تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، رکن الدوله، تاریخ ایران، هویت ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

2، ص 326). زیرا زیدیان از چنین اقداماتی پرهیز می کردند و استناد به فعل زید بن علی بود که کوفه و به هنگام قیام علیه امویان، حاضر نشد از عمرو بیزاری بجوید. اگرچه اقدامات وی تقیه بود، از طرفی چگونگی برخورد پادشاهان آل بویه با علماء شیعه (ابن بابویه، 1363ش، ص 87)، زیارت اماکن متبرکه توسط آل بویه مثل عضدالدوله(ابن طاووس، 1379ش، ص 133) نشان از گرایش آل بویه به شیعه اثنی عشری و سعی آل بویه در ترویج شعائر این مذهب بوده است.
6- بنی بویه و اعتقاد به شیعه دوازده امامی
اعتقاد آل بویه به امامان شیعه و از جمله امام مهدی(عج) که در غیبت هستند برای آل بویه بسیار مفید بود، زیرا آنها را قادر می ساخت که در نبود امام زمان حکومت کنند بدون آنکه ناگزیر از انتصاب یک مدعی علوی باشند(کرمر، 1357ش، ص 79). به علاوه اجازه تظاهر علنی به عقایدشان بدون نیاز به تقیه مهمترین توفیق شیعیان در عهد آل بویه بود. در این دوره تشیع دوازده امامی، بدون آنکه مذهب رسمی حکومت شود، مرسوم شد و افراد زیادی به خود جذب کرد( کرمر، 1357ش، ص 62 ). اما در مجموع امیران آل بویه به رغم اعتقادات شیعی با مذاهب دیگر با تسامح برخورد کردند هرچند که در آغاز تسلط خود بر بغداد به اظهار اعتقادات شیعی خود و ترویج شعائر شیعه پرداختند، اما بعد از استمرار در بغداد جز در مواردی که رفع فتنه و شورش عام، الزام کرده باشد، منع و مخالفت با عقاید رهبران شیعی بر نیامدند و تعصبی از خود نشان نداند. مثلاً مراسم عید غدیر و عاشورای حسینی تا زمان عضدالدوله در عراق برگزار می شد، اما وی دستور متوقف ساختن این مراسم را صادر کرد تا حساسیت شدید سنیان کاسته شود و مانع و وعظ و خطابه واعظان هر دو فرقه شد و علویان را به فارس تبعید کرد.(همان، ص 81)
7- نتیجه
1. همانگونه که اشاره شد، آل بویه برای برپایی حکومت و نظام سیاسی مستقل، از باورهای تشیع زیدی فاصله گرفت و حکومت مبتنی بر ولایت در فرهنگ شیعی را مبنای حکومت خود قرار دادند. زیدیه معتقد به ولایت امام حاضر بودند که از فرزندزادگان حضرت زهرا(س) باشد، این باور می توانست آل بویه را در برپایی حکومت مستقل دچار مشکلات و چالشهای جدی نماید.
2. حكومت عبّاسيان در ميان مسلمين، مظهر دين اهل سنت به شمار مي‏رفت و هركس كه با اين حكومت مخالفت مي‏كرد به منزله آن بود كه با اهل سنت مخالفت كرده است. پس بویهیان مجبور به تأييد مقام خلافت بودند تا به واسطه آن پشتيباني گروه‏هاي سنّي مذهب را هم جلب كنند. به علاوه ساختار نظامي – اداري ديليميان يكدست شيعه نبود، بلكه تمام سواره نظام ايشان از سنّي مذهبان ترك بودند، هم‏چنين براي منصب قضاوت افرادي از اهل سنت را انتخاب مي‏كردند. از اين رو شرايط سياسي آل بويه به شكلي بود كه به لحاظ مذهبي مجبور به تسامح و تساهل بودند. بنابر اين طبيعي بود كه دولت شيعيِ آل بويه براي حفظ پايگاه و استحكام قدرت خود از هرگونه درگيري با مردم خودداري كند.
3. دولت آل بویه به یکی از دولت های شیعه است که هر چند در آغاز زیدی بودند، ولی در ادامه به امامیه اثنی عشری توجه کردند. توجه ایرانیان به عزاداری سیدالشهداء، ترمیم قبور ائمه و شرکت در مجالس عزاداری، از گرایش و تمایل دولت آل بویه به تشیع حکایت دارد.

بخش اول: تقویم فرهنگ ایرانی با فرهنگ تشیع در عهد آل بویه

1- مقدمه
با روی کار آمدن آل بویه در ایران، کوششهایی در راه احیای فرهنگ ایرانی آغاز شد و آل بویه به بازیابی فرهنگ و هویت ایران و ایرانی پرداختند که در بخش دوم به آن می پردازیم.
نسب سازی و ارتباط دادن خاندان های حکومتی به ساسانیان از نشانه های بازیابی هویت ملی در دوره های مختلف تاریخ ایران دوره اسلامی است. آنان با این عمل می خواستند توجه مردم را به عظمت و افتخارهای دوران ساسانی که ریشه در ملیت ایرانی داشت، جلب نمایند و از سوی دیگر با انتساب خود به ساسانیان بر اعتبار، ارزش و مقبولیت حکومت خود بیفزایند.(ابن خلدون،1378،ج3،ص395) بویهیان در بازیابی هویت ملی، با احتیاط عمل می کردند. آنان به علت علاقه ای که مردم ایران به دین اسلام ابراز می داشتند بیشتر در صدد تلفیق ملیت ایرانی با دیانت اسلامی بودند که البته این امر در تنظیم و تقویم فرهنگ و هویت ایرانی توسط آموزه های شیعی کمک شایانی کرد.
استفاده از القابی با واژه هایی چون تاج، فلک، سندان، ملک الملوک و … از نشانه های اندیشه احیای فرهنگ ایرانی در دوره آل بویه است. همچنین بکارگیری اسامی فارسی، اعم از اسامی پادشاهان و پهلوانان و بزرگان ایران، حکایت از پایبندی آل بویه به فرهنگ ایرانی دارد. هلال صابی در کتاب رسوم دارالخلافه اشاراتی به برگزاری مراسمی به شیوه ایرانیان باستان و استفاده از وسایل مجلل درباری شبیه آنچه که در دوره ساسانی مرسوم بوده دارد(هلال صابی، 1364ش، ص11).
در دوره آل بویه به علت وسعت قلمرو و تسلط بر عراق، مرکز خلافت عباسی و تسامح و تساهل مذهبی، علم و دانش نیز پیشرفت چشمگیری یافته بود. عصر آل بویه بی گمان اوج دورانی بود که آدام متز، آن را «رنسانس اسلامی» می نامند و از بسیاری جهات دوره عظمت فرهنگ ایرانی اسلامی در قرون اولیه هجری محسوب می شود(کرمر، ترجمه حنایی کاشانی، 1357ش، ص82).
2- ابتدای کار حاکمان آل بویه به ویژه در ایران
از اوائل قرن سوم به بعد بخشهای مختلف ایران، به دست سلسله های ایرانی، اما تحت نفوذ خلفای بغداد، اداره می شد. در آستانه قرن چهارم با ضعیف تر شدن دولت عباسی، دولت آل بویه اقتدار خویش را نه تنها بر عراق عجم که بر فارس و عراق عرب نیز گسترش داد به طوری که فارس در اختیار عمادالدوله علی بن بابویه، ری و اصفهان و جبل در اختیار رکن الدوله حسن بن بابویه قرار داشت(سبحانی، 1368ش، صص 360-359).
در این زمان خلفا به امیر الامراها متکی بودند و به دستور آنها منصوب و معزول می شدند. رفتار بی عاطفه با خلیفه عباسی، بدعت آل بویه نبوده، بلکه آن ها فقط ادامه دهنده آنها بودند. ورود خاندان آل بویه به بغداد پیامدهای طولانی داشت. آنها در آغاز لقب امیر داشتند، اما هنگام حکومت رکن الدوله و پسرش عضدالدوله مهمترین فرمانروایان آل بویه آنها را مَلِک نیز می گفتند.
مراکز عمده ولایت، عراق(بغداد) فارس کرمان و شیراز و جبال (ری و اصفهان) بود. تصور آنها از قدرت امری موروثی و خانوادگی بود، و زیر بنای آن جنبه نظامی و اداری داشت(کرمر، حنایی کاشانی، 1357ش، ص 73). آل بويه نام خود را از «بويه‏» (آل بویه از طایفه شیردل آوندان ساکن در ارتفاعات گیلان در
جنوب دریای خزر بودند. دیلمیان مردمانی مشهور بودند که به سبب سرسختی چشمگیر و داشتن روح استقلال طلبی به تند خویان شهرت داشتند،(کرمر، 1357ش، ص 68) که بعد از پذیرش اسلام، مذهب تشیع را انتخاب کرده بوده و در گروه های بزرگی وارد ارتش خلافت شدند.) گرفتند كه پدر بنيادگذاران‏اين سلسله بود. جد ايشان ابو شجاع بويه پسر فناخسرو(پناه‏خسرو) نام داشت كه نسبت‏خود را به «مهرنرسى‏» وزيربهرام گور مى‏رسانيد. بويه از طائفه شرزيل آوند از اهالى قريه‏كياكليش در ديلمان بود و با گمنامى و تنگدستى زندگى مى‏كرد و روزى او از صيد ماهى بود، سپس شخصيتى يافته به خدمت‏يكى ازهموطنان خود به نام «ماكان كاكى‏» سردار امير نصر ساسانى‏درآمد(مشکور، 1374ش، ص 175) و پس از مرگ وى در سپاه «مردآويج زيارى‏» كه از مردم‏گيلان بود، داخل شد. وى سه پسر داشت كه بعدها هر سه به سلطنت رسيدند. پسر بزرگ على‏نام داشت كه بعدا به موسوم‏«عمادالدوله‏» گرديد و پسردوم حسن «ركن الدوله‏» و سومى احمد «معزالدوله‏» ناميده‏شدند. اين سه پسر، پس از تحمل شدائد و تلاش فراوانى كه به كاربردند، به پيشرفت فوق‏العاده‏اى نائل شدند. به گفته ابن ابى‏الحديد، چنان سلطنتى تشكيل دادند كه در شكوه و عظمت، ضرب‏المثل‏بود. سلطنت آل بويه در زمان عضد الدوله(پسر رکن الدوله) به اوج قدرت و عظمت رسيد و از آن پس، روي به انحطاط نهاد.آغاز حکومت آنها ذيقعده سال 321 هجري قمري و پايان آن بنا بر قول صحيح سال 448 هجري بود. دوران حکومت ايشان 127سال ادامه داشت و هفده تن از آن خاندان به حکومت رسيدند.(فقیهی، 1365ش، ص 88)
بنابراین عمر دولت آل بویه از نیمه اول قرن چهارم تا اواخر نیمه اول قرن پنجم، کمی بیش از یک قرن ادامه داشت به طوری که ابن خلدون می نویسد: (( آل بویه صاحب دولت عظیمی شدند که اسلام بر سایر امتها بدان مباهات می کند.)) (ابن خلدون، 1378ش، ج 4، ص 420)
سه برادري كه حكومت آل بويه را تشكيل دادند، سرهنگاني بودند كه به علت بي ثباتي حكومت مركزي بيعت خود را از ولي‏نعمتي به ولی نعمت ديگر تغيير مي‏دادند. علي، حسن و احمد از طرف خليفه مستكفی لقب‏هاي عماد الدوله، ركن الدوله و معزّ الدوله گرفتند.
3- قوام بخشی تشیع به دانش و دانش اندوزی ایرانیان
ایرانیان از دیرباز به دانش و دانش اندوزی علاقه وافری داشتند. درخشش حکمت خسروانی (معارف فلسفی – عرفانی ایرانیان) در ایران باستان و تبادل علمی فلسفی ایرانیان با غرب و شرق، حکایت از روح حاکم بر دانش اندوزی در ایرانیان را دارد. انوشیروان یکی ازپادشاهان بنام ساسانی بنا به علاقه ای که به دانش و دانش اندوزی داشت، برای ترویج و توسعه علم و دانش دانشگاهی را در جندی شاپور تاسیس کرد. در تاریخ ایران آمده است:«اين پادشاه با كثرت مشاغل و توجه بمسائل و امور زياد از فراگرفتن علم و دانش هم غفلت نميورزيد. او حكمت ارسطو و افلاطون را در يك ترجمه فارسى كه بامر او صورت گرفته بود خواند، در جندى‏شاپور دانشگاهى تأسيس كرد كه در آنجا علم طب بطور خاص تدريس ميشد، در صورتيكه از تعليم حكمت و فلسفه و ساير فنون ادبى هم غفلت نمي شده است‏»(سایکس، ترجمه فخر داعی گیلانی،1380،ج1، ص632)
علمای ایرانی علوم گوناگون در عهد بویهیان در مواجه با متون معرفتی مکتب تشیع به استحکام و قوام فعالیت های علمی – تحقیقی روی آوردن و شواهد تاریخی گواه رشد، توسعه و قوام علمی تحقیقی در فرهنگ ایرانی گردید که بخشی از آن در علمای ایرانی آن عصر تجلی یافت که در ذیل به برخی آنها اشاره گردیده است.
مقصود از علما در این دوره تنها عالم دینی نیست، بلکه هر فردی که در رشته ای از علوم تبحر داشته، عالم به شمار می آید. علما در این عصر به لحاظ نزدیکی یا دوری از قدرت سیاسی بر سه دسته تقسیم می شوند:
1- کسانی که دارای منزلت علمی و شأن اجتماعی خاصی بودند و خلفا و سلاطین آنها را دعوت کرده و برای تامین رضایت خاطرنشان و رعایت احترامشان می کوشیدند.
2- افرادی که برای تقرب به سلطان و دستگاه حکومت و خلافت اصرار می ورزیدند و در نیل به این مقصود به هر کس متوسل می شدند و هرگاه به دستگاه قدرت راه می یافتند بیشتر به خفت و خواری توأم بود.
3- دانشمندان و یا علمایی که هیچ گونه رابطه ای با بزرگان و قدرت حاکم نداشته و عطا و بخششی هم از کسی نمی پذیرفتند و با نهایت سختی و تنگ دستی می زیستند.
علما شیعه که شیخ طوسی و شیخ مفید از سرآمد آنها محسوب می شدند، مورد توجه حکومت آل بویه بوده اند. در این زمان دانش وحکومت دست به دست هم داده و دانشمندان برجسته به یاری سلاطین آل بویه و به رواج و تقویت تشیع روی آورده اند؛ بنابراین، تدریس فقه جعفری، علم کلام و علوم ویژه اهل مذهب آل محمد در بغداد تمرکز یافت و رجال انگشت نما از علمای شیعه، از جمله ابن قولویه، شیخ مفید، شریف رضی، و امثال او در این زمان ظهور کرده و عوامل متعددی از قبیل: شرف، بزرگواری، شایستگی، تبحر در علوم مختلف، تألیفات در زمینه این علوم، سرازیر شدن طلاب و دانشجویان به حوزه های تدریس آن ها و حمایت و همیاری آل بویه از آنان فراهم آمد تا پرچم تشیع در سرزمین های اسلام برافرازند (مظفر، ترجمه حجتی، 1368ش، ص 298).
1- از جمله عالمانی که با استفاده از تمام امکانات به وجود آمده با قلم و بیان و نشر مذهب و تشیع پرداخت کلینی بود که در ابتدای قرن چهارم

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، خلفای عباسی، خلافت عباسی، تمدن اسلامی Next Entries تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، تمدن اسلامی، خلافت عباسی، ایران باستان