دانلود تحقیق با موضوع آق قویونلو، دوره صفوی، شاه طهماسب، شاه عباس اول

دانلود پایان نامه ارشد

اسم اصلی این امیر امت بوده و به دستور شاه اسماعیل به قتل رسید100.
3-2-6- چیچکلو : این اوبه شاخه ای از قبیله ی چیچکلوی ساکن بغازیان بوده است و شاه اسماعیل پس از قتل خلیل سلطان ایالت فارس را به عزالدین رئیس این اوبه واگذار نمود101.
3-2-7- جاموسلو : پس از وفات علی سلطان ایالت فارس در سال 931ه.ق به حمزه سلطان از این اوبه واگذار گردید.102
3-2-8-شادی بگلو : اولین امیر از این اوبه محمد خان والی شیراز بوده است. شاه اسماعیل دوم این امیر را از مقام خود عزل و به جایش ولی خان قلقانچی اوغلی را منصوب کرد. در سال 995 ه.ق مقام بیگلر بیگی فارس به علی خان شادی بگلو واگذار گردید اما علی خان در همان سال به دست فامیل خود مهدی قلی خان به قتل رسید. طهماسبقلی سلطان فرزند علی خان به سمت والی دارابگرد تعیین گردید و بیگلر بیگی مهدی قلی خان نیز در فارس تایید نگردید103.
3-3- استقرارخاندان ذوالقدر درایالت فارس
ایالت بزرگ فارس در دوره صفوی مهم ترین محل استقرار طوایف ذوالقدر در ایران پس از روي كار آمدن این خاندان بود. به نوشته منابع تاریخ صفوی خاندان ذوالقدر به همراه دیگر قزلباشان در زمان لشکرکشی شاه اسماعیل به فارس نقش مهمی درحمایت از وی ایفا نمودند. شاه اسماعیل به پاداش حمایت طایفه ذوالقدر از صفویان ایالت فارس را تیول ایشان قرارداد و سپس اداره امور این ایالت مهم جنوبی در اختیار ایشان قرار گرفت .
با بررسی منابع انجام شده می توان نتیجه گرفت که حکام ذوالقدر توانستند، حدود یک قرن از زمان شاه اسماعیل اول تا اوایل سلطنت شاه عباس اول همهی امور ایالت فارس را در کنترل خود قرار دهند وحکومتی مستبدانه در این ایالت برقرار نمایند و پس از آن نیز تا پایان دوره صفوی در تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی این ایالت کم و بیش تاثیر داشتند.
منصب مهرداری صفویان که از مقامات مهم درباری و مورد اعتماد پادشاه بود ، به طور سنتی وموروثی در اختیار خاندان ذوالقدر قرار داشت. در تمام دوران حکومت خاندان ذوالقدر برفارس سپاهیان ایالت فارس که توسط برخی مورخان به نام لشکر غازیان ذوالقدر نامیده شده اند104، در نبردهای شاهان صفوی با عثمانی ها نقش مهمی ایفا نموده اند. ذوالقدرها درزمان شاه طهماسب در زمره مطیع ترین ایلات نسبت به خاندان صفوی بودند. درهنگام مرگ شاه عباس( 1038 ه.ق) شش امیر از طوایف ذوالقدر در دربارصفوی صاحب منصب بودند که نشان می دهد ذوالقدرها پس از شاملوها مقام دوم در دربار شاه عباس داشته اند105.
در این دوره برخی امرای ذوالقدر درایالت فارس صاحب اقطاع بوده اند. و خاندان ذوالقدر تا پایان سلطنت شاه طهماسب اول کاملا مطیع وتابع حکومت صفوی بودند اما از زمان شاه اسماعیل دوم به بعد تدریجا در مقابل سیاستهای خاندان صفوی به مقابله ومبارزه برخاستند ودر مواردی حتی حاکم منصوب دربار صفوی در زمان شاه محمد خدابنده را به قتل رساندند. سرانجام اوج این مقابله در دوران شاه عباس اول بود که برافراشتن پرچم استقلال طلبی حاکم ذوالقدر فارس، منجر به لشکر کشی پادشاه صفوی به فارس و برانداختن حکومت خاندان ذوالقدر از ایالت فارس گردید.
3-4- شورش علاءالدوله ذوالقدر
یکی از رهبران مهم قبیله ذوالقدر در آغاز اقتدارصفویان علاءالدوله ذوالقدر نام داشت که در مقابله و رویارویی با شاه اسماعیل نقش زیادی ایفا نمود. در این زمان علاءالدوله ذوالقدر به سبب مهاجرت جمع زیادی از افراد تحت حاکمیت خود به نزد اسماعیل دچار مشکلات فراوانی شده بود. از مناطق تحت نفوذ ذوالقدرها غیر از مناطق ماراش، البستان، خرپوت، منطقه پنارباشی و از همه مهمتر بوزوق106 تنها بعضی مناطق وابسته به نواحی شمال سیواس و قیصریه در قلمرو علاءالدوله قرار داشت. (جدا از تاتارهای سیاه، گامهای اولیه به سوی زندگی یکجانشینی در زمان او و پسرش شاهرخ بیگ ذوالقدر و از منطقه بوزوق برداشته شد. گذشته از این اکثر همراهان اسماعیل را از اهالی منطقه بوزوق می بینیم)107.
بر اساس منابع های تاریخی لشکر کشی شاه اسماعیل در بهار 907ه.ق به ارزنجان و آلاداغ و سارویه به خاطر علاءالدوله ذوالقدر بوده و یکی از دلائل این لشکر کشی مانع شدن او از رفتن قزلباشان مقیم مناطق تحت نفوذ او به ایران بوده است108.
به نوشتهی فاروق سومر، علت این کار را توبیخ و به نمایش گذاردن سفیر اسماعیل به وسیله علاءالدوله بود. در واقع سفیر اسماعیل اوغلان امت استاجلو را در دریاچه ای به نام کوزگول حبس نموده بود و بعضی از مورخین عثمانی علت را موافقت نکردن علاءالدوله با ازدواج دخترش بنلو خاتون با شاه اسماعیل میدانند. بدین ترتیب شاه اسماعیل در سال 913ه.ق به علاءالدوله حمله کرد. شاه اسماعیل برای حمله به مناطق ذوالقدرها راه ازروم و ارزنجان را انتخاب کرد. حاکم صفوی برای رفتن به این مناطق میبایستی از بایزید دوم امپراطور عثمانی کسب اجازه کند و بایزید شرط شاه اسماعیل را قبول کرد به شرط اینکه هنگام عبور از خاک عثمانی زیانی به کسی نرسد109.
علاءالدوله سعی کرد مناطق خود را در مقابل سپاهیان شاه اسماعیل حفظ کند و با پناه گرفتن در مناطق صعب العبور کوه درنا از مملوکان و عثمانی ها تقاضای کمک کرده باشد. قزلباشان تمام مناطق را تخریب و غارت کردند و ذوالقدر ها با وضع پریشانی به اطراف پراکنده شدند. شاه اسماعیل به علت فرا رسیدن زمستان منطقه ذوالقدر ها را ترک کرد و در راه برگشت ناحیه خرپوت متعلق به ذوالقدر ها را فتح کرد110.
امیر بیگ موصللو حاکم دیار بکر، بر اساس دعوت شاه اسماعیل به او پیوست و مقام مهرداری را به او اعطا کرد و محمد خان استاجلو را به سمت حاکم دیار بکر تعیین کرد111. وی با وجود نیروی کم بعضی امرا را دستگیر کرد و به تبریز فرستاد. از طرفی دیگر نیز سپاه علاءالدوله را که به فرماندهی پسرانش قاسم ذوالقدر ملقب به ساروقپلان و دیگری اردوانه ذوالقدر بود مغلوب ساخت و پس از دستگیری به قتل رسیدند و بسیاری از امرای ذوالقدر در میدان نبرد کشته شدند. محمد خان استاجلو دومین موفقیت خود را در مقابل نیروهای ذوالقدر کسب نمود. در راس سپاه ذوالقدر فرزندان دیگرعلاءالدوله، شاهرخ ذوالقدر والی بوزوق و احمد بیگ ذوالقدر قرار داشتند. آنان مانند دیگر برادرانشان به قتل رسیدند. محمد بیگ و علی بیگ فرزندان شاهرخ نیز به نزد شاه اسماعیل فرستاده شدند. سلطان صفوی فرزندان شاهرخ ذوالقدر را آزاد کرد و به آنها مقام امیری داد112. بعد ها دولت عثمانی نیز بعد علاءالدوله تلاش برای جلوگیری از مهاجرت اتباع خود به ایران کرد که شاه اسماعیل طی نامه ای از بایزید از او خواست مشتاقان زیارتگاه اجدادش را از آمدن به ایران محروم نکند. بایزید نیز در جواب وی گفت که اگر تعهد دهند که برگردند مانع آنها نشود113.

فصل چهارم
موقعیت خاندان ذوالقدر
در
دوره شاه اسماعیل اول

4-1- اقدامات شاه اسماعیل برای تثبیت حکومت
همان گونه که بیان شد گروههایی از طوایف و حکام ناحیه آسیای صغیر پیش از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل درمقابل او قدعلم کرده بودند. به همین دلیل نخستین هدف شاه اسماعیل پس از کسب قدرت مقابله با ایشان و ازمیان برداشتن آنها بود.
دراین راستا شاه اسماعیل به کمک قزلباشان با برای دستیابی به اولین هدف خود به شیروان رفت تا هم انتقام پدر و پدربزرگش را از حاکم شیروان بگیرد و هم نیاز اقتصادی خود و اطرافیانش را تامین سازد. وی پس از شکست شیروان شاه عازم فتح قلعه گلستان شد. قبل از آن با الوند آق قویونلو در نخجوان در محلی به نام شرور درگیر شد که با کمک قزلباشان از جمله حسین بیگ شاملو ابدال بیگ ذوالقدر الوند آق قویونلو راشکست دادند. پیروزی در جنگ شرور آذربایجان را در اختیارشاه اسماعیل قرار داد. شاه صفوی در تبریز به اسم دوازده امام خطبه خواند و سکه ضرب کرد به این ترتیب دولت صفوی رسما اعلام موجودیت کرد. شاه اسماعیل پس از آن هر کدام از قزلباشان را به سمتی منصوب کرد از جمله حسین بیگ شاملو به سمت بیگلربیگی، ابدال بیگ ذوالقدر را تواجی باشی، ساری بیگ تکلو مهردار، عبدی بیگ شاملو تواجی باشی و دیگران را به سمت حکام ولایات منصوب کرد114.
یکی از اقدامات دیگر شاه اسماعیل پس از کسب قدرت استقرار ذوالقدر ها در ایالت فارس بود که با هدف توسعه قدرتش در نواحی جنوبی صورت پذیرفت، زیرا این ایالت نقش مهمی در تحولات سیاسی اجتماعی این دوران ایفا می نمود. پیش از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل و در دوره آق قویونلوها ایالت فارس و مناطق تابعه آن بسیار جذاب، غنی و ثروتمند بودند و از منابع اصلی نیازهای مالی آنان به شمار میرفت115. مثلا یکی از امرای آق قویونلو به نام خلیل آق قویونلو هنگام رسیدن به سلطنت ازحکام ایالت ثروت خیز فارس خواست که مالیاتی در خور ثروت و آبادانی خویش به وی دهد116.
همچنین تسلط بر ایالت فارس برای تثیت حاکمیت قطعی اسماعیل در ایران و برخورد نهایی با سلطان مراد آق قویونلو حاکم عراقین ( عراق عجم و عراق عرب ) فارس و کرمان الزام آور بود که بالاخره نیز عمل گردید117.
باتوجه به همین عوامل و انگیزه ها بود که شاه در سال 909ه.ق پس از شکست مراد آق قویونلو در همدان وقتی مراد به سمت شیراز فرار کرد شاه اسماعیل برای دفع او عازم فارس شد118. که در این لشکرکشی نیروهای ذوالقدر به فرماندهی الیاس بیگ او را همراهی میکردند. سلطان مراد صحنه نبرد را ترک کرد و به طرف خوزستان فرار کرد و به این ترتیب شیراز مرکز ایالت فارس تحت اداره ی شاه اسماعیل قرار گرفت و به دوران نفوذ سران محلی در ایالات فارس پایان داده شد و از سوی شاه صفوی خاندان ذوالقدر دراین ایالات به حکمرانی برگزیده شدند119.
اسماعیل در سال 909 ه.ق از نزدیکی همان و در محلی به نام آلماقولاغی در مقابل سلطان مراد به موفقیت درخشانی دست یافت و سلطان مراد پس از شکست موفق به فرار گردید. این پیروزی عراق عجم فارس و کرمان را نصیب اسماعیل ساخت پس از فتح شیراز مرکز ایالت فارس به قول عبدی بیگ «خطبای کازرون به علت تسنن ماخوذ و مقتول شدند و ایالت شیراز را به الیاس بیگ مشهور به کچل بیگ حاجیلر ذوالقدر شفقت فرمودند و از آن تاریخ شیراز مقر خاندان ذوالقدر شد».120 همچنین به گفته مولف خلاصه التواریخ شاه اسماعیل «حاکمیت ری را به الیاس خنیسلو، حاکمیت کرمان را محمدخان استاجلو وایالت فارس را به کچل بیگ ذوالقدر مشهور به الیاس بیگ داد»121.
شاه اسماعیل برای رسیدگی به برخی از مصالح مملکتی وارد فارس می شود و پس از آسایش از زحمت سفر برای تفرج خاطر در اوایل زمستان 915ه.ق به دارابجرد مشرف میشود122. به نقل ازمؤلف حبیب السیر: «و چون به عرض خسروگیتی ستان رسید که هر بز و پادزنی را که از کوهستان شبانکاره که ناحیه داراب جزء آن استشکار کنند پادزهر حیوانی کوچک یا بزرگ به اندازه هسته ی خرما تا اندازه خیار بالنگ از شکم آن درآورند پادشاه جام جم عزم شکار فرموده سپاه ظفرپناه اطراف کوهستان و پشته ها را فرا گرفته چند شبانه روز جانوران را از جانب رانده در جایی جمع آوردند و آنگاه پادشاه عالی جاه در میان آنها تاخته به زخم شمشیر وتیر آنچه را خواست از بز پازن گرگ و پلنگ بر خاک هلاکت انداخت. پس امرا و سرداران نزدیک رفته و هر کس به اندازه ای که خواستشکار انداخته و مابقی جانوران را آزاد ساخته. در خلال این حال اخی بیگ والی جزیره هرمز و بندر جرون و فرستاده امیرعلاءالملک حاکم لارستان با عریضه و پیش کش وارد گشته مورد عنایت شدند» و «پادشاه دوست نواز از ناحیه داراب عود به شیراز فرمود و امیر یار احمد اصفهانی که در سلک اشراف انتظام داشت منظور نظر پادشاهی گشته و به منصب جلیل وزارت سرافراز گردید سید شریف شیرازی را به مقام صدارت برگزید»123 و بدین صورت فضلای فارس به مناسبات عالی دست یافتند.
شاه اسماعیل نیز این تغییرات عمده در بافت مذهبی اجتماعی شیراز را بر عهده خاندان ذوالقدر نهاد وآنان نیز با توجه به گرایش های شیعی خود در جهت تثبیت موقعیت شیعیان در فارس اقدام میکردند. .قاضی احمد غفاری

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه عباس اول، سلسله مراتب، ساختار اداری، دولت صفوی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع دوره صفوی، دولت صفوی، منابع تاریخی، سیاست های مذهبی