تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، امر به معروف، نهی از منکر، حضرت محمد (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

كن و همان طور كه مأمور شده‏اى استقامت بورز.
پيامبر (ص) مأمور به دعوت مردم به اقامه دين و پرهيز از اختلافات و تفرقه در آن‏ است و مكلّف به استقامت و پايدارى دربرابر مشكلات و دشوارى‏هاى دعوت می باشد.‏ چون تبليغ دين، همراه با مشكلات انبوه و نيازمند استقامت و پايدارى‏ است. توصية پيامبر (ص) از سوى خداوند به استقامت، بيانگر اين است كه راه تبليغ دين و اقامه آن، راهى بس ناهموار و پيمودن آن بسيار سخت و دشوار است. بنابراین تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته‏ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (ص) است.85

البته جای آن دارد که به صورت مصداقی تمامی آیاتی که به معنای فراخواندن است، از جمله واژه های تبشیر، انذار، تبلیغ بررسی شود، پر واضح است که این رساله گنجایش این بررسی را ندارد. در ادامه آیاتی که هم به معنای دعوت و هم مصداقاً به معنای دعوت است مرتب و بررسی خواهد شد و بعضی از نتیجه گیری ها در مورد شرایط دعوت کنندگان و دعوت شوندگان و… بعداً می آید.

2.3.2. ضرورت و اهمیت دعوت از دیدگاه قرآن
با توجه به اهميّت و اصالت بُعد روحى و روانى انسان، دعوت و تبلیغات دينى ضرورت خاصى دارد كه به برخى‏ از دلايل آن پرداخته می شود.
1- ارزش بودن دعوت
ابلاغ پيام الهى، جدا از آنكه به اهداف عالى و مقدّس خود برسد يا نرسد خود ازTop of Form ارزشى بسيار والا برخوردار است و همين ارزشى بودن، ضرورت آن را ايجاب مى‏كند. قرآن مجيد به پيامبر (ص) مى‏فرمايد: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ…»86 اگر از تو روى گردانند غمگين مباش، ما تو را حافظ آنان نفرستاده‏ايم‏ وظيفۀ تو تنها ابلاغ رسالت است.
2- جاويد و جهانى بودن اسلام
پيامبر اسلام (ص) خاتم ‏الانبياء است، گرچه وحى آسمانى با ارتحال آن بزرگوار پايان‏ يافته است امّا آيين او بايد هدايتگر «انسان» به معنای عام کلمه تا روز قيامت باشد. در این باره قرآن کریم می فرماید:
«الر، كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» (ابراهيم/1)
ترجمه: اين كتابى است كه به تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از ظلمت ها خارج و به سوى نور كه راه خداى عزيز و ستوده است ببرى.
روشن است که رساندن پيام جهانى اسلام به گوش همة مردم در همة زمان ها، تنها بر عهدة پيامبر و امامان دوازده‏گانه نيست، بلكه همّت و همكارى همة مسلمانان دلسوز و فداكار را مى‏طلبد تا در طول تاريخ دست به دست هم دهند و پيام الهى را به جهانيان‏ برسانند. پيامبر اكرم، خود نخستين دعوت گر اسلامى بود، آن حضرت علاوه بر تبلیغ همه جانبة احكام و معارف اسلام، به مردم مصر، حبشه، روم و ايران نامه‏ها نوشت و حال آنكه زبان آنان غير زبان قرآن بود، و همچنين عده‏اى از قبيل سلمان فارسى و بلال حبشى و صهيب رومى به آن جناب ايمان آوردند، و بسيارى از يهود با اينكه زبانشان عبرى بود به آن حضرت گرويدند.
چنين روشى پس از آن حضرت نيز بايد ادامه يابد و همۀ مسلمانان وظيفه دارند كه در جهت تداوم و گسترش اسلام در همه جا و هميشه، بكوشند تا جاودانى و جهانى بودن‏ اسلام تحقق يابد.87
3- خنثى سازی تبلیغات دشمن
شريعت مقدس اسلام همانند ديگر اديان توحيدى از بدو تولد خود با ناجوانمردانه ترين‏ حملات تبلیغاتی دشمنان روبرو بوده است؛ آنان در اين ميدان هيچ حدّ و مرزى براى‏ خود قايل نبوده و از هر وسيله و فرصتى براى ضربه زدن به اسلام و مسلمانان سود جُسته‏اند، گاه با صراحت، نبوّت حضرت محمد (ص) را انكار كرده و او را ساحر ناميده اند و گاه قرآن را ساخته و پرداختۀ انسان دانسته‏اند و…، اين تبلیغات تهاجمى با تكامل‏ وسايل تبلیغاتى، تنوع و ترقّى يافته و در زمان كنونى به اوج خود رسيده است، به تعبير امام خمینی (قدس سره)، «از توطئه‏هاى مهمّى كه در قرن اخير، خصوصاً در دهه‏هاى معاصر و به ويژه پس از پيروزى‏ انقلاب، آشكارا به چشم مى‏خورد، تبلیغات دامنه‏دار با ابعاد مختلف، براى مأيوس نمودن‏ ملّت ها و خصوصاً ملّت فداكار ايران از اسلام است، گاهى ناشيانه و با صراحت به اينكه احكام‏ اسلام- كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است- نمى‏تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند، يا آنكه اسلام يك دين ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدّن مخالف است‏ و در عصر حاضر نمى‏شود كشورها از تمدّن جهانى و مظاهر آن كناره گيرند و امثال اين تبلیغات ابلهانه و گاهى موذيانه و شيطنت‏ آميز به‏ گونة طرفدارى از قداست اسلام، كه اسلام و ديگر اديان الهى سر و كار دارند با معنويّات و تهذيب نفس و تحذير از مقامات دنيايى و دعوت به ترك دنيا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعيه كه انسان را به خداى تعالى نزديك و از دنيا دور مى‏كند، و حكومت و سياست و سر رشته‏دارى به خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ‏ معنوى است، چه اين ها تمام براى تعمير دنيا است و آن مخالف مسلك انبياء عظام است.»88

4- مرز ایمان و نفاق
آیا قرآن دعوت را در ردیف دیگر اعمال صالح دانسته است؟ و آیا آن را فضیلتی دانسته که تخلّق به آن محمود بوده ولی عدم تخلّق به آن مذموم نیست؟ قرآن کریم اوصاف اهل ایمان را این گونه ذکر می کند:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (توبه/ 71 )
ترجمه: مردان و زنان مؤمن بعض از ايشان اولياء بعض ديگرند، امر به معروف مى‏كنند و از منكر نهى مى‏نمايند و نماز به پا مى‏دارند و زكات مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند، آنها را خدا به زودى مشمول رحمت خود مى‏كند، كه خدا مقتدريست شايسته‏كار.

اولین صفت اهل ایمان آن است که نسبت به هم یک سنخ ولایت دارند که آنها را برمی انگیزد نسبت به امور دیگر مؤمنان بی تفاوت نباشند. چنان که در جای دیگر می فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ».89 این عنایت باعث می شود که یکدیگر را به نیکی ها دعوت و از بدی ها باز دارند.
«مردان و زنان با ايمان اولياى يكديگرند تا منافقين بدانند نقطۀ مقابل ايشان مؤمنين هستند كه مردان و زنانشان با همۀ كثرت و پراكندگى افرادشان همه در حكم يك تن واحدند، و به همين جهت بعضى از ايشان امور بعضى ديگر را عهده‏دار مى‏شوند. و به همين جهت است كه هر كدام ديگرى را به معروف امر مى‏كند و از منكر نهى مى‏نمايد، به خاطر ولايت داشتن ايشان در امور يكديگر است- آن هم ولايتى كه تا كوچك ترين افراد اجتماع راه دارد- كه به خود اجازه مى‏دهند هر يك ديگرى را به معروف واداشته و از منكر باز بدارد.»90
باید توجّه داشت که این خصیصه مربوط به همۀ مسلمانان نیست، بلکه از مختصات ایمان است. از این جهت در آیة زیر که مؤمنان اهل کتاب را معرفی می نماید همین خصلت را بعد از ایمان به خداوند و معاد برای ایشان برمی شمارد.

«لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ‏ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ‏» (آل عمران/ 113و 114)
ترجمه: اهل كتاب همه يكسان نبودند طائفه‏اى شب ‏زنده‏دار و تلاوت آيات خدا در لحظه لحظه‏هاى شب داشتند و سجده مى‏كردند. آنها به خدا و روز قيامت ايمان داشته و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كردند و در كارهاى خير از يكديگر پيشى مى‏گرفتند. و ايشان از صالحانند.
در اين آيه شريفه خداوند كلياتى از صفات پسنديده نيكان از اهل كتاب را برشمرده است: اول ايمان به خدا، دوم امر به معروف و نهى از منكر، سوم مسارعت در كار خير و چهارم اينكه ايشان مردمى صالحند، و به همين جهت همنشينان انبيا و صديقين و شهداء هستند.91

نیز در آیۀ دیگر می فرماید:
«الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ» (توبه/ 67)
ترجمه: مردان و زنان منافق بعضى از بعض ديگرند، مردم را به كار زشت وامي دارند و از كار نيك نهى مى‏كنند و دست هاى خود را (از انفاق در راه خدا) باز مى‏گيرند، خدا را فراموش كرده‏اند، خدا هم ايشان را فراموش كرده، آرى، منافقين همان عصيان‏پيشگانند.
در این آیه به اوصاف منافقان پرداخته و آنها را داعی به منکر و زاجر از معروف معرفی کرده است، زیرا آن که خود مهتدی نشد اهتمامی هم به هدایت دیگران ندارد. و عاقبت آنها برای او مهم نیست چنان که در ادامه می فرماید: «وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ».
«همه منافقين امر به منكر و نهى از معروف مى‏كردند و از انفاق در راه خدا خوددارى مى‏نمودند. و به عبارت ديگر با اعراض از ياد خدا، خدا را فراموش كرده بودند، و چون مردمى فاسق و خارج از زى بندگى بودند خدا هم آنان را فراموش كرد و آن پاداش هايى كه به بندگان خود- كه همواره به ياد مقام پروردگارشان بودند- داده بود به آنها نداد.»92
در آیه دیگر مجلس گناهی را تصویر کرده است که با گفتار خویش آیات الهی را به سخره گرفته اند، می فرماید:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ‏ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً» (نساء/ 140)
ترجمه: اين معنا را بر شما نازل كرد كه هر گاه شنيديد به آيات خدا كفر ورزيده مى‏شود و به آن استهزاء مى‏كنند با آنان منشينيد تا به سخنى ديگر بپردازند وگرنه شما نيز مثل آنها خواهيد بود و بدانيد كه خدا كافران و منافقان را در جهنم فراهم خواهد آورد.

مطلق حضور در این گونه مجالس را به منزلۀ نفاق دانسته است و ترک مجلس را به عنوان اعتراض لازم دانسته است.
در آیات 68 و 69 سورۀ انعام که در همین سیاق و با خطاب به پیامبر است، در پایان می فرماید: «وَلكِنْ ذِكْرى‏ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ‏»، این عکس العمل مؤمن تذکّری است برای حاضران در آن مجلس شاید تقوا پیشه کنند.

5- عذاب الهی در قبال ترک نهی از منکر
قرآن کریم یک سنت الهی را بیان می کند که در تمام اقوام قبل از اسلام پیاده شده است، از جمله می فرماید:
«فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ» (هود/ 117)
ترجمه: پروردگارت چنين نبود كه اين دهكده‏ها را اگر مردمش اصلاحگر بودند به سزاى ستمى هلاك كند.
این سنّت الهی آن است که اگر به سبب کم بودن ناهیان از منکر فساد جامعه را در برگیرد تنها کسانی از عذاب الهی نجات می یابند که وظیفه خود را در نهی از منکر انجام داده باشند.93

2.3.3. شرایط دعوت از دیدگاه قرآن کریم
اینکه دعوت قرآن تحت چه شرایطی انجام می گیرد و دعوت گران در چه موقعیتی به دعوت و تبلیغ می پرداختند، یکی از مؤلفه های مورد نظر در دعوت قرآن می باشد. لذا در اینجا به موارد آن اشاره می شود.
1- توجه به شرایط اجتماعی زمان و مكان
توجه به زمان و مكان و شرايط ديگرِ دعوت از عوامل مؤثر در موفقيت‏ دعوت گر است، مثلاً در دعوت حضرت ابراهيم (ع) تكيه بر مبارزه با بت‏ پرستى و خضوع در برابر كواكب و اقطاب قدرت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد امر به معروف، قرآن کریم، ارتباطات سیاسی، رسول خدا (ص) Next Entries تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، ترس از خدا، حل اختلاف