حقوق جزا، عنصر معنوی، اثر خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

اینکه «ل»را به «ک»یا حرف «ر» را به «د»تبدیل کند و یا اصولا بخواهد رسم الخط و شیوه نویسنده را تغییر دهد و کلمه خوانا را غیر خوانا ویا خوانا به نحو دیگر سازد.ممکن است در نتیجه قلم بردن ، چیزی هم به مهر اصلی الحاق شود در اینصورت الحاق به 19وسیله قلم بردن صورت می گیرد .
الحاق‌
یکی از طرق غالب جعل مهر که بیشتر مورد عمل جاعلین قرار می گیرد الحاق می باشد چه آنکه تراشیدن و خراشیدن و محو کردن نیز غالبا به منظور الحاق صورت می گیرد. الحاق عبارت است از اضافه کردن رقم یا حروف یا کلمه در متن یا حاشیه آن . الحاق در مهر به سه صورت انجام می شود:
1-تغییر رقم یا حروف
2-الحاق در محل محو شده اعم از محل خراشیدگی یا تراشیدگی یا پاک شدگی
3-الحاق کلمات یا سطور در بین دو سطر یا در خاتمه یا صدر و حاشیه مهر.1
20به عبارت دیگر الحاق عبارت است از اضافه نمودن رقم و عدد ، کلمه یا کلمات علائم دستور زبان فارسی بین سطور کلمات یک مهر به نحوی که معنی مهر را تغییر دهد2. الحاق از طریق قلم بردن زمانی تحقق پیدا می کند که در نتیجه قلم بردن چیزی هم به مهر اصلی اضافه شود.در بحث الحاق این سوال مطرح می شود که آیا خراشیدن یا تراشیدن یا محو کردن عبارتی از مهر به منظور الحاق عبارت دیگری به آن ، یک جعل محسوب می شود یا جعل های متعدد؟ نظر غالب در این خصوص این است که از آنجایی که هدف نهایی جاعل از خراشیدن یا تراشیدن یا محو کردن عبارتی از مهر این بوده است که عبارت جدیدی به آن الحاق نماید لذا اعمال خراشیدن یا تراشیدن یا محو کردن در این فرض مقدمه عمل الحاق تلقی شده و مجموعا یک جعل تحقق یافته است نه جعل های متعدد.
محو کردن:
محو کردن عبارت است از حذف جمله یا کلمه یا حرفی از مهر ، به منظور تغییر مفاد آن . این عمل ممکن است از طرق مختلف شیمیایی و فیزیکی تحقق یابد مانند اینکه فردی با استفاده از مواد پاک کننده یا جوهر کلمات «سی و» را در عبارت « سی و سه میلیون» محو نماید وآن را به جای سی و سه میلیون به سه میلیون تبدیل نماید. این اعمال غالبا پس از ساختن مهر انجام می گیرد ولی چنانچه حین تنظیم مهر کلمه یا جمله یا حرف یا عددی عمدا حذف شود یعنی اصلا در مهر درج نشود تحت عنوان جعل مفادی یا معنوی قابل پیگیری می باشد. سوزانیدن قسمتی ازمهر نیز چنا نچه مهر را کلا” از حیث انتفاع خارج نکند می تواند مصداقی از محو کردن به شمار آید و در غیر این صورت عنوان جزایی تخریب یا احراق را به خود می گیرد .استفاده از جوهرهای محو شونده عنوان محو کردن ندارد چه آنکه در این مورد بدون هیچ عمل اضافی ، موجودیت خارجی کلمات و عبارات مهر خود به خود از بین رفته است چنین عملی حسب مورد می تواند صدق عنوان کلا هبرداری نماید.1
در صورتی که یک قسمت از یک نوشته مهرحذف شود باید مانده نوشته معنا و ارزش استنادی داشته باشد. اگر حذف قسمتی از نوشته مهر به صورتی انجام گیرد که مانده نوشته مهر ارزش استنادی خود را از دست بدهد در این صورت عمل مرتکب از مصادیق جعل نیست ولی ممکن است از مصادیق تخریب باشد. حذف قسمتی از نوشته مهرممکن است با اضافه کردن کلماتی جبران شود .بدین صورت که به جای قسمت حذف شده ( در اثر تراشیدن-خراشیدن-محو کردن و…)از مهر مطلب جدیدی گذاشته می شود بدون اینکه ضرورت داشته باشد که در متن تلفیق شده غیر واقعی یا مجعول باشد یعنی ممکن است هر دو متن واقعی باشد مثلا به یک متن یک خط افزوده و از متن یک خط کاسته شودمحو کردن معمولا با مواد شیمیایی صورت می گیرد .سوزانیدن، پاره کردن ،و خراب کردن تمام مهر صدق عنوان محو نمی نماید بلکه مشمول ماده 682 ق.م.ا. می باشد.
سياه‌ كردن‌:
عبارت است از سیاه کردن یا نا خوانا کردن قسمتی از مهر یا به وسیله ایجاد لکه جوهر ، مرکب، مواد شیمیایی و یا خط کشیدن روی آن به نحوی که شناخت کلمه امکان پذیر نباشد و اصل مهر نیز باقی بماند.2 سیاه کردن تمام مهر به نحوی که کاملا غیر قابل تشخیص باشد جعل نبوده و حسب مورد مشمول مواد 681 یا 682 ق.م.ا. می باشد.
سیاه کردن یعنی نا خوانا کردن ، پس ممکن است با رنگ آبی یا قرمز باشد. عده ای معتقدند که کلمات قانون را بایستی بر ظاهر آن حمل نمود و در این صورت نا خوانا کردن عبارات مهر با جوهر آبی یا قرمز صدق عنوان 21سیاه کردن نمی کند . بلکه حتما باید با جوهر سیاه باشد که البته چنین تفسیری با مفهوم سیاه کردن در تعارض

است .فرق سیاه کردن با محو کردن این است که در امحاء چنین وانمود می شود که در آن قسمت از مهرچیزی نبوده ولی در سیاه کردن خلاف آن وانمود می شود. بنا براین اگر کسی با نوک کبریت نیم سوز و نظایر آن ، کلمه ای از مهر را بسوزاند یا سیاه کند ، مشمول عنوان جعل خواهد بود.
اثبات کردن:‌
اثبات عبارت است از اعتبار بخشیدن به مهر باطل از طریق پاک کردن و از بین بردن علامت بطلان مهر نظیر پاک کردن خط قرمز یا علامت ضربدر یا کلمه باطل از روی مهر1 .22بنا براین منظور از اثبات کردن این است که علامت بطلان روی مهر را از بین برده و چنین وانمود کند که کلمه باطل در اصل موجود بوده است. مثل اینکه روی تمام یا قسمتی از مهر ، خط نه یا علامت ضربدر یا خط قرمز متداول در دفتر داری و نظایر آن کشیده شود و جاعل آنرا به نحوی پاک کند2.
تقديم‌ يا تأخير تاريخ مندرج در مهر‌ نسبت‌ به‌ تاريخ‌ حقيقي‌ آن:
بنابر تعريف‌ جعل در اين‌ مورد شخص‌ پس‌ از ثبت‌ تاريخ‌ مهر وتائيد طرفين‌ يا مقام‌ ذيصلاح‌ در صدد عقب بردن تاریخ مهر نسبت به تاریخ واقعی است به ترتیبی مثل محو یا تراشیدن یا مثلا 1/6/81 را به 1/6/82 تبدیل کند3.
به‌ كار بردن‌ مهر ديگري‌ بدون‌ اجازه‌ صاحب:
از آنجایی که جعل عبارت است از قلب یا تغییر متقلبانه حقیقت لذا استعمال و استفاده و به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب و ذینفع آن نیز جعل تلقی می گردد چه آنکه در این مورد حقیقت این است که صاحب مهر یا ذینفع مهر ، اجازه استعمال مهر را نداده است . و جاعل با استفاده و به کار بردن مهر وی ، حقیقت مزبور را تغییر داده است.به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن چنا نچه به قصد تقلب و اضرار نباشد به لحاظ فقدان سوء نیت جعل محسوب نمی شود . به کار بردن مهر دیگری از سوء استفاده از سفید مهر متمایز می باشد چه انکه مورد اخیر از مصادیق خیانت در امانت و مشمول ماده 673ق.م.ا. می باشد.بدیهی است که چنانچه سوء استفاده از سفید مهر همراه با نوشتن مطالبی روی آن باشد به نحوی که موجب خسارت صاحب مهر باشد مانع از تحقق جرم جعل نمی باشد.بنا براین اگر شخصی سفید مهر دیگری را بدون رضاء و اطلاع صاحب آن به دست آورد ه از آن سوء استفاده و از روی تقلب انتقال یا برائت ذمه یا چیز دیگر ی که موجب خسارت صاحب امضاء یا مهر شود روی آن بنویسد جاعل محسوب می شود1.23اما نکته ای که باید خاطر نشان ساخت این که ساختن مهر از جمله موارد جعل مادی می باشد.به طور کلی حقوق دانان جعل را به مادی و معنوی تقسیم می کنند.
یکی از حقوق دانان در تعریف جعل مادی این طور گفته :
«جعل مادی است ، وقتی که قلب حقیقت به صورت فیزیکی انجام شود و در نوشته از خود آثار و علائم محسوس باقی گذارد . برعکس جعل معنوی است ، هنگامی که قلب حقیقت در محتوی و مضمون نوشته انجام شود و روی نوشته از خود هیچ اثر مادی باقی نگذارد . یک چنین جعلی در واقع دروغ ساده ای است که هیچ نشانه ظاهری آن را آشکار نمی کند . جعل مادی به وسیله کار شناس قابل تشخیص است ، حال آنکه جعل مفادی را هیچ کارشناسی نمی تواند تشخیص دهد و فقط می توان آن را به کمک سایر دلایل ثابت نمود ». 2
موارد مذکور در ماده 523 قانون مجازات اسلامی نمونهای از جعل مادی و موارد مذکور در ماده 534 نمونهای از جعل معنوی به شمار می رود .علمای حقوق در خصوص جعل مادی تعاریف متعددی ارائه نمودهاند ، علی رغم تفاوتهای ظاهری ، همه این تعاریف دارای مفهوم و محتوای واحدی هستند . یکی دیگراز حقوق دانان در تعریف جعل مادی می گوید :«جعل مادی عبارت است از تحریف حقیقت با عملی مادی ضمن باقی ماندن اثر خارجی مادی جعل در نوشته یا سند و غیرآن3 . همچنین یکی دیگر از علمای حقوق در تعریف جعل مادی می گوید:«جعل مادی آن است که در ظاهر و صورت نوشته یا سند و غیره خدشهای وارد می شود مثل موارد مذکور در ماده 523 »4 بدین ترتیب زمانی جعل مادی است که تغییرات معلوم و مشخص و در عالم خارج محسوس باشد که طبیعی است می باید به طرق پیش بینی شده در قانون به عمل آمده باشد.ولی در جعل معنوی یا مفادی در مطلب ومفاد یک نوشته بدون اینکه اثر خارجی داشته باشدبه عمل می آید . به عبارت دیگر جاعل ابتدا حقیقت یک امری را درذهن خود منقلب می کند و سپس همان دروغ را به صورت قلب شده وارد سند می نماید .بنا براین جعل معنوی عبارت است از قلب حقیقت در مفاد و شرایط و مضمون یک سند بدون اینکه در ظاهرنوشته یا سند تغییر و تحریفی مادی به عمل آمده باشد .

2-1-2 – انتساب مهر به اشخاص
 یکی از شرایط تحقق جرم جعل قابلیت انتساب می باشد . بدین معنی که مهر مجعول باید امکان منتسب شدن به شخص را داشته باشد . شخص در اصطلاح حقوقی به موجود مختاری اطلاق می شود که اهلیت دارا شدن حقی را داشته باشد یا به تکلیفی ملتزم گردد و یا از حقی برخوردار شود . در طبیعت ، انسان یگانه موجودی است که دارای اراده است و می تواند ملتزم به تکلیف کردد یا از حقی برخور دار گردد . اشیا ، حیوانات و اجسادی که دارای قوه ادراک و اراده نیستند نمی توانند عامل ارتکاب جرم باشند 1. 24روح فرد گرایی حقوق جزا اصولا به گونه ای است که انتساب رفتار مجرمانه را به فرد انسانی امکان پذیر است . در جرم جعل فاعل یا مباشر جرم که اقدام به ساختن مهر دیگربدون مجوز می نماید در صورتی قابل تعقیب است که مهر را به شخص نسبت دهد.

2-2- رکن معنوی
جرم جعل از جرایم مادی صرف نمی باشد بلکه نیازمند عنصر روانی است ، که بدون احراز آن امکان تعقیب سازنده یا تغییر دهنده مهر تحت عنوان جرم جعل وجود ندارد. عنصر معنوی در قانون با کلمات عمدا ، عامدا ،به قصد سوءو…مشخص شده است .عنصر معنوی یا سوء نیت در حقوق جزا فکر نقص و خلاف قانون است ، از این رو سوء نیت را یقین برحصول نتیجه مجرمانه تعریف نموده اند که امری است موضوعی نه حکمی2 . سوء نیت از آنجایی که با قصد و اراده که کاملا جنبه روانی دارند ارتباط دارد فقط در مورد اشخاص حقیقی مصداق دارد از این رو به آن عنصر روانی نیز اطلاق می شود . دیوان عالی کشور نیز در یکی از آرای صادره خود اشعارمی دارد:« سوء نیت از عناصر لازمه جرم جعل به شمار می رود 3جعل مهر از جرایم عمداست که عنصر روانی آن ناظر به علم و آگاهی مرتکب از ممنوع و قابل مجازات بودن حقیقتی که قلب و دگرگون می سازد است .

2-2-1- علم
مقصود از علم آگاهی مرتکب به غیر قانونی بودن عمل ساختن می باشد و هم آگاهی او به اوصاف عناصر مادی جرم ارتکابی می باشد که نیاز به اثبات دارد. علم و آگاهی مقدم بر اراده و قصد است و برای تحقق عنصر روانی جرم ، تقارن علم و آگاهی با قصد و اراده و تظاهر عینی و خارجی آنها لازم است . فقدان علم ، جهل است و جهل در موضوع بر خلاف جهل در حکم ، رافع مسولیت کیفری می باشد .
منظور از علم در این مبحث ، معرفت فاعل هم به کیفیت فعل مجرمانه وهم به نامشروع بودن آن است . به عبارت دیگر فرض بر این است که فاعل توان درک درست عمل مجرمانه را داشته و خواسته است دقیقا” مهری را بسازد که قانون گذار به حرمت آن حکم داده است .یعنی فاعل نه به موضوع جهل داشته است و نه به حکم قانونی آن. آگاه نبودن از احکام قانون گذار در مواردی استثنائی رفع تکلیف و در قبول مسولیت کیفری فاعل ایجاد شبه می کند . در جرم جعل مهر همین که جاعل بداند ( ماده 523 ق. م. ا تعزیرات ) در عمل ارتکابی حقیقت را تحریف می کند واین تحریف موجب زیان مادی یا معنوی شخص یا جامعه می شو.د تقصیر او ثابت است .در واقع ، فاعل به این دلیل مقصرشناخته می شود که می داند دقیقا آنچه قانون گذار منع کرده است انجام می دهد1.در یکی از آراء دیوان آمده عمل کسانی که به دستور دیگران و

پایان نامه
Previous Entries عنصر مادی، اعتماد عمومی، رویه قضایی Next Entries معاملات تجارتی، اعتماد عمومی، اشخاص حقوقی