دانلود تحقیق با موضوع آق قویونلو، دولت صفوی، اوزون حسن، عثمانی ها

دانلود پایان نامه ارشد

اهل سنت و جماعت بوده‌است12.
خاندان صفوی احتمالا از شیخ جنید به بعد ادعای سیاست کردند و خود را از اولاد حضرت علی (ع) برآوردند. منابع مختلفی در دست داریم که روشن میشود از زمان شیخ جنید و شیخ حیدر اکثریت ایرانیان مذهب سنی داشتند13.
2-2- عناصر تشکیل دهنده
عناصر تشکیل دهنده دولت صفوی ترکان آناطولی بودند و این عناصر به هیچ وجه مناسبتی با ترکان آق قویونلوها نداشته اند و از ترکان مرکز و جنوب آناطولی بودند که با اسم قزلباش و با معتقدات شیعی از عناصر تشکیل دهنده دولت صفوی به شمار می رفتند14. اساس تشکیل دولت صفوی با الهام از آق قویونلوها نهاده شده و در بسیاری از مسایل از جغتایی ها استفاده کرده اند15. مثلا تقویم دوازده حیوانی ترکان و مخصوصا در تشکیلات نظامی یعنی اصلاحات : قورچیان . اون باشی . یوز باشی . مین باشی . و بسیاری از این اصلاحات را از جغتای گرفتند و اگر رواج ادبیات جغتایی را در زمان صفویان بر این امر اضافه کرد و دولت صفوی را احیا کننده امپراطوری ایلخانان بدانیم سخنی به گذاف نگفته ایم به طوری که میدانیم هیچ سند و نوشته ای هیچ سند و نوشته ای به زبان ترکی از دیوان سلجوقیان ایران در دست نیست در دوران شاه اسماعیل شاهد مکاتب بسیاری به زبان ترکی در دیوان رسایل صفوی هستیم16.
ترکان ایران زمان صفویه نسبت به گذشته با تراکم بسیار زیاد جمعیت در یک منطقه سکونت گزیدند علت این امر تشکیل دولت صفوی و مهاجرت دسته جمعی ترکان از آسیای صغیر به ایران می باشد که این مهاجرت بیش از یک قرن طول کشید حتی تا اوایل قرن هجده میلادی نیز ما اسناد و مدارکی از مهاجرت این قبایل به ایران در دست داریم17.
مهاجرت ترکان آناطولی با حمله حاکم مغول دیار بکر به نام علی پاشا در سال 1336 م. آغاز میگردد. در زمان سلطنت شیخ حسن جلایری والی کل آناطولی جمعیت زیادی از ترک و مغول از جمله شیخ حسن چوپانی و امیر تاش از آناطولی مرکزی به ایران صورت گرفت تا قرن 15م. این مهاجرت ها ادامه داشت تا اینکه قراقویونلوها و آق وقویونلوها نیز به ایران مهاجرت کردند18.
یکی از مهمترین عوامل وابستگی ترکان آناطولی به طریقت صفوی شیخ جنید بود. شیخ جنید برای زیارت مقبره اجدادی به اردبیل بازگشت اما اکثر مریدانش که در بیرون شهر خیمه زده بودند موجب ترس و توهم جهانشاه قراقیونلو و عموی خود شیخ جعفر شدند و چون شیخ جنید بر سر مقام شیخی عموی خود شیخ جعفر و جهانشاه را بر ضد خویش متحد میدید به مجادله بر خواست ولی به علت عدم موفقیت مجبور به ترک اردبیل گردید و به آناطولی رفت و به ازون حسن سر کرده آق قویونلوها پیوست. ازون حسن خواهر خود خدیجه بیگم را به عقد شیخ جنید درآورد و به او اجازه داد تا در قلمرو آق قویونلوها از جانب خود خلفایی برای نشر دعوت و تعلیم طریقت صفوی گسیل دارد19. شیخ جنید به قصد جهاد با کفار چرکس عازم قفقاز شد، در این میان با شیرون شاه وارد جنگ شد و کشته شد. یک ماه بعد از مرگ وی پسرش شیخ حیدر به دنیا آمد و در دامان دایی خود ازون حسن رشد و پرورش یافت. به دنبال کشته شدن جهانشاه به دست ازون حسن در کنار این فاتح جدید آذربایجان و تحت حمایت او وارد اردبیل شد در حالی که سن وی هنوز به ده سال نرسیده بود. بر وفق سنت معمول پیروان خویش به تشویق تایید آنها پبه عنوان مرشد کامل و صوفی اعظم امور بقعه و خانقاه صفوی را شیخ جعفر تحویل گرفت. اوزون حسن دختر خود مارتا را به عقد شیخ حیدرخواهرزاده محبوب خود در آورد20.
اوزون حسن درراه بازگشت جنگ تفلیس در سال 881 ه ق. درگذشت. به دنبال مرگ ازون حسن شیخ جوان علی رغم از دست دادن حمایت امیران آق قیونلو برای انتقام از مرگ پدر به ولایت شیروان به فکر جهاد با طوایف چرکس رفت. شیخ که مرگ ازون حسن او را توقع کمک مایوس کرد برای از سرگیری جنگ مقدس خویش به تدارک اسلحه و تنظیم سپاه پرداخت . بقعه شیخ صفی تبدیل به نوعی زرادخانه شد. خود شیخ به ساختن زره و شمشیر و نیزه دست زد. لباس متحد شکل صوفیانه ای به رنگ کبود برای سپاهیان طرح کرد. از جمله شامل کلاه دوازده ترکی به شکل تاج و رنگ سرخ که اشاره به تعداد امامان شیعه صورت تاج مظهری از سلطنت شیعه و رنگ سرخ آن نشانه ای از خونخواهی از اهل سنت بود. به این پیروان سرخ کلاهان یا قزلباشان میگفتند. این قزلباشان شامل قبایل روملو، استاجلو، بهارلو، موصلو، تکلو، افشار، قاجار، ذوالقدر، بیات، شیخاوند، طوایف عشایر بزرگ و کوچک طوایف تاجیک از کرد و طالش بود. شیخ توانست اسباب خروج دین حق را با اقدام به غزوه کفار چرکس دنبال کند و طی دو جنگ در چهار سال توانست غنایم و اسیران زیادی به اردبیل بیاورد. در لشکر کشی بعدی وی حمله انتقام جویانه به ولایت شیروان برای انتقام از خون پدر از فرخ یسار شیروان شاه بازستاند. فرخ یسار که پدرزن یعقوب بیگ آق قویونلو بود برای دفع این حمله از او یاری خواست. یعقوب هم که نیز برادرزن شیخ حیدر و پسردایی او بود آنچه شیخ زاده انتظار داشت برآورده نشد و به کمک شیروان شاه لشکر فرستاد و در این نبرد سرنوشت ساز بین سپاه قزلباشان با قوای متحد شیروان شاه و آق قویونلوها رخ داد شیخ حیدر کشته شد. یعقوب بیگ فرمانده قوا سر شیخ حیدر را به تبریز آورد و در شهر به دار آویخت. فرزندان خردسال او سلطان علی ابراهیم میرزا و اسماعیل میرزا همراه با مادرشان که خواهر یعقوب بیگ بود به استخر تبعید شدند و حدود چهار سال و نیم در آنجا زندانی بودند تا اینکه یعقوب بیگ وفات یافت و نبردی بر سر جانشینی او در قبایل آق قویونلوها در گرفت سرانجام رستم بیگ نوه ازون حسن سلطنت را بر دست گرفت21. وی برای مقابله با دشمن خود بایسنغر فرزند یعقوب بیگ به منظور استفاده از مریدان، فرزندان شیخ حیدر را آزاد کرد. رستم بیگ بایسنغر را شکست داد و گرفتار خطر جدی تر یعنی سلطان علی شد اما با کمک فرماندهی یکی از امیران کاردان خود بنام آبیه سلطان توانست به راحتی شیخ جوان صفوی را از بین برد.
کشته شدن این سه نفر از خاندان صفوی نه تنها معنویات مریدان را متزلزل نکرد بلکه بر عکس روح مبارزه جویی آنها را تشدید نمود، به این سبب اسماعیل و ابراهیم را در شهر اردبیل و در محله آناطولی ها در منزل زنی به نام ویا از قبیله ذوالقدر مخفی کردند. اسماعیل فقط شش سال داشت و در جریان مخفی شدن شاه اسماعیل صفوی در اردبیل، زنی از قبیله ی ذوالقدر او را پناه داده بود که بعد آن زن دستگیر می شود و توسط آق قویونلوها کشته می شود22. واله ی اصفهانی در این باره می گوید: «بعد از آن، آن گوهر والا را به صوابدید خاتون عظمی شاه پاشا، آبه نام عورتی از طایفه ی ذوالقدر که در ایام رضاع خدمتکار آن گوهر خورشید شعاع بود به خانه ی خود که در محل رومیان اردبیل بود برده چند روزی نگاه داشت و از بیم آنکه مبادا پرتو آن آفتاب و نور آن چراغ از روی آن خانه سر به دری پیش گیرد و غمازان خبردار شوند آن در شاهواره را به جوار مسجد جامع اردبیل به گنبدی که به مقبره الله ویرمیش آقا اشتهار دارد نقل نموده، چند روز نیز در آنجا لوازم حفظ و حراست به تقدیم رسانید23. و پس از مخفی شدن اسماعیل در خانه ی هوادارانش وی به گیلان می رود تا از شر رستم آق قویونلوها در امان بماند و از آنجا بود که اسماعیل پیش کار کیا میرزا علی رفت24. سلطان آق قویونلوها در اردبیل سخت در جست و جوی فرزندان شیخ حیدر بودند. در این شرایط تنی چند از مریدان نزدیک این خاندان مانند حسن بیگ شاملو و ابدال بیگ ذوالقدر و گوک علی اهل آناطولی از ترس دستگیری آنها را به گیلان فرار دادند. اسماعیل حدود شش سال در گیلان ماند. در این مدت هیچ وقت از سوی صوفیان فراموش نشد و حتی مریدان بسیاری با اوردن هدایا و نذورات پیش مرشد خود میرفتند. چرخ زمان نیز به نفع اسماعیل در حرکت بود و نزاع خونین برای تصاحب سلطنت در میان فرزندان آق قویونلوها شروع شد. خارج شدن اسماعیل از گیلان با موقعیت سیاسی زمان متناسب بود. اسماعیل با کمک حسین بیگ شاملو، ابدال بیگ ذوالقدر، خادم بیگ، رستم بیگ، بیرام بیگ قرا پیری، ایغوت بیگ و حسن روملو از منطقه دیلم به طارم و از طارم به خلخال و از خلخال به اردبیل آمد و سپس به آناطولی رفت که باعث خوشحالی عمیقی بین هوادارانش شد. این شادی به حدی بود که یکی از جوانان ذوالقدر به محض شنیدن دعوت شاه اسماعیل از رفتن به حجله عروسی خود منصرف شد و به او پیوست. در آناطولی ترکان زیادی از قبایل استاجلو، شاملو، روملو، تکلو، ذوالقدر ها، مردم ناحیه قرامان و ورساق ها به او ملحق شدند 25.
به قول از فاروق سومر اگر ترکان و قزلباشان آناطولی نبودند شکل گیری فکر و مداخله در افکار شیوخ اردبیل خطور نمیکرد.26
2-3- ساختار اداری وتشکیلات حکومتی صفویه
با آغاز حکومت صفویه کشور ایران بدنبال یک دوره کشمکشهای داخلی و جنگ میان حکومت های محلی مستقل و نیمه مستقل دارای حکومتی واحد و یکپارچه با سرزمینی گسترده شد که در سایه آن وحدت ملی و مذهبی میان مردم ایجاد گردید. چنین حکومتی در ایران پس از اسلام بی سابقه بود. صفویان توانستند با وحدت میان عناصر دوگانه ترک قزلباشان و ایرانی تاجیک کشوری کاملا مستقل در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایجاد کنند و برای مدتی بیش از دویست سال وحدت و تمامیت ارضی خود را حفظ کنند. هینتیس میگوید: «درآن زمان که در سرزمین های اسلامی وجود وطن درخارج از مذهب نا متصور بود مذهب تشیع خود جای مفهوم ملت را گرفت. زیرا که تشیع قزلباشان را سخت به هم پیوست و متحد کرد و آنان را از هم نژادان خود که زیر سلطه عثمانی ها بودند متمایز و مشخص نموده. سپس اضافه میکند پس از نبرد چالدران در920 ه.ق که ایرانیان از عثمانی ها شکست خوردند قزلباشان بصورت قطعی در نجد ایران مستقل شدند. آنها نیز مانند اهالی و سکنه قدیمی بومی این دیار که به آنها تاجیک میگفتند ایرانی شدند. این تاجیک ها از قرن های پیش زیر سلطه قبایل ترک بسر می بردند و حال دیگر با قزلباشان مذهبی واحد و فرمانروایی واحد داشتند. بزودی صفویه و هوادارانش آنها را محافظ طبیعی خود انگاشتند. زیر فرمانروایی آنها با مفهومی جدید از ملیت ایرانی دست یافتند که بدون تمایزات نژادی مبتنی و متکی بر مذهب شیعه بود.27»
بطور کلی مملکت صفویه از ابتدا بوسیله امراء که بخش عمده مقامات و مناصب را به خود اختصاص داده بودند اداره میشد و این امرا بر دو نوع بودند که به امراء دولتخانه و امراء غیر دولتخانه تقسیم می شدند. امراء غیر از دولتخانه یا امراء سرحد را به گفته میرزا سمیعا، اول ولات، دوم بیگلر بیگی، سوم خوانین و چهارم سلاطین تشکیل می دادند.28 از لحاظ رتبه و مقام، ولات در منصب خود بالا تر از بیگلر بیگی و بیگلر بیگی بالاتر از خوانین و خوانین در راس سلاطین قرار داشتند. در نواحی تحت نفوذ هر بیگلر بیگی حاکمی که منصوب می شدند تحت فرمان و نفوذ وی بودند و عزل و نصب حکام آن ناحیه بر عهده بیگلر بیگی بود. اما سلاطین در هر ناحیه یا سرحد تابع خوانین همان سر حد بودند. والیان نیز چهار نفر بودند اول والی عربستان، دوم والی لرستان، سوم والی گرجستان شامل کارتیل و کاخت و تفلیس و چهارم والی کردستان بود. نوع دوم امرا دولتخانه بودند که تعداد آنها چهار نفر و به ارکان دولت قاهی مشهور بودند و این امراء شامل قورچی باشی، قوللر، آقاسی، ایشیک، آقاسی باشی و تفنگچی آقاسی میشدند29.
2-4- تقسیم بندی امرا
در دوره صفوی امرا به دو دسته تقسیم میشدند :
1. امرای دولتخانه ای
2. امرای غیر دولت خانه ای (امرای سرحدات )که امرای سر حدات خود مشتمل چهار گروه بودند:
والی ها: از میان امرای سرحدوالی بالاترین مقام را داشت و در سراسر کشور شمار آنان از چهار تن تجاوز نمیکرد و همگی از خاندانهای قدیم و دارای حکومت های موروثی بودند آنان در عین تابعیت از دولت صفوی در بعضی از امور اختیارات قابل توجهی داشتند عایدات مالیاتی آنها در بودجه کشور محاسبه نمی شد آنان سالیانه پیشکش ها و هدایای برای شاه میفرستاند و در صورت لزوم تعدادی سپاهی به پایتخت گسیل می دادند. خوزستان، لرستان، گرجستان و کردستان در

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع دولت صفوی، شاه طهماسب، سازمان اداری، منابع تاریخی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه عباس اول، سلسله مراتب، ساختار اداری، دولت صفوی