توسعه روستا، مشارکت روستایی، توسعه ی روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

راه مشارکت وجود دارند، بلکه تا حدود زیادی، آفت بسیاری از پروژه های توسعه ی روستایی نیز هستند. این موارد مشکلات اصلی و بسیار رایج مبتلابه بیشتر پروژه های توسعه روستایی هستند و تصور اینکه بتوان این مسایل را در محل دفع نمود ویا آنها را به نفع مشارکت مؤثر تحت کنترل در آورد، بسیار مشکل است ( اوکلی ومارسدن،1370،ص 46).
2) موانع فرهنگی : که شامل مواردی چون، مقاومت در برابر دگرگونی، «فرهنگ سکوت»، وحشت روستاییان از ابراز مخالفت و بیزاری شان از تملق گویی برای افراد غیر بومی جهت مداخله دادن آنها در امور را می توان اشاره کرد ( اوکلی ومارسدن، 1370،ص46).
3)موانع سیاسی : در اکثر موارد دولت ها از قدرت مردم هراس دارند و از تفویض اختیارات کافی به واحدهای پایه یعنی توده ی مردم روستا یا شهر امتناع می کنند. علی رغم بحث پیرامون سپردن کارهای روستایی به روستاییان، هیچگاه اثری از عدم تمرکز واقعی و مشارکت حقیقی روستاییان در تصمیم گیری های مرتبط به امور خودشان دیده نمی شود. این مسئله ی سیاسی خود یکی از موانع توسعه روستایی است. در ایران نیز پس از فروپاشی مدیریت سنتی جامعه روستایی، نقش روزافزون دولت در روستاها خود از جمله عوامل مؤثر در عدم مشارکت و به کارگیری مؤثر و گاهی خودجوش روستاییان در فعالیت های مربوط به توسعه و عمران روستاها گردیده است (اوکلی ومارسدن،1370،ص 46).
4) محدودیت منابع مالی: که یکی از دلایل عدم مشارکت روستاییان در اجرای طرحهای توسعه ی روستایی بستگی زیادی به امکانات و توانایی های اقتصادی مردم دارد. در اکثر روستاهای ایران به لحاظ پایین بودن سطح درآمد و محدودیت منابع مالی، روستاییان فاقد قدرت و توانایی برای مشارکت موثر هستند. در روستاهایی که از نظر اقتصادی و امکانات رفاهی در سطح بسیار پایین تری قرار دارند، همکاری و مشارکت اقتصادی آنها در طرحهای کم رنگتر است. به طور کلی می توان گفت الگوهای نابرابر مالکیت زمین، مقروض بودن روستاییان، کمی درآمد سالیانه، فصلی بودن مشاغل روستایی، عدم انطباق فصول بی کاری با مواقع اجرای پروژه، کمبود نیروی انسانی در برخی از روستاها با توجه به نوع معیشت و مسائلی از این قبیل از جمله عواملی هستند که جزء موانع اقتصادی مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی محسوب می شوند. علاوه بر این قدرت و توان مالی کم روستاییان در مقابل نخبگان و افراد ثروتمند روستا، موجب کم اثر شدن فعالیت های آنها در طرحهای توسعه ی روستا شده و میزان دخالت آنها را در تصمیم گیری و اجرای طرحها کم می کند (شاکری، 1380، ص55).
5) نداشتن سواد و مهارت های تخصصی: روستاییان به ویژه محروم ترین آنها اغلب از نعمت سواد لازم و فرصت فراگیری آن به دلایل مختلف محروم مانده اند. این افرد به دلیل اینکه اغلب انگیزه ی مشارکت در طرح ها را ندارند از شرکت در برنامه های توسعه باز می مانند. کم سوادی یا نداشتن سواد موجب کمبود آموزش ها و مهارت های تخصصی در زمینه های مختلف شده است و سبب می شود که نخبگان روستا و مسئولان بالادست تصمیماتی را برای روستاییان بگیرند که در صورت داشتن سواد و این مهارت ها شاید این تصمیمات اخذ نمی شد (شاکری،1380،ص58). زیرا معمولاً لازمه ی پیشرفت و توسعه در جامعه، تحول در قوای درونی، بینش و سطح مهارت انسان است (طالب و عنبری، 1384،ص248).اگر چه آموزش‎های غیر رسمی و غیر آکادمیک تأثیر زیادی در کمک به دستیابی به توسعه روستایی دارد ولی این تحصیلات رسمی است که می تواند اهداف توسعه ای را جهت داده و آنها را در مسیری منطقی رهنمون سازد. آموزش و سواد و بالا بودن سطح تحصیلات روستاییان عامل کلیدی و مهمی است که می تواند به عنوان مکمل فرایند مشارکت روستاییان در توسعه ی روستایی مدنظر قرار گرفته و بدان توجه شود.
6) وابسته بودن به قدرت دولتی و محلی:از میان موانع مهم اجتماعی که در برابر مشارکت مردم در توسعه‎ روستایی وجود دارد می توان گفت که مهمترین مانع اجتماعی در مشارکت روستاییان در برنامه‎های توسعه روستایی، اندیشه وابستگی به یک قدرت است.
7)جستجوی منافع شخصی:این عامل گاه به صورت عامل مثبت و گاه به عنوان عامل بازدارنده ی مشارکت مطرح می شود. به طور کلی باید گفت که مردم روستایی هنگامی که امری به نفع آنها تمام می شود، نهایت همکاری را با همدیگر دارند. ولی اگر نفع شخصی در آن نباشد، مسئله به شکل دیگری مطرح می شود، حتی اگر در آینده به نفع آنها باشد. یک نظریه در مسائل روستایی وجود دارد که به «تصور خیر محدود» معروف می باشد. طبق این نظر، روستاییان معتقد هستند که چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد و با توجه به قدرت و توانایی روستاییان میزان سهم موجود آنها را نمی توان افزایش داد. (ازکیا، 1374،ص57).
8) مردمی نبودن نظام تصمیم گیری: نبود یک نظام تصمیم گیری دموکراتیک در جامعه است چرا که نظام برنامه ریزی چه در سطح ملی و منطقه ای یا محلی، رابطه ی مستقیمی با نظام حکومتی و اداری و تصمیم گیری کلان در مرکز دارد.چنانچه جامعه ای دارای نظام حکومتی استبدادی و متمرکز باشد، طرح نظام مشارکتی و برنامه ریزی غیر متمرکز با مشارکتی اساسا مفهومی نخواهد داشت (شاکری، 1380،ص56).
در کشور ما با توجه به اینکه فرآیند تهیه و تصویب برنامه ها و طرحهای عمرانی توسعه ی روستایی، عمدتاًدر اختیار دولت و موسسات دولتی بوده است، مسلم است که اجرای آنها نیز به لحاظ فیزیکی و تأمین منابع مالی صرفاً متوجه دولت است. در واقع مردمی که در مرحله ی تصمیم گیری برنامه ها و طرحها مشارکت داده نشوند، در اجرای طرح ها نیز مشارکت نمی کنند. (رضوانی، 1383،ص 139).
9)عدم همخوانی برنامه ها با رسوم محلی، تجارب و اعتقادات روستاییان:یکی دیگر از موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در برنامه های توسعه ایجاد می گردد، توجه نکردن به اعتقادات، رسوم، تجارب روستاییان در مسائل روستایی است. در تنظیم و اجرای برنامه های توسعه اغلب ویژگی های سنتی و فرهنگی روستاییان در نواحی مختلف نادیده گرفته می شود. در حالی که این رسوم و اعتقادات می تواند بر ساز و کارهای مشارکت تأثیر فراوان بگذارد (شاکری، 1380،ص 57).
10)عدم وجود سازمان و تشکیلات مناسب برای مشارکت روستاییان:از دیگر موانعی که بر سر راه مشارکت روستاییان در طرحهای توسعه ی روستایی وجود دارد، نبود ساختار سازمانی مناسب برای تشویق و تقویت روستاییان برای مشارکت مؤثر در طرحهای توسعه ی روستایی است. این سازمان با جمع کردن نیروهای متفرق و پراکنده روستاییان، ضمن بر طرف کردن نیازها و احتیاجات افراد در قالب کارهای جمعی می‎تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر افراد در قالب کارهای جمعی می تواند روابط مناسبی با سازمان هایی که در رده های بالاتر از روستا قرار دارند، برقرار کند. روستاییان در قالب این سازمان نیز می توانند نظرات و پیشنهادات خود را در زمینه ی توسعه ی مردم برای حضور در کارهای مشارکتی یک امر کاملاً پذیرفته شده است (شاکری، 1380،ص58).
2-21. زنان و توسعه
يکي از مسائلي که مي بايست امروزه دولتها و حکومتهاي دنيا بدان توجه نمايند بحث توسعه روستايي بخصوص در کشورهاي توسعه نيافته است . در اين کشورها به جهت عدم سياستگذاري و برنامه ريزي صحيح در ارتقاء سطح کيفي زندگي مردم اين مناطق، مهاجرت روستائيان به شهرها به طور قابل ملاحظه اي افزايش و موجبات رشد شهرنشيني و بروز مسائل و ناهنجاريهاي رواني ،اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي بخصوص در بخشهاي کشاورزي و دامداري را فراهم مي آورد و همچنين راهکارهاي رشد و توسعه روستايي، نيازمند مطالعه و تحقيقات عميقي در اين زمينه مي باشد که مي تواند حکومتها را در برنامه ريزي و سياستگذاري هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ياري نمايد. ايجاد تشکلهاي محلي و سازمانهاي منطقه اي با حضور مؤثر زنان و با مشارکت اهالي روستا جهت حل و فصل مشکلات نيز از جمله موارد پر اهميت و تاثير گذاري است که بايد در برنامه ريزيهاي منطقه اي لحاظ شود. درفرآيند توسعه و تغيير نظام اقتصاد کشاورزي پيشرفته ، ارزش کار زن که قبلا به صورت نيروي کار بدون مزد در خانواده بود به پول تبديل شده و در اختيار او قرار مي گيرد، جز بخش کشاورزي که حوزه اصلي کار زنان روستايي است ، در دو بخش ديگر اقتصاد، يعني صنعت و خدمات نيز حضور زنان روستانشين بسيار حائز اهميت است در بحث مشارکت اجتماعي و سياسي زنان، مهمترين موضوع، شرکت در برنامه ريزي، تصميم گيري، اجراي تصميمات و ارزشيابي نتايج حاصله است. (آمارتيا سن، 1381: 78)
2-21-1- دانش زنان روستايي :
زنان ايران در روستاها نيز مانند ديگر نقاط كشور همواره فعاليت چشمگيري دارند . بيشترين دانش زنان روستايي در مرحله كاشت محصول و كشتهاي معيشتي و كمترين آن به روشهاي شيميايي مبارزه با آفات زراعي مربوط مي شود . 3/73 درصد زنان كشاورز دانش بالايي از نحوه قطعه بندي اراضي و نقشه كشت دارند 58 درصد دانش نحوه كشت مخلوط و جنبي و حاشيه اي ، 45% تناوب زراعي ، 84% نيز از مفهوم آيش اطلاع كافي داشتند . همچنين تعدادي از زنان از عمليات پيش از كاشت ( مانند شخم و شيار ، تسطيح ، پل بندي و رج بندي زمين ) آگاه هستند . گرچه مشاركت آنان در اين مرحله بسيار اندك ارزيابي شده است . 5/70 درصدآنان نيز آگاهي بالايي از نحوه بذرگيري محلي دارند و در كشتهاي معيشتي از آن استفاده مي كنند ، اما در اين مقايسه مشخص شد كه بيشتر مردان بذرهاي اصلاح شده را به كار مي بردند . 8/58 درصد زنان هم با عمليات ضدعفوني بذر آشنا بودند . 78 درصد زنان نشاكاري و كشت خزانه را بهتر از مردان (60%) مي دانستند . دانش زنان از مسائل آبياري و كوددهي و مبارزه با آفات و پيشگيري و وجين كاري و تنك كردن گياهان بالاست و آگاهي خوبي در زمينه آبياري دارند . به اين معنا كه بيشتر آنان با منابع و امكانات و محدوديتهاي آبي روستا و مدارهاي آبياري و نيازهاي آبي و محصولات كشاورزي آشنايي دارند و 78 درصد هم روشهاي بومي تقويت خاك و محدوديت كاربرد كودهاي حيواني و شيميايي را مي دانند . در اين ميان فقط 41 درصد زنان با آثار منفي زيست محيطي ناشي از كاربرد كودهاي شيميايي آشنا بوده و مبارزه با آفات بويژه كاربرد سموم شيميايي از وظايف عمده مردان تلقي مي شود وجين و تنك كردن گياهان هم از وظايف خاص تقسيم كار جنسيتي زنان در روستاها ارزيابي شد و 94 درصد آنان دانش مناسبي در اين باره دارند .( گزارش جهاني كار 1985 )
2-21-2- نقش زنان در روستا :
زنان روستايي در فعاليت هاي كشاورزي ، منابع روستايي و خدمات در مناطق روستايي به عنوان توليد كننده نقش بسيار كليدي دارند . زنان روستايي بهره ورترين زنان جامعه هستند و از جمله افرادي هستند كه در مشاغل توليدي اشتغال دارند ، بنابراين روشن است كه توجه به زنان روستائي به عنوان يك بازوي قدرتمند در توسعه روستايي مي تواند اثرات بسيار مثبت و انكارناپذيري را در اين راستا بهمراه داشته باشد دسترسي زنان به زمين كشاورزي به آنها در قائل  شدن اين حق براي خود و توليد محصولات كشاورزي و تحقق اهداف كشاورزي به منظور افزايش بهره وري زنان از اهميت بسزايي برخوردار است . دسترسي زنان به اعتبارات كشاورزي نيز موجب افزايش و بهبود بهره وري آنها در كشاورزي مي گردد . عضويت زنان در تعاوني ها نيز به آنها در دريافت تسهيلات جهت تامين نهاده هاي كشاورزي موردنياز ، فروش محصولات و فرآوري برخي توليدات بمنظور افزايش بهره وري كمك مي كند . بسياري از پژوهشها به اين نتيجه دست يافته اند كه آموزش زنان با بهره وري كشاورزي آنها ارتباط دارد . در واقع سالهايي كه زنان از برنامه هاي آموزشي استفاده كرده اند ، بطور معني داري با درآمد و توليدات آنها ارتباط دارد . اقتصاد روستايي كشور بشدت به توجه از نقطه نظر افزايش بهره وري فعاليت هاي اقتصاد روستايي نيازمند است ، زيرا افزايش ضايعات ، كاهش بهره وري نيروي كار و سرمايه در سيكلي بسته سبب از دست دادن جذابيت فعاليت هاي اقتصادي در اين مناطق شده و توجه خاص به اين مورد به عنوان يكي از علل دفع دامنه فعاليت هاي اقتصادي روستا عمل خواهد كرد . در اين

پایان نامه
Previous Entries توسعه روستا، توسعه روستایی، توسعه ی روستایی Next Entries شهرستان رشت، دریای خزر، رطوبت نسبی