دانشجويان، علمي، ميزان

دانلود پایان نامه ارشد

مقياس پنج‌درجه‌اي ليكرت (از كاملا مورد تاييد تا كاملا مردود) مشخص نمايند. بدين ترتيب ميزان پاسخدهي صدرصد بود. 54 درصد پاسخ‌گويان زن و بقيه مرد بودند. ميانه “جعل داده‌ها” و “دستكاري نتايج” به ترتيب 37 و 40 درصد بود و دانشجويان مورد مطالعه، سرقت ادبي را بين 25 تا 50 درصد تخمين زدند. در حالي كه 71 درصد از دانشجويان عدم رعايت اصول اخلاقي در رابطه با بيماران را مردود مي‌دانستند، “كپي گرفتن برخي مطالب پايان‌نامه از ساير منابع” به‌عنوان يكي از موارد فريب‌کاري پژوهشي مورد تأييد حدود 58 درصد از آنان بود.
چمبري (1385) در تحقيقي تحت عنوان “بررسي عوامل جامعهشناسانه گرايش دانشجويان به کج‌روي در محيط‌هاي آموزشي، با تأكيد بر هنجارهاي علمي و آموزشي” عوامل جامعهشناسانهي گرايش به تقلب در بين دانشجويان را بررسي کرده است. به اين منظور روش‌هاي مصاحبه و پرسشنامه براي جمع‌آوري اطلاعات استفاده شدند. در اين تحقيق تعداد 23 نفر دانشجوي كارشناسي دانشگاه گيلان مورد مصاحبه قرار گرفتند و پرسشنامهاي كه حاوي مقياس آنومي اسرول بود، توسط همين افراد تكميل گرديد. يافتههاي تحقيق براساس نظريههاي انحرافات اجتماعي يعني نظريه خنثي‌سازي ماتزا، نظريه بيسازماني اجتماعي مرتن و نظريه كنترل اجتماعي هيرشي مورد تفسير قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان داد كه كسب نمره خوب علت اصلي تقلب اين دانشجويان بوده است. علاوه بر اين، نتايج نشان داد دانشجويان از روشهاي مختلف فردي، گروهي، متداول، نامتداول، سبك و سنگين براي تقلب استفاده کرده‌اند. همچنين نتايج نشان داد كه دانشجويان براي توجيه رفتار تقلبشان از تكنيكهاي خنثيسازي استفاده مي‌نمايند. به‌علاوه آن‌ها نگرشي مثبت دربارهي تقلب دارند و آن را با زرنگي، شجاعت و هنر مترادف مي‌دانند. مشاهده شيوع تقلب و تخلف از هنجارهاي دانشگاه و ترس عقب ماندن از ديگران، تصور بي‌فايدگي درس خواندن و تلاش براي موفقيت، نارضايتي از امكانات و مديريت آموزشي و … دانشگاه، تصور شيوع روابط خاصگرايانه و… عوامل مؤثر بر احساس آنومي در اين دانشجويان است. در نتيجه احساس آنومي، آنها فكر مي كنند كه با استفاده از تقلب مي‌توانند به نتيجه خوبي در امتحانات دست يابند. نتايج اين مطالعه نشان داد كه نگرشهاي مثبت نسبت به تقلب، احساس بي‌هنجاري در دانشگاه، نارضايتي از رشته تحصيلي، تصور دانشجويان از كنترل توسط اساتيد، خانواده و دوستان، اعتقادات ضعيف نسبت به رعايت هنجارهاي علمي، عدم تعهد به هنجارهاي دانشگاهي و عدم مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي مؤثرترين عوامل ارتكاب تقلب در اين دانشجويان مي‌باشند.
سواري (1387) تحقيقي تحت عنوان “بررسي جنسيت در سوگيري اخلاقي دانشجويان نسبت به تقلب” را به انجام رساند. اين پژوهش از نوع علي- مقايسه‌اي و جامعه آماري آن را کليه دانشجويان دانشگاه پيام نور اهواز تشکيل دادند. روش نمونه‌گيري خوشه‌اي تصادفي بوده است که حجم نمونه 300 نفر دانشجوي دختر و پسر مي‌باشد. يافتههاي توصيفي نشان داد که ميزان شيوع تقلب خود گزارش شده در امتحانات بين دانشجويان پسر و دختر 13 درصد است که کمتر از آمار جهاني است. ميزان شيوع تقلب در امتحان در دانشجويان پسر از دانشجويان دختر بيشتر است. نگرش نسبت به تقلب در امتحان نيز در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه آن، اين بود که نگرش دانشجويان پسر نسبت به تقلب در امتحان از نگرش دانشجويان دختر به تقلب در امتحان مثبتتر بود و بين دانشجويان دختر و پسر از لحاظ نگر ش نسبت به تقلب در امتحان تفاوت معناداري وجود ندارد.
اژهاي و همکاران (1390) در پژوهشي تحت عنوان “رابطهي ويژگيهاي شخصيت با خود گزارشدهي تقلب تحصيلي در دانش آموزان دبيرستاني” به بررسي رابطهي ويژگيهاي شخصيتي و تقلب تحصيلي پرداختهاند. نمونه اين تحقيق 302 نفر از دانش آموزان دبيرستاني دختر و پسر شهر تهران مي‌باشند. نتايج ضريب همبستگي نشان داد دو عامل شخصيتي وظيفهشناسي و توافق با خودگزارشدهي تقلب تحصيلي همبستگي منفي دارند. نتايج تحليل رگرسيون گام به گام نيز نشان داد عامل شخصيتي وظيفه‌شناسي 8 درصد و همراه با توافق 3/10 درصد از واريانس تقلب تحصيلي را پشتيباني ميکند.
خامسان و اميري (1390) در پژوهشي توصيفي مقايسه‌اي تحت عنوان” بررسي تقلب تحصيلي در ميان دانشجويان دختر و پسر” ميزان شيوع انواع تقلب تحصيلي در بين دانشجويان دختر و پسر دانشگاه بيرجند را بررسي کرده‌اند. نمونه تحقيق 400 نفر از دانشجويان دختر و پسر بودهاند که با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي خوشه‌اي از 4 دانشکده و 30 رشته تحصيلي انتخاب شدند. داده‌ها نيز به‌وسيله پرسش‌نامه‌ي محقق ساختهاي از سنجش ميزان و نگرش نسبت به تقلب جمع‌آوري شدند. نتايج تحقيق نشان داد که ميانگين انجام تقلب در امتحانات کمتر از حد متوسط است، اما باور عمومي به رواج تقلب بالاتر از حد متوسط مي‌باشد. ميزان تقلب در پسران بيش از دختران و باور به عموميت داشتن تقلب در دختران به طور معناداري بيش از پسران است. رايج‌ترين شيوه‌ي تقلب در جلسات امتحان نگاه کردن و نوشتن روي کاغذ و رايج‌ترين شيوه‌ي تقلب در تکاليف درسي، گرفتن تکليف از همکلاسي و از اينترنت مي‌باشد. اين تحقيق علت تقلب را عوامل دروني نظير عدم مسؤوليت پذيري و عدم وقت کافي بيش از عوامل بيروني نظير سخت بودن تکليف و توقع زياد از دانشجو به‌عنوان علت تقلب توسط دانشجويان مورد تأييد قرارگرفته است.
رجب‌زادهعصارها (1390) در تحقيقي تحت عنوان “مطالعه ميزان آشنايي اساتيد و دانشجويان دانشگاه تهران با تعاريف و مصاديق سوء رفتارهاي پژوهشي و روش‌هاي کاهش آن” ميزان شناخت دانشجويان و اعضاي هيئتعلمي دانشگاه تهران را با مقوله سوءرفتارپژوهشي مورد بررسي قراردادهاند. حدود متوسط به بالا از نمونه تحقيق اظهار کردهاند با سوءرفتاري پژوهشي آشنايي دارند. بيش از 60 درصد نمونه تحقيق اظهار کردهاند که در محيط دانشگاهي خود به ميزان قابل توجهي شاهد سوء رفتارهاي پژوهشي بودهاند. اگرچه عامل جنسيت در مورد ميزان شناخت از سوء رفتارهاي پژوهشي تعيينکننده نبوده است؛ اما بنا به اظهار نمونه تحقيق ميزان ارتکاب سوء رفتارهاي پژوهشي درميان دانشجويان و اساتيد مرد بيش از زنان است. اختلاف معنيداري بين پژوهشگران دانشکدههاي مختلف دانشگاه تهران در ميزان آشنايي با تعاريف و انواع سوء رفتارهاي پژوهشي وجود ندارد. 58 درصد از نمونه تحقيق براي پيشگيري از ارتکاب سوءرفتارهاي پژوهشي در آثار خود، اعتماد زيادي به مشاوره با صاحب‌نظران دارند. تنها 16درصد از پژوهشگران در مورد زياد بودن احتمال ارتکاب سوء رفتارهاي پژوهشي در بين پژوهشگران ايراني نظر مخالف داشتهاند و نسبت به ارتکاب سوءرفتارهاي پژوهشي در آثار خود، مخالفت بيشتري (حدود 35) درصد نشان دادهاند.
زماني و همکاران (1391) تحقيقي تحت عنوان “مقايسه عوامل مؤثر بر سرقت علمي برحسب جنيست و رشته تحصيلي از ديدگاه دانشجويان” را به انجام رساندهاند. اين تحقيق با نمونه آماري شامل 370 دانشجوي دانشگاه اصفهان، به روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي از سه دانشكده انتخاب شده است. يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه تفاوت جنسيتي تنها در سه مؤلفه از 9مؤلفه تأثيرگذار بر سرقت علمي وجود داشت ، زنان در دو مؤلفه نگرش‌هاي بازدارنده از سرقت علمي، و همچنين دانش و آگاهي نسبت به پديده سرقت علمي نسبت به مردان برتري داشتند. ولي ميزان خودكارآمدي مردان در انجام كارهاي علمي و نوشتن مقاله از زنان بيشتر بود. مقايسه بين رشته‌ها نشان داد كه در مؤلفه‌هاي دانش و آگاهي از سرقت علمي و پيامدهاي آن و همچنين عدم خودكارآمدي دانشجويان در نوشتن مقاله بين دانشجويان علوم انساني با علوم پايه و مهندسي تفاوت معناداري وجود داشت.
فعلي و همکاران (1391) تحقيقي تحت عنوان “نگرش و رفتار دانشجويان دانشکده کشاورزي دانشگاه تربيت مدرس در زمينه سرقت علمي”را به انجام رساندهاند. جامعه آماري مورد نظر شامل کليه دانشجويان (کارشناسي ارشد و دکتري) دانشکده کشاورزي دانشگاه تربيت مدرس بود که حداقل دو نيمسال تحصيلي را گذرانده و از اين ميان 225 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. اين پژوهش از نوع توصيفي- همبستگي است که به روش پيمايشي همراه با پرسشنامه انجام شده است . نگرش بيشتر دانشجويان به سرقت علمي در سطح نسبتاً نامساعد يعني 196 نفر حدود 10/87 درصد است. اين وضعيت در حالي است که فقط 27 نفر 12درصد داراي نگرش نسبتا مساعدي به سرقت علمي هستند. ميزان سرقت علمي بيشتر دانشجويان در سطح متوسط ( 109 نفر 40/48درصد ) قرار دارد. اين وضعيت در حالي است که فقط 93 نفر حدود 30/41 داراي سرقت علمي درسطح کم و 23 نفر حدود 20/10درصد در حد زياد هستند. همچنين، نتايج نشان داد که تفاوت معناداري بين دانشجويان مرد و زن، مقاطع کارشناسي ارشد و دکتري و ترم تحصيلي دانشجويان در ارتباط با نگرش و رفتار آن‌ها در زمينه سرقت علمي وجود ندارد و رابطه ميان سن دانشجويان با نگرش و رفتار آن‌ها در زمينه سرقت علمي معنادار نيست. اين نتايج نشان مي‌دهند که سرقت علمي (بدون توجه به ميزان آن) پديدهاي رايج و شايع در محيط علمي است که مؤيد آن نبود تفاوت معنادار بين گروههاي مختلف سني و جنسيتي دانشجويان در خصوص سرقت علمي است.
عليوردينيا و صالح نژاد ( 1392) تحقيقي تحت عنوان “بررسي عوامل مؤثر بر اقدام به تقلب دانشجويان” را به انجام رساندهاند. اين تحقيق در حجم نمونه 400 نفري جمعيت تحقيق دانشگاه اروميه به انجام رسيده است. اين پژوهش براي بررسي علل تقلب در سه بعدِ تقلب در امتحان، تقلب در تکاليف درسي و تقلب در نگارش مطالب علمي از نظريه انتخاب عقلاني با هشت متغير مستقلِ فرصت انحرافي، باورهاي اخلاقي، سرمايهگذاري، خودکنترلي، مجازات رسمي، مجازات غير رسمي، پيوستگي و نياز منفعتگرايانه؛ بهره گرفته است. بر اساس آزمون مقايسه ميانگين دو گروه، مشاهده شد که ميانگين تقلب دانشجويان پسر بيشتر از ميانگين مشارکت تقلب در دختران ميباشد. ميزان تقلب دانشجويان در سطح کمي يعني حدود 82 درصد در حد پايين قرار دارد. حدود 2/3 درصد از دانشجويان تقلبشان را در حد بالا گزارش دادهاند. متداول‌ترين نوع تقلب، تقلب در جلسات امتحاني است، حدود 9/31 درصد از دانشجويان در حد متوسط به بالا اين نوع تقلب را گزارش دادهاند. تقلب درنگارش مطالب علمي و تقلب در تکاليف در ردههاي بعدي قرار دارند. نتايج تحليل رگرسيون به روش جبري حاکي از آن است که سه متغير نياز منفعتگرايانه، باورهاي اخلاقي و فرصت انحرافي بطور هم زمان داراي همبستگي هستند. 31 درصد از تغييرات تقلب دانشجويان توسط اين سه متغير تبيين مي‌شود. مابقي عوامل مربوط به متغيرهاي خارج از دامنهي نظريه انتخاب عقلاني مي‌باشد. متغيرهاي نياز منفعتگرايانه با ضريب بتاي 31 درصد و فرصت انحرافي با ضريب بتاي 21درصد قويترين و ضعيف‌ترين متغيرهاي پيش بينيکننده مشارکت در تقلب هستند. متغيرهاي باور اخلاقي نيز با ضريب بتاي 22- درصد با تقلب رابطه معکوس دارند.
2-2- پژوهش‏هاي خارجي
لانزا-کاداگ و کلاگ115 (1986) در تحقيق خود تحت عنوان “يادگيري براي تقلب : تعامل نظريه‌هاي يادگيري اجتماعي و رشد اخلاقي” امکان تعامل بين سطح رشد اخلاقي و متغيرهاي يادگيري اجتماعي را با دادههاي خودگزارششده روي تقلب از 175 نفر از دانشجويان دانشگاه را مورد آزمون قرار دادند. در افرادي که در سطح پاييني از رشد قرار داشتند، عکسالعمل همتايان بهترين تبيين براي رفتارهاي متقلبانه (علمي) آن‌ها بود. براي افراد بار رشد ميانه، متغير تعاريف بيشترين تبيين را داشتند. براي افراد با اخلاقيات مستقلتر (رشد بالا) هيچ الگويي از متغيرهاي يادگيري اجتماعي براي تبيين تقلب علمي ظاهر نشد.
مککيب116 (1992) در تحقيقي تحت عنوان “تأثير موقعيت اخلاقي بر تقلب علمي ميان دانشجويان دانشگاه”، پرسشنامهاي هفتاد و دو گويهاي را که مربوط به تقلب علمي دانشجويان بود؛ در سي و يک دانشگاه توزيع کرد. از 6096 دانشجوي شرکت کننده در اين پژوهش، بيش از دو سوم (4/67درصد) نشان دادند که حداقل يک بار در حالي که در مقطع کارشناسي بودهاند، در آزمون و يا

پایان نامه
Previous Entries عزت نفس، دانش آموزان دختر، دانش آموزان پسر Next Entries گروه همسالان