تحقیق رایگان درمورد شیعه امامی، فرهنگ ایرانی، تشیع امامی، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

جعفري و اثني عشري بودند. اما اسماعيلي و زيدي نيز وجود داشت. شهر قم مهمترين پايگاه شيعه در ايران بود. آنگاه کاشان و سپس کرج ابودلف در نزديکي اراک فعلي ( کره رود )، آوه ميان قم و ساوه، تفرش و فراهان، محله هاي نزديک ساري، و محله اي از ري، قزوين و بخش مهمي از اهواز و نيشابور و همدان، شيعيان حضور داشتند.(یاوقوت جموی،1990م،ج4،ص397) در عراق عرب نيز، محله ي کرخ در شرق دجله و شهرهاي نجف، کوفه، کربلا، حلّه و بصره از مراکز مهم شيعيان بحساب مي آمد. شيعيان به سبب اعتقادات خويش هميشه در رنج بوده و همواره مظلوميت را بعنوان اصل براي خود پذيرفته است و رفتار تند و زشت خلفا با امامان راستين آنها، هميشه موجب تسلي آنان بوده است.در قرن چهارم اختلاف ميان شيعه و سني(بنی عباس) بشدت برقرار بود، ودلیل مخالفت بنی عباس با آل بویه، تشیع این سلسله بود. آل بویه معتقد بودند که بنی عباس خلافت را از صاحبان اصلی آن غصب کرده و دیگر دلیلی برای اطاعت از بنی عباس وجود ندارد. به همین علت تنها سلسله ای بودند که هیچ گونه وابستگی به حکومت عباسی نداشت؛ و قدرت خود را مدیون تلاش و شمشیر زنی بنیانگذاران خود می دانست (فیض الله زاده، 1386ش، ص366).
به قدرت رسيدن آل بويه در بغداد باعث تقويت تشيع گرديد، قبل از آل بويه، شعارهاي شيعه علني نبود و به ندرت اتفاق مي افتاد که بتوانند آشکارا شعائر و مناسک خود را برپا کنند. از زمان تسلط آل بويه بر عراق و از ميان بردن اختيارات خليفه فعاليتهای شيعه، کم و بيش علني شد.
تلاش هاي آل بويه در اين زمينه نتايجي را به دنبال داشت که برخي از آنها عبارتند از:
1. گفتن «اشهد ان علياً ولي الله» و « حي علي خير العمل» در اذان(نحوی، 1381ش، ص 51).
2. گفتن شعر در مدح ائمه خصوصاً در واقعه کربلا و رسميت آن از جانب آل بويه(همان).
3. رفتن به زيارت ائمه اطهار عليهم السلام و حتي توجه به زوار و ساختن استراحتگاه براي زائران(همان).
4. عزاداري دسته جمعي براي امام حسين که سالهاي سال انجام نشده بود(همان).
علنی شدن مولفه های فرهنگی مکتب تشیع در دوره بویهیان، آغاز تاثیر وتاثر فرهنگی بین دو فرهنگ ایرانی و فرهنگ تشیع بود. از جمله مولفه های شعر سرایی و عزاداری که در دو فرهنگ ایرانی و شیعی قرابت و نزدیکی وجود داشت که از عوامل قوام سازی فرهنگ ایرانی به شمار می رود.
3- مواجهه حاکمان آل بویه با اصحاب مذاهب مختلف
گاهی رویکرد شیعی آل بویه و التزام آنها به رسوم شیعی تنشهای فرقه ای را دامن می زد و غالباً به هجوم ساکنان سنی مذهب محله باب البصره به شیعیان محله کرخ منجر می شد. عضد الدوله با دست زدن به اقداماتی نظیر: تبعید فتنه گران، تنبیه کردن مجرمان، حکومتی مقتدر با دستگاه امنیتی وسیعی برقرار ساخت. چنانکه سنّيان براي آنکه معلوم کنند چه کسي سني و چه کسي شيعه است، به تفتيش عقايد مي پرداختند. گاه مي پرسيدند: « دايي تو کيست، اگر مي گفت معاويه است، رهايش مي ساختند و اگر ساکت مي ماند، او را غارت مي کردند‌ » و نيز فضلي و مرعوشي دو عنواني بود که بوسيله ي آن شيعه از غير آن شناخته مي شد. طرفداران فضلي، اهل سنت بودند. اين گونه تفتيش از جانب شيعيان شنيده نشده است. اهل تسنن به پشتوانه ي دستگاه خلافت که آل بويه نيز به آن تمکين کردند، همواره درصدد حذف و طرد شيعيان بودند. اما سلاطين آل بويه، به هيچ وجه از اعمال مراسم مذهبي اهل تسنن جلوگيري نمي کردند و حتي در بعضي موارد آنها را ياري مي کردند. در درگيري هاي ميان شيعه و سني، مداخله ي جانبدارانه نداشتند، حتي قصه خوانان و مناقب گويان را که موجد اختلاف مي شدند منع مي کردند، با اين حال روشن است که شيعه با آمدن آل بويه قدرتي يافت و زمينه ي گسترش افکار و علني نمودن عقايدش فراهم شد.
در این میان عضد الدوله با مشاهده فتنه هاي مداوم ميان شيعه و سني کارهايي در جهت از بين رفتن اين تنش ها انجام داد. برخي از آن اقدامات عبارتند از:
الف. جلوگيري از داستان سرايي و قصه گويي در مساجد و معابر عمومي.
ب. متوقف کردن موقت جشن عيد غدير که باعث حساسيت اهل سنت بود.
ج. بنيان گذاشتن سازمان اطلاعات، امنیتی و جاسوسي.
د. معين کردن پيک هاي خبر رساني که مي بايست اخبار بين شيراز و بغداد را هفت روزه منتقل مي کردند (نحوی، 1381ش، ص 60).
گروهي از سنّيان، رفتار آل بويه را با خلفا مورد نکوهش فراوان قرار مي دهند. از آنجا که آنان خلافت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) را در حکومت امويان و عباسيان مي بينند، حکومت آل بويه چون حکومت شيعي بود، بيش از هر حکومت ديگر آماج چنين حمله اي قرار گرفت. در حالي که بي لياقتي خلفا در اين دوران علت عمده ي نابساماني دستگاه خلافت بود و قبل از آل بويه، ترکان بيش از هر گروه ديگر به تضعيف خليفگان پرداخته بودند(معتوق، 1418ق، ص 27). قتل متوکل ( 247 ق ) به دست سپاهيان ترک، نقطه ي تحول خلافت عباسي بود. از آن پس ترکان، خلفا را عزل و نصب مي کردند. متوکل سختگير که مبعوث ترکان بود، با شيعيان بسيار بدرفتاري کرد. او قبر حسين بن علي (عليه السلام) را چندين بار خراب کرد و دستور داد شخم بزنند. انگيزه ي وي از اين کار اين بوده است تا ياد حسين (عليه السلام) که موجب انقلاب هايي بر ضد حاکمان بود از خاطرها زدوده شود. « و فيها امر المتوكل بهدم قبر الحسين بن على و هدم ما حوله من المنازل و الدور، و ان يحرث و يبذر و يسقى موضع قبره، و ان يمنع الناس من اتيانه، فذكر ان عامل صاحب الشرطه نادى في الناحية: من وجدناه عند قبره بعد ثلاثة بعثنا به الى المطبق، فهرب الناس، و امتنعوا من المصير اليه، و حرث ذلك الموضع، و زرع ما حواليه.» (طبری، 1967م، ج‏9،ص185). او سرانجام خود به دست ترکان به قتل رسيد. استبداد ترکان عامل مهم هرج و مرج و خليفه کشي پس از مرگ متوکل بود. سده ي پس از قتل متوکل چنان بود که پس از وي يازده تن خليفه همگي دست نشانده ترکان بودند که توسط آنان يا از کار برکنار شدند يا به قتل رسيدند(خضری، 1378ش، ص 95). از سوی دیگر حنابله نسبت به تشیع واکنش شدید داشتند. وعاظ حنابلی مردم را به توبه و پیمودن راه پاک اجداد پرهیزگارشان دعوت می کردند. حملات آن ها به شیعیان سرچشمه ی اصلی نا ارامی در شهر بغداد بود و سرانجام با تلقین حنابله مذهب اهل سنت به حاکمیت بازگشت و به میان پرده ی تشیع پایان داده شد(کرمر، 1357ش، صص 66-64).
4- حاکمان آل بویه و برگزیدن مذهب تشیع
ورود اسلام و تشیع به کرانه های خزر، با یکدیگر هم زمان بودند. مردم آن سرزمین با تسط علویان به اسلام و تشیع گرویدند، اما بیشتر فرزندزادگان پیامبر که وارد این سرزمین شدند، به تبلیغ مذهب زیدی پرداختند(مرعشی، 1333ش، صص 192-127). حاکمان علوی طبرستان بیشتر مروج مذهب زیدی بودند، هرچند همکاری های بین علویان طبرستان و ایران با بزرگان شیعه امامیه در بغداد وجود داشته است اما درقرن چهارم طبرستان غالبا با شیعه زیدی بودند و از این رو می توان گفت که فرزندان بویه که در چنینی محیطی پرورش یافتند، از آثار فرهنگی تربیتی آن متأثر بودند(خواجویان، 1376ش، صص 134-132).
برخی بر این عقیده اند که علت روی آوردن حکمرانان آل بویه در بغداد به شیعه امامیه این بود که چنانچه آنان بر مذهب زیدیه باقی مانده بودند، لازمه اش قبول امام حی وحاضر و رهبر علوی بود؛ امامی که طبق عقیده زیدیه فرزندزاده زهرا(س) وقیام کننده به سیف باشد در این صورت، اطاعت فرمان او بر فرمانروایان آل بویه واجب بود و آنان نمی توانستند با قدرت و استقلال به فرمانروایی بپردازند، در حالی که با قبول شیعه امامیه موقعیت دیگری پدید آمد زیرا امام دوازدهم شیعیان امامی غایب بود و آل بویه می توانستند با احترام نسبت به بزرگان و نقبای شیعه امامیه به حکومت خود ادامه بدهند.همانگونه که بهاالدین دیلمی فرمانی به نام شریف رضی نوشت و و ی را نقیب و سرپرست شیعیان در تمام سرزمین های اسلامی قرار داد و بر او خلعت پوشانید(خواجویان،1376ش، ص 134). در تشیع آل بویه تردیدی وجود ندارد، اما باید دانست که سیاست در تصمیم گیری های مذهبی آنها موثر بود. بنابر آنچه سبحانی در تاریخ تشیع آورده: «اصولاً آنها در برابر اکثریت سنی مناطق تحت سلطه خود نمی توانستند موضع صریحی داشته باشند.» شاهد آنکه حتی حکومت بغداد را نیز حفظ کردند. آنها بسیار محتاطانه عمل کردند. نتیجه این برخورد حفظ حکومت آنها برای مدتی حدود یک قرن، و گسترش اندیشه های شیعی در عراق و ایران می باشد. ابن خلدون دیلمیان را پیرو مذهب تشیع امامیه و دوستدار اهل بیت می داند، چنانکه می نویسد:«چنانکه گفتیم دیلمیان شیعه بودند، آنان به دست اطروش مسلمان شده بود… .»(ابن خلدون،1378، ج2، ص765)
اما قدرت یابی آل بویه قلمرو قدرت مذهب زیدیه بود، امامان زیدیه و جانشینان آنان نه تنها در میان دیلمیان و گیلها پیروان و طرفداران پرشور یافتند؛ بلکه موفق شدند تعداد کثیری از این اقوام را به دین اسلام فراخواند(کبیر،1381ش، ص 308).

5- حاکمان آل بویه و برگزیدن مکتب تشیع زیدی یا امامی
آل بویه هنگام خروج از دیلم و حصول قدرت در دیگر سرزمین های ایران از میراث مذهبی زیدیه بهره گرفته بودند. چنانکه وقتی احمد معزالدوله بر بغداد تسلط یافت، در صدد گسترش مذهب زیدیه برآمد. ابن اثیر معتقد است که معزالدوله در پی خواندن خطبه به نام معزالدین الله علوی(احتمالاً زیدی) و یا علوی دیگری بود(ابن اثیر، 1399ق، ج 8، ص 452).
اما همدانی نظر دیگری دارد؛ او معتقد است احمد معزالدوله دنبال فرصتی بود تا محمد بن یحیی زیدی را به خلافت نشاند. معزالدوله قصد داشت تا عباسیان را پس زده و علویان(خصوصاً از نوع زیدی آن) را جایگزین کنند(همدانی، 1958م، ص 149).
فرای معتقد است که آنها معروف به رفض هستند که به معنای شیعه دوازده امامی است(فرای، 1362ش، ص 329)، و در جای دیگر بر زیدی بودن آنها تأکید میکند(فرای، 1373ش، ج 4، ص 248). اشپولر معتقد است که از ابتدا شیعه 12 امامی بودند و تا آخر به آن وفادار ماندند(اشپولر، 1369ش، ج 1، ص 329). دکتر کامل شیبی معتقد است آل بویه از ابتدا زیدی مذهب بوده و سپس به مذهب اثنی عشری گرایش پیدا کرده اند(شیبی، 1359ش، صص 42-41). ابن بابویه می گوید: صیروری از عالمان امامیه است که آل بویه را به تشیع امامی درآورد(عسقلانی، 1408ق، ج 2، ص 87). دکتر کامل شیبی با استناد به نقل از بیرونی بر این عقیده تأکید دارد که نوع تشیع آل بویه آن است که آنان، با توجه به سابقه مذهب زیدیه در طبرستان زیدی مذهبانی بودند که به مذهب امامی گرویدند. پذیرش این نکته که معزالدوله در آغاز تصرف بغداد سپردن حکومت به یکی از علویان زیدی را داشت و امام خود را ابو عبدالله داعی معرفی کرد و فعالیت های مذهبی وی که بر امامی بودن او دلالت دارد، پس از سال 334 بوده است، تأییدی بر نظر کامل شیبی و گزارش ابن بابویه است(شیبی، 1359ش، صص 42-41).
قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین آورده است که شاخه ای از زیدیه هستند که به امامت علی(ع) اقرار داشته اند، بنابراین اندیشه معزالدوله در سپردن امر خلافت به یک زیدی علوی به نام معزالدین علوی این تفکر را تقویت می کند که وی زیدی مذهب بوده است زیرا این مساله روشن است که شیعیان دوازده امامی، امامت اهل فرقه های دیگر را برخود نمی پذیرند. اما اقدامات بعدی وی این گمان را تقویت می کند که وی از تشیع زیدی به تشیع دوازده امامی گرویده است. از جمله این اقدامات برگزیدن ابن جنید به عنوان مرجع فقهی است زیرا این فرد از فقهای امامیه به حساب می آمد(شوشتری، 1354ش، ج 1، ص 431).
از طرف دیگر اقدام احمد معزالدوله در سال 351 قمری در نوشتن مکتوبی بر در مساجد بغداد و نقاط دیگر که در آن نسبت به عملکرد خلفای سه گانه و معاویه اظهار بیزاری شده و آنان را مورد لعن قرار داده بود، اگرچه با عکس العمل شدید اهل سنت و با صلاح دید مهلبی، وزیر معز الدوله به صورت دیگر اصلاح شدند که در آن فقط نام معاویه آمده شده بود و به قول نویسنده مجالس المؤمنین اقدامی در جهت ترویج مذهب حقه ائمه اثنی عشری بوده است(همان، ج

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، خلفای عباسی، خلافت عباسی، تمدن اسلامی Next Entries تحقیق رایگان درمورد فرهنگ ایرانی، تمدن اسلامی، خلافت عباسی، ایران باستان