تحقیق رایگان درمورد ژئوپلیتیک، آسیای مرکزی، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

ا عشریه، شیعه‌ زیدیه، و شیعه‌ اسماعیلیه (.http://wikifeqh.ir)

2-1-ژئوپلیتیک
ژئوپلتیک به معنای سیاست جغرافیایی است و در سیاست جغرافیایی تعیین سیاست یک کشور بر مبنای عوامل جغرافیایی به خصوص، شرایط طبیعی آن کشور مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، ژئوپلتیک توجه خود را عمدتاً به عواملی که در شکل گیری سیاست ها مؤثرند معطوف می دارد به عنوان مثال یک واقعیت جغرافیایی مانند ذخایر کانی یا یک اقلیت قومی یا … محرک تصمیم گیری سیاسی در سطح بین المللی می شود. به نظر اتومائولی1 یکی از نویسندگان مؤسسه ی ژئوپلتیک مونیخ: «ژئوپلتیک در مورد احتیاجات فضایی دولت بحث می کند» (زین العابدین،۱۳۸۹: ۱۱۷-۱۱۶).

2-1-1- رويكرد ژئوپليتيك در دوران نوين (ژئوپليتيك پست مدرن)
گذر از دوران سياسي به دوران سياسي ديگر، گذري است كه تعاريف ويژه اي را مي طلبد. از ديدگاه جغرافياي سياسي، اگر دوران نقش آفريني كشورها در نظام جهاني در چارچوب ملت و حكومت ملتي داشتن، توأم با شكل كلي ژئوپليتيك جهاني كه ميان دو قطب ايدئولوژيك تقسيم مي شد، بارزه هاي «دوران مدرن» شمرده شوند، جهان ژئوپليتيك در سرآغاز قرن بيست و يكم، بي ترديد، وارد دوران تازه اي با ويژگي هاي ژئوپليتيك تازه مي شود كه شايد نويد دهندة فراآمدن دوران «پست مدرن» باشد. آغاز دگرگوني در نظام جهاني قرن بيستم توأم با نشانه هايي از پايان گرفتن دوران مدرن است (مجتهد زاده، 1381: 246). فرآيندهاي جهاني شدن، منطقه گرايي و تجزية ژئوپليتيكي به صورت چالش هاي نوين براي ژئوپليتيك ظاهر شده اند. برتري حكومت ملي (در پيوستگي با سيستم بين المللي) به چالش كشيده شده و نقش و كاركرد دولت ها به عنوان نهادها و الگوهاي دولتي به دنبال يك سلسله توسعه ها متحول شده است. رشد سازمان ها، آژانسها، و شركت هاي چند مليتي توانايي دولت را براي تنظيم و تصويب قوانين به چالش كشانده است. نخبگان دولتي و مديران اقتصادي مجبور به اجراي برنامه هايي شده اند كه با نيازهاي بازارهاي پولي بين المللي، تعهدات بين المللي و جريان سرمايه سازگار باشد (دادس، 1384: 58). مباحث ژئوپليتيك در دوران نوين در پرتو سه چالش اصلي تغيير شكل مي دهد: نخست «جهاني شدن هاي اقتصادي»، دوم «انقلاب اطلاع رساني»، و سوم «خطرات امنيتي جامعه جهاني». اثرگذاري اين عوامل در نقش آفريني سياسي انسان در محيط جهانيِ شكل گيرنده در بستر مدرنيتة پيشرفته، شرايطي را فراهم آورده كه مطالعه آن مي تواند «ژئوپليتيك پست مدرن» نام گيرد. اين شرايط نقش گروهي انسانها در محيط سياسي را از محدودة «ملت» بودن فراتر مي برد و توجه اصلي را به شكل گيري هاي سياسي در محيط فراملتي راهبري مي كند، اگرچه «ملت بودن» و «حكومت ملتي» همچنان، به عنوان يگانهاي سياسي پراهميت و نقش آفرين در ژئوپليتيك جهاني اثر گذار خواهند بود (مجتهد زاده، 1381: 246 – 247). در ژئوپليتيک جديد با توجه به آنکه ساختار جديدي از قدرت و سلسله مراتب آن بوجود آمده است، تحولات بوجود آمده در ساختار قدرت جهان به زيان ابزار و اهرم نظامي و به سود عوامل اقتصادي و دانش فني تغيير کرده است. ذکر اين نکته ضروريست که در ژئوپليتيک جديد نيز، قدرت نظامي در سلسله مراتب تشکيل دهنده قدرت، مؤلفه اي مهم به شمار مي آيد، ليکن نقش آن در مقابل قدرت اقتصادي در درجه دوم اهميت واقع شده است ( احمدي پور 1376: 10). يك تباين ساده اي كه بين ژئوپليتيك جديد و قديم و به عبارتي سنتي و معاصر وجود دارد ايناست كه بعنوان ابزار درك عدم تجانس گفتمانهاي ژئوپليتيكي در گذشته و حال ناكافي است.
2-1-2-ژئوپلیتیک جهان اسلام
درباره تقسیم بندی جغرافیایی جهان اسلام نظریه های مختلفی وجود دارد که عزتی در کتاب ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم سه نوع تقسیم بندی را ارائه می دهد:.
برخی منابع جهان اسلام را به دو بخش مرکزی و پیرامون آن تقسیم کرده اند و برخی دیگر آن را به سه بخش مرکزی، غربی، شرقی تقسیم کرده اند. اکنون با توجه به تحولاتی که در شوروی سابق صورت گرفته است و جدایی بخشهای بزرگی از آن به ویژه آسیای مرکزی و قفقاز که اکثریت جمعیت آنها را مسلمانان تشکیل می دهند، به نظر می رسد که بازنگری در قلمرو جهان اسلام، اجتناب ناپذیر باشد. در حال حاضر جهان اسلام را از دیدگاه جغرافیای سیاسی به چهار بخش تقسیم می کنند :
1 – مرکز جهان اسلام، که در حقیقت گهواره جهان اسلام و منطبق با بخش جنوب غرب آسیا یا خاورمیانه است.
2 – شمال جهان اسلام، که شامل آسیای مرکزی و قفقاز است.
3- غرب جهان اسلام، که شامل شمال، شمال شرقی و بخش های دیگر آفریقاست.
4 – شرق جهان اسلام، که از مرزهای شرق ایران آغاز شده و تا کرانه های غربی اقیانوس آرام گسترش می یابد. ( عزتی ، 1380 : 154 – 155 ).
البته این نکته ضروری است که مسلمانان آسیای مرکزی و قفقاز در تقسیم بندی قبلی جزء قسمت شرقی جهان اسلام محسوب می شدند ولی امروزه به صورت جدا تحت عنوان شمال جهان اسلام بررسی میشوند. بخش شمالی جهان اسلام شامل آسیای مرکزی و قفقاز است که تعداد کشورهای مسلمان در آسیای مرکزی به مراتب بیشتر از منطقه قفقاز است. کشورهای مسلمان آسیای مرکزی عبارتند از : قزاقستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان و تنها کشور مسلمان منطقه قفقاز جمهوری آذربایجان است که به لحاظ مذهبی شیعه اثنی عشری می باشند، اما اکثر مسلمانان منطقه آسیای مرکزی سنّی هستند. شمال جهان اسلام از مرزهای شمالی ایران شروع می شود و تا گورگان (کشور قزاقستان) کشیده شده است. در بررسی ژئوپلیتیکی قلمرو جهان اسلام مشخص می سازد که مرکز آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چون ارتباط دهنده سه قاره آفریقا، آسیا، اروپاست که از قدیم آن تا به حال این نقش را داشته است و به عنوان هارتلند آسیا قلمداد می شود و همچنین بزرگترین منابع نفت و گاز دنیا در این منطقه وجود دارد.
عزتی درباره مرکز جهان اسلام چنین می نویسد :
« در یک محدوده جغرافیایی نسبتاً کوچک آن بیش از شش نقطه مهم استراتژیکی وجود دارد که برخی از آنها عامل وجودی کشور بوده اند، مثلاً وجود دو گذرگاه بسفر و داردانل در پیدایش کشور ترکیه و تعیین مرزهای سیاسی آن نقش به سزایی داشته است. کانال سوئز وباب المندب که در حکم مکمل های یکدیگرند، در کوتاه کردن فاصله بین شرق دور و اروپا نقش مهمی بر عهده دارند. گذرگاه هرمز علاوه بر نقش نظامی پراهمیتی که دارد، با پیدایش استراتژی انرژی، در ژئوپلیتیک نفت، به مُهره بدون جایگرین تبدیل شده است. جزایر واقع در خلیج فارس بخصوص جزایر سه گانه، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی (بوموسی) که بطور کلی در اختیار ایران است، همچنین مجمع الجزایر بحرین، دارای انرژی استراتژیک است و هر یک به شکلی بر اهمیت این قلمرو افزوده است، که همه این نقاط برای غرب جنبه استراتژیک محسوب می شود. ( عزتی، 1377 : 173)
علاوه بر اهمیت نظامی و استراتژی و منابع، هدایت تمام جریان های اسلامی و خط دهنده تمامی
حرکت های سیاسی مذهبی و اسلامی به شمار می آیند.
«از آن جهت که تحولات بزرگ سیاسی و مذهبی جهان اسلام از این منطقه آغاز شده است از ابتدای پیدایش قدرتهای جهانی و شکل گیری سیستم های بین المللی، به این منطقه توجه ویژه ای دارند، به خصوص خلیج فارس که حکم قلب منطقه را بازی می کند. این توجه روز به روز ابعاد گسترده تری به خود گرفته است، تا جایی که گستره آبهای خلیج فارس و دریای عمان، به عنوان محور استراتژی های جهانی در قرن بیست و یکم مورد تاکید قرار گرفته است». ( عزتی، 1378 : 33 )

2-1-3-رابطه دین و ژئوپلیتیک
مذهب2 مورد مطالعه جغرافیدانان است، زیرا برای فهمیدن چگونگی اشغال کره زمین اساسی است. جغرافیدانان مکان مذاهب مختلف جهان را با مدرک مورد بررسی قرار می دهند و توضیحاتی برای اینکه چرا برخی مذاهب توزیع های پراکنده داشتند و برخی دیگر متمرکز هستند ارائه می دهند (خالدی،۱۳۸۴ : ۸۸-۸۷ ). مذهب و دین به منزله عامل جدید قدرت در نظام بین الملل مطرح شده است دین به عنوان یک منبع قدرت سیاسی و اجتماعی است. اگر ژئوپلیتیک را مطالعه اثر گذاری عوامل جغرافیایی در تصمیم گیری صاحبان قدرت بدانیم، این هویت دینی است که نقش تعیین کننده ای در پدیده های ژئوپلیتیک دارد. ژئوپلیتیک آموزه ای است که به وسیله آن پدیده ی قدرت در چارچوب تمایزات و ویژگی های سرزمینی یا جغرافیایی مورد مطالعه قرار می گیرد (سیمبر،۱۳۸۵: ۱۰۰-۹۸). در این راستا، مذهب به عنوان عاملی که مرزهای سرزمینی را در خود می نوردد، تاکنون در خارج از دامنه مطالعاتی ژئوپلیتیک قرار می گرفت (احمدی و دیگران،۴۵:۱۳۹۱). ما نیاز داریم که تعریف خود را از (ژئوپلیتیک) فراتر از نگاه های سنتی که به اهمیت مرزها و مسائل ژئوپلیتیکی و قومی مرتبط می شود به مسائل ایدئولوژیک و سیاسی نیز وصل کنیم که پویایی خاصی به آن می دهد به خصوص در منطقه ای که قدرتهای بزرگ هم در آن نقش و منافع دارند و این مسأله هر روز جدی تر و عمیق تر می شود. ژئوپلیتیک ازنظر آموزه های شیعی معنایی منطبق بر مفهوم ولایت دینی و قدرت بی قدرتی به شمار می آید. ولایت دینی نوعی اقتدار مشروع به شمار می رود که تا حدودی با رویکرد ژئوپلیتیک انتقادی همخوانی داشته و در چارچوب ژئوپلیتیک قدرت نرم قابل طرح است (واثق،۶۲:۱۳۹۱ ).مباحث ژئوپلیتیک مقاومت و آنتی ژئوپلیتیک از جمله مباحث مهم در پژوهش ها و نوشته های مربوط به ژئو پلیتیک انتقادی می باشد. این رویکرد توجهش را صرفاً به رویه سلطه ژئوپلیتیک معطوف نداشته بلکه به رویه دیگر ژئوپلیتیک که مقاومت می باشد بیشتر توجه می کند. و عاشورا به عنوان عالی ترین و متعالی ترین صحنه ژئوپلیتیک مقاومت از چنان ماندگاری و جاودانگی برخوردار بوده و هست که امروزه و در قرن بیست و یکم وهزاره سوم نیز توان تحریک و به غلیان در آوردن جنبش های مقاومت را دارد. بسیاری از نهضت ها و مقاومت ها در دنیای اسلام و حتی غیر اسلام الگوی مقاومت خود را از عاشورا الهام گرفته اند (راستی و خراسانی،۲۷۷:۱۳۹۱).
دو رویداد مهم در عرصه ژئوپلیتیک منجر به پیوند میان اسلام و ژئوپلیتیک شد.
نخست: ظهور اسلام گرایی پس از برخورد اعراب و اسرائیل در قضیه فلسطین.
دوم: وقوع انقلاب اسلامی در ایران (سیمبر،۱۳۸۵: ۱۰۹).
و انقلاب اسلامی ایران موفق شد اسلام را به عنوان یک پدیده ژئوپلیتیک در جهان مطرح سازد و همینطور ماهیت شیعی انقلاب منجر شد تا در این میان تعریف شیعه به عنوان جایگاهی ژئوپلیتیکی در کانون توجه قرار گیرد.

2-1-4- ژئوپولیتیک مقاومت در برابر ساختار غرب محور
طبعاً در چنین حوزه جغرافیایی ایران از جایگاهی ویژه برخوردار خواهد بود. موقعیت سیاسی و استراتژیک ایران به گونه‌ای سازماندهی شده است که از یکسو از قابلیت لازم برای مقاومت در برابر فشارهای هنجاری جهان غرب برخوردار بوده، از سوی دیگر امکان انتقال قالب‌های هنجاری و ارزشی را به حوزه جدید ژئوپلیتیک دارد. حوزه‌ای که ساموئل کوهن آن را «کمربند شکننده. نامید. در این منطقه حوزه‌های تعارضی جدید در حال شکل‌گیری است که ریشه‌های آن مربوط به دهه ۱۹۸۰ و انقلاب اسلامی ایران است. در چنین روندی «اسلام انقلابی از نوع ایرانی آن درمسیر رویارویی با ایالات متحده قرار گرفت. از آن پس تحت تأثیر انقلاب ایران، اسلام‌گرایی به‌عنوان تهدید امنیتی برای منافع ایالات متحده جایگزین ملی‌گرایی سکولار شد و هراس از برخورد میان اسلام و غرب، در اندیشه آمریکایی‌ها تبلور یافت. یکی از علل عمده مخالفت سایروس ونس ـ وزیر خارجه اسبق آمریکا ـ با انجام مأموریت نظام برای نجات گروگان‌های امریکایی در ایران شبح جنگ میان اسلام و غرب بود: «امام خمینی و پیروانش، که عاشق شهادت هستند، واقعاً ممکن است از اقدام نظامی آمریکا به عنوان راهی برای اتحاد جهان اسلام علیه غرب، استقبال کنند».
رویدادهای سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، صرفاً هراس ایالات متحده از قدرت احیاگری اسلامی را تشدید کرد. در پایان سال ۱۹۷۹، اشغال دوهفته‌ای مسجدالحرام در مکه از سوی شورشیان

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد ژئوپلیتیک، فرهنگ شهادت، تاجیکستان Next Entries تحقیق رایگان درمورد ژئوپلیتیک، ایالات متحده، نظام اجتماعی