خانواده گسترده، افراد مبتلا، زنان متاهل

دانلود پایان نامه ارشد

طرد،بدنامي،تبعيض و محروميت از خدمات و حقوق نسبت به خانواده هاي دچار ايدز
يكي از مهمترين مسائلي كه در رابطه با آثار سوء اچ آي وي/ايدز بر افراد و خانواده هاي دچار آن اغلب توجه برانگيز بوده است، مسئله تغيير رفتار سايرين در برخورد با افراد و خانواده هاي مورد بررسي مي باشد. اين تغيير رفتار را مي توان در اشكال گوناگوني در نظر گرفت. با طيفي گسترده اي از رفتارها از يك اخم ساده در هنگام مواجهه و برخورد -حتي از سوي نزديك ترين اعضاء خانواده- تا رفتارهاي خشونت آميز و اعمال تبعيض آميز و طرد كننده ديگري كه در ارتباط با اين نوع خانواده ها انجام مي گيرد… با اينحال تاييد يا رد اين نكته نيازمند تاييد اين موضوع است كه اين “سايرين” از موضوع مطلع باشند تا فرضاَ اين فرايند موجب تغييرات فوق در رفتار آنان گردد. از اينرو لازم است ابتدا اين موضوع را مشخص نماييم كه آيا اين آگاهي و اطلاع از وضعيت اچ آي وي/ايدز فرد و يا خانواده وجود دارد يا خير؟ در اين زمينه بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان زن که خود و همسرش مبتلا مي باشند، ميگفت:
“تقريباً فك و فاميل شوهرم همشون ميدونن… همون موقع كه خودم فهميدم. خانواده خودم يعني برادر و مادر و پدرم همه ميدونن، ولي فاميل خودم نه، هيچكي خبر نداره.”
مادر يکي از مبتلايان نيز در اين رابطه ميگفت:
“كسي نميدونه، غريبه نميدونه. فاميلاي دور كه ديگه نميدونن چه مشكلي داره.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان نيز ميگفت:
“الان ديگه مادرم، برادرم، خواهرام همه ميدونن.”
يکي از مصاحبه شوندگان زن که از همسر و فرزندانش جدا زندگي مي کند نيز گفت:
“همه ميدونن. خانواده خودم؛ يعني خواهرم،برادرم، بچه برادرم، خانم برادرم… ولي اچ آي وي ام رو دوست ندارم [به بچه هام] بگم…”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن نيز درباره اطلاع از وضعيت بيماري اش توسط سايرين گفت:
“فقط همسرم ميدونه.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان نيز زن بيوه اي بود که همسرش را در اثر ايدز از دست داده بود. وي ميگفت:
“همه خانواده خودم ميدونن. خانواده همسرم اصلاَ نميدونن. موضوع خودشو ميدونستن ولي منو نه، نميدونن.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن نيز ميگفت:
“مادر شوهرم فقط ميدونه. خانواده خودم نه، بهشون نگفتم. بهشون بگم مامانم دق ميكنه.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن بيوه اي بود که به نسبت ساير مصاحبه شوندگان سطح گسترده تري از آشنايان و اطرافيان از موضوع اچ آي وي مثبت بودن وي، همسر و فرزند کوچکش اطلاع داشتند. وي ميگفت:
“همه فاميل خبر دارن. حتي تو محل كه بوديم، همه ميدونستن.”
در اظهارات فوق مشاهده مي شود كه افراد مبتلا در حالت اول بيشتر تمايل دارند كه موضوع اچ آي وي/ايدزشان را پنهان نگاه دارند. البته در صورتي كه آنها مي خواستند اين موضوع را با كسي در ميان بگذارند اولين گزينه افراد نزديك خانواده شان بوده است. با اينحال خيلي بعيد و دور از ذهن نبوده كه چنانچه فرد مبتلا با اظهارات، رفتارهايي مبني بر محتمل دانستن طرد و بروز رفتاري ناشايست از سوي اعضاء نزديك خانواده خود در صورت بيان موضوع اچ آي وي مثبت بودنش مواجه گردد، از گفتن درباره آن اجتناب مي ورزد. در اين رابطه يکي از مصاحبه شوندگان زن که از همسر خود جدا شده و دور از همسر و دو فرزندش زندگي مي کند ميگفت:
“[قبل از مبتلا شدنم] چون من مريضيه ام.اس هم داشتم. پسر بزرگم برگشت بهم گفت ايدزي.. من بدنم سال 81 مخملك زد و تن من همه جاش پر جوش جوش شد. سرم ميخاريد،صورتم زخم شد. اونجا پسرم بهم گفت ايدزي. براي همين دلم نميخواد بهشون بگم…دوست ندارم بهشون بگم.

4. 3. 4. 1تغييرات رفتاري در ميان اعضاء خانواده و همچنين خانواده گسترده،آشنايان، دوستان
برخي موارد اظهار داشته اند با وجود اينكه “خانواده گسترده”88 شان از وضعيت اچ آي وي/ايدزشان مطلع هستند، اما رفتاري عادي و به دور از هرگونه انگ، برچسب زني، طرد و ساير رفتارهاي ناشايست در برابر آنها از خود نشان مي دهند. بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان زن که هم خود و هم همسرش مبتلا مي باشند، ميگفت:
“با خانواده خودم خيلي راحتم. يعني اصلاً مشكلي باهاشون ندارم… حتي وقتي ميرم[خونشون]، مادرم ميگه بلند شو غذا درست كن ظرفارو بشور اونجوري نيست كه بخوان يه فاصله اي بينمون باشه، يعني همچين مسئله اي نيستش. خاله هاي شوهرم هم ميدونن، خيلي عادي باهام رفتار ميكنن. يعني طوري رفتار نميكنن كه ناراحت بشم. يعني فكر نمي كنن كه مثلاً از طريق روبوسي بيماري رو بگيرن.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زني بود که تنها فرد مبتلا در خانواده اش محسوب مي شد و از وضعيت اچ آي وي/ايدزش تنها همسرش اطلاع داشت. وي ميگفت:
“همسرم فقط ميدونه. نه، تغييري [در رفتارش] ايجاد نشده. اصلاَ… من همسرم تقريباَ 17 سال خارج از ايران زندگي كرده از اين چيزا زياد ديده، واسش خيلي عجيب نبود. يعني نمي خواست كه باشه، ولي خب مثلاَ وقتي كه من اين آزمايشو دادم و متوجه شدم مثبته، ميگفت: “اگه مثبت هم باشه خب طوري نميشه، دارو هست ميخوري يه سري مراقبتها هم هست..” اينجوري نبود كه بخواد فرار كنه و.. نه.”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن بيوه اي بود که خانواده پدري اش از وضعيت اچ آي وي/ايدزش اطلاع داشتند. وي ميگفت:
“خانواده خودم نه، خيلي عادي، خيلي راحت با اين مسئله كنار اومده بودند، ولي فقط ناراحت اين بودن كه اين وضعيت چرا براي من پيش اومد؟”
عده اي نيز اظهار نمودند پس از اطلاع خانواده و ساير خويشاوندان و آشنايان و يا دوستان برخوردهاي نامناسبي با درجات مختلف از سوي آنان نسبت به فرد مبتلا و خانواده وي صورت گرفته است.

4. 3. 4. 2 طرد89
انحرافات در مواردي سبب طرد آشكار اجتماعي شده و مرتكبان جرم را به دنياي انزوا سوق ميدهد كه اين به نوبه خود سبب پيدايش و يا افزايش اختلافاتي ديگر است.
طرد “به استراتژي هايي اطلاق مي شود كه گروهها براي جدا كردن بيگانه ها از خودشان و ممانعت از دسترسي آنها به منابع ارزشمند اتخاذ مي كنند”(گيدنز228:1376).
در زمينه شرايط مبتني بر طرد در ارتباط با مبتلايان و خانواده آنان يکي از مصاحبه شوندگان زن درباره رفتار خانواده همسرش ميگفت:
“قبلاً ميومدن ميرفتن ولي يه استكان چايي كه جلوشون ميذاشتم نميخوردن ميموند، بخاطر اين كلاً رفت و آمدو دو سالي هست كه قطع كردم.”
“برادرام كه اصلاَ چيزي به من نميگن، خواهرام هم چيزي نميگن، فقط خواهر بزرگترم ميگه كه “رعايت كن! دستت خون مياد به جايي نزن!” گفتم بابا ميدونم دكتر به من گفته دستت خون مياد، بيمار هستي، بايد با وايتكس بشوري اون جايي كه خون اومد… دست به هيچي نزن اگه دستت زخمه! خواهر گفت: “نه، آخه ميدوني چيه اين مريضي؟” گفتم:”هرچي كه هست، من دارم باهاش كنار ميام. چيكار كنم؟”… خواهر من اون موقع ميگفتش كه بيا خونه ما. بمون پيش ما، ولي الان اصلاً هيچي. حتي اون موقع ميگفتش بيا با همديگه زندگي كنيم! همچين كه فهميد من مريضي دارم، نميگه اصلاَ بيا خونه ما.. تو خونمون هم كه هستم دستم يه كم زخمي ميشه، مامان سريع ميگه: ” ‘ز’! دست به هيچي نزن. دست به هيچي نزن هيچكار نميخواد بكني. تو بشين!” خب همينا واسه من خيلي سنگينه. مني كه بالاخره يه خونه رو مي چرخوندم، الان يا درست يا غلط هرجور… [بهم ميگن:] “ظرف نشور، غذا درست نكن.” غذا نميتونم درست كنم. پاي گاز نميتونم زياد وايستم. همه اين فشار به آدم مياره. اعصاب آدمو بهم ميريزه. بخاطر همين بيماري به من ميگن رعايت كن! نميخواد دست به هيچي بزني! هيچ كار نمي خواد بكني! همينا واقعاَ آدمو ناراحت ميكنه…”
همچنين يکي از زنان بيوه نيز ميگفت:
“ميرم خونه مادرشوهرم يه روزنامه انداخته…اونجا ديگه نميرم. چون هيچ آگاهي اي از اين بيماري نداره.”
همچنين يکي ديگر از زنان بيوه که داراي يک فرزند خردسال مي باشد ميگفت:
“سطح فرهنگ [خانواده] شوهر من خيلي پايين بود، جا پاشو دستمال ميكشيدن. حموم ميرفت، حمومو با وايتكس و مواد شوينده و ضدعفوني كننده ها مي شستند. رفتار و كردارشون يه جوري شده بود كه آدمو ديوونه ميكرد. در اتاق من نميومدن. با من زندگي ميكرد، ظرف غذاشو اونا جدا ميكردن. به من ميگفتن رعايت كن! در صورتي كه من خب ميدونستم از اين راهها انتقال داده نميشه.”
يکي ديگر از زنان متاهل اچ آي وي مثبت در اين رابطه ميگفت:
“مادر شوهرم سيگار ميكشه، مثلاَ قبلاَ شوهرم سيگار ميكشيد سيگارش ميموند، ميگفت مامان بيا، مامانش ميگرفت. ولي الان.. ديگه خودم ميفهمم. به شوهرم هم گفتم. گفتم: “‘ك’! مامانت خيلي رفتارش عوض شده.” اونم خب خيلي ناراحت ميشه سيگارشو نميگيره…”
يکي ديگر از مصاحبه شوندگان زن بيوه اي بود که در مورد رفتار خانواده همسرش پس از اطلاع از وضعيت اچ آي وي اش، ميگفت:
“همسرم مريض شد و بستري شد و بيماريش مشخص شد، ديگه خيلي به ندرت ميومدن خونه ما. پدر شوهر و مادرشوهرم وقتي هم ميومدن نيم ساعت- سه ربع بيشتر نمي نشستن. نيم ساعت-يك ساعت مي نشستن، ميرفتن. همشون ميدونستن، خودشون رو زده بودن به اون راه يعني كه ماها نمي دونيم. در صورتي كه همسرم گفته بود كه به همشون گفتم.”
همچنين وي در مورد رفتار سايرين با فرزندش که وي نيز مبتلاست، گفت:
“پسرم هم كه مبتلاست، ميگفتش كه بچه ها تو كوچه باهاش بازي نميكنن.”
يکي از زنان اچ آي وي مثبت که از همسرش جدا شده و فرزند دختر خردسالش نيز اچ آي وي مثبت است ميگفت:
“اوايل وقتي كه خانواده ام متوجه بيماري من و دخترم شدند، مادرم هي اخم ميكرد. بهم ميگفت ليوانا رو قاطي نكن! سر بچم داد ميكشيدن. وقتي براي پدرم چايي مي آوردم ميگفتن استكان ها رو قاطي نكن، استكانها رو بشور، چايي بيار!”

4. 3. 4. 3 انگ و بدنامي
آدام و هرتسليك (124:1385و123) معتقدند تعيين كسي بعنوان بيمار خالي از معنا نيست و ممكن است براي او پيامدهاي ناگواري در بر داشته باشد. جامعه شناسان نشان داده اند كه بايد ميان وجود حالت فرد يا خصوصيت بدني او و معناي آن تفاوت قائل شد. ديگران و بطور عام تر واكنش اجتماعي به اين حالت يا خصوصيت هست كه به آن معناي منفي انحراف را مي بخشد… در برخي از بيماري ها بويژه اگر فرد مبتلا به نحوي مسئول بيماري خود فرض بشود، به “بدنامي” مي كشد. اين پديده بويژه در مورد بيماري ايدز صادق است چرا كه نخستين كساني كه به آن دچار شدند اغلب همجنس باز يا معتاد بودند، در اين مورد لطمه اي كه به اين نوع بيماران وارد ميشود به زخمي كه از ابتلا به بيماري به آنها خورده افزوده مي شود. به اين ترتيب اشخاص مبتلا اغلب بطور مضاعف نشان مي خورند. بطور مثال، يکي از مصاحبه شوندگان زن که از همسر و فرزندانش جدا بوده و در خانه پدري اش زندگي مي کند ميگفت:
“پسر بزرگم برگشت بهم گفت: “مريضي، ايدز داري.. ايدزي!””
همچنين وي در مورد رفتار خانواده پدري اش پس از اطلاع از بيماري خود گفت:
“همون موقعي كه بهم گفتن اچ آي وي دارم،… خب هركي باشه ناراحت ميشه…رفتم خونه دير شده بود. پدرم گفتش كه كجا بودي تا اين موقع؟ گفتم رفتم واسه دكتر و.. گفت چي شده؟ گفتم يه همچين بيماري اي دارم. گفت: “مگه تو با سگ جماع كردي؟” خيلي واسم سنگين بود، يعني هنوزم كه يادم مياد، يه حالت عصبي پيدا ميكنم.”

4. 3. 4. 4 ايدز و انحراف
ايدز بعنوان يك پديده اجتماعي از زاويه اي مي تواند بعنوان يك انحراف از هنجارهاي اجتماعي تلقي شود. طريقه ابتلا به ايدز بدين جهت كه در ارتباط نزديكي با برخي رفتارهاي منحرف و تخطي كننده از هنجارها و ارزشهاي غالب افراد جامعه مي باشد، مبتلايان به ايدز را بعنوان افراد نابهنجار يا منحرف معرفي مي كند.
جامعه شناسان رفتار انحرافي را به مفهوم رفتاري مي شناسند كه به طريقي با انتظارهاي رفتاري مشترك يك گروه خاص سازگاري ندارد و ديگر اعضاي جامعه آنرا ناپسند يانادرست ميدانند. در واقع هر جامعه از اعضاي خود انتظار دارد از ارزشها و هنجارها تبعيت كنند، اما همواره عده اي پيدا مي شوند كه پاره اي از اين هنجارها و ارزشها را رعايت نمي كنند. جامعه افرادي را كه هماهنگ و همساز با ارزشها و هنجارها

پایان نامه
Previous Entries افراد مبتلا، عزت نفس Next Entries مواد مخدر، افراد مبتلا، مصرف مواد