توسعه شهر، رقابت در بازار، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

نيز صورت پذيرد، بديهي است اين مداخله توسعه اي هنگامي موفقيت آميز خواهد بود که به ظرفيت هاي داخلي اين نواحي متکي بوده و جريان دو طرفه را ( از پايين به بالا و از بالا به پايين) جهت تشکيل سرمايه هاي انساني ايجاد نمايد”( رفيعيان، 1382: 293) .

6-7-2- قابل اجرا نبودن ضوابط ساختماني براي فقراي شهري
از يک طرف، عواملي مانند قطعه بندي بزرگ زمين(حد نصاب تفکيک) مطابق با ضوابط و مقررات طرح هاي توسعه شهري، محدوديت هاي عرضه زمين توسط دولت و بزرگي شهرها، منجر به افزايش قيمت زمين در کشورهاي در حال توسعه شده به طوري که دسترسي به زمين براي فقراي شهري امکانپذير نبوده و آن ها را به سمت بخش هاي غيررسمي سوق مي دهد. از طرف ديگر تفاوت قيمت تمام شده مسکن غيررسمي فقراي شهري را به اسکان در سکونتگاه هاي غيررسمي تشويق مي کند. بدين ترتيب که در مسکن غيررسمي امکان حذف برخي از مراحل ساخت، به ويژه نازک کاري، استفاده از مصالح دسته دوم و به کارگيري نيروي کار خانوار مي تواند باعث کاهش هزينه ها گردد. همچنين در مسکن غيررسمي امکان ساخت تدريجي بنا به علت عدم وجود قوانين حاکم براي ساخت کامل بنا و پايان کار وجود دارد و شخص مي تواند حتي يک چهارم بناي خود را در يک مرحله احداث نمايد و مابقي را در مراحل بعدي به تدريج بسازد. بدين ترتيب اين امر موجب سرمايه گذاري تدريجي شده و تمايل افراد کم درآمد را به ساخت مسکن غيررسمي افزايش مي دهد(اعتصامي،1384: 49). هزينه تمام شده دريافتي توسط شهرداري و ديگر ارگان هاي دولتي مطابق با ضوابط و مقررات احداث بنا از نقطه شروع( درخواست صدور پروانه ساختماني) تا نقطه پايان کار(مجوز پايان کار) باعث مي شود افراد براي تأمين مسکن بازار غيررسمي را به بازار رسمي ترجيح دهند.

به طور کلي دلايل شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي را مي توان در دو دسته زير جاي داد :
الف) دلايل ساختاري
* کمبود عرضه نسبت به تقاضا بر اثر رشد جمعيت و مهاجرت
* سياستهاي اتخاذ شده در خصوص مديريت زمين و مسکن
* عدم تعادل هاي اقتصادي و گسترش فقر شهري و پديده مهاجرت
* جنگ تحميلي
* تحولات ناخوشايند طبيعي و اقليمي(خشکسالي و زلزله). ( روستا، 1389: 126).
ب) دلايل غيرساختاري
* عدم توجه به سرمايه گذاري مسکن ارزان قيمت در محله هاي فقير نشين متناسب با توان و استطاعت مالي اين افراد
* عدم فرهنگ سازي درجامعه شهري جهت فراهم کردن موجبات جذب وادغام اين گروهها واقشار به تدريج در بافت هاي متعارف شهري
* نبود رويکرد، برنامه ها و سياست هاي جامع نگر در مديريت و نظام برنامه ريزي شهري
* عدم برنامه ريزي اجتماعي همراه با برنامه ريزي هاي فيزيکي (کالبدي) و اقتصادي و فقدان توجه به ابعاد اجتماعي شهرسازي و توسعه شهري
* فقدان برنامه هاي توسعه اجتماعي، فرهنگي و آماده سازي و توانمندسازي فردي و اجتماعي در محلات فقيرنشين براي خود اتکايي اقتصادي و اجتماعي در زندگي جديد شهري
* نبود سياست و بستر مناسب براي تجهيز تشکل هاي خود جوش مردمي در مناطق محروم شهري و عدم حمايت سازمان ها و مديريت شهري از شکل گيري انجمن ها، تشکل ها و نهادهاي اجتماعي و عمراني غيردولتي به جهت عرضه حداقل نيازهاي زندگي در مناطق فقيرنشين شهرها ( روستا، 1389: 126).
مجموع دلايل بالا در يک دسته بندي کلي و در قالب نمودار زير قابل ملاحظه هستند.

منبع: (مهندسين مشاور پرداراز، 1389: 32)

شکل شماره5: دلايل شکل گيري اسکان غيررسمي

لذا اسکان غيررسمي بيانگر شکست در سياست هاي رسمي و عدم پاسخگويي به نياز سرپناه کم درآمدهاست و بايد گفت که ساکنين اين سکونتگاه ها نه با انتخاب خود، بلکه از ناچاري به اينگونه اسکان روي آورده اند. آنها نه براي قاچاق و بزهکاري بلکه براي بقاء و ارتقاء زندگي شان آمده اند.

8-2- معيارهاي شناسايي اسکان غيررسمي

ايجاد سکونتگاههاي غيررسمي در شهرها را مي توان جزيي از فرآيند عدم تعادل شهري- منطقه اي و سازگاري دوگانه اقتصادي در جامعه تلقي کرد که منجر به تغيير مکاني جمعيت از نواحي فقير و توسعه نيافته روستايي به سمت و سوي نواحي برتر شهري مي گردد. در اين جريان انتقال جمعيتي، به دليل عدم پاسخگويي بازار رسمي، نواحي بي دفاع و فاقد نظارت شهري، عرصه اسکان اين گروه هاي تازه وارد، که توان رقابت در بازار رسمي زمين و مسکن را ندارند، شده و با سرعت مهار نشدني اشغال مي گردند. هماهنگي با اين نياز اجتماعي، فرصت طلبي گروه هاي سودجو و رانت خواري زمين، به عنوان يک فعاليت اقتصادي، عامل تشديدکننده محسوب شده و زمينه لازم در گسترش آن را پديد مي آورد. شاخصه هاي چنين مناطقي معمولاً با عواملي نظير فقدان خدمات پايه و اساسي، فقدان امنيت مالکيت زمين، سکونت خانوارهاي کم درآمد و فقير و وابستگي شديد به فرصت هاي شغلي غيررسمي بيان مي شود(رفيعيان، 1382: 289).
به دليل گستردگي پديده حاشيه نشيني در اغلب شهرها و خصوصاً شهرهاي بزرگ براي آن که بتوان تصويري جامع و در عين حال تعميم پذير براي تمامي سکونتگاههاي غيررسمي به دست داد، برخي از محققين خصوصياتي را براي آن برشمرده اند. ويژگي هاي کلي اسکان هاي غيررسمي را مي توان در ابعاد اجتماعي، اقتصادي، حقوقي، کالبدي و فضايي زير خلاصه کرد :

1-8-2- ويژگي هاي کالبدي و فضايي
به نظر آبرامز اسکان غيررسمي، ساختمان يا بخشي از شهر که در آن ويراني، نارسايي خدمات درماني، تراکم زياد جمعيت در واحدهاي مسکوني، فقدان آسايش لازم و خطرات ناشي از عوامل طبيعي ديده مي شود (داودپور،1384: 28).
وزارت مسکن و شهرسازي از لحاظ کالبدي سکونتگاه غيررسمي را سکونتگاهي مي داند که :
– ساخت و ساز اين سکونتگاهها به صورت خودرو يا بدون رعايت قواعد و اصول مصوب شهري با پروانه ساختمان شکل مي گيرد.
– در اکثر واحدهاي مسکوني آنها اصول فني ساختمان رعايت نشده، هر چند از مصالح ساختماني متعارف ساخته شده باشند.
– از لحاظ کاربري زمين کمبودهاي چشم گير، بازدارنده و ناکارآمد براي فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي، فضاي سبز، معابر و… وجود دارد.
– از نظر شکل با باقي شهر سنخيت ندارند.
– داراي واحدهاي مسکوني رو به ويراني و فرسوده با تجهيزات ناقص در حاشيه شهرها هستند( وزارت مسکن و شهرسازي، 1380) .
“بهداشت نامناسب محيط، سيستم آبرساني نامناسب، ايجاد واحدها بدون رعايت معيارهاي فني، روشنايي نامناسب معابر، فقدان پوشش معابر، کمبود و فقدان فضاهاي آموزشي و مراکز بهداشتي، کم دوام و ابتدايي بودن مصالح اکثر ساختمان ها، رشد خودانگيخته و بدون برنامه ريزي و اعمال قوانين، چهره فضايي خاص در مرکز يا حاشيه شهر را مي توان از ويژگي هاي کالبدي و فضايي اين سکونتگاه ها نام برد” (داداش پور و عليزاده، 1390: 36).

2-8-2- ويژگي هاي اقتصادي
زاهداني مفهوم حاشيه نشين را به معناي اعم، شامل تمام کساني مي داند که در محدوده ي اقتصادي شهر ساکن هستند ولي جذب اقتصاد شهر نشده اند. جاذبه هاي شهرنشيني و رفاه شهري، اين افراد را از زادگاه خويش کنده و به سوي قطب هاي صنعتي و بازارهاي کار مي کشاند، آنها اکثراً مهاجرين روستايي هستند که به منظور گذراندن بهتر زندگي راهي شهرها مي شوند( زاهداني،1369: 10). از آنجايي که اکثر اين مهاجرين روستايي فاقد تخصص و مهارت لازم شهري و بعضاً غيرماهر هستند، نمي توانند در بخش رسمي اشتغال داشته باشند و به همين دليل جذب مشاغل غيررسمي مي شوند.
“در واقع بخش غيررسمي هم به عنوان معضلي از توسعه نيافتگي و هم به عنوان راه حلي براي آن تلقي مي شود. بهره وري پايين و کاربري بالاي بيشتر فعاليت هاي غيررسمي، اين فعاليت ها را به عنوان وسيله اي براي کاهش بيکاري جذاب مي سازد”(برک پور و اسدي، 1388: 24-23). بدون ترديد اقتصاد غيررسمي به ميزان چشم گيري به ظرفيت جذب شهرها کمک مي کند. از بين ويژگي هاي اقتصادي مي توان به ورود به بخش غيررسمي، اتکاء به منابع محلي و درآمد خانوار، فعاليت محدود و کم، مهارت هاي اکتسابي خارج از نظام رسمي، عدم تشخيص در فعاليت ها به معناي فني آن، تکنولوژي کاربر و قابل انطباق اشاره نمود(داداش پور و عليزاده، 1390: 37).
ساکنين سکونتگاههاي غيررسمي، اين سکونتگاههاي بي ضابطه را انتخاب کرده اند تا هزينه سرپناه را به حداقل رسانده و در مقابل، ارزش هاي بالاتري چون شيوه هاي زندگي و ساير اشکال سرمايه گذاري را به دست آورند. يکنواختي و عدم تنوع اقتصادي ساکنين سکونتگاههاي خودرو که خود محصول جدايي گزيني فضايي اقشار و گروه هاي اجتماعي و تمرکز کم درآمدها در قلمروها و مجموعه هاي سکونتي مجزا است، از يک طرف موجب کاهش تماس هاي بين طبقاتي شده و از سوي ديگر مانع مهمي سر راه نفوذ عناصر و نهادهاي مدني در اين سکونتگاهها شده است( مهندسين مشاور پرداراز، 1389: 33). پرويز پيران از نظر اقتصادي انسان حاشيه اي را مربوط به تحولات صنعتي و رشد تکنولوژي مي داند و معتقد است انسان حاشيه اي مفهومي است برگرفته از مفهوم کارگران حاشيه اي که در حاشيه اقتصاد سرمايه اي به مشاغل پارازيت روي مي آورند و اين مشاغل نه با ثبات شغلي همراه هستند و نه با دستمزد معين و مرتب . از ديدگاه وي “انسان حاشيه اي از نظر اقتصادي داراي خصايص زير است:
– بيکار يا بيکار پنهان
– فاقد درآمد ثابت
– معمولاً داراي پايين ترين گروه درآمد شهري
– توان مالي ورود به بازار رسمي زمين و مسکن را ندارند.
– به سختي طالب سرپناه هستند.
– آماده ي پذيرش خطرات دريافت زمين به شکل غيرقانوني هستند”( پيران،1370: 67).

3-8-2- ويژگي هاي اجتماعي- فرهنگي
سکونتگاههاي غيررسمي عليرغم موقعيت مکاني در داخل يا حاشيه شهر از لحاظ اجتماعي- اقتصادي، اين گروه اکثراً جذب نظام اجتماعي و اقتصادي شهر نشده اند و به لحاظ فرهنگي و سياسي نيز در انزوا هستند. ريشه هاي روستايي و عشايري و عدم تطبيق با زندگي و فرهنگ شهري و نيز عدم امکان جذب در نظام اجتماعي- اقتصادي از نقاط عطف تعريف اين سکونتگاهها است( داودپور،1384: 43). “از نظر فرهنگي حاشيه نشينان شخصيت هايي هستند که از حاصل برخورد يا پيوند دو نظام فرهنگي متفاوت و احياناً متخاصم ظهور مي کنند. وي معتقد است چنين موجود دو رگه اي به طور همزمان نسبت به هر دو نظام فرهنگي احساس تعلق و بستگي دارد و در عين حال خود را نسبت به هيچ کدام کاملاً متعلق و متمايل نمي داند”(پيران، 1370: 68).
داودپور به نقل از حسين زاده دلير، مهمترين ويژگي هاي اجتماعي حاشيه نشينان را به شرح زير طبقه بندي مي کند:
– عمدتاً جمعيت حاشيه نشين را جوانان تشکيل مي دهد.
– در ساختن محيط مسکوني خود و در برابر عمليات تخريب روحيه بسيار قوي همکاري دارند.
– به افراد غيرساکن در منطقه اعتماد نداشته و در مسائل خود، آنها را شرکت نمي دهند.
– به لحاظ عدم وجود فضاي کافي اغلب اوقات خود را در خارج از چارچوب مسکوني مي گذرانند.
– ناهنجاري اجتماعي به لحاظ از بين رفتن ارزشهاي انساني در حاشيه شهرها سريع تر پرورش يافته و اعمالي نظير دزدي، اعتياد، قاچاق و فحشا در آنجا بيش از متن اصلي شهر ديده مي شود( داودپور،1384: 44).
“در واقع در اثر مهاجرت روستاييان، نقش خانواده در انتقال مباني ارزشي و ديني و ملي به فرزندان کاهش مي يابد و جامعه انتقال وظايف تربيتي را بر عهده مي گيرد. در نتيجه زمينه ها و بستر تعارضات و نيز نفوذ فرهنگ بيگانه به هويت ديني و ملي جوانان ايجاد و الگوهاي ضدفرهنگ و ديني تقويت شده و اين مرحله آغازين گسترش مشکلات اخلاقي، فساد و بي بندوباري و فحشا در شهرها به خصوص محلات فقيرنشين خواهد بود”( قاسمي سياني، 1388: 161).
در برخي از اسناد، سازمان ملل نيز حاشيه نشينان را از طريق خصيصه هاي اقتصادي، فرهنگي تعريف کرده و آنها را مهاجريني مي داند که تحصيلات و سواد کافي ندارند، از آموزش و مهارت براي استخدام در بخش رسمي برخوردار نيستند و زمينه هاي قبلي آنها، آنان را غيرقابل استخدام در بخش هاي رسمي شهري مي کند. همچنين از نظر سابقه ي شهرنشيني آنها را متعلق به مزرعه و روستا مي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حل و فصل اختلافات، حل اختلاف، انصاف و عدالت Next Entries سلسله مراتب، توسعه شهر