داراییهای نامشهود، دارایی ها، سرمایه انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

زمینه ترکیب داراییهاي هزاران شرکت‌ها غیر مالی در طی سال‌های 1978 تا 1998 نشان داد که رابطه بین داراییهای نامشهود و مشهود بطور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است. در سال 1978، نسبت داراییهاي مشهود و نامشهود 80 به 20 بوده ولی در سال‌ 1998، این نسبت تقریباً به 20 به 80 رسیده است. این تغییر قابل ملاحظه؛ باعث ایجاد یکسری روش‌هایی برای محاسبه ثروت شرکت‌هایی شده است که مهمترین داراییهای آنها، داراییهای نامشهود بویژه فکری و دانشی بوده است (Sullivan et al., 2002). طی دهه گذشته، کسب و کارها اهمیت مدیریت داراییهای نامشهود خود را درک کرده‌اند و توسعه مارک‌ها، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمان‌ها، را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته‌اند. در این اقتصاد، توانایی خلق و استفاده از ارزش این داراییهای نامشهود، یک شایستگی اصلی را برای سازمان‌ها بوجود می‌آورد (Kannan et al., 2004). امروزه سازمان‌ها نیاز دارند تا بتوانند داراییهای خود را از نو و دوباره طبقه‌بندی کرده و باید این موضوع را درک کنند که چگونه این داراییها می‌توانند اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آنها را به ارزش سازمان بهصورت کمی درآورند و بتواند این داراییهای خود را با داراییهای رقبا خود، مقایسه کنند. برای این منظور ‌بایستی ابتدا طبقه‌بندی جدیدی از دارایی های سازمانی را در این عصر ارائه کنیم (Tayles et al., 2002).

در ترازنامه منعکس نمی‌شوند و فقط برخی از مالکیت های معنوی منعکس می‌شوند (Tayles et al., 2002)
شكل2-1- مدل طبقه‌بندی داراییهای یک شرکت
بي شك این داراییهای نامشهود دارای ارزش هستند چون وقتی شرکت‌‌ها (کسب و کارها) فروخته می‌شوند و بخشی از ارزش آنها بصورت سرقفلی 8نامگذاری و برچسب می‌خورد. بر طبق نظر هوريب9، سرقفلی تفاوت بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است (Bontis et al., 2000).
تا قبل از سال 1980، مهمترین عامل تعیین کننده برای درک مزیت رقابتی شرکت‌ها، ساختار صنعت و بطور کلی محیط تجاری بوده است و شرکت‌ها بیشتر توجه خود را به محیط سازمانی خود مبذول می‌داشتند تا به درون سازمان. در این روزگار، نقش مدیریت پیدا کردن راه‌ها و روش‌هایی بود که کالاها و بازارها با هم ترکیب کنند و سازمانها بیشتر بر روی منابع محیطی که عمدتاً مشهود بوده است متکی بوده‌اند. اما بعد از سال 1980، عامل تعیین کننده‌ای دیگر مطرح شد و آن هم نحوه استفاده از منابعی بود که غیر قابل تقلید و غیر قابل انتقال و نادر و بادوام بودند و برای مشتریان ایجاد ارزش می‌کرد و مزیت رقابتی سازمان‌ها در گرو این منابع بود این منابع و داراییهاي عمدتاً نامشهود بویژه انسانی بودند و این منابع در داخل سازمانها قرار داشتند. این امر باعث شد که سازمانها توجه خود را به درون سازمان‌ها و سرمایه‌های فکری خود جلب، کنند تا به محیط سازمان خود. در این جا تمرکز سازمانها روی منابعی و جنبه‌های داخلی از شرکت‌ها بودند که در محیط یافت نمی‌شد. این منابع با نام‌های مختلفی همچون حافظه سازمانی، منابع نامشهود، دارایی های استراتژیک، قابلیت‌های اصلی10، شایستگی‌های اصلی11 و دارایی های غیر قابل مشاهده و دارایی های دانشی و … . مطرح شد. با تمرکز بیشتر سازمان‌ها روی تعریف این منابع این موضوع آشکار شد که این دارایی ها، بیشتر مبتنی بر دانش و اطلاعات هستند و می‌توانند شامل هر چیزی از قبیل وفاداری مشتری گرفته تا مهارت‌های تکنولوژیکی یا سر قفلی داخلی باشند و باید این نکته را خاطرنشان سازیم که این منابع و داراییهاي نامشهود دارای اثر مهمی بر فرایندهای نوآوری سازمانی هستند (Sanchez et al., 2000). همچنین باید این مطلب را اضافه کرد که با ورود به اقتصاد دانشی، بیشتر سینرژی‌های بین سازمانی از نوع سینرژی‌های دانشی هستند لذا شرکتها لازم دارند تا ماهیت این نوع سینرژی‌ها را در هنگام ادغام، اکتساب‌های سازمانی خود درک کنند و اقدامات مناسب را در زمینه اندازه‌گیری این نوع داراییهای نامشهود انجام دهند تحقیقات نشان داده است که دلیل اکثر شکست ادغام و اکتساب‌ها به دلیل نادیده گرفتن نقش داراییهای نامشهود بوده است (Gupta et al., 2001). در پایان باید گفت که شرکت‌ها نه تنها نیاز دارند تا دارایی‌هاي نامشهود خود را شناسایی، اندازه‌گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این داراییهای نامشهود را بطور مستمر ارتقا و بهبود بخشند. سازمانهایی که نتوانند داراییهاي دانشی خود را بطور مستمر ارتقا دهند بقا خود را با خطر از دست دادن وفنای خود، مبادله خواهند کرد (Bontis, 1998).
2-1-2- تعاریف مختلف سرمایه فکری
در رابطه با سرمايه فكري تعاريف مختلفي ارائه شده است كه در ادامه به برخي از آنها اشاره خواهد شد:
1- سرمايه فكري یک چیز فرار و گریزان12 است اما زمانیکه کشف شود و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر می‌سازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند (Bontis, 1996).
2- سرمايه فكري شامل همه فرایندها و داراییهایی است که بطور معمولی و سنتی در ترازنامه نشان داده نمی‌شود و همچنین شامل آن دسته از داراییهاي نامشهودی مانند علایم تجاری13 یا مارک‌های تجاری، مارک ها و حق امتیاز است که روشهای حسابداری مدرن آنها را در نظر می‌گیرند(Roos et al., 1997).
3- سرمايه فكري شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضای سازمان است (Roos et al., 1997).
4- سرمايه فكري تفاوت بین ارزش بازاری یک شرکت و هزینه جایگزینی داراییهاي آن است (Seetharaman et al., 2002).
5- سرمايه فكري مجموعه منحصربفردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت و همچنین سرمايه فكري نیز به تغییر و تحولات این منابع مشهود و نامشهود نیز اطلاق می‌شود (Gupta et al, 2001).
6- سرمايه فكري، مواد فکری14 از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت (دارائی) معنوی15 و تجربه است که باعث ایجاد ثروت می‌شوند و هنوز تعریف جهانشمولی برای آن وجود ندارد (Stewart, 1997).
7- سرمايه فكري جستجو و پیگیری استفاده موثر از دانش (کالا ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام) است (Bontis, 1998).
8- سرمايه فكري یک مادة فکری است که جمع‌آوری و شکل‌بندی می‌شود و برای تولید یک دارایی با ارزش‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد (Klein et al., 1994).
دو مشکل در این تعریف وجود دارد:
1) مفهوم ماده فکری یا ذهنی واضح نیست.
2) به محدودیت‌های جمع‌آوری و شکل‌بندی و استفاده از سرمايه فكري اشاره نشده است.و همچنین به این موضوع اشاره نشده است که چگونه می‌توان دانش ضمنی و تجربه افراد را جمع‌آوری و شکل‌بندی کرد و به آن جهتی داد که سازمان می‌خواهد.
9- سرمايه فكري یک اطلاعات و دانش کاربردی برای خلق یک ارزش برای شرکت است (Edvinsson et al., 1997).
10- سرمايه فكري یک دانش سازمانی وسیع و گسترده‌ای که مخصوص و منحصربفرد برای هر شرکتی است که به شرکت اجازه می‌دهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد (Mouritsen, 1998).
11- سرمايه فكري، دانش موجود در سازمان است و در دو سطح فردی و سازمانی مطرح مي شود که سطح فردی شامل دانش، مهارت و استعداد و … .است و در سطح ساختاری چیزهایی مانند ‌پایگاه داده خاص هر مشتری، تکنولوژی و روشهای وفرایندهای سازمانی و فرهنگ و ….. است(Haanes et al., 1997).
12- برخی دیگر سرمايه فكري را بصورت شایستگی‌های یک شرکت در نظر گرفته‌اند که این شایستگی‌ها عمدتاً با تجربه و تخصص افراد داخل یک سازمان مرتبط است. در واقع این دانش و تجربه افراد داخل شرکت است که می‌تواند ارزش ایجاد کند که این کار از طریق فرایندهای مبادله دانش و خلق دانش جدید صوت می‌گیرد و باید توجه داشت که این شایستگی‌ها فقط بوسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی‌شود بلکه گاهگاهی به وسیله یا بواسطه‌ای محیطی که سازمان در آن قرار دارد خلق می‌شود مثلاً شبکه همکاری بین شرکتها در یک منطقه خاص(Hamel and prahalad, 1994).
بايد اين موضوع را در نظر داشت كه همکاری‌های بین سازمانی عاملي است كه موجب ميشود تا نوآوری ملي اتفاق بيافتد که این بحث در مفهوم سیستم‌های ملی نوآوری قرار می‌گیرد. در این حالت و شرایط سرمايه فكري یک شرکت بجای اینکه به ویژگی‌های سازمان وابسته باشد به جایگاه شرکت در آن شبکه بستگی دارد (Arora et al., 1990).
13- سرمايه فكري یک جریان دانشی در درون یک شرکت است (Dierickx and cool, 1989).
14- سرمايه فكري بصورت گروهی از دارایی های دانشی تعریف می‌شوند که به یک سازمان اختصاص دارند و جزو ویژگی‌های یک سازمان محسوب می‌شوند و به طور قابل ملاحظه‌ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان؛ به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می‌شود (Marr, 2004).
در پایان بايدگفت که پیدایش اقتصاد دانشی باعث افزایش معروفیت سرمايه فكري به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار شده است. اکنون زمان جالبی و خوبی برای فعال بودن در زمینه تحقیقات سرمايه فكري است. امروزه جامعه محققان سرمايه فكري در جایگاه مهمی قرار دارند. این محققان نبرد و مبارزه‌ای را از سال‌های پیش برای قبولاندن اهمیت سرمايه فكري داشته‌اند و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کرده‌اند و بیشتر تلاش‌های صورت گرفته شده در زمینه توسعه چهارچوب سرمايه فكري بوده است و اکنون این ضرورت بوجود آمده است که آنها بر روی اندازه‌گیری و مدیریت و افشاء آن تمرکز کنند. باید گفت که موضوع علم سرمايه فكري یک موضوع بین رشته‌ای است و در بر گیرنده علوم مختلفي مانند حسابداری، مدیریت دانش، خط مشگذاری و اقتصاد و مدیریت منابع انسانی و… .است. هر چند که امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمايه فكري بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می‌شود تا یک علم؛ که در بر گیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری (رفتارهای مشتری و سازمانی) است (Lim et al., 2004).
2-1-3- انواع طبقه‌بندی‌ها اجزاء سرمايه فكري
در زمینه طبقه‌بندی اجزاء سرمايه فكري تاکنون مدلهای زیادی ارائه شده است. در ادامه این طبقه‌بندیها را با نام محققان آنها ذکر می‌کنیم و به شرح اجزای این طبقه‌بندیها می‌پردازیم ولی باید توجه کرد که همانند تعریف سرمايه‌فكري، هنوز یک طبقه‌بندی جهانشمولی دربارة اجزای سرمايه‌فكري وجود ندارد.
1- طبقه‌بندی Bontis در سال 1998 و2000
2- طبقه‌بندی Stewart در سال 1997
3- طبقه‌بندی Göran Roos در سال 1997
4- طبقه‌بندی Amie Brooking
5- طبقه‌بندی Sveiby در سال 1997
6- طبقه‌بندی Eustace و همکارانش
7- طبقه‌بندی Edvinsson و Malone
8- طبقه‌بندی Chen و همکارانش
9- طبقه‌بندی Hannas و Lowendahl
10- طبقه‌بندی Petty و Guthire
11- طبقه‌بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی
12- طبقه‌بندی Lim و Dallimore در سال 2004
13- طبقه‌بندی Norton و Kaplan در سال 1992
14- سایر طبقه‌بندیها دیگر ارائه شده
1- بونتيس16 (1998)، ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری اشاره کرد و در سال 2000 طبقه‌بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه رابطهای17 و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن می‌باشند که این دانش معمولاً بصورت ضمنی می‌باشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه داراییها غیرانسانی یا قابلیتهای سازمانی18 است که برای برآورده شدن (کردن) نیازهای (الزامات) بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد و منظور از سرمایه رابطهای کلیه دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه‌کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه رابطهای، سرمایه مشتری است بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوي، آن قسمت از داراییهاي نامشهود است که براساس قانون، مور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد خاورشناسان، حقوق انسان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد ناخودآگاه