تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، رسانه جمعی، مدل ارتباطی، الگوهای ارتباط

دانلود پایان نامه ارشد

چنین چشم اندازی، ارتباطات از نظر جیمز کری فرایندی است که به وسیلة آن واقعیت شکل می گیرد، نگهداری می شود و تغییر ماهیت می دهد. به دیگر سخن می توان گفت که در چنین جایگاهی واقعیت به شکل نمادین تولید می شود. بر این اساس «کری» تذکار می دهد که واقعیت اجتماعی نظمی آیینی است یعنی از طریق مشارکت مردم در تجربة زیبایی شناختی، عقاید دینی، ارزش های فردی و نظریه های عقلانی و احساس واقعیت ساخته می شود و به واسطة این واقعیت ساخته شده «فرهنگ عمومی» شکل می گیرد. لُب استدلال «جان کری» در این نکته برجسته می شود که: «ارتباطات فرهنگ است». به عبارت دیگر بدون ارتباط، نه فرهنگ وجود خواهد داشت و نه واقعیت اجتماعی معنادار خواهد بود.46
در شکل زیر سه برداشت فوق از فرآیند ارتباط به تفکیک رویکرد ارتباط گر و مخاطب به رسانه بیان شده است:47
شکل 2- 2: سه برداشت از فرایند ارتباط
جهت گیری فرستنده جهت گیری دریافت کننده
1. مدل انتقالی انتقال معنا پردازش شناختی
2. مدل بیانی یا آیینی اجرا رضایت مندی/ تجربة مشترک
3. مدل توجه نشان دادن توجه- تماشاگری

در مدل انتقال، مفهوم ارتباط به عنوان یکی از مبانی و پایه های فکری در حوزة ارتباط است که در این تحقیق این دیدگاه مبنایی محور قرار گرفته است تا میزان تطابق آن با دیدگاه مبنایی قرآن کریم در حوزة ارتباط پیرامون مفهوم دعوت مورد بررسی قرار گیرد.
نتیجه گیری از این قسمت: مدل های ارتباط در مکتب انتقال شامل مدل انتقال یا مکانیزم ارتباط دستوری، مدل توجّه یا مکانیزم ارتباط خدماتی و مدل آیینی (بیانی) یا مکانیزیم ارتباط انجمنی است. در تحقیق حاضر مدل انتقالی یا مکانیزم ارتباط دستوری مورد نظر است، ولی در پژوهش انجام شده در مدلِ ارتباطیِ دعوت در قرآن کریم به این نتیجه رسیدیم که در نگاهِ دعوت مدار قرآن صرفاً این مدل حاکم نیست، بلکه در قرآن کریم به فراخور شرایطِ دعوت انبیاء- علیهم السلام- مدل بیانی یا آیینی و حتی مدل توجه (صرف نظر از دیدگاه رسانه های جمعی) نیز استفاده شده است. در فصل بعد به موارد این ها اشاره می شود ولی این تحقیق در صدد بررسی این مدل ها از دیدگاه نشانه شناسی در مکتب تبادل معنا نیست.

2.2.3. الگوهای ارتباطی در مکتب انتقال
2.2.3.1. الگوي کلود شنون و وارن ويور
کلود شنن و وارون ویوور از فراگرد کارکرد تلفن ایده گرفتند و نخستین مدل ارتباطی را برای در سال 1949 منتشر کردند. هدف شنن و ویوور از ترسیم این مدل بیشتر از دیدگاه ارتباطات الکترونیکی بود. آنها برای برقراری ارتباط مؤلفه های: منبع، رمزگذار، پیام یا کانال، رمزخوان و گیرنده را ارائه کردند، همچنین مؤلفة پارازیت را در مدل خود قرار دادند که به روی پیام اثر داشت.
این شش عنصر در ابتدا به صورت منبع اطلاعات، منتقل کننده، کانال انتقال، گیرنده و مقصد مطرح شده است که همگی در یک خط تنظیم شده بودند. طرح اولیه حاکی از این بود که پیام الکترونیکی به وسیلة منتقل کننده از میان این خط حرکت می کند و به صورت انرژی الکتریکی تغییر شکل می یابد، سپس دوباره به صورت زبان قابل درک به وسیلة گیرنده ترکیب می شود.48
جانسون و کلر (1961) در نقدشان دربارۀ مدل های ارتباطی می گویند: «از همۀ کوشش هایی که امروز در علاقۀ گسترده به مدل ها صورت گرفته، تلاش شنون، مهم ترین است. برای بُعد فنی پژوهش ارتباطات، فرمول سازی های ریاضی شنون، محرکی برای بسیاری از تلاش های بعدی در این حوزه بود.» در این بحث جنبه های ریاضی کار شنون مورد نظر نیست، مدل ها و نظریه های او در مورد حوزۀ خاصی از ارتباطات کاربرد داشت، محور پژوهش او پرسش هایی بود نظیر: «چه نوع مجرا ارتباطی می تواند بیشترین مقدار سیگنال را منتقل کند؟ و در مسیر به گیرنده، چه میزان از سیگنال ارسالی به وسیلۀ پارازیت از بین می رود؟ این ها پرسش هایی هستند که بیشتر در حوزۀ نظریه اطلاعات به آنها پرداخته می شود. با وجود این، مدل نموداری که به وسیله شنون و وارن ویوور ارائه شد به شکل مقایسه ای مورد استفاده گسترده دانشمندان علوم رفتاری و زبان شناسی قرار گرفته است. البته مسائل فناورانه با مسائل انسانی تفاوت دارند، اما به سادگی می توان آثاری از مدل شنون و ویوور را در شمار زیادی از مدل های بعدی ارتباطات انسانی یافت.49
در اینجا، ارتباطات به عنوان یک فرایند خطي و یکطرفه توصیف مي شود. این مدل پنج کارکرد اجرایی و یک عامل دژ کارکردی به نام «پارازیت» را مطرح می کند. این مدل از نظر نموداری مانند شکل 3-2 ترسیم می شود.
منبع اطلاعات
فرستنده
گیرنده
مقصد

منبع پارازیت

شکل 3- 2: «مدل ریاضی» شنون و ویوور، ارتباطات را به عنوان فرایندی خطی و یک طرفه توصیف می کند (1949)

در این فرایند، منبع اطلاعات یک پیام یا زنجیره ای از پیام های ارتباطی را تولید می کند، در مرحله بعد این پیام توسط یک فرستنده تبدیل به سیگنال می شود، این سیگنال ها باید با مجرایی که به گیرنده منتهی می شود سازگار باشند. گیرنده برعکس کار فرستنده پیام را از سیگنال باز سازی می کند، سپس پیام دریافتی به مقصد (هدف) می رسد. البته سیگنال آسیب پذیر است چون ممکن است به وسیله پارازیت دچار اختلال شود.50
شنون و ویوور براي مطالعة ارتباطات سه سطح مشخص كرده اند:
– سطح الف (مسائل فني)، با چه دقت و صحتي مي توان نمادهاي ارتباطي را انتقال داد؟
– سطح ب (مسائل معنايي)، نمادهاي منتقل شده با چه دقتي معناي مطلوب را مي رسانند؟
– سطح ج (مسائل تأثيرگذار)، به چه ميزان معناي دريافت شده به نحو دلخواه بر رفتار مخاطب تأثير خواهد گذاشت؟
چون معنا در پيام نهفته است به نظر شانن و ويور اصطلاح رمزگذاري صحت معنا را افزايش مي دهد، ولی در اينجا عواملي فرهنگي نيز در كار هستند كه الگو در وصف آنها ناتوان است، معنا همان قدر در فرهنگ نهفته است كه در پيام. اينكه (الف) به طرز مؤثري با (ب) ارتباط برقرار كرده است چون (ب) به نحو مطلوب به (الف) پاسخ داده است. آنان ادعا مي كنند كه اين سه سطح نفوذ ناپذير نيستند، بلكه به هم مربوط و همبسته اند و الگو به رغم ريشه داشتن در سطح (الف) به خوبي در سه سطح كار مي كند. نكته قابل توجّه مطالعة ارتباط در هر يك و در تمام اين سطوح آن است كه درك كنيم چگونه مي توانيم بر صحت و كارايي فرايند بيفزاييم.51
در اين الگو منبع را تصميم گيرنده مي دانند يعني منبع تصميم مي گيرد كه كدام پيام ارسال شود يا از ميان مجموعة پيام هاي ممكن يكي را برمي گزيند، سپس اين پيام گزينش شده را انتقال دهنده به نشانه بدل مي كند كه از راه مجرا به گيرنده ارسال مي شود.
در این الگو سه اصطلاح مطرح است:
اختلال یا پارازيت: اختلال هر چيزي است كه بين انتقال و دريافت به نشانه افزوده شود بدون آنكه منبع قصد انجام آن را داشته باشد. آنها اختلال معنايي را هرگونه تحريف معنا می دانند كه بر دريافت پيام در مقصد تأثير بگذارد.
اطلاعات: «شنون و ويور به رغم ادعاي شان دالّ بر اينكه در سطوح الف، ب و ج عمل مي كنند، در واقع كارشان را در سطح الف متمركز كرده اند. در اين سطح آنان واژه اطلاعات را در معنايي تخصصي و فني به كار مي برند كه مقدار قابل پيش بيني نشانه است يعني بدون توجّه به محتوا و معناي معمول، شمار انتخاب هايي كه بر روي فرستنده گشوده در نظر دارند.
حشو و آنتروپي: مفهوم حشو وابستگي نزديكي به «اطلاعات» دارد، حشو یعنی يك پيام پيش بيني پذير يا قراردادي باشد و آنتروپي متضاد حشو است.
حشو نتيجة پيش بيني پذيري زياد و آنتروپي نشانة پيش بيني پذيري کم است، بنابراين پيامي با پيش بيني پذيري اندك را مي توان آنتروپي و داراي اطلاعات بسيار دانست، برعكس پيامي با پيش بيني پذيري زياد داراي حشو با اطلاعات کم است. مثلاً اگر به دوستي در خيابان برخورد کنید و بگويید «سلام»، پيامي با پيش بيني پذيري بسيار و حشو بسيار فرستاده اید. حشو نه تنها در ارتباطات مفيد است كه كاملاً حياتي است. ارتباط به طور نظري مي تواند بدون حشو شكل بگيرد، اما امكان ارتباط بدون حشو در موقعيت هاي عملي چنان نادر است كه گویی وجود ندارد، لذا درجه اي از حشو براي ارتباط عملي ضروري است. ارتباطِ الفت ساز داراي حشو بسيار است، چون به روابط موجود دلبسته است،‌ نه به اطلاعات تازه. رفتار و كلمات قراردادي در موقعيت هاي ميان فردي مانند احوالپرسی الفت ساز است، ارتباطي توأم با حشو كه روابط اجتماعي را تثبيت و تقويت مي كند.52

2.2.3.1.1. گسترش مدل شنون و ویوور
دفلور در سال 1966 مدل شنون ویوور را دربارۀ مقایسۀ معنای پیام تولید شده با معنای دریافت شده گسترش داد. او یادآور شد که در فرایند ارتباطات، معنا تبدیل به «پیام» می شود و فرستنده «پیام» را به «اطلاعات» تبدیل می کند، سپس این اطلاعات از یک مجرا (مثلاً یک رسانه جمعی) می گذرد، گیرنده «اطلاعات» را به شکل «پیام» رمزگشایی می کند که این پیام در مقصد به نوبه خود تبدیل به معنا می شود. اگر بین دو معنا، معنای اولیه و معنای دریافتی در مقصد انطباقی وجود داشته باشد ارتباط برقرار شده است.53
وسیله
رسانه جمعی
منبع
فرستنده
مجرا
گیرنده
مقصد

پارازیت

منبع

فرستنده

مجرا

گیرنده

مقصد

وسیله
بازخورد
شکل 4- 2 : گسترش مدل شنون و ویوور توسط دفلور که بازخورد را هم گنجانده است (1970)
در شکل فوق دفلور به مدل اصلی شنون و ویوور، مجموعه دیگری از اجزا را می افزاید تا نشان دهد که چگونه منبع بازخوردش را می گیرد. بازخورد برای منبع این امکان را فراهم می کند که نحوه ارتباط خود را به طور مؤثر با خواست مقصد سازگار کند. این، امکان رسیدن به انطباق معناها (هم شکلی Isomorphism) را افزایش می دهد. بنابراین مدل شنون و ویوور به شکل مهمی تکمیل شده است. مدل آنها به خاطر خطی بودن و نداشتن بازخورد مورد انتقاد قرار گرفته است. این ویژگی ها در مدل اصلاحی دفلور گنجانده شده اند، هر چند باید توجه داشت که در مورد ارتباطات جمعی، منابع (ارتباط گران)، فقط بازخوردی محدود یا غیر مستقیم از مخاطب می گیرند.54

2.2.3.2. الگوي هارولد لاسول
یکی از نخستین مدل های ارتباطی مدل گونة هارولد لاسول است که در سال 1948 منتشر شد. در مدل گونة لاسول علاوه بر سه عنصری که ارسطو مطرح کرده بود- گوینده، گفتار و مخاطب- دو عنصر دیگر یعنی وسیله و تأثیر نیز افزوده شده است.
لاسول از صاحبنظران علوم سیاسی آمریکا در عصر خود بود و برای نخستین بار پس از ارسطو، در مقاله ای با عنوان ساخت و کارکرد ارتباط در جامعه، در ارتباط ایده ها، و یک سال قبل از ارائة مدل ارتباطی شنن و ویوور، مدل گونة خود را منتشر کرد.55
«مقالۀ او مشهورترین تک عبارت «پژوهش در ارتباطات» را شامل می شد که همان روش مناسب برای توصیف عمل ارتباطی پاسخ دادن به پرسش های زیر است:
– چه كسي؟
– چه مي گويد؟
– از چه مجرایی؟
– به چه كسي؟
– با چه تأثيري؟»56
این عبارت از آن پس به فرمول لسول مشهور شد؛ این فرمول شبیه مدل گرافیکی زیر است.
با چه تاثیری
اثر

چه کسی
ارتباط گر
چه می گوید
پیام
از چه مجرایی
رسانه
به چه کسی
گیرنده

شکل 5- 2: فرمول لسول با عناصر معادل در فرایند ارتباط (1948)

از این فرمول ساده به چندین روش استفاده شده است. اکثر این روش ها برای سازماندهی و ساختاردهی به بحث های راجع به ارتباطات بوده است. خود لسول از این فرمول برای ذکر انواع متمایز پژوهش در ارتباطات استفاده می کند. لسول به هر سؤال، نوعی تحلیل ویژه پیوست کرده که در شکل 6-2 ترسیم شده است.57

چه کسی
پژوهش های هدایت شده
چه می گوید
تحلیل محتوا
از چه مجرایی تحلیل رسانه ای
به چه کسی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد ارتباط جمعی، افکار عمومی، رسانه های جمعی، نشانه شناسی Next Entries تحقیق رایگان درمورد امر به معروف، قرآن کریم، ارتباطات سیاسی، رسول خدا (ص)