توسعه شهر، مشارکت مردم، توسعه روستا

دانلود پایان نامه ارشد

داده است:
“1- ابعاد اجتماعي و اقتصادي، شامل : تسريع توسعه پايدار در کشورهاي در حال توسعه، فقرزدايي، تغيير الگوي مصرف، تحولات جمعيتي، تأمين سلامت انسان، تأمين مسکن مناسب و تلفيق برنامه ريزي محيط زيست و توسعه
2- منابع، شامل: حفاظت اتمسفر، استفاده مناسب از زمين، حفاظت جنگلها، کويرزدايي، توسعه کوهستانها، کشاورزي و توسعه روستايي پايدار، تنوع زيستي، بيوتکنولوژي پايدار، حفاظت اقيانوسها، حفاظت و مديريت منابع آب، مديريت مواد شيميايي سمي و زباله هاي خطرناک، زباله هاي جامد و فاضلابها و زباله هاي اتمي
3- مشارکت مردمي، شامل: مشارکت همه اقشار در فرآيند توسعه، توجه به زنان و جوانان و کودکان، مشارکت مردم بومي، سازمانهاي غيردولتي، نقش مسئولان محلي، کارگران و کارکنان، تجارت و صنعت، علوم و فن آوري و کشاورزان
4- روشهاي اجرايي، شامل: منابع مالي و نحوه تأمين آنها، انتقال تکنولوژي، علوم در خدمت توسعه، آموزش عمومي، ظرفيت سازي، نهادهاي بين المللي مورد نياز، قوانين و مقررات و اطلاعات مورد نياز
توجه به ابعاد گوناگون با موضوعات مختلف، اهميت توسعه پايدار را مي رساند و اينکه هيچگاه نمي توان از توسعه در يک بعد به توسعه پايدار رسيد”(مکنون، 1376: 5).

4-2- توسعه پايدار شهري

با رشد سريع جمعيت جهان و تمرکز آن در شهرها، مفهوم توسعه پايدار شهري به عنوان مؤلفه اساسي تأثيرگذار بر چشم انداز بلند مدت جوامع انساني مطرح گرديد (Auclair,1997: 12). مفهوم پايداري به عنوان تشريح کننده وضعيت يا حالتي مطلوب، و يا مجموعه شرايطي دانسته که تداوم داشته باشد. در مقابل، واژه توسعه در اصطلاح توسعه پايدار شهري، فرآيندي را تداعي مي کند که به وسيله آن مي توان به پايداري دست يافت (Maclaren,1996: 185).
از نظر مکلارن برخي مشخصات کليدي پايدار شهري که غالباً در ادبيات موضوع و اسناد بيان مي شوند عبارتند از : برابري بين نسل ها intergenerational ، برابري درون نسل ها intragenerational (شامل برابري اجتماعي، برابري جغرافيايي و برابري در حکومت)، حفاظت از محيط طبيعي( و زندگي در چارچوب ظرفيت و تحمل آن)، استفاده حداقل از منابع تجديد نشدني، بقاي اقتصادي و تنوع، جامعه خوداتکا، رفاه فردي و رفع نيازهاي اساسي افراد جامعه (همان منبع: 185).
مفهوم اصلي توسعه پايدار شهري را پيترهال چنين تعريف کرده است : ” شکلي از توسعه امروزي که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهري نسل هاي آينده را تضمين کند”(موسي کاظمي محمدي، 1378: 104).
دراکاکيس اسميت معتقد است بحث پيرامون شهرنشيني پايدار، يک فرآيند به جاي يک پديده است. بنابراين، بايستي شهرنشيني پايدار را به عنوان يک فرآيند تعريف کرد.
در چگونگي تعريف فرآيند شهرنشيني پايدار، دراکاکيس اسميت مي گويد: “مي توان اصول پذيرفته شده توسعه پايدار، يا در اصطلاح رفع نيازهاي کنوني بدون محروميت نسل هاي آينده، را مستقيماً قبول کرد و آن ها را به عنوان چارچوبي براي مطالعه توسعه شهري و نيز شناسايي زمينه هاي موردنظر بکار برد” (Drakakis-smith,1996: 3-4).
در اين زمينه رابرت سالو در مقاله “برابري بين نسل ها در مقابل نابرابري امروز” بحث مهمي را مطرح کرده و معتقد است : ” ضرورت کاهش نابرابري هاي عصر حاضر به همان ميزان (و احتمالاً بيشتر از) نگراني درباره وضع نامطمئن نسل هاي آينده مي باشد، و اين که اقتصادهاي پيشرفته جهان خواهان تفکر درباره عدالت و برابري نيستند زماني که در خصوص منابع کنوني به کار برده شود”. مقياس و دوام نابرابري، آسيب پذيري و فقر موجود در بسياري از شهرهاي معاصر در کشورهاي درحال توسعه، هر کوشش در جهت تعريف شهرنشيني پايدار را ناگزير مي سازد که به شرايط حاضر به همان ميزان شرايط آينده وزن اساسي بدهد (موسي کاظمي محمدي، 1378: 98).
“امروز از جمعيت 6 ميليارد نفري جهان، 2/1 ميليارد نفر در فقر زندگي مي کنند و اين براي دنيايي که دم از تمدن و فرهنگ مي زند جاي بسي تأسف دارد. واژه فقر از ريشه لاتين pauper مي آيد و بيانگر نوعي نداشتن و نيازمندي است. فقير و فقرا که از اين واژه گرفته شده اند به عنوان بخشي از جامعه انساني نه تنها حق حيات دارند بلکه بايستي از سوي متمولان و توانگران اجتماع مورد حمايت جدي قرار گيرند تا از گسترش فقر و تبعات بعدي آن جلوگيري به عمل آيد. فقر، محيط زيست و توسعه در اغلب ويژگي ها، شيوه هاي متغير محلي، آينده نگري، برنامه ريزي و مديريت يک چالش، با يکديگر مرتبط و هم پيوند هستند. فقر، بهره برداري استثمارگرانه از منابع طبيعي را به دنبال خود دارد که آن هم به نوبه خود باعث تشديد فقر مي شود” (عزيزي، 1381: 16).
مسأله فقر يکي از مهمترين موارد مورد توجه اغلب کنفرانس هاي بين المللي محيطي و زيست محيطي بوده است و از بين بردن نابرابري ها و فقر را لازمه رسيدن به توسعه محيطي و توسعه پايدار دانسته اند، به طوري که يکي از اصول اساسي دستورکار 21، همکاري در جهت ريشه کن کردن فقر به عنوان شرط اساسي توسعه پايدار ذکر شده است (همان منبع : 17).
به نظر بحريني، شهر پايدار جانشيني موجه و معقول براي شهرسازي مخرب قرن بيستم است و در آن به موازات توجه به مسائل زيست محيطي، به مسائل اجتماعي و انساني، نظير مسکن مناسب و زندگي حداقل نيز توجه مي شود (بحريني، 1376: 29-28).
پيترهال بنيادهاي توسعه شهري پايدار را در کنفرانس بين المللي برلين(2000) در هفت عنوان ذکر مي نمايد :
1- اقتصاد شهري پايدار: کار و درآمد مناسب، 2- جامعه شهري پايدار: همبستگي و يکپارچگي اجتماعي، 3- سرپناه شهري پايدار: خانه سازي شايسته در استطاعت همه، 4- محيط زيست شهري پايدار: اکوسيستم هاي باثبات، 5- دسترسي شهري پايدار: تحرک همراه حفاظت منابع، 6-زندگي شهري پايدار: ايجاد شهر زيست پذير، 7- مردم سالاري شهري پايدار: قدرتمندسازي شهروندي (صرافي، 1381: 13).
بنابراين شهر پايدار فقط شهر تميز نيست، بلکه شهري است که انسان مي تواند در آن درآمدي عادلانه به دست آورد، سرپناه مناسب تهيه کند، احساس راحتي کند و تلاش و وقت خود را وقف حفاظت از تصوير شهر نمايد.
ساخت يک اقتصاد شهري قوي، و شهري قابل زندگي از نظر زيست محيطي، بايد با تلاش هايي با هدف حفظ گروه هاي اجتماعي موجود و ارائه اشکال نوين اداره شهر و کنترل آن، همگام شود تا همبستگي و انسجام اجتماعي محفوظ بماند (موسي کاظمي محمدي، 1378: 103-102).

5-2- اسکان غيررسمي و توسعه پايدار شهري

توسعه شهري از آغاز تاکنون تنها به گسترش فضاي شهري، پذيرايي از جمعيت بيشتر، ايجاد کاربري هاي متعددتر، بهره برداري بيشتر از منابع، توليد و مصرف بيشتر انديشيده است. ولي توسعه پايدار شهري در اوج ناهنجاري ها و بحران محيطي اي که توسعه شهري باعث آن شده بود، با انديشه هاي جديد به منظور متنوع ساختن کاربري هاي شهري و ايجاد برابري در شهر مطرح گرديد. توسعه پايدار شهري آمد تا در شرايطي که امروزه عناصر تشکيل دهنده شهر با بدترين اوضاع ممکن در طول تاريخ مواجه گشته اند، شکاف موجود ميان مناطق و محلات شهري و ميان فقير و غني را از ميان بردارد، الگوي پايدار حمل و نقل را پياده سازد، عوامل تخريب خاک و آلودگي خاک و آب را برطرف سازد، ايجاد ضايعات کمتر و مصرف انرژي کمتر را الگو نمايد، به بازيافت ضايعات اهميت دوچندان دهد، جلوي توليدات زيان آور را بگيرد، الگوي مصرف بهينه را پياده سازد، به فضاي سبز و حفاظت و گسترش آنها بهاي بيشتري دهد، مردم را به استفاده بيشتر از دوچرخه و پياده روي توصيه کند(عزيزي،1381: 32). توسعه فيزيکي شتابان و نامتعادل شهرها، پيامدهاي نامطلوب اقتصادي، اجتماعي و کالبدي داشته است. يکي از آثار و پيامدهاي توسعه فيزيکي ناموزون و نامتعادل شهري، اسکان غيررسمي است که به عنوان چالشي فرا روي توسعه پايدار شهري مطرح مي شود (نقدي و صادقي، 1385: 218).
اسکان غيررسمي به عنوان گونه اي از شهرنشيني با مشکلات حاد، از عوامل عمده ايجاد ناپايداري شهري به ويژه در کشورهاي در حال توسعه محسوب مي شود. اين گونه سکونتگاهها بازتاب کاستي ها و نارسايي هاي سياست هاي دولت و بازار رسمي مي باشد که جلوه اي از فقر را نمايان مي سازد.
اسکان غيررسمي به سبب ايجاد فقر و گسترش آن و نيز به مخاطره انداختن محيط زيست و تحميل هزينه هاي سنگين براي حل مشکلات، تهديدي جدي براي پايداري و انسجام جامعه شهري تلقي شده به گونه اي که نياز جدي به اتخاذ تدابير ويژه اي براي ساماندهي وضعيت کنوني و جلوگيري از گسترش آن در آينده بايستي در دستورکار مديران و دولتمردان قرار بگيرد (نقدي و صادقي، 1385: 220).
” با توجه به اينکه کيفيت زندگي در مناطق شهري در مقايسه با سطح زندگي روستاييان بهتر و دسترسي به انواع خدمات اجتماعي و اقتصادي اساسي بيشتر است مهاجران در جستجوي کار، فرصت هاي بهتر يا فقط غذا و سرپناه، به مهاجرت به شهرها ادامه مي دهند، در نتيجه ظرفيت زيرساخت هاي شهري اغلب در فشار قرار مي گيرد و حتي کاهش مي يابد، وضع مساکن موجود بدتر و مساکن متراکم تر مي شوند، فضاي باز مورد تجاوز قرار مي گيرد، خيابان ها متراکم مي شوند، کيفيت هوا تنزل پيدا مي کند، از ظرفيت تصفيه طبيعي زباله ها توسط رودها و کانال ها کاسته مي گردد، منابع آب سطحي و زيرزميني رو به کاهش مي گذارد و آب ها آلوده مي شوند و… “(موسي کاظمي محمدي، 1378: 96-95). هجوم روستاييان به شهرها-به ويژه کلان شهرها- تا زماني که فاصله بين روستا و شهر وجود داشته باشد رخ خواهد داد و بايد منتظر موج هاي مهاجرت از روستاها به نقاط شهري بود. جاذبه هاي شهري در مقابل دافعه هاي روستايي، موجب تشديد روند مهاجرت روستا- شهري در ايران و در نتيجه شکل گيري مناطق حاشيه و اسکان غيررسمي شده است.
بنابراين شهر و شهرنشيني در ايران با بروز و ظهور مشکلاتي چون بي مسکني و بدمسکني، معضل حاشيه نشيني و رشد زاغه ها و سکونتگاههاي غيررسمي، چالش هاي زيست محيطي، عدم دسترسي به آب آشاميدني سالم و بهداشتي، معضل دفع زباله و عدم بازيافت آن، مشکلات ترافيکي و آمد و شد، گسترش آسيب ها و انحرافات اجتماعي، گسترش آسيب هاي رواني و شخصيتي، مشکل توزيع عادلانه تر امکانات و خدمات شهري مورد نياز شهروندان، مسئله تأمين کار و درآمد براي همه آحاد شهروندان، انواع نارضايتي هاي جمعي و احساس عدم تعلق و بيگانگي با شهر همراه بوده است (نقدي و صادقي، 1385: 220).
” با بروز ضايعات زيست محيطي و کاهش سطح عمومي زندگي مردم به ويژه در جوامع شهري، رهيافت توسعه پايدار به عنوان موضوع روز دهه آخر قرن بيستم از سوي سازمان ملل مطرح شد و به عنوان دستوركار قرن بيست و يكم در سطوح بين المللي، منطقه اي و محلي تعيين گرديد. به عبارت ديگر، اصل پايداري در طرح ها و برنامه هاي توسعه به عنوان هدفي كلي مورد تأكيد قرار مي گيرد؛ هدفي كه نهايت ندارد و مستمر است” (موسي كاظمي محمدي، 1387: 96). با توسعه شهرها و مطرح شدن اصل توسعه پايدار، توجه به اصل پايداري هر چه بيشتر مورد سؤال قرار مي گيرد. امروزه مسايل و مشکلات موجود به ويژه در شهرها نشانگر عدم تحقق مشخصه هاي پايداري در آنها است. جغرافياي شهري در اين وضعيت ابعاد و قلمروهاي تازه اي مي يابد و با بررسي مسائل مهم شهرهاي جهان سوم، عدالت اجتماعي، کيفيت دسترسي مردم شهرها به نيازهاي اساسي؛ حوزه هاي اجتماعي و غيره، ضمن ارزيابي و تحليل فضايي و اکولوژيکي از مشخصه هاي پايداري در مناطق و حوزه هاي شهري، سعي دارد کمک کند تا محيط زيست شهري مناسبي براي ساکنان شهرها فراهم شود(نقدي و صادقي، 1385: 220).
اسکان غيررسمي به علت عدم تحقق مشخصه هاي پايداري، به عنوان گونه اي از شهرنشيني با مسايل و مشکلات حادي مواجه است که با درنظر گرفتن شاخص هاي پايداري در اين گونه سکونتگاه ها مي توان در جهت ساماندهي و توانمندسازي آنها گام برداشت.

شکل شماره 4: اهداف مشترک توسعه پايدار و ارتقاء اسکان غيررسمي

6-2- سکونتگاههاي غيررسمي و مفاهيم مرتبط با آن

اسکان هاي غيررسمي در جهان از پيشينه طولاني برخوردار است، که از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سازمان ملل، مصادره به مطلوب، جبران خسارت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره جبران خسارت، سازمان ملل، حقوق فرانسه