيز ياد مي گيرند و سوم ، مدرسه تنها جايي است كه مي تواند آموزش دهدو اين منتهاي نا خود آگاهي يا اوج مسموميت توسط ايدئولوژيِ مدرسه است .
كار مدرسه فروش برنامه هاي درسي بسته بندي شده است . آموختن دانش بهانه اي بيش نيست . هدف اصلي توليد افرادي است كه به درد جامعه بخورند؛ يعني نهاد هاي مستقر را ابدي كنند. )) (علاقه- بند ، 1382 ، 188-186)
« نظام هاي آموزشي نه تنها انتقال نابرابري هاي اجتماعي را كاهش نمي دهند ، بلكه مهم ترين مكانيسم ، براي حفظ نابرابري هاي اجتماعي هستند . بدين سان تاكيد بر فهم آموزش به عنوان وسيله اي براي كاهش نابرابري هاي اجتماعي جاي خود را به مكانيسمي مي دهد كه نابرابري و امتيازات را استحكام مي بخشد .» (ماركز و مك ميلان ،2003)(زنجاني زاده ،6 138، 61)
استفاني گرت نيز معتقد است : «مدارس و نهادهاي ديگر ، عامدانه با ترغيب فعالانه ي مردان به ستيزه- جويي و رقابت طلبي و تشويق زنان به فرمانبري و كنش پذيري ، تفاوت هاي جنسيتي را تشديد مي- كنند . » ( زنجاني زاده ، 1386، 61)
« به گفته ي فمنيست ها دختران علاوه بر آنكه در نظام آموزشي ، امتيازات كم تري دارند ؛ فرو دستي و تسليم شدن به ايدئولوژي هاي مسلطِ مردانگي و زنانگي را نيز در همين نظام مي آموزند. (آبوت/والاس ،1387 ،80)
« در مدرسه ظرفيت هاي انساني و ذهنيت دانش آموزان به گونه اي دستكاري مي شود ؛ تا افراد به كسب خصايص اخلاقي خاصي ترغيب شوند. از اين حيث در نهادهاي آموزشي به معناي عام و مدرسه به معناي خاص ، نوعي فعاليت سياسي جريان دارد كه منجر به تكوين شكل خاصي از تجربه ي انساني مي شود . » (رضايي،1384، 35)
از نظر رضايي « مدرسه ها در صورتي قادر به بازتوليد ارزش هاي مورد نظر خود هستند كه خانواده نيز در روندي مشابه ، ذهنيت دانش آموزان را شكل دهد . » ( رضايي، 1384، 34)
اما « در ايران مدرسه ، نظامي كاملاً ايدئولوژيك محسوب مي شود . نخست آنكه مجموعه اي از تصورات ، مفاهيم و قضايايي را در بر مي گيرد كه چارچوب هاي لازم براي تفسير ، فهم و معنا دهي به برخي از جنبه هاي حيات اجتماعي را فراهم مي سازد. دوم ، نظام مدرسه نه فقط به واسطه ي باورهايي خاص بلكه از رهگذر تلاش هاي عملي براي نهادينه ساختنِ آن باورها نيز متمايز مي شود . كاركرد چنين تلاشي حفظ برخي روابط و مناسبات موجود قدرت است. مجموعه ي مفاهيم و باورها درنظام آموزش و پرورش به روشني درصدد حاكم ساختن مناسبات خاصي است. بار ايدئولوژيك اين مفاهيم آنقدر روشن و واضح اند كه پيش فرض برخي تعاريفِ ايدئولوژي مبني بر پنهان كاري و فريب موجود در ايدئولوژي را نقض مي كند . » (رضايي، 1384، 125)
گرچه همان گونه كه رضايي نشان مي دهد ؛ مقاصد ايدئولوژيك مذهبي در نظام آموزش و پرورش ايران روشن و واضح اند ؛ اما رمزگان جنسيتي در لايه هاي زيرين انديشه هاي ايدئولوژيك

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع عادت واره، رفتار انسان، صاحب نظران Next Entries دانلود تحقیق با موضوع تحلیل محتوای کیفی، تحلیل محتوا، پرسش نامه، روش پژوهش