تعدد زوجات، انتخاب همسر، خانواده گسترده

دانلود پایان نامه ارشد

بنظر ما تحقيق در امور اجتماعي و انساني از همين ديدگاه با تحقيقات فيزيكي و طبيعي تمايز پيدا مي كند. پديده هاي اجتماعي وابسته به گذشته اند و در زنجيره اي از تداوم جاي مي گيرند، هويت آنان بدون در نظر گرفتن گذشته اي كه در آن تكوين و تبلور يافته اند بدست نخواهد آمد . بزعم ما همانطور كه شناخت درست بايد با توجه به تمامي شرايط فعلي پديده صورت گيرد، گذشته تاريخي آنرا نيز بايد مطمح نظر قرار داد.” (ساروخاني، 1372 ،147)
خانواده بعنوان اولين نهاد و كوچكترين واحد اجتماعي در جامعه بشري شناخته شده است . ” عموم جامعه شناسان و انسان شناسان ،‌امروز بر اين باورند كه پيدايش و نضج خانواده بعنوان يك نهاد اجتماعي مقدم بر شكل گيري تمام نهادهاي ديگر بوده است و اين بدين لحاظ مي باشد كه زندگي اجتماعي و بقاء تداوم نسل انسان جز با شكل گيري خانواده و ايفاء كاركردهاي مختلف آن امري ناممكن بوده است . اما اين نهاد اساسي از لحاظ شكل ، ساخت كاركرد و همچنين ارزشهاي فرهنگي با زمانها و مكانهاي مختلف الگوهاي متفاوتي را تجربه كرده است.”( شهابي، 1370 ،3)
گرهاردوجين لنسكي (1978) در بررسي تحول خانواده ومقايسه آن در اعصار و جوامع مختلف ، از طبقه بندي مبتني بر تحول تكنولوژي معيشتي ، جهت طبقه بندي جوامع بشري استفاده كرده اند. آنان معتقدند كه بطور كلي چهار دوران عمده در تاريخ بشر وجود داشته است :
الف ) خانواده در جامعه متكي بر شكار : كه ” در آن گروههاي خويشاوند مبتني بر شكار و گردآوري خوراك بوده و بر دو نوعند: خانواده هسته ايNuclear Family و خانواده گسترده Extended Family
( لنسكي 1369، 168)
ب ) خانواده در جامعه بوستانكار : در اين جوامع تقريباً هر يك از افراد بنحوي با بسياري ديگر از اعضاي گروه، يا شايد بيشتر آنها خويشاوندي دارد….. و از سوي ديگر فقدان تقريباً مطلق ساختارهاي اجتماعي رقيب ( مانند اتحاديه هاي صنفي و حرفه اي و احزاب سياسي) اهميت خويشاوندي را دو چندان
مي سازد.(پيشين ،215)
ج ) خانواده در جامعه كشاورزي : پيوندهاي خويشاوندي در سراسر عصر كشاورزي براي افراد همچنان مهم بوده و براي جامعه ، برعكس ، اين پيوندها نيروي يكپارچه سازي خود را بتدريج از دست داده بود . تشريفات ازدواج ، نوعي داد و ستد اقتصادي به تمام معنا بود. پيوند زناشويي ميان مرد و زن معمولاَ فقط بدان سبب دوام مي آورد كه نوعي ارزش پايدار اجتماعي به حساب مي آمد و علاوه بر اين ، منافع اقتصادي حاصل از آن براي دو طرف معامله اهميتي اساسي داشت.( پيشين ،284-283)
د ) خانواده در جامعه صنعتي : بهمان نسبت كه اندازه پيچيدگي ساختاري جامعه ها افزايش مي يافت ، اهميت نهاد اجتماعي خانواده نيز رو به كاهش مي رفت. نقش ها و سازمانهاي اجتماعي تازه اي پديد
مي آمد. بسياري از عملكردهاي سنتي خانواده از بين رفته و بشدت دگرگون شده است . خانواده هنوز بسان جوامع پيشين يك واحد اقتصادي است ولي فقط براي مصرف و نه توليد. خويشاوندگي ممكن است هنوز ديده شود ولي ديگر بعنوان يك امر عادي و مشروع پذيرفته نيست.( پيشين، 468-467)

ازدواج در ايران
خانواده و ازدواج در ايران داراي سير تاريخي مشخصي مي باشد. هر محققي براي فهم شاخصه هاي مهم ازدواج در جامعه كنوني نيازمند است تا به اين سير تاريخي توجه كافي مبذول دارد. اين جهت گيري تاريخي اثرات مهم خود را براي همسر گزيني دقيقاً مشهود ساخته است .
ساروخاني مي نويسد: « بنظر مي رسد كه اولين شاخص همسرگزيني در ايران،‌ انجام آن با دخالت خاص والدين است . در پرسشنامه هايي كه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي تكميل گرديده بود. مستقيماً اين سؤال مطرح مي شد كه : همسر خود را چگونه انتخاب كرده ايد؟ ليكن در ايران در تحقيق مقدماتي معلوم شد كه طرح چنين پرسشي بدينصورت امكان ندارد…. اين امر را بايد بي ترديد متأثر از سنت مسلط حاصله در زمينه گزينش همسر دانست .» ( ساروخاني ، 1370 ،119) و آيا اين تأثيرپذيري جز ريشه در باورها و ارزش هايي دارد كه در سير تاريخ اين سرزمين شكل گرفته اند؟

سير تاريخي خانواده در ايران را مي توان به سه دوره عمده تقسيم كرد:
الف ) خانواده در ايران باستان
ب ) خانواده در پس از اسلام
ج ) خانواده در مرحله انتقالي . (سفيري، 1366 ،47)

خانواده در ايران باستان :
خانواده در اين دوره خصوصيات خود را داراست. مذهب حاكم،‌فرهنگ موجود و ارزشهاي مسلط چهره آنرا مشخص مي سازند. اكثر ازدواجهايي كه در شاهنامه فردوسي از آنها ياد شده است. از نوع ازدواجهاي برون مرزي ( برون طايفه اي ، برون همسري) در دوران قبايل بدوي است كه بر اساس آن مردان يك طايفه با زنان طايفه ديگر از همان قبيله ازدواج مي كردند… عاملي كه در تمامي اين ازدواجها مشترك است ، از يك خانواده نبودن عروس و داماد است . چنانچه اكثر زنان نام آوري كه با ايرانيان ازدواج كرده اند بنابه قول شاهنامه خارجي و بيگانه اند« همسران پسران فريدون يمني اند ، رودابه كابلي ، فرنگيس ، منيژه، جريره ،‌تهمينه و مادر سياوش توراني اند،‌كتايون زن گشتاسب رومي است و سودابه دختر پادشاه ماوران است.»(دفتر پژوهشها1369 ،176-175)
عدم پايبندي به تعلقات مذهبي و ارزشهاي حاكم در انتخاب همسر نيز در اين دوره جالب مي نمايد.«در ازدواج هم كفو(هم شأن)، كلاً مسئله نژاد و بزرگي و مقام مطرح بوده و كيش و مذهب چندان مورد نظر قرار نمي گرفت وگرنه اشتهاي زن اندوزي قدرتمندان بسختي مي توانسته است اشباع و ارضاء گردد.»(حجازي ، 1370 216) ارتباط ازدواج درون گروهي و ازدواج برون گروهي در بقاي اجتماع و حفظ قدرت و تقسيم بندي اين دو براي بعهده گرفتن وظايف و كاركردهاي محوله ازنكات حائز اهميت مي باشد.«با ازدواج درون گروهي، قدرت دوام خود را تضمين مي كند و با ازدواج برون گروهي و روابط آزاد، عمل جذب و دفع و حذف قدرتها انجام مي گيرد. ازدواج درون گروه نقش بنيادي را در استمرار قدرت و توانمندي كانون در جذب و ادغام قدرتهاي خارج از كانون را مي داشته و ازدواج برون گروه به تحكيم و توسعه شبكه قدرت مدد مي رسانده است.
تعدد زوجات نيز از ويژگيهاي ازدواج اين عصر مي باشد.«شبستانهاي زر و زورمداران در ايران باستان يكي از بارزترين نمونه هاي موجود تعدد زوجات مي باشد و آنان در اين امر، آنچنان زياده طلب بودند كه حتي در آن زمان از طرف خردمندان و نزديكان خود مورد سرزنش و انتقاد قرار مي گرفته اند.»
( حجازي ،1370، 217) و اين شكل ازدواج تاكنون نيز ادامه دارد.
نويسندگان كتاب حيات اجتماعي زن در تاريخ ايران ضمن اينكه بيان مي دارند متداول بودن زوجات در ايران باستان از مقام زن در خانواده مي كاسته است، معتقدند كه «شايد اين امر از آنجا متداول گشته است كه بر اثر جنگ هاي مداوم از تعداد مردان كاسته شده است».( دفتر پژوهشها،1369 ،181)
دخالت والدين از ديگر مشخصه هاي ازدواج در اين دوره مي باشد.« والدين (بخصوص پدران)عليرغم آزادي موجود در روابط بين زن و مرد، در امر ازدواج دختران كاملاً دخالت و اظهار نظر مي كردند و اصولاً اجازه پدر مهم ترين گام در انجام ازدواج بوده است. البته دخالت و اعمال نظر پدران بطور كلي چندان مستبدانه و دور از خواست و تمايل دختران نبوده است . قابل تذكر است كه دخالت والدين تا حدود زيادي بستگي به فرهنگ و طبقه اجتماعي و طرز تلقي و تفكر خانواده ها داشته است و گاهي انتخاب همسر را كاملاً بعهده دختر واگذار كرده اند.»( حجازي، 1370 ،210)

خانواده در ايران پس از اسلام:
پس از ظهور اسلام و تسخير ايران و روي آوري مردم به اين دين، تغييرات شگرفي در تمامي زمينه هاي اجتماعي خصوصاً در امر ازدواج پديد آمد، دخالت اسلام در بسياري از شئون زندگي تصور اين امر را راحت تر مي سازد. شهيد مطهري بيان مي دارد: «در ميان اديان و مذاهب ، هيچ ديني ومذهبي مانند اسلام در شئون زندگي مردم مداخله نكرده است. اسلام در مقررات خود به يك سلسله عبادات و اذكار واوراد و يك رشته اندرزهاي اخلاقي اكتفاء نكرده است. همانطوريكه روابط بندگان با خدا را بيان كرده است، خطوط اصلي روابط انسانها و حقوق و وظايف افراد نسبت به يكديگر را نيز در شكلهاي گوناگون بيان كرده است.» (مطهري،1359 ،83)
كيفيت ازدواج در ايران پس از اسلام ديني شده است .« صورت ازدواج در ايران ديني است. بدين معني كه جز در محضر شرعي انعقاد پيدا نمي كند و ازدواج عرفي ارزش و رسميت ندارد. دينهاي اقليت چون كليمي، مسيحي و زردشتي نيز محاضري از آن خود دارند و در همه موارد، عاقد هم خطبه ديني را
مي خواند و عقد را جاري مي كند و هم كار مأموريت ثبت مملكتي را انجام مي دهد.»(بهنام و راسخ،1348، 121) موازين و قواعد اسلامي معلوم و مشخص گرديده قرنهاست كه اين اصول و مقررات بدون كمترين تغييري در جهان اسلامي اجرا مي شود.» (راوندي،1371، 224)
اسلام براي ازدواج اهميت بسزايي قائل شده و در عموم مباحث خانوادگي خود به اين امر پاي فشرده بطوريكه هيچ نهادي را نزد خداوند محبوب تر از نهاد ازدواج نمي داند. از آنچه مي توان در مقام مقايسه دوران پيش از اسلام و پس از اسلام ذكر كرد، اين نكات بارزتر هستند: اسلام بحث هم كفو يا هم شأن بودن را مطرح ساخت. تمامي مراحل ازدواج را دقيقاً مشخص كرد و بر تعدد زوجات صحه گذاشت اما ضمن اينكه آنرا در چارچوب خاصي آورد، ‌از تشكيل حرمسراها و استفاده از زنان بطور غير مشروع را ممنوع ساخت. اسلام انتخاب همسر را بعهده زوجين گذاشت اما براي دختر صلاحديد پدر را نيز ضروري دانست اما در صورتي كه پدر و دختر در اين امر به توافق نتوانند برسند، اجازه حاكم شرع مسئله را حل مي كند.
اسلام ازدواج را مايه آرامش و سبب برقراري مودت و رحمت مي داند.«و از نشانه هاي خداوند، اين كه همسراني از جنس خود شما براي شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه هايي است براي گروهي كه تفكر كنند.» (سوره رم آيه 21) در بحث ازدواج ، همچنين اسلام قوانين حقوقي دامنه داري را وضع كرده و يكسري ممنوعيت زناشويي را براي معتقدين به آن وضع كرده است كه طبق آن زنان و مردان حق ازدواج با پاره اي از وابستگان خود را بدليل خويشاوندي نسبي ( چون مادر ، پدر ،‌خواهر، برادرو…) و برخي بدليل خويشاوندي سببي (پدرزن،‌ مادرزن و …) و برخي نيز بدليل خويشاوندي رضاعي (شيري)كه در زمره اين ممنوعيت ها قرار مي گيرند را ندارند.
« شبكه هاي خويشاوندي در ايران بخاطر وجود ازدواج درون گروه ميان خويشاوندان وسعت خاصي دارد و گذشت زمان و روابط خويشاوندي نسبي در درون شبكه ها رو به تزايد مي رود. دايره همسرگزيني در جامعه ما به پيروي از حقوق اسلامي و عرف و عادت ايراني از بسياري جوامع خصوصاً غير مسلمان و عربي اسلامي كه خويشاوندي در آن بر پايه ازدواج با دختر عمو استوار شده، وسيع تر است … روي هم رفته مي توان گفت كه در مقايسه قوانين كشورهاي مسيحي امكانات ازدواج در حقوق اسلامي وقانون مدني ايران بسيار وسيع است و بهمين جهت يكي از خصوصيات جوامع اسلامي ازدواج بين فرزندان دو برادر و دو خواهر يا فرزندان يك خواهر و برادر است كه عرف ايراني نيز آنرا تأكيد كرده است.»
( بهنام 1353، 52-51) ضمناً نكاح موقت يا متعه نيز از ابداعات اسلام است كه فعلاً در ميان معتقدين به تشيع رواج نازلي دارد.
خانواده در ايران در مرحله انتقالي :
« جمشيد بهنام» در «ساخت خانواده و خويشاوندي در ايران» معتقد است كه از اوايل سده حاضر در ايران جرياني شروع شد كه در آن خانواده هسته اي به شكل حاضر پديد آمد.»(بهنام ، 1353، 90) در اين مرحله كه مرحله انتقالي نام دارد،‌ خانواده و تحولات آنرا مي توان از جهاني چند مطالعه كرد. نخست از نظر حجم و ابعاد خانواده ، دوم از لحاظ وظايف خانواده و سوم از جهت روابط درون خانواده.
در مورد بعد خانواده ايراني، تمامي مشاهدات دلالت بر اين مطلب دارند كه شكل خانواده ايراني تغييرات اساسي پيدا نموده است كه اين تغييرات عموماً در ساخت خانواده و تركيب اعضاي آن مشهود مي باشد. عليرغم اينكه اكنون نيز خانواه هاي پهناورExtended Family(گسترده) در ميان ايلات و

پایان نامه
Previous Entries انتخاب همسر، خانواده گسترده، جامعه مدرن Next Entries انتخاب همسر، تعدد زوجات، نهاد خانواده