جریان تجاری، ارزش افزوده، نیروی کار

دانلود پایان نامه ارشد

بهرهوری نیروی کار) یا ارزش و مقدار محصول تولید شده به ازاء هر تن مواد اولیه مصرفی ( بهرهوری مواد) یا بهره درآمد تولید شده به ازاء هر ریال سرمایه ( بهرهوری سرمایه ) و نظایر آن. (دیوید سومانث، 2002: 6)

3-5-بهرهوری کل عوامل تولید

عبارتست از، نسبت خالص محصول بر مجموع نهادههای نیروی کار و سرمایه. معمولاً به جای خالص محصول، ارزش افزوده و در مخرج کسر مجموع ارزشهای نیروی کار و سرمایه را قرار میدهند. این معیار برای برخی از کالاهای مصرفی نظیر تلویزیون، ویدئو و کامپیوتر که ۶۵% هزینه تولید آنها را مواد مصرفی تشکیل میدهد، معیار مناسبی نمیباشد. (سومانث، 2002: 7)

3-6-بهرهوری کلی

نسبت کل ارزش محصول تولید شده به مجموع ارزش کلیه نهادههای مصرفی است. این شاخص تأثیر مشترک و همزمان همه نهادهها و منابع ( از قبیل نیروی انسانی، مواد و قطعات، ماشین آلات، سرمایه و نظایر آن ) در ارتباط با ارزش محصول بدست آمده را اندازهگیری میکند. (منبع فوق)
بهرهوری ارزش اقتصادی کالا و خدمات است.
بهرهوری در علم اقتصاد عبارت است از اندازهگیری کارایی مولد43، از طریق محاسبه نسبت تولید به نهاده‌های مورد نیاز در تولید.
بهرهوری، نسبت ستانده به یک نهاده یا بیشتر که در تولید ستانده مشارکت داشته است، گفته میشود.
بهرهوری، معیاری است که نشان میدهد اقتصاد با چه درجهای از کارایی منابع برای رسیدن به اهداف حرکت میکند.
تعريف مركز بهرهوري ايران (NIPO): بهرهوري يك فرهنگ، يك نگرش عقلايي به كار و زندگي است، كه هدف آن هوشمندانهتر كردن فعاليتها براي دستيابي به زندگي بهتر و فعالتر است.
تعریف آژانس بهرهوری اروپا: درجه استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید.

3-7-بهرهوري و شاخصهاي آن

بهرهوري در حالت عمومي به صورت نسبت ستاده به نهاده تعريف ميشود. يعني اگر در يک واحد توليدي Yرا ستاده و X را نهاده بکار رفته، در نظر بگيريم، آن گاه مي توان،X/Y را به عنوان بهرهوري در حالت کلي در نظر گرفت که، در اين صورت روي منحني توليد بهرهوري در يک نقطه خاص در واقع همان خطي است، که از مبدأ مختصات بر آن منحني وصل ميشود. (قاسمي، 1379: 14)
به عبارت ديگر، بهرهوري (P) ارتباط بين توليد (Q) (کالا يا خدمات) و عواملي که در توليد استفاده شده (F) ميباشد. يعني نمايندهاي از کارايي پربار از يک واحد توليد داده شده براي يک دوره مفروض ميباشد. بهرهوري با مفاهيم ديگري همانند کارايي و اثربخشي ارتباط نزديکي دارد، که در واقع اثربخشي و کارايي مستقل از بهرهوري نيستند. (دجلا و گالوج44، 2008 :4)
اثربخشي، وسعت و اندازه اهداف را مشخص ميکند که، ممکن است اهداف (اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي و بومشناسي و …) قابل دستيابی باشند. بدون اينکه چه سطحي از هزينهها به کار گرفته شود و يا چه حجمي توليد شود. يک سازمان هنگامي به اهدافي که در نظر داشته باشد (اهدافي براي فروش، پيشرفت خدمات مشتري، اهداف اجتماعي، کاهش آلودگي و غيره) دست يابد، مؤثر واقع ميشود.
مفهوم بهرهوري با کارايي نيز ارتباط نزديکي دارد. اگر يک واحد توليدي کارا باشد، به معني آن است که به بهترين شيوه توليد ممکن دسترسي پيدا کرده است. کارايي، وسعت و اندازه اهداف را مشخص ميکند، به شرط آنکه براي رسيدن به آن هدف، حداقل استفادهای از منابع بکاررفته داشته باشيم.
کارايي را ميتوان از دو طريق مالي و تکنيکي در نظر گرفت. کارايي از لحاظ مالي بيان کننده نرخ سودآوري و از نظر تکنيکي بيان کننده بهرهوري است و افزايش کارايي در اين حالت به افزايش بهرهوري منجر ميشود. بنابراين بهرهوري، تکنيک اجرايي را اندازهگيري ميکند(نرخي از حجم ستاده به نهاده) و همچنین معياري از کارايي تکنيکي است.
اگرچه بهرهوري مقايسهاي از ستاده و منابع استفاده شده در توليد آن ميباشد، سؤالاتي که ممکن است وجود داشته باشد اين است که:
چگونه ستاده اندازهگيري ميشود؟
چه منابعي براي توليد ستاده بکار گرفته ميشود؟
چگونه بهرهوري با هم جمع زده ميشود؟
افزايش بهرهوري به معني آن است که يا با ميزان يکساني از نهاده، ستاده بيشتري توليد شود و يا اينکه ميزان نهاده کمتر جهت همان ميزان ستاده بکار گرفته شود.
در اندازهگيري بهرهوري، نسبت ستاده به نهاده تعريف ميشود، ستادهاي که در صورت کسر ظاهر مي‌شود، ستاده ناخالص يا ارزش افزوده رانشان ميدهد، که ارزش افزوده از رابطه (ستاده منهاي مصرف متوسط) تعريف ميشود.
در اينصورت دو نوع بهرهوري وجود دارد: اگر در اندازهگيري بهرهوري از ستاده ناخالص استفاده کنيم، بهرهوري ناخالص حاصل ميشود و اگر در اندازهگيري بهرهوري از ارزش افزوده استفاده کنيم، بهرهوري خالص حاصل ميشود.

3-7-1-شاخص بهرهوري جزئي (PFP)
اين شاخص به ارزيابي بهرهوري در رابطه با يکي از عوامل توليد ميپردازد. (آذربايجانی و ديگران،1381: 448)

که در اين رابطه شاخص بهرهوري عامل توليد-ام و O ستانده و ميزان نهاده بکار رفته -ام ميباشد. يعني در شاخصهاي بهرهوري جزئي ارتباط ستانده با يک نهاده مورد توجه قرار ميگيرد.
به عنوان مثال بهرهوري نيروي کار را ميتوان به شکل زير نوشت.
(1)
: بهرهوري نيرويكار
: ارزشافزوده
: هزينه پرسنلي جبران خدمات مزد و حقوق بگيران
از ديدگاه اقتصادي بهرهوري جزئي همان توليد متوسط نهاده است، که در يک زمان معين و در چارچوب تکنولوژي موجود در آن مقطع زماني حاصل شده است.

3-7-2-شاخص بهرهوري كل (TFP)
اختلاف اساسي و قابل توجه بينTFP و بهرهوري نيروي كار وجود دارد، به طوري كه TFP معيار بهتري نسبت به بهرهوري نيروي كار انعكاس ميدهد، طبق یافته های چانگ و هونگ (2006)، بهرهوری نیروی کار ترکیبی از نهادهها و تکنولوژی را منعکس میکند، ولیTFP نقش تمام ورودیهای دیگر به جز سرمایه و نیرویکار را برای رشد اقتصادی درنظر میگیرد. (امینی و فرهادی کیا، 1390: 6)

3-8- عوامل مؤثر بر بهرهوری کل عوامل تولید

باتوجه بهاينکه رشد بهرهوري کل عوامل توليد برابر با ميانگين موزون رشد بهرهوري نيرويکار و سرمايه ميباشد، در نتيجۀ عوامل بهبود سطح کيفي نيروي کار و سرمايه، که تخصيص بهتر منابع و استفاده بهينه از منابع و امکانات موجود را به همراه دارد، به ارتقاء بهرهوري کل عوامل توليد کمک ميکند. در گزارش سازمان بهرهوري آسيايي، عوامل ذيل به عنوان مهمترين فاکتورهاي تسريعکننده رشد بهرهوري کل عوامل توليد ذکر گرديده است. (وليزاده زنور، 16:1388-15)

الف)سرمايهگذاري خارجي
شاخص سرمايهگذاري خارجي (از طريق انتقال فنآوري و در نتيجه افزايش توليد) بر رشد بهرهوري کل عوامل توليد تأثير مثبت دارد. در چند دهه اخير، سرمايهگذاري مستقيم خارجي در انتقال فنآوري، نسبت به خريد دانش فني، از اولويت بيشتري برخوردار بوده است. نظريه جهانيسازي نيز که بر حرکت آزادانه سرمايهها تأکيد ميکند، دليلي بر گسترش سرمايهگذاريهاي خارجي و انتقال فنآوريهاي نوين در اين زمينه ميباشد. افزايش ظرفيت جذب و پذيرش سرمايهگذاري خارجي در بسياري از کشورهاي در حال توسعه و همچنين تمايل آنها به سرمايهگذاري مستقيم خارجي، در افزايش حجم سرمايهگذاريهاي مستقيم خارجي مؤثر بوده است.

ب)تحقيق وتوسعه
تحقيق و توسعه سبب رقابتپذيري در دستيابي به فنآوري شده و بهبود رقابتپذيري، در بلندمدت باعث رشد بهرهوري کل عوامل توليد ميگردد.

ج)سياست تجاري
در اینجا برای بیان رابطه میان سیاست تجاری (جریان تجاری) با بهرهوری به این نکته اشاره میکنیم که، سياست باز تجاري، توسعه صادرات و جايگزيني واردات بر رشد اقتصادي و بهرهوري کل عوامل توليد تأثير مثبت دارد. صادرات، قدرت رقابتپذيري کالاها را افزايش داده و واردات (بخصوص واردات ماشينآلات و ابزارآلات، که در بردارنده تکنولوژي نوين ميباشند)، راهي براي ورود تکنولوژي خارجي به اقتصاد داخلي ميباشد. در این تحقیق از سهم فروش هر یک از بنگاهها به جای جریان تجاری بنگاهها استفاده کردهایم، از این رو به دلیل نبود اطلاعات کافی در کشور میزان فروش هر یک از بنگاههای مورد نظر را به عنوان متغیر جریان تجاری استفاده کردهایم.
حال در ادامه به بررسی انواع جریانات تجاری در اقتصاد میپردازیم و آنها را از نقطه نظرات مختلف بررسی میکنیم.
The debate on trade strategy can be viewed by examining theبحث در مورد راهبرد جریان تجاری بنگاه را میتوان بر اساس تصمیمات بنگاهها بررسی کرد،decisions made by firms on whether to acquire the resources که آیا بنگاهها منابع لازم necessary for business internally or externally, and if theبرای کسب و کار را از داخل بنگاه تأمین میکنند و یا از خارج و از بنگاههای دیگر بدست میآورند و اگر آنهاdecided to acquire them externally, what trade pattern they تصمیم گرفتند تا منابع را از بنگاههای دیگر بدست آورند، جریان تجاری انتخاب شده آنها selected.از چه نوعی است؟ When supplying all necessary parts internally, theوقتي كه تهیۀ تمام قطعات مورد نیاز در داخل بنگاه باشد، آن company is referred to as vertically integrated.بنگاه دارای ادغام عمودی45 است.However, when اما هنگامي كه supplying them externally, the trade pattern is divided betweenمنابع از بنگاههای دیگر تهیه مي‌شوند، این جریان تجاری بینarm’s length relations and long-term cooperative relations. روابط معاملات آزاد46 و روابط مشارکتی بلندمدت47 تقسیم مي‌شود.In حال برای فهم بیشتر این دو رابطه آنها را تعریف می‌کنیم. بنگاهها در روابط معاملات آزادarm’s-length relations, a firm chooses a partner from the marke، شریکی با روابط کوتاهمدت و موقتي از بازار with short-term and temporal relationships, and its main concernانتخاب مي‌كند و هدف اصلی آنها،is cost reduction and product quality improvement. کاهش هزینهها و بهبود کیفیت محصول می‌باشد.Although هر چندarm’s length relations can be repeated, their continuity may not روابط معاملات آزاد میتواند تکرار شوند، اما تداومشان ممکن است be guaranteedتضمین نشود.In contrast, long-term cooperative relations are در مقابل، روابط مشارکتی بلندمدت همان گونه که از نامش پیداست، repeated relationships for the long run; and firms maintain long-روابطی تکرار شده در بلندمدت هستند و مؤسسات براي تشویق سرمایهگذاری، انتقال تكنولوژيogy, and maintaining business confidentiali و ایجاد اعتماد در کسب و کار بیشتر از روابط بلندمدت استفاده مي‌كنند. هر دو نوعrelations have different economic efficiencies, and each has its رابطه، The two types ofكارايي‌های اقتصادی مختلفی دارند که هر یک own theoretical background.زمينه نظری خاص خود را دارد. (دوکهی لی و میسوکیانگ48، 2009: 73)
Long-term cooperative relations are also comprised of twoروابط مشارکتی بلندمدت نیز به نوبه خود از دو نوع رابطهtrade patterns, dedicated and network trading relations, تجاری تشکیل شده است: روابط تجاری اختصاصی49trade is close to vertical integration, and network trade is close و روابط تجاری شبکه‌ای50، کهdepending on the number of partners. به تعداد شرکای تجاری آنان بستگي دارد.Even though dedicated اگر چه تجارت اختصاصیtrade is close to vertical integration, and network trade is close به ادغام عمودی و تجارت شبکهای به حالت بازار کامل نزدیک هستندto market mode, they have in common that they are neithe، اما آنها در اين زمينه مشترکند که، نه perfect vertical integration nor perfect market mode, but areبصورت ادغام عمودی هستند و نه حالت بازار کامل را دارند، اما intermediary forms.به شکلی، در حد وسط این دو نوع قرار دارند. That is, while dedicated and networkيعني، در حالی که تجارت اختصاصي و شبکه‌اي اكيداً به حالت بازار

پایان نامه
Previous Entries تجارت خارجی، نیروی کار، رشد اقتصادی Next Entries جریان تجاری، چرخه عمر، روابط تجاری