دانلود تحقیق با موضوع آسیای صغیر، دوره صفوی، امپراطوری عثمانی، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

فکر‌ توسعهی اراضی خاصه افتاد70.
باتوجه به آنچه از منابع ذکر شد میتوان نتیجه گرفت که سیاست تبدیل اراضی ممالیک به خاصه همچنین قدرت‌ سران ایلات قزلباش را که در سیستم ممالیک، عهده ‌دار ادارهی ایالات‌ بودند، به نفع غلامان شاهی که اغلب بعنوان پیشکار و وزیر در سیستم خاصه به کار گرفته می‌شدند کاهش می‌داد و این‌ موضوع، جذابیت این سیاست را‌ برای‌ شاه عباس دو چندان کرد. زیرا او به دنبال راهکارهای مناسب برای محدود کردن قدرت‌ قزلباش‌ ها و تقویت دولت مرکزی بود.
تبدیل اراضی ممالیک به خاصه علی ‌رغم منافعی که در کوتاه‌ مدت داشت، در دراز مدت‌ صدمات‌ جبران ‌ناپذیری را به اقتصاد و توان نظامی حکومت صفوی تحمیل کرد. شاردن از قول برخی از ایرانیان عنوان می‌کند که این کار، علاوه بر این‌که کشور را به لحاظ نظامی تضعیف می‌کند از نظر اقتصادی نیز‌ خساراتی‌ بر کشور‌ وارد می‌آورد، زیرا پولی را که باید در سراسر کشور جریان داشته باشد به صندوق شاه می‌ریزد و این کار‌ به آن می‌ ماند که آن را دوباره در زمین دفن کنند71.
علاوه ‌براین و باتوجه به مطالبی که گفته شد در شیوه ی‌ اداره ی‌ اراضی‌ به روش ممالیک، منافع‌ شخصی حکام، منافعی ارعاب و تعدی بود اما درسیستم خاصه ناظر یا پیشکار شاه، تنها می‌کوشید تا با تحویل ‌‌مبالغ‌ بیشتری به مرکز شغل خود را حفظ کند و از آن ‌جا که او هیچ‌ منافعی‌ در‌ ایالت مورد نظر نداشت، اهمیتی نمی‌داد که فشار مالیاتی موجب تنزل سطح‌ زندگی مردم آن ایالت شود.
تبدیل فارس‌ به خاصه در زمان شاه صفی، خسارت‌ جبران ‌ناپذیری به اقتصاد آن وارد کرد و باعث‌ تنزل جایگاه فارس در ساختار‌ سیاسی، نظامی‌ و اقتصادی دولت صفوی شد، چنان‌که‌ شاردن درباره ی تاثیرات منفی این اقدام بر جمعیت و توان اقتصادی‌ فارس می‌گوید: «هنگامی که پارس حکام داشت(به سیستم ممالیک اداره می‌شد) ارزش آن به اندازه ی یک مملکت بود و شیراز مرکز آن ایالت، بسیار زیبا و ثروتمند و مانند پایتخت یک کشور بود. اما از زمانی که حاکم‌ به پیشکار تبدیل یافت، تا کنون از ساکنان آن80 هزار تن کاسته‌ شده است72.»

فصل سوم
اصل و نسب
خاندان ذوالقدر

3-1- اصل و نسب خاندان ذوالقدر
خاندان ذوالقدر فارس از طوایف ترکمن و ترک نژاد بودند که در زمانهای گذشته ازمناطق آسیای میانه به نواحی آسیای صغیر کوچ نموده بودند ودر این ناحیه مستقرشده بودند. محل استقرار اوليه طوایف ذوالقدر به گفته «نویسنده احسن التواریخ » نواحي البستان و مرعش درحاشیه امپراطوری عثمانی بوده وتعداد اعضای این طوایف هشتادهزار خانوار برآورد شده است73. صاحب جهان آرای عباسی محل سکونت ذوالقدرها را ناحیه دیاربکر در آسیای صغیر دانسته وعلاءالدوله ذوالقدر را حاکم نواحی البستان ومرعش معرفی نموده است74. میرزا حسن فسایی، اصل ذوالقدرها را ازایلات «مملکت روم» (که منظور نواحی امپراطوری عثمانی بوده) دانسته وتعدادآنها رابیشتر از هشتادهزار خانوار نوشته است75. اما فاروق سومر، محل سکونت قبیله ذوالقدر را نواحی قفقاز ، آناطولی وقراباغ می داند ومعتقد است اکثریت این قبیله را شاخه های قبایل ساکن ناحیه یورذق (ایالت یوزقات امروزی ترکیه)تشکیل می دادند. وی به نام هشت «اوبه» (طایفه وخاندان) این قبیله به نامهای قورغلو(قراداغلو)، شمس الدینو، ایمور، حاجیلر، سوکلن ، شیخلو ، جاموسلو و چیچکلو اشاره می کند76.
رهبری قبیله ذوالقدر در زمان شاه اسماعیل اول برعهده علاءالدوله ذوالقدر بوده است که همزمان با روی کار آمدن شاه اسماعیل اول صفوی بر این قبیله حکومت داشته و صاحب عالم آرای صفوی بارها از رهبری او بر هشتاد هزار خانوار یا هشتاد هزار نفر از ذوالقدران یاد کرده است77.
اما خاندان ذوالقدر قبل از رهبری علاءالدوله دارای حکومت محلی بوده اند چنانکه روملو، مولف احسن التواریخ نام سه تن دیگر از سلاطین ذوالقدر که پیش از علاءالدوله حکومت کرده اند را ملک اصلان، ملک سلیمان و ملک ناصرالدین ذکر نموده است78. این موضوع نشان می دهد قبیله ذوالقدر پیش از روی کار آمدن صفویان دارای حکومت نیمه مستقل در نواحی سکونت خود بوده اند. گروه هاي زيادي از طوایف ذوالقدر قبل از به قدرت رسيدن شاه اسماعيل در زمره ملتزمان شيح جنید و شیخ حيدر صفوي قرار داشتند و بعدا با پيوستن به شاه اسماعيل نقش مهمي در به قدرت رساندن صفويان ايفا نمودند.
مهم ترین محل استقرار طوایف ذوالقدر در ایران پس از روي كار آمدن خاندان صفوي ایالت فارس بود. به نوشته مولف عالم آرای عباسی، خاندان ذوالقدر به همراه خاندان قزلباش افشار در زمان لشکرکشی شاه اسماعیل به فارس نقش مهمی درحمایت از وی و پیروزی بر سلطان مراد آق قویونلو ایفا نمودند79. شاه اسماعیل به پاداش حمایت طایفه ذوالقدر از صفویان ایالت فارس را تیول ایشان قرارداد وسپس اداره امور این ایالت مهم جنوبی در اختیار ایشان قرار گرفت. در اکثر منابع صفوی جمعیت قبیله ذوالقدر را هشتاد هزار نفر خانواده و ایشان را از قبایل ساکن نواحی ماراش و بوزوق درآسیای صغیرونواحی آناطولی ذکر کرده اند اکثریت این قبیله را شاخه های قبایل ساکن بوزوق تشکیل می دادند80.
خاندان ذوالقدر با در دست گرفتن قدرت، نزديك به 95 سال (ازسال 909 ه- ق تا اوایل سلطنت شاه عباس اول ) همه امور ایالت فارس را در کنترل خود داشتند و پس از آن نیز تا پایان دوره صفوی در تحولات سیاسی اجتماعی و اقتصادی این ایالت کم و بیش تأثیر داشتند. منصب مهرداری صفویان که از مقامات مهم درباری و مورد اعتماد پادشاه بود81، و به اعتقاد لوئی بلان، برابر با منصب وزیر دادگستری امروز بود82 که به طور سنتی و موروثی در اختیار خاندان ذوالقدر قرار داشت. از بزرگان این خاندان که سمت مهرداری این دوره را عهده دار بودند میتوان به ابراهیم خان ذوالقدر حاکم فارس و محمدقلی بیگ مهردار در دوره شاه طهماسب اول، شاهرخ بیگ ذوالقدر مهردار وشاهقلی خلیفه ذوالقدر حاکم دارابگرد در عهد شاه سلطان محمد خدابنده، اشاره نمود83،
در تمام دوران حکومت خاندان ذوالقدر برفارس سپاهیان ایالت فارس که توسط برخی مورخان به نام لشکر ذوالقدر یا غازیان ذوالقدر نامیده شده اند84 که در نبردهای شاهان صفوی با عثمانی ها نقش مهمی ایفا نموده اند.
شاه اسماعیل اول صفوی چون قوایی مجهز ترتیب داد، در فکر حمله به نواحی مختلف افتاد و نیرویی عظیم از قبایل ذکر شده با او همراه و همدل بودند و هر جایی که فتح می شد غنایم آن به قزلباشان بخشیده می شد85.
در شرح تاسیس دولت اسماعیل صفوی، عناصر ترکمن جایگاه مهمی دارند، مسلما روابط خویشاوندی وی با آق قویونلو در این امر تأثیر داشت اما حداقل به همین اندازه نیز این مساله موثر بود که نیروی نظامی صفویه به پیروان ترکمن که به سرعت تعدادشان افزایش می یافت متکی بود و رهبران قبایل ذخایری بودند که اسماعیل برای مناصب نظامی دربار، در اداره ی حکومت و در نتیجه ادامه فتوحات برای اداره ی ایالات فتح شده به آنان رجوع کرد86.
جنابدی درکتاب روضه الصفویه در مورد نقش ذوالقدرها می گوید: «در آن مقام قشون قشون و فوج فوج از ارباب ادارات از روی اخلاص از دیار شام و ذوالقدر و دیار بکر و دیگر ولایات که پروانجات اشراف به طلب ایشان رفته به تقبیل بساط خلافت مناط استسعاد می یافتند تا هفت هزار سوار نامدار در ظل رایت صفوی آیت، حلقه ی بندگی در گوش و غاشیه ی فرمانبری بر دوش کشیدند87.»
طایفه ی ذوالقدر پس از سقوط سلطنت علاءالدوله از دیاربکر به ایران هجرت کرده و در زمره ی ارادتمندان صفویه در آمدند و در آغاز سلطنت صفوی به هشت قبیله ی معروف تکه لو، شاملو، استاجلو، ذوالقدر، افشار و قاجار و روملو و زنگنه لفظ قزلباش اطلاق می شد اما بعدها لفظ قزلباش عمومیت یافته بر جمیع ایرانیان اطلاق می شد. در ارزنجان و در جنگ شرور بالغ بر 7000 تن از صوفیان متعلق به قبایل استاجلو و شاملو و تکه لو و ذوالقدر و … در کنار شاه اسماعیل گرد آمدند88.
سیوری از شاهقلی خلیفه مهردار و ارادت او نسبت به شاه اسماعیل چنین یاد می کند: «از ثقات صحت شعار خصوصا از شاهقلی خلیفه مهردار، مرویست که در آن والا فرمان همیون به طلب صوفیان ذوالقدر میان آن قوم شرف ورود یافته و به حسب اتفاق شب زفاف یکی از اهل ارادت و اخلاص بوده و چون بر طلب آن قوم اطاع یافته، بی آنکه به خلوت عروس درآید بلا توقف بر مرکب اخلاص نشسته، متوجه درگاه خلایق پناه گردید89.»
3-2- اوبه های خاندان ذوالقدر :
ایالت بزرگ فارس در دوره صفوی مهم ترین محل استقرار طوایف ذوالقدر در ایران پس از روي كار آمدن خاندان صفوي بود. به نوشته منابع تاریخ صفوی خاندان ذوالقدر به همراه دیگر قزلباشان در زمان لشکرکشی شاه اسماعیل به فارس نقش مهمی درحمایت از وی ایفا نمودند. شاه اسماعیل به پاداش حمایت طایفه ذوالقدر از صفویان ایالت فارس را تیول ایشان قرارداد و سپس اداره امور این ایالت مهم جنوبی در اختیار ایشان قرار گرفت.
3-2-1- قورغلو : از اوبه های مهم ذوالقدر میباشد. این اوبه شاخه ای از قبیله ی بزرگ قورغلو منسوب به ایل ذوالقدر در ترکیه میباشد. خود قبیله اصلی قورغلو در آناطولی به صورت شاخه های مختلف در نواحی مارش قدیرلی وینی ایل به زندگی خود ادامه میداد. از امرای قورغلوی ساکن ایران علیقلی سلطان ساکن قم است که علی قلی خان استاجلو او را به علت کمک و فداکاری بیش از حد به شاه عباس نصایح زیادی کرد که علیقلی سلطان به نصایح او توجه ننمود. او حتی به اندرز بیگ ها و صوفی های ذوالقدر می گفت (جوانمرد میمیرد لیکن اسمش باقی میماند). علیقلی خان پس از به تخت نشستن شاه عباس به حضور او آمده و از طرف شاه به مقام مهرداری رسید ولی طولی نکشید که به اتفاق سایر امراء به علت شرکت در توطعه ای بر علیه مرشد قلی خان به قتل رسید.90 به هنگام مرگ شاه عباس دو امیر از این اوبه را دردستگاه میبینیم: یکی ابراهیم سلطان والی سرخس و دیگری درگاه قلی سلطان نوه شاهقلی خلیفه مهردار که در فارس اقطاع داشت91.
3-2-1- سوکلن : مسکن سوکلن ها منطقه بورزوق بوده است و شاخه ی اصلی در آنجا سکونت داشت. مسکن سوکلن ها در بوزوق در حوالی آق داغ بوده است.92 سوکلن ها نام خود را از اسم یکی از بیگ های خود گرفته اند. موسی سوکلن اوغلی از خانواده ی رئیس قبیله به سال 1526م. در بوزوق به اتفاق زونون اوغلی از فرزندان ذوالقدر در شورش خطرناکی علیه دولت شرکت کردند که احتمال دارد سوکلن ها بعدها وارد قبیله ذوالقدر ساکن ایران شده باشند. در زمان شاه عباس رستم سلطان والی کرمان در سال 1012ه.ق از طرف عثمانی ها اسیر شده بود93.
3-2-3- شمس الدینلو : این اوبه ی ذوالقدر در زمان مورد بحث ما در قراباغ سکونت داشت و دلی محمد سلطان ریاست این اوبه را عهده دار بود. دلی محمد قبلا والی تفلیس بود. این امیر به علت خوش طبعی و نکته سنجی اش در میان امرای نزدیک شاه عباس جای داشت حتی به گفته پیتر دلاواله لقب دلی را شاه عباس به او داده بود و مقامش در اواخر سالهای عمرش به مقام خانی ارتقاء یافته بود و به علت زیاده روی در مشروبات الکلی در سال 1029ه.ق وفات یافت94 و مقامش به عنوان خانی به برادرش سلیم بیگ واگذار شد.95 علی خان بیگ96 و حسین بیگ97 نیز از همین اوبه بودند.
3-2-4- حاجیلر : این اوبه شاخه ای قبیله ی آغچه لو ساکن نواحی بوزوق میباشد به سال 1586.م شاه عباس از میان امرایی که بر ضد مرشد قلی خان توطعه کرده بودند مهدی قلی خان ذوالقدر را به دست یعقوب بیگ فرزند ابراهیم خان حاجیلر به قتل رساند و ایالت فارس را با رتبه خانی به او واگذار کرد. او یک شخصیت نا متعادل داشت لذا نتوانست موقعیت خود را در فارس مستحکم کند و با اختلافی که با امرای شاهی پیدا کرد به سختی سرکوب گردید و شاه عباس مقام بیگلر بیگی فارس را به بنیاد بیگ ذوالقدر داد.98 مستدام سلطان والی کبود جامه ی استرآباد از این اوبه بوده است99.
3-2-5- ساری شیخلو : در زمان شاه اسماعیل خلیل سلطان امیر الامرای فارس از این اوبه بوده است

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه عباس اول، سلسله مراتب، ساختار اداری، دولت صفوی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع دوره صفوی، دولت صفوی، منابع تاریخی، سیاست های مذهبی