حسن و قبح، غایت گرایی، طبیعت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

در رابطه با اینکه اگر از وی سؤال شود که مقصودش از تفاوت کیفیت لذات چیست پاسخ میدهد اگر ما دو لذت A,b داشته باشیم اکثر کسانی که تجربه آن دو را دارند در محل انتخاب،aاولی را انتخاب کنند پس لذت a خواستنیتر ازb باشد اما در عین حال باز هم اکثر افراد b را انتخاب کنند در این صورت ما محق هستیم که لذتa را در کیفیت برتر از لذت b بدانیم175.
تعریف خوبی از نظر میل
جان استوارت میل هم عصر «جی ای مور» است. این دو در رابطه با فعل اخلاقی و تعریف آن نامهنگاریهای بسیاری با هم داشتهاند و بر سر موضوعات عدیدهای مباحثات مهمی داشتهاند. میل در بین فائدهگرایان بیشترین تمایل را به نظریه شهودگرائی داشته و مور هم در بین شهودگرایان بیشترین تمایل را به سودگروی. میل با گسترش مفهوم لذت، از لذت شخصی به لذت جمعی خود را از انتقاداتی که متوجه سودگرائی بود، دور کرد وی تقریبا در تعریف خوبی تلاش کرد نظر شهودگرایان را جلب کند تا دچار مغالطه طبیعت گروانه مورد ادعای مور و دیگر شهودگرایان نشود.
شهودگرائی، هرگونه تعریف از مفاهیم اخلاقی را مغالطه طبیعتگرایانه میدانستند. مخاطب اصلی آنها در این اتهامزنی فائدهگرایی بوده است؛ فائدهگرایان که اخلاق را خلاصه در سود کرده و خوبی را به لذت و سود تعریف میکردند، به نظر شهودگرایان یک امر غیر طبیعی را به وسیله یک امر طبیعی تعریف کردهاند.
اما بنتام در مقابل معتقد بود که شهودگرایان به احساسات خود لباسی از زبان گنگ فلسفی پوشاندهاند تا دیگران را به نظریه خود متقاعد کنند. وی درباره خوبی و بدی معتقد بود، هیچ چیز را دقیقا نمیتوان به این دو متصف کرد مگر اینکه یا فینفسه خوب یا بد باشند (که مصداق آن فقط لذت و الم است) یا به اعتبار نتایجشان خوب یا بد باشند(که مصداقشان فقط در اموری است که مانع یا عامل لذت و رنج باشند)176.
پس به نظر بنتام (و همچنین میل) عقائد و نظرات (از جمله در اخلاق) باید مستند به مشاهده و تجربه باشد. مشکلی که بنتام در اینجا با آن روبرو میشود مسئلهی استنتاج باید از هست است به این ترتیب که اگر لذتخواهی مطابق طبیعت انسان استپس نتیجه میگیریم که باید فعلی را انجام داد که مطابق طبیعت آدمی باشد و این همان مغالطهای است که اول بار هیوم مطرح کرد.
میل در این زمینه توضیح میدهد که تنها دلیلی که بر وجود صدا هست شنیدن آن صدا توسط مردم است. تنها دلیلی که میتوان برای قابل مشاهده بودن چیزی بیان کرداین است که همهی مردم آن را ببینند. در مورد اخلاق نیز همین گونه است، تنها دلیل بر مطلوب بودن چیزی، این است که مردم واقعا آن را بخواهند. اما این به آن معنی نیست که همگان باید به دنبال لذت باشند. درست است که آدمیان هموراه به دنبال لذت هستند اما این به این معنی نیست که باید به دنبال لذت رفت. باید توجه داشت که سودگرایی مدعی است که نگاهش به اخلاق نگاهی توصیفی است نه توصیهای. همهی انسانها، جویای خوشی، به عنوان غایت عمل، هستند و عمل کردن به شیوهای که منجر به سعادت و خوشبختی شود، تنها شیوه عاقلانه عمل کردن است.
میل بر همین اساس میگوید که فائدهگرائی خوبی و بدی را تعریف نمیکند چرا که خوبی و بدی یک خواست و مطلوب است که برای همه افراد قابل فهم است ولذا وی هم معتقد است که خوبی و بدی یک چیز بدیهی است چرا که لذت و الم یک چیز بدیهی است.
ارزیابی سودگرائی
توجه بسیار زیاد میل به سود و زیان عمومی، به جایی میرسد که میگوید هر کاری که در خدمت منافع عمومی باشد خوب و آن که چنین نباشد بد است. لذا وی هیچ اهمیتی به سود و زیان فردی نمیدهد و به افراد گوشزد میکند که سود و زیان شخصی خود را فدای سود و زیان عمومی کنند. وی به مفاهیمی چون ایثار و فداکاری اهمیت بسیار زیادی میدهد، تلاش وی در راستای توضیح این دو واژه در چهارچوب سودگرائی بسیار زیاد بوده، ولی عملا دلیل خاص ارائه نمیکند. وی در چندین جا در کتاب فائدهگرایی اسرار دارد که برای موضوعاتی اینچنینی، استدلالی به معنای سنتی کلمه نمیتواند آورد بلکه باید مدعا را بر برخی دریافتهای بدیهی وانهاد و خود او نیز در همین راستا تلاشش بر آن بوده تا مخاطب را «اقناع» کند177.
این مطالب نشان از آن است که میل به ایراداتی که بر سودگرائی و نظریات بنتام وارد شده است. کاملا آگاه است و بسیاری از آنها را پذیرفته است. هر چند همیشه درصد توجیه نظریات بنتام و تفسیر آنها در چارچوب نظریهی جدید داشته است ولی عملا سؤالات بسیاری در مورد سودگرائی بیپاسخ مانده است مسائلی که در خودگروی مطرح بوده بنتام به آنها بیجواب گذاشت و میل هم در جواب به آنها ناتوان مینماید.
1- مشکل نتائج: تصمیم گرفتن درباره انجام دادن یا ندادن یک عمل، مستلزم آگاهی کامل از نتایج است. در حالی که واقعا پیش بینی همهی نتایج و مقایسه سود نتایج دو عمل کاری تقریبا محال است شاید پیش بینی نتیجه یک عمل ممکن باشد اما همان نتیجه هم که یک عمل است غایتی دیگر دارد پیبردن به غایت الغایات در توانایی ذهن انسان خارج است.
2- مشکل مسئولیتهای ویژه: ما در قبال برخی افراد بخاطر دلائلی خاص(مثلا دلائل عاطفی) مسئولیت ویژه داریم بر اساس سودگروی علی الخصوص نظریه میل، ما در زمان انتخاب چنین شخصی با فردی دیگر که نفع بیشتری برای جامعه دارد مؤظف به انتخاب دومی هستیم در حالی که اکثر ما این مسئله را رد میکنیم.
3- عدالت: سودگرائی به ما میگوید بیشترین میزان ممکن سعادت را در نظر بگیرد اما در رابطه با نحوه توزیع آن ساکت است مثلا اگر بیشترین سعادت برای جامعه در این است که یک نفر از سعادت محروم شود سودگرائی مخالفتی ندارد حتی سودگروی میل نیز این را قبول میکند مثلا اگر یک قاضی اعدام یک بیگناه را به سود جامعه ببیند حق دارد حکم اعدام بیگناه را امضاء کند178.
به نظر میرسد که میل نهایت تلاشش را برای اصلاح سودگرائی انجام داد اما با وجود تمام موفقیتهایی که داشت و با وجود تمام اصلاحاتی که در تمام دوران کاریش بر نظریات خود ایجاد کرد ولی نهایتا جای یک چیزی را نتوانست پیدا کند و آن وضع قوانین فراگیر و جامع برای اخلاق بود نمونه آن همین مسئلهی عدالت است میل با وجودی که تمام تلاشش را برای جا کردن عدالت در نظریات اخلاقی است به خرج داد اما نهایتا معلوم شد که اصل سود نمیتواند در خدمت عدالت باشد.
غایتگروی و حسن و قبح ذاتی
بعد از پایان بحث درباره غایت گرایی، درباره این مسئله صحبت میکنیم که آیا غایت گرایی میتواند الزامات حسن و قبح ذاتی را تامین کند یا نه؟ پیش از این گفته شد که نظریه اشاعره (که همان نظریه امر الهی است) بر اساس حسن و قبح شرعی و الهی بسط داده شده است و جز نظریات وظیفهگرا محسوب میشود. بر این اساس آیا میتوان نظریات مبتنی بر حسن و قبح ذاتی و عقلی را غایت گرا دانست؟ حسن و قبح ذاتی نظریهای است که در مقابل حسن و قبح الهی مطرح شد. متفکران اشعری بعد از اثبات مالک بودن و قادر بودن این مسئله را مورد پرسش قرار داده اند که ملاک و معیار خوبی و بدی و چارچوب آن نمیتواند بدست غیر خداوند قادر و مالک باشد. لذا گفتند که حسن آن است که ذات باریتعالی حسن بداند و قبح آن است که او قبیح بداند.
مخالفان ایشان یعنی”عدلیه” بر سر مفهوم عدل با اشاعره بحث کردهاند که اگر تعیین حد و مرز اخلاق در دست خدا باشد، بنا بر این خداوند ملتزم به اخلاق نیست و لذا عدالت او لازم نیست. این در درحالی است که اگر خداوند عادل نباشد نظام عالم به هم خواهد خورد. بر همین اساس عدل یکی ازاصول مذهب شیعه میشود. اشاعره هم با رد عدالت خداوند انسان را موظف به انجام فرامین الهی میدانند. بدون اینکه به فکر نتیجه عمل باشند. لذا اشاعره وظیفه گرای مطلق شدند. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که با وظیفه گرایی اشاعره آیا نظریات عدلیه باید متکی به غایت گرایی باشد؟ به بیان دیگر آیا غایت گرایی عدالت خداوند را تأمین میکند؟
درمورد در این که سودگرایی و خودگرایی و همچنین لذتگرایی و هر نظریه غایت گرایی که بر مبنای سود شخصی است، نمیتواند با نظریه اخلاق منطبق با آموزههای اسلامی سازگار باشد میتوان گفت حدودا حرفی نیست. ادله بسیاری در رد غایتگراییِ مطرح شده در غرب میتوان بیان کرد. تعدادی از این انتقادها بر غایتگرایی در غرب عبارتند از:
خودپسند دانستن انسان: این ایراد بر خودگرایی و سودگرایی خصوصا نظریه بنتام وارد شده است «اگر هر کس بالضروره در جستجوی لذت خویش باشد پس باید انسان را موجودی خودپسند بدانیم»179
ایراد دیگری که بر نظریات غایتگرا در غرب میتوان وارد کرد این است که بر منافع دنیوی تکیه کرده و از منافع اخروی غفلت ورزیده و حیات آن جهانی را نادیده گرفته است. اگر بناست میزان و معیار ارزش اخلاقی را در میزان سود و لذت حاصله از آن جستجو کنیم چرا نباید سود اخروی و آن جهانی آنها را نیز مورد توجه قرار دهیم. اگر شدت و قوت لذت در اخلاقی بودن و یا نبودن فعل تاثیر میگذارد میتوانیم بگوییم لذت اخروی هم شدتش و هم قوتش و هم مدتش از لذت دنیوی بیشتر است همچنین خلوص لذت اخروی از لذت دنیوی بسیار بیشتر است پس براساس آموزههای اسلام چنین نظریهای نمیتواند نظریهای اخلاقی و منطبق با ارزشهای اسلامی باشد180
ایرادات دیگر نیز میتوان بر این نظریه وارد کرد از جمله سودگرایی دچار مغالطه «باید/هست» میشود. بنابر نظر میل لذت خواهی مطابق با طبیعت انسان است و هر انسانی ذاتا طالب لذت است. بر اساس این نظر نمیتوان به این نظر منتقل شد که «باید در پی کسب لذت بود» این استنتاج یعنی از«است» به «باید» رسیدن، نمیتواند استنتاج کاملی باشد.
در مجموع میتوان گفت غایتگرایی در قالب سودگرایی و خودگرایی تعارضات بسیاری با اخلاق مبتنی بر اصول اخلاق اسلامی دارد.
سودگرایی در دوران مدنیته و پس از انقلابات فرهنگی و صنعتی و پس از اصلاحات دینی در غرب در کنار عاطفه گرایی و احساس گرایی از مهمترین گرایشهای اخلاقی در جهان شده است. در جهان جدید، بشر پیشرفتهای خارقالعادهای داشته است. در همهی ابعاد مورد نظر پیشرفت کرده است، چه از لحاظ علمی چه توسعه فنآوری و چه از منظرهای اجتماعی و سیاسی، اما همهی متفکران در حوزههای مختلف مهمترین بحران بشریت در عصر جدید را بحران اخلاق دانستهاند، بحرانی که اتفاقا در همهی حوزه ها، نقصهایی را به وجود آورده است. شاید بتوان ایرادات در همه حوزههای پیشرفتی بشر را ناشی از بحرانهای مربوط به بیاخلاقی دانست. شاید بتوان یکی از ایرادات اساسی مدرنیته و پرچمدار آن لیبرالیسم را در سده اخیر همین نوع نگاه سودگروانه به مباحث اخلاقی خصوصا عدالت دانست. انسان جدید با نوعی غرور نسبت به جهان و اتفاقات پیرامون آننگاه میکند و مدعی میشود که همه چیز را میتواند پیشبینی کند و غایت همه چیز در دست اوست. به همه چیز و همه کس به عنوان سوژههای آزمایشگاهی- علمی نگاه میکند و تصور میکند که هم همهی اتفاقات را میتواند پیشبینی کند و همهی پیامد ها را میتواند رصد کند و از به وقوع پیوستن پیامدهای ناگوار جلوگیری کند. اما عملا چنین نبود. بروز پیامدهای ناگوار کارهای بشر مدرن، که هیچ کس نتوانست از آن جلوگیری کند، شاهدی بر عدم آگاهی انسان بر نتایج نهایی اعمال خودش است.
ابتدا بروز جنگهای گسترده جهانی و قربانی شدن بیش از صدها میلیون نفر پس از آن تخریب عجیب زیستگاه بشر، بوجود آمدن سلاحهایی با توان تخریب کل کره زمین، ایجاد کارخانهجات، ماشینآلات و ابزار تأمین خواستهها و نیازهای بشر که خود آنها به مرحله ای رسیدهاند که محیط زیست بشری را کاملا تخریب کرده است.نابود شدن گونههای حیوانی، گیاهی، تخریب لایه ازن به عنوان لایهای حفاظتی برفراز جو کره زمین، گرم شدن زمین و آب شدن یخهای قطبی و موارد بسیاری نشان از آن دارد که با وجودی که مهمترین هدفی که سردمداران بشر در دوره های مدرنیته داشتهاند سودگرایی بوده است؛”بیشترین لذت، سود ورفاه برای بیشترین افراد” ولی عملا وضعیت دنیا به شکلی درآمده است که خلاصهای از آن ذکر شد. آدمی طبیعتا موجودی است که به نتایج اعمالش میاندیشد اما این اندیشه بسته

پایان نامه
Previous Entries منفعت عمومی، غایت زندگی، فعل اخلاقی Next Entries حسن و قبح، باید و نباید، فعل اخلاقی