تحول معنایی، ادبیات عرب، دوره اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

نيز شدت يافته بود و در چنين اوضاع و احوالي بود كه فن «مقامات» متولد گشت و راه را براي نويسندگان متصنع هموار نمود تا در قالب آن بتوانند قدرت و مهارت خويش را در بهكارگيري اسلوبهاي لغوي به نمايش بگذارند.

3-10 مقامه در لغت
«مقامه» واژه عربی است و در كتابهای لغت در معانی مختلف و متعددی به كار رفته است. این کلمه از ریشه ((قام یقوم قوما و قومة و قیاما و قامة)) چندین معنا دارد که در کتابهای فرهنگ لغت به معنای سیادت و رهبری، مجلس و انجمن، و خطبه یا پند یا روایتی که در جمع ایراد میشود، آمده است. (قیّم، 1384، ذیل واژه مقامه) این واژه پس از تغییر معنی در ادوار گوناگون ادبی و اجتماعی، سرانجام در قرن چهارم هجری برای فن خاصی از نثر اصطلاح شده و مشهور گردید؛ و در كتابهای لغت و دایرةالمعارفها بیشتر بدان اصطلاح ثبت شده است. مقامه در آثار باقی مانده از دوره جاهلی در معنی «مجلس» و «مجمع» و نیز به معنی «گروهی كه در یك مجلس یا مجمع گرد آمده باشند به كار رفته است. این واژه در دوره اسلامی در معنی «مجلس» استفاده شده؛ مجلسی كه در آن شخصی در برابر خلیفه یا عده ای ایستاده و وعظ كند. به اعتقاد فارس ابراهیمی حریری مقامه در این دوره مرادف حدیث گردیده و به تدریج معنی مطلق سخنرانی به خود گرفته است. یعنی كسی در حالت ایستاده سخن گفتن آغاز كند. (ابراهیمی حریری، 1383، 4 و 5)
این لغت قبل از قرن چهارم به معنای وسیعی كه دلالت بر خطبه و موعظه داشت، معروف و مشهور گردید. مقامه در آن دوران به سخنرانی و سخنوری در مقابل بزرگان و خلفا و حاكمان نیز اطلاق میشد. نكته قابل ذكر اینكه خطیبان عرب به هنگام ایراد خطبه، سر پا یا بر بلندی میایستاده و سلاح یا عصایی در دست میگرفتهاند. (ذكاوتی قراگوزلو، 1364، 12)

3-11 مقامه در اصطلاح
مقامات در اصل، از فنون قصص است ولی با آن تفاوت دارد زیرا در فن قصص بیان رشته داستانی ضروری است اما در فن مقامات جنبه داستان به اندازهای ضعیف است كه خواننده تمایلی به شنیدن موضوع داستان احساس نمیكند؛ بلكه بیشتر در پی حل دشواریهای لفظی و تركیبات متن و یافتن صنایع لفظی و بدیعی آن است. (ابراهیمی حریری، 1383 ،11)
اما از نظر داستانی مقامات را قصههای كوتاهی دانستهاند كه در آنها، راوی معینی شخص واحدی را در حالات گوناگون وصف میكند و بر اثر لفّاظی گوینده داستان به درازا میكشد.
در مقامات عربي، اين شيوه در كليّة مقامهها مراعات شده و ليكن مقامات فارسي به راوي معيّن و قهرمان معيّن مقيّد نيست. امّا اين قصّههاي كوتاه به وسيلة ‌لفاظي، طولانی و مفصّل ميشود. فرق اصلي مقامات با قصّهها، آن است كه داستانهاي مقامات، مخلوق ذهن نويسندهی معيّني است كه در زمان معلوم عمداً وضع كرده و با صنايع لفظي آرايش داده است؛ در حالي كه واضع قصّهها در ميان هيچ ملّتي معيّن و مشخّص نيست و اين قصّهها جزء فولكلورها6 محسوب ميشوند. (همان، 11)
مقامه، به طور کلي از انواع داستانهاي کهن ميباشد که با نثر مصنوع آميخته با شعر در مورد يک قهرماني است که به صورت ناشناس در داستان ظاهر ميشود و حوادثي به وجود ميآورد و همينکه در پايان داستان شناخته ميشود ناپديد ميگردد تا آنکه دوباره در هيبتي ديگر، در مقامه بعدي آشکار ميشود. (شميسا، 1373، 207) لذا مقامات را مي توان مجموعهاي از داستانهاي مجزّا دانست که داراي وحدت موضوع ميباشند.

3-12 سیر تحول معنایی مقامه
مقامه در سیر تحول معنایی خود، در قرن سوم هجری، به یكباره از مقام خود تنزل یافت و به استغاثه گدایان و گدایی نیازمندان و بینوایان تبدیل شد. این استغاثهها غالبا مسجع بودهاند؛ و در ذهن، همان حالت نقالان و نیز حالت خطیبان را كه برای سخنرانی میایستادند تداعی میكرد. این تنزل معنایی سبب گردید اصطلاح مقامه از انحصار مراكز درباری خارج گشته و به ادبیات عامه مردم وارد شود. به مرور زمان مقامه معنا و مفهوم اولیه خود را باز یافت و به سخنان و نوشتههای ادبیای اطلاق گردید كه به نثر فنی و مصنوع و همراه با اشعار و امثال و مشحون به صنایع بدیعی اعم از لفظی و معنوی میباشد. (دهخدا، 1381، ذیل واژه مقامه)

3-13 مقامه در قرآن
لغت «مقامه» در قرآن نيز آمده است و در يک جا معناي «مجلس» و در جاي ديگر معناي «مکان ماندن» دارد: (أي الفريقين خيرٌ مَقاماً و أحسنُ ندياً) (مريم/ 73)؛ ترجمه: کدام یک از ما دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراستهتر است.
( الّذي أحَلّنَا دارَ المُقامةِ من فَضلِه لايمَسُّنا فيها نَصَبٌ و لا يمَسُّنا فيها لُغُوبٌ) (فاطر / 35)؛ ترجمه: همان خدایی که ما را به فضل خویش در سرای ابدی جای داد. در اینجا رنجی به ما نمیرسد و در اینجا درماندگی به ما دست نمیدهد.
علاوه بر معانیای که ذکر شد، ملك الشعرای بهار در سبكشناسیاش معنای دیگری از آن ارائه داده كه در منابع دیگر نیامده است. و آن «آهنگ» است كه در خراسان مردم عادی به آن «مقوم» میگویند. او در این معنی، مقامه را ترجمه «گاه وگاثه» دانسته و آن را با مقامهای موسیقی ربط داده است. (بهار، 1355 ،325)

3-14 قهرمان در مقامات عربی
در مقامات عربي، قهرمان داستان غالباً يك نفر گداي شياد است كه در صورتهاي گوناگون و در جاهاي مختلف ميان مردم ظاهر ميشود و مردم را به خود مشغول ميدارد و سخنان خود را با اشعار و اسجاع ميآرايد و در آن ميانه، به هر نحوي كه باشد سود خود را ميجويد و بس. به همين جهت يكي از ايرادهایی كه به مقامات گرفته شده، آن است كه از حيث اخلاقّيات ضعيف است و روح پستي و مذلّت دارد؛ زيرا عموماً به گدايي منجر ميگردد و يا به يك شيّادي ناجوانمردانه؛ كه متعاقب آن قهرمان داستان چنان ميگريزد كه كسي متوجّه فرار او نميشود. (ابراهیمی حریری، 1383، 12) ابن طقطقي مينويسد: «مقامات، همّت خواننده را پست ميكند زيرا بناي آن بر گدایی است.» امّا چون قهرمان داستانهاي مقامه بايد فصيح و بليغ و شوخ و بذلهگو باشد و مقداري اشعار برگزيده و نکتهها و نوادر را از بر باشد، پس به صورت گنجينهی ادبي در ميآيد و از اين حيث قابل ملاحظه است. به عبارت ديگر اغلب ناقدان ادبي فنّ مقامات را وسيلهی تمرين انشاء و فصاحت و بلاغت دانستهاند و جنبة‌ تعليم اخلاقي آن در درجهی دوم است. (همان، 13)

3-15 مبدع مقامات
فن مقامه نویسی، در ادبیات عرب از قرن چهارم به بعد توسط بدیع الزمان همدانی شروع شده؛ و گویا خود او این اصطلاح را در معنی «قطعهای مسجع و مصنوع، شامل داستان یا حادثهای» به كار برده است. باید اذعان كرد پیش از آنكه بدیع الزمان همدانی فن مقامهنویسی را در ادبیات عرب به شهرت برساند و نامش به عنوان مبتكر این فن از فنون ادبی مطرح شود، استاد او ابن درید (متوفی به سال 321 ق) داستانهای كوتاه و فكاهیای، آراسته به صنایع لفظی خلق كرده و شاید در فن مقامهنویسی طبع آزماییهایی كرده است. ولی آنچه كه در این مورد، مسلم و مورد اتفاق نظر اغلب دانشوران است این است كه ابن درید داستانهای خود را «احادیث» نامیده است. (بلخی، 1362، مقدمه)
اما رأی ارجح در این مسأله این است که فن مقامهنویسی، به تدریج در روایت قصهها و اخبار پدید آمد و فضیلت بدیع الزمان در این است که آنها را تنظیم کرده و به شکل خاص فنی خود در آورده است که این شکل خاص را در حکایات ابن درید نمیبینیم. زیرا حکایات او مسجع نیستند و نیز پیرامون یک قهرمان واحد هم دور نمیزنند؛ و از حیث صناعت لفظی و بیانی به پایه مقامات بدیع الزمان نمیرسند؛ همچنین حاوی اخبار و نوادر نیستند و به وقایع زمان و تاریخ اشارتی ندارند. و به اندازه مقامات بدیعی از حکم و امثال و نکات و لغات و آداب، سرشار نمی باشند. (الفاخوری، 1381، 536 و 537)    
3-16 مقامات حریری
مهمترين اثر حريري كه عمده شهرت وي بدان خاطر بوده، كتاب مقامات وي مي باشد كه از سال 495 هجری كتابت آن را آغاز كرده و در سال 504 هجری به پايان رسانده است. مقامات حريري همچون مقامات بديعالزمان پنجاه مقامه است كه همگي حكايات درامی است كه سرشار از حركات نمايشي است هر چند كه هدف حريري از آن، چنین قصد نبوده، بلكه قصد وي تعليم اساليب ادبي بوده است. و مقامات را بر اساس روايت بنيان نهاد چنانكه احاديثش را از زبان حارث بن همام روايت ميكند. (ضيف،1980، 299)
بنابر گفته ابن خلكان منظور از حارث، خود حريري است كه بر گرفته از اين حديث از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم ميباشد.” كلكم حارث و كلكم همام” : يعني همه شما پيشه وريد و پراهتمام. (ابن خلكان، بيتا، 585)

3-17 راوی و قهرمان مقامات حریری
راوي مقامات، حارث بن حمام است. شيفته نوادر ادب و لطايف ادبي و خطابههاي شيرين مسجع وكثيرالسفر و قهرمان داستانها، پيرمردي است شوخ و گدا و خوش مشرب و خطيب و آشنا به علوم و فنون ادبي به نام ابوزيد سروجي؛ كه گاه سيماي فرزانگان را دارد و گاه سيماي گدايان را. و هنر او جز اين نيست كه با خطابههاي بليغ خود همگان را بفريبد و دريوزگي كند. (حريري، 1389، 19)
قاضي اكرم جمال الدين ابوالحسن علي بن يوسف شيباني قفطي وزير حلب دركتاب خود «انباء الرواة علي بناء النحاة» گويد: نام ابوزيد، مطهر بن سلام است كه نحوي و لغوي بوده و در بصره نزد حريري شاگردي ميكرد و قاضي ابوالفتح محمد بن احمد بن المندائي الواسفي، ملحة الاعراب حريري را از او روايت كرده است. (ابن خلكان، بيتا، 585)

3-18 شخصیت قهرمان داستان، واقعیت یا خیال
طبق گفته، ابن خلكان بر اين باور بوده كه شخصيت ابوزيد، شخصيتي حقيقي بوده اما پژوهشگران جديد آن را نميپذيرند و توجيهي براي آن نيافتند؛ و ابوزيد، چون ابوالفتح اسكندري در مقامات بديع الزمان، بلكه همچون قهرمان هر داستان ديگري است و ضرورتي ندارد كه حقيقتی را بيان كند. (ضيف، بيتا، 299)
3-19 نام مقامات
در مقامات حریری، غیر از مقامههای دیناریه، فَرَضیه، قهقریه، شعریه، بکریه، و رقطاء و تا حدی ساسانیه و شتویه، که با موضوع داستان مرتبط است و مقامه حرامیه که منسوب به قبیلهی بنی حرام است، بقیهی مقامهها مأخوذ از مکانی است که داستان در آن اتفاق افتاده است؛ مانند مقامه کوفیه، مقامه شیرازیه، مقامه بغدادیه و … که به تناسب محلی که داستان در آن اتّفاق افتاده، انتخاب شده است. (حریری، 1389، 16)

3-20 موضوع مقامات
موضوع مقامات معمولاً يا وصفي است يا علمي و يا فكاهي. گاهي نيز جنبهی ادبي، يا فلسفي، يا تمثيلي و احياناً مذهبي دارد؛ لذا از لحاظ تنوّع قابل ملاحظه است. (ابراهیمی حریری، 1383، 12)
چون در عصر حريري، گدايي، مرسوم و شايع بوده تا حدّي که برخي از قصهسرايان دونمايه نيز در مساجد واماکن عمومي پس از پايان گفتههاي خود از شنوندگان حاضر در مجلس گدايي مينمودند، صاحب مقامات اين مبحث را براي عرصهي هنرنمايي خود انتخاب نمود. موضوع اصلي مقامهها ماجراهاي چربزبانيها و مالاندوزيهاي گدايي شياد به نام ابوزيد است که سعي دارد با سخنان گرم خود که با اشعار و آهنگهاي کلامي همراه است، مردم را فريفته و از آنها گدايي نمايد. نويسنده مقامات خواسته است گذشته از آشکار ساختن عاقبت بد ماديگرايي، مخاطب خود را از روي دلسوزي با حيلههاي شيادان پيرامونش آگاه سازد. پنجاه مقامهي حريري، در موضوعات ادبي(القطيعية)، مذهبي(الصنعانية)، فکاهي(الواسطية) و يا پرداختن به مسائل اجتماعي (الرازية) است. (الفارس، 1389)

3-21 ارزش ادبی مقامات
مقامات به نوعي از نثر عربي اطلاق شد كه به دنبال نثر مصنوع و متكلّف به وجود آمد و خود يكي از انواع قصص است كه به جهت مميّزاتي كه دارد براي آن بحثي جداگانه قائل شدهاند. اين قصّهها، گذشته از محاسن لفظي و يا تكلفّات لفظي كه در آن مقصود اصلي است از نظر داستان نويسي ارزشي ندارد بلكه نويسنده آن را وضع ميكند تا با وسعت مجال بتواند الفاظ و كلمات متناسب را در عبارات جاي دهد و مهارت خود را در لغت و تركيب بنماياند. در فنّ مقامهنويسي توجّه به لفظ به حدّي است كه برخي نويسندگان در تعريف آن گفتهاند: مقامهنويسي، تمريني است براي ايراد لغات، فراگرفتن لغات و به كار بردن لغات.

پایان نامه
Previous Entries عامل اجتماعی، ابوالعلاء معری، فرهنگ فلسفی Next Entries مسیحیان اسپانیا، ادبیات عربی، سوره حجرات