تحقیق رایگان درمورد شخصیت پردازی، عناصر داستان، زیبایی شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

می نویسد دستوری برای اجراست و نه بخشی از ادبیات. چرا که فیلمنامه تا وقتی به فیلم تبدیل نشود، یک اثر ناقص به شمار می آید. درک آنها به هنگام خواندن نیز منوط به تصورِ اجرایی آن است. اما در این مورد بهتر است به یک مثال توجه کنیم تا نشان دهیم که چگونه حذف یک کلمه در جمله می تواند ساز و کار تأکیدی غیاب را فعال کند و به پویایی زنجیره های نشانه ای بینجامد.
در این نمونه دیدیم که یک کلمه ی غایب در زنجیره ی اجرا چگونه نشانه های مجاور را به نشانه های انگیخته و فعال تبدیل می کند. و برای غیاب نشانه شناختی، ارزش زیبایی شناختی فراهم می کند. در این فیلمنامه نشانه ای که با یک غیاب متولد شده بود، به یکی از مهمترین و درخشان ترین زنجیره های نشانه ای اجرا تبدیل می شود.

3ـ10غیاب در ژانرهای سینمایی

3ـ10ـ1غیاب در ژانر معمایی ـ پلیسی
پیشینه ژانر معمایی به دهه ۱۹۲۰ و شکوفایی آن از دهه ۳۰ میلادی رخ داده است. در حال حاضر گونه‌ی سینمایی معمایی، یکی از محبوب‌ترین و یکی از پرتماشاگرترین‌ها در بین ژانر‌های هنر هفتم برشمرده می‌شود.
در بين گونه‌هاي سينمايي، ژانر جنايي  از پررونق‌ترين‌ها و مرتبط‌ترين گونه‌ها با ژانر معمايي شناخته شده است. به همين منوال ژانر پليسي نيز مي‌تواند به ژانر معمايي ربط پيدا كند. از اين منظر برخي سينمايي‌نويسان و مورخان سينما؛ ژانر معمايي را يك زير ژانر در گونه‌ي جنايي مي‌دانند.
از سويي ديگر قواعد ژانر معمايي پرداخت شده و نظام‌مند است و مي‌تواند به عنوان يك ژانر مستقل نيز معرفي و در نظر گرفته شود..
در ژانر معمايي آنچه مهم است سهم يك راز در داستان است. اين راز يا از تماشاگر مخفي است و يا اينكه در همان ابتداي داستان و در طي روايت فيلم با وي در ميان گذاشته مي‌شود. هرچه باشد، مهم پرداخت اين راز و معما و به جواب رسيدن در انتهاي اثر سينمايي است
در ژانر معمايي؛ شخصيت معما ساز و رازگونه يا يك انسان است يا يك موجود زنده غير از انسان و يا يك شخصيت خيالي و يا حتي يك موجود غيرواقعي. عناصر داستان در ژانر معمايي مدام به سمت برملا كردن راز و معما مي‌روند و از سويي ديگر برخي از عناصر داستان سعي در مخفي شدن آن دارند. از اينروست كه زبردستي و تبحر داستان نويس و سناريست و سپس مديريت و ذهن خلاق كارگردان در پرداخت شدن نهايي؛ اصلي‌ترين عنصر در به بار نشستن يك اثر سينمايي معمايي به حساب مي‌آيد

3ـ10ـ2غیاب در ژانر وحشت
انسان موجودی سازمان یافته است که ساختار ونظم وتفاهم را طلب می کند.فیلم ترسناک با قراردادن انسان سازمان یافته در یک دنیای پیش بینی ناپذیر،که باید در آن با ناشناخته ها روبرو شود، او را دچارهرج ومرج وبی نظمی می کند.در این دنیای ویژه،هیچ چیز آن طور که باید باشد نیست. به هیچ کس حتی به خودتان هم نمی توانید اعتماد کنید.
انسان در مواجهه با این هیولای ناشناخته احساس ناتوانی می کند. قهرمان درفیلم ترسناک به تدریج یاد می گیرد هیولارا درک کند، وبه این ترتیب بر آن مسلط می شود وترس خود را از میان می برد.
در بسیاری مواقع، هیولای شناخته شده نیست که بزرگترین ترس را به وجود می آورد، بلکه سایه ای است که نمی توان آنرا شناخت. قدر مسلم، رو به رو شدن با مرگ یا مثله شدن یا از دست دادن هویت برای هر فردی هولناک است، اما موثر ترین وحشت نه فقط فرد را بلکه بنیانهای تمدن ما رامورد تهدید قرار می دهد.(اسطوره وسینماص93)

3ـ11غیاب در درام

3ـ11ـ1 منظق داستانی
این نکته در همه ی فیلم ها و سریال ها به طور کلیباید مورد توجه قرار گیرد که هر چیزی در موقع خودش و مطابق با نیاز نباشد، قدر دانسته نمی شود. چه بسا بالاتر از این، اگر مطابق نیاز نباشد، هیچ چیز به صورت تکامل یافته تولید نمی شود. ضرورت وجود یک شخص در داستان باید با مضمون و ساختاری که برای داستان در نظر گرفته شده است متناسب باشد. تک تک افراد فیلم باید مطابق نیاز آن فیلم، در داستان حضور پیدا کنند. اگر شخصیت معصوم در فیلم ها کمکی به پیش بُرد داستان نکند باید کنار گذاشته شود ولو اینکه به بهترین شکل ممکن نشان داده شود و دغدغه ی مذهبی فیلم ساز باشد. درباره ی بحث ما نیز باید فیلمنامه نویس داستانی که برای نگارش برمی گزیند، به غیاب راندن شخصیت معصوم، به صورت اجباری نباشد،بلکه غیاب شخصیت معصوم،باید در بافت فیلم جا بگیرد و اقتضای داستان باشد. والّااگر به بهترین وجه ممکن نیز این غیاباتفاق بیفتد، چه بسا تأثیر منفی بر روی مخاطب داشته باشد. به همین دلیل است که نگارنده بر این باور است که اگر نویسنده ای بخواهد از این شگرد برای نگارش فیلمنامه استفاده کند، باید در مرحله ی انتخاب ایده،به این مسئله توجه ی ویژه داشته باشد.

3ـ11ـ2 پیوند شخصیت غائب با اصل داستان
یکی ازنکات مهمی که اساس این پژوهش را به خود تخصیص می دهد، این است که نگارنده فیلمنامه وقتی می خواهد فیلمنامه ای داشته باشد که درآن با غیاب وعدم حضور مستقیم معصوم به شخصیت ایشان بپردازدوشخصیتایشان را به مخاطب بشناساند باید نکاتی رادرنظرداشته باشدتا بتوان درعین غائب بودن شخصیت مخاطب رابا او همراه و آهسته آهسته اورا درک کندوبدون شعارزدگی و تحمیل، برعمق جان مخاطب بنشیند. در این پژوهش با بررسی دو اثر سینمایی روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی شهرام اسدی و ربکا اثر هیچکاک در می یابیم که چگونه می شود شخصیتی در فیلم غائب باشد ولی شخصیت پردازی شده باشدوالبته در فیلم های دیگری نظیر بعضی از جاهای فیلم الرساله یا فیلم های دیگر هم این تکنیک بکار رفته ولی چون اساس این مطلب دراین دوفیلم مشهود است وشاید نویسندگانش خودآگاه پادراین عرصه نهاده اند. در این بحث این دو فیلم جلوه گرو مورد عنایت خاص قرارگرفته اند.
وقتی درباره ی داستان و غیاب شخصیت سخن به میان می آید، باید آن داستان و شخصیت غائب رابطه و پیوندی با اصل واقعه پیدا کند. هر اندازه این رابطه و پیوند بیشتر باشد، با داستان منسجم تری مواجهه خواهیم شد و هر اندازه این رابطه و پیوند با اصل واقعه کمتر باشد، گیرایی و باورپذیر بودن داستان پایین تر می آید وکاهش می یابد مثلا درفیلم روز واقعه جوانی تازه مسلمان شده در روز عروسیش متوجه می شود بزرگ وامام شیعیان قصد جنگ دارد وبرای او سوالاتی در موردشخصیت او مطرح می شود که او چه جور انسانی است ؟وباشنیدن حرفهای برخی مردم دچارشک می شود،دراینجای داستان پای شخصیت غائب پیش می اید وصدایی که تنها او می شنود اورا به یاری می طلبد وجوان سربه بیابان می گذارد ،در این فیلم جوان تا اخر دنبال امامش می گردد ولی بدون اینکه اورا ببیند در مورد اوبه معرفت می رسد.
این مطلب در فیلم ربکا به گونه ای دیگراست، زنی با اینکه مرده سایه اش از زندگی شوهر واطرافیانش بر نمی تابد وگویی هنوز قصد آزار او را دارد، در این فیلم، شخصی به نام ربکا غائب است واصلاً از دنیا رفته ولی بیننده از اول تا اخرداستان اورا می فهمد ومی توان گفت در همه جای داستان صحبت از او است ونشانه های او همه جارا پرکرده وشخصیت پردازی خوبی از او شده به گونه ای که شاید اگر جلو دوربین هم بود نمی شد چنین شخصیت پردازی شود.
با دقت در اینگونه فیلمها متوجه می شویم که اگر بخواهیم شخصیت غائب گیرایی داشته باشیم باید تنیدگی آن شخصیت با اصل واقعه به اندازه ای باشد که یک کل را تشکیل بدهد و از دو پاره شدن داستان جلوگیری کند.

3ـ11ـ3 حفظ کشمکش
همانطور که مفصلاً اشاره شد در حوزه فیلمنامه نویسی عنصر کشمکش یکی از سازه های مهم و تأثیرگذار به شمار می رود کشمکش دربحث غیاب شخصیت هم امری مهم است واگر در اثر، کشمکش صحیح وجذابی نداشته باشیم موجب تاثیرگزاری اندک یا در بعضی موارد زدگی مخاطب می شود .
با بررسی بعضی از آثار تولید شده به نکاتی در مورد کشمکشی که در غیاب مطرح است پی می بریم از جمله اینکه شخصیت غائب پایه ای برای کشمکش باشد یعنی مسئله ای که موجب کشمکش می شود رابطه تنگاتنگی با اوداشته باشد در فیلم روز واقعه ما می بینیم چیزی که موجب بهم ریختگی عبد الله می شود و کشمکش درونی برای او ایجاد می کند و این کشمکش درونی او موجب کشمکش اوبا اطرافیان می شود شکی است که درمورد حسین بن علی (ع) برای او پیش می اید ،او پیشوای عشقش راحله را پیشوای خود انتخاب کرده واز دینش دست کشیده حال برایش در مورد پیشوایی که انتخاب کرده شک وشبهه پیش آمده، عبدالله با شنیدن صدایی که بقیه از شنیدن آن عاجزند در کشمکش اصلی یعنی یافتن صاحب صدا می افتد.
این صحیح است که کشمکش عبدالله دراول درونی است ولی درتمام فیلم شخص غائب دست در کشمکش دارد و اصلاً به خاطر او قهرمان فیلم کنش دارد و مخاطب مجذوب داستان می شود.
در فیلمهای دیگر هم نقطه قوت وقتی است که شخص غائب در کشمکش موثرباشد نظیر ربکا که اوهم در فیلم ربکا به وجود اور کشمکش در داستان است وشخصیتهای اصلی وفرعی فیلم به دو گروه طرفدار ومتنفر از او در می ایند واین کشمکش تا اخر فیلم ادامه دارد.
دراین بحث توجه به نکاتی که دراصل کشمکش گفته شده نیز لازم است از جمله اینکهکشمکش در درام لزوماً به معنای خشونت و درگیری نیست، با وجود اینکه درگیری زمینه ساز فیلمنامه های خوبی است، اما وجود آن، حتی از نوع عاطفی، لزوماً فیلمنامه ی خوبی را به وجود نمی آورد. چه بسیار فیلمنامه هایی که حاوی کشمکش های خشونت آمیز نیستند و با خشونت نیز حل نمی شوند. چیزی که باعث همذات پنداری و همدلی بیننده می شود، کشمکش عاطفی یا… میان آنهاست و مسئله قابل تأمل اینست که کشمکش باید مخاطب را تا آخر نگهدارد.
و اینکه صحنه های آرام باید در پس خود نوعی کشمکش داشته باشند. لزومی ندارد مسائل بر سر بیننده کوبیده شود، بلکه بایدصرفاً سایه ای از آن بر صحنه بیفتد. بیننده باید همواره آگاه باشد که شخصیت های خوشبخت فیلم درگیر کشمکشی حل نشده اند که ممکن است آنها را آواره کند یا بکشد یا نقشه هایشان را برای آینده نقش برآب کند. شاید قهرمان مرد فیلم، مجرم و تحت تعقیب باشد. مسئله ممکن است نفرت خانوادگی، بیماری، گذشته ای گناه آلود، و غیره باشد.
برای مثال صحنه ای را در یک محله ی مسکونی تصور کنید که در آن مردی به خیابان می آید، به اطراف نگاه می کند، سپس به خانه برمی گردد و همسرش را صدا می زند. همسرش به او ملحق می شود و مرد می گوید که قصد دارد به تعطیلات برود. زن از این پیشنهاد استقبال می کند، اما می خواهد بداند مرد چه موقع قصد حرکت دارد. مرد پاسخ می دهد فوراً و آنها شادی کنان مشغول بستن چمدان های مرد می شوند. این صحنه اساساً فاقد جذابیت است، آن را فعلاً کنار گذاریم.
اتومبیلی وارد همان خیابان می شود. راننده به دنبال یک نشانی است. آن را می یابد، اتومبیل را به کنار خیابان می راند، هفت تیر را از داشبورد بیرون می آورد و خشاب آن را وارسی می کند تا از وجود فشنگ در آن مطمئن شود. سپس هفت تیر را آماده می کند، دور می زند و مقابل همان خانه می ایستد.
حال اولین قطعه ی فیلم را به خاطر بیاورید. آن صحنه ی ساده اکنون کشمکشی را در پس خود دارد که تمام تأثیر صحنه ی اصلی را تغییر می دهد، در حالی که حتی یک قاب از فیلم نیز عوض نشده است. بیننده باید همیشه از امکان کشمکش در پس صحنه های آرام آگاه باشد.
کشمکش ممکن است آشکار نباشد. ممکن است دو نفر به روی یکدیگر لبخند بزنند و اظهار دوستی و محبت کنند. اما تماشاگر بی درنگ کشمکشی را که زیر کلمات جاری است، احساس خواهد کرد.
نویسنده فیلمنامه با در نظرگرفتن مطالبی که اساتید نگارش در مورد کشمکش گفته اند وبه کاربستن ان همراه به نکته ای که دراین پژوهش در مورد کشمکش، در غیاب اشاره شده می تواند فیلمنامه جذابی داشته باشد.

3ـ12 نکاتی چند درباره امکانات غیاب

3ـ12ـ1 استفاده از راهکار غیاب در نقل تاریخ

در مقایسه میان تاریخ و داستان، تکنیک غیاب، در خود تاریخ هم رخ داده است . معمولاً تاریخ نویسانی از این شیوه استفاده می کنند که می خواهند صدایی متفاوت از آنچه را تا به حال شنیده ایم، به گوش ما برسانند. پس در تاریخ مکتوب هم، محور قرار گرفتن شخصیت های حاشیه ای

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد امام رضا (ع)، نمایشنامه، امام علی (ع) Next Entries تحقیق رایگان درمورد محدودیت ها، امام حسین، امام حسین (ع)