تحقیق رایگان درمورد روش تحقیق، انتقال اطلاعات، مبانی نظری، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

ۀ نيكو به راه خدا دعوت كن. موعظه نيكو يعنى ترغيب و تشويق مردم به ترك زشتي ها و به انجام كارهاى پسنديده. به طورى كه زشتى‏ها در نظر آنها تنفر آور و نيكى‏ها در نظر آنها لذت بخش جلوه كند. و به وسيله قرآن كه بهترين دليل ها است با آنها به بحث و گفتگو بپرداز. «جدل» يعنى از راه استدلال، نيروى خصومت و مخالفت مخالف را در هم شكستن و او را به راه راست آوردن. برخى گويند: مقصود اين است كه به اندازۀ قدرت فهم و تحملشان با آنها بحث و گفتگو كند، نه بيشتر، چنان كه در حديث آمده است: ما پيامبران مأموريم كه با مردم به قدر عقلشان سخن گوييم.»13

1.8. روش تحقیق
در این تحقیق گردآوری اطلاعات به روش مطالعة اسنادی و کتابخانه ای می باشد که با بهره گیری از تکنیک تحلیل محتوا، اطلاعاتِ گردآوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
1.9. ساختار تحقیق
فصل اول شامل کلیّات تحقیق است که به تبیین مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف، سؤال ها (اعم از سؤال اصلی و فرعی)، فرضیۀ تحقیق، پیشینة تحقیق، روش تحقیق پرداخته شده است. فصل دوم مبانی نظری تحقیق است که ابتدا به مفاهیم و تعاریف، مدل ها و نظریه های ارتباطی پرداخته شده، پس از آن مبانی نظری دعوت در قرآن کریم تبیین شده است که شامل: بررسی مفاهیم و تعاریف دعوت، اهمیت و ضرورت دعوت، شرایط دعوت گران، شرایط دعوت شوندگان، گسترة دعوت، آثار دعوت، اهداف دعوت، شرایط دعوت، مقابله با دعوت و روش های دعوت می باشد. فصل سوم گزارشی از روش تحقیق است. در فصل چهارم یافته های تحقیق آمده است و در فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق ارائه شده است.

فصل دوم: منابع نظری تحقیق

1) تبیین نظریه ارتباطی در علم ارتباطات

2.1. مفاهیم و تعاریف
2.1.1. مفهوم ارتباط
2.1.1.1. ریشة مفهوم ارتباط در لغت
واژۀ ارتباط در علوم ارتباطی از واژة انگلیسیcommunication گرفته شده و به صورت لغت «ارتباط» یا «ارتباطات» معمول شده است.
«در فرهنگ لغات وبستر،communication عمل ارتباط برقرار کردن تعریف شده است و از معادل هایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. همچنین اضافه شده است که عمل برقرار کردن ارتباط می تواند از طریق کلمات، حروف، پیام ها، کنفرانس ها، مکاتبه ها و دیگر راه ها انجام بگیرد.»14
«در فرهنگ انگلیسی- فارسی آریان پور برای لغت communication معادل های فارسی زیر ارائه شده است: ارتباط، خطوط ارتباطی، وسایل ارتباطی، مبادله، گزارش، ابلاغیه، ابلاغ، اطلاعیه، نقل و انتقال، مراوده، اخبار، مشارکت، جلسة رسمی و سری فراماسیون ها، عمل رساندن، ابلاغ، کاغذ نویسی، مکاتبه، سرایت، راه، وسیلة نقل و انتقال.»15
به تعبیر پروفسور حمید مولانا ترجمة این واژة انگلیسی به صورت «ارتباط» یا «ارتباطات»، معنی اصلی و مفهوم کلی آن را در بر ندارد، چرا که لغت «کامیونکاسیون» جنبه ای را که دو نقطه یا دو نفر چیزی با هم مشترک داشته باشند در بر دارد، در صورتی که لغت «ارتباط» در فارسی این بُعد اشتراکی را ندارد و معمولاً جنبة فنی و علمی دارد. به نظر مولانا در ترجمۀ «کامیونکاسیون» دقت کامل نشده و دانشمندان این رشته بدون نقد و دقت لازم، این واژه را به صورت انتخابی و گاهی اضطراری ترجمه و تصور کرده اند.16
به عقیدة مولانا معنی و تعریف این واژه دو عامل و اصل مهم در بر دارد: یکی اصل شرکت دادن یا مشارکت و دیگری اصل اعتماد. بدون این دو عامل اصلی «کامیونکاسیون» آن طور که در علوم اجتماعی باید از آن استفاده شود معنی خود را از دست می دهد، مثلاً برای اینکه دو نفر با هم جریان «کامیونکاسیون» پیدا کنند باید در چیزی با هم شراکت یا «sharing» داشته باشند، علاوه بر این برای ایجاد این جریان حداقل باید اعتماد یا «trust» نسبت به هم داشته باشند. یعنی بدون این دو اصل، اعمال آنها جنبة نقل و انتقال یا «transportation» پیدا می کند که به فارسی به صورت اجتماعی جنبة اتصال و به عقیدة مولانا جنبة ارتباطات پیدا می کند. صد البته پدیدة «کامیونکاسیون» در فرهنگ زندگی و اجتماع ما کاملاً رایج است و با رجوع به زندگی و تاریخ فردی و اجتماعی خود دیده می شود که این پدیده به صورت های مختلف در مکتب های دینی، ادبیات و قرآن کریم ریشه های عمیق دارد و به صورت چهار نوع ارتباط: 1- ارتباط با خدا؛ 2- ارتباط با خود؛ 3- ارتباط با دیگران؛ 4- ارتباط با طبیعت مطرح است. پس می توان گفت در فرهنگ ما عوامل و اصول دیگری علاوه بر اصل شراکت و اعتماد را در بر دارد، از این رو باید در جست و جوی واژه ای فارسی بود که این مفهوم را به طور کامل برساند.17
بر این اساس، معادل فارسی «کامیونکاسیون» عبارت از «ارتباط متقابل و مشارکت در ارتباط همراه با اعتماد» خواهد بود.

2.1.1.2. تعریف اصطلاحی ارتباط
در اینجا مجموعه ای از تعاریف ارائه می گردد که عبارتند از:
1. ارتباط یعنی ترغیب و اقناع دیگران؛
«ارسطو در تعریف ارتباط می نویسد: ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیة وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران.» (محسنیان راد، 1386)
بسیاری از تعریف هایی که برای ارتباط ارائه شده تا حدودی از تعریف ارسطو سرچشمه گرفته است از جمله تعریف ویلبر شرام18 که می گوید: «در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرندة پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی (اشتراک فکر) ایجاد کنیم.» (محسنیان راد، 1386)
به نظر نگارنده این تعریف، تعریف به غایت و هدف است، بدین معنا که در تعریف اگرچه به گسترة تعریف اشاره شده است: «کلیة وسایل و امکانات موجود» ولی بیشتر بر هدف و غایت ارتباط که ترغیب و اقناع است، تأکید گردیده است.
2. ارتباط یعنی تأثیر گذاشتن و تأثیر پذیرفتن؛
گروهی از اندیشمندان ارتباط در تعاریفی که ارائه داده اند، مسئلة ترغیب و اقناع یا همانندی و اشتراک فکر را با ابعاد گسترده تر و به صورت تأثیر مطرح کرده اند. برای نمونه تئودور نیوکامب19 پذیرش تأثیر را مهم ترین مسئله در ارتباط دانسته و می گوید: «هر گاه شخصی تأثیری را بپذیرد که دیگری در مورد او اراده کرده است، دومی با اولی ارتباط برقرار کرده است.» (محسنیان راد، 1386)
در تعریف کلود شنن،20 ارتباط عبارت است از: «تمام روش هایی که از طریق آن ممکن است ذهنی بر ذهن دیگر تأثیر بگذارد.» (محسنیان راد، 1386) این عمل نه تنها با نوشته یا صحبت کردن که با موسیقی، هنرهای تصویری، تئاتر و عملاً تمام رفتارهای انسانی عملی است.
3. ارتباط یعنی انتقال حافظه ها؛
در تعاریف به انتقال حافظه ها در ارتباط نیز اشاره شده است که ارتباط عبارت است از «فراگرد انتقال اطلاعات، احساس ها، حافظه ها و فکرها در میان مردم.» (محسنیان راد، 1386)
یا در تعریف دیگری از ارتباط آمده است: «هر نوع عملی که به وسیلة فردی انجام شود که طی آن فرد دیگری بتواند آن را درک کند ارتباط نامیده می شود.» (محسنیان راد، 1386)
4. ارتباط یعنی دریافت پاسخ از سوی گیرنده؛
دیوید برلو در تعریف خود از ارتباط، بر پاسخ و بازتاب تأکید بیشتری کرده و می گوید: «ارتباط برقرار کردن عبارت است از جست و جوی پاسخ از سوی گیرنده.» (محسنیان راد، 1386)
5. ارتباط یعنی انتقال معنی؛
گروه دیگری از اندیشمندان ارتباط، مسئلة تأثیر و یا جریان محرک و پاسخ را در تعریف ارتباط به صورت انتقال معنی مطرح کرده و در تعریف خود بیشتر بر انتقال معنی تکیه نموده اند. مثلاً یک تعریف می گوید: «ارتباط فراگرد انتقال معنی بین دو فرد است.» (محسنیان راد، 1386) خواه این عمل با استفاده از یک وسیله انجام شود یا بدون وسیله.

6. ارتباط یعنی به کارگیری علایم مشابه؛
برخی دیگر، داشتن علایم مشابه یا شیوة مشابه را شرط ارتباط دانسته اند لاسول می گوید: «یک عمل ارتباطی بین دو نفر، وقتی کامل است که آنها از علایم مشابهی با شیوه های مشابه آگاه باشند.»
7. ارتباط یعنی توجه به عناصر ارتباط؛
عدة دیگری از دانشمندان علوم ارتباطات، عناصر موجود در جریان ارتباط را مورد توجه قرار داده و می گویند: «ارتباط عبارت است از روشی که حداقل متضمن چهار عنصر زیر باشد: 1. تولید کننده ای که 2. علامت یا نمادی را 3. برای حداقل یک دریافت کننده مطرح کند 4. و او درک معنی کند.» (محسنیان راد، 1386)
برخی از دیگر کارشناسان ارتباطات، در تعاریف خود، تأکید دارند که گیرنده یا فرستنده حتماً نباید انسان باشد بلکه می تواند یک دستگاه الکترونیکی باشد. کلود شنن21 در این باره می گوید: «امروزه ارتباط در یک معنای وسیع به کار می رود و شامل روش ها و سازو کارها و طرز کار دستگاه هایی است که قادر است به طور خودکار تأثیر بگذارد.» (محسنیان راد، 1386)

8. ارتباط یعنی انتقال اطلاعات، عقاید، برداشت ها یا احساسات از فردی یا گروهی به فرد یا گروهی دیگر اساساً به شکل نماد؛
«در کلی ترین حالت، هر جا که یک سیستم یا منبع بر روی سیستم یا هدف دیگری از طریق دستکاری نمادهای جایگزین تأثیر بگذارد و این نمادها بتوانند از طریق مجرایی که آنها را به هم مرتبط می سازد، انتقال یابند، ارتباط خواهیم داشت.» (مک کوایل، مدل های ارتباطات جمعی، 1388)

9. ارتباط یعنی تعامل اجتماعی از طریق «پیام ها»؛
«در کلی ترین شرایط، ارتباط باید دارای یک فرستنده، یک مجرا (کانال)، یک پیام، یک گیرنده، یک ارتباط بین فرستنده و گیرنده، یک تأثیر، همچنین بافتی که ارتباطات در آن رخ می دهند و مجموعه ای از آنچه که «پیام» به آنها باز می گردد، باشد. گاهی برای «برقراری ارتباط» یا «دریافت پیام» هدفی وجود دارد.» (مک کوایل، مدل های ارتباطات جمعی، 1388)
ارتباط می تواند یکی یا همه موارد زیر باشد: عملی بر دیگران، تعاملی با دیگران و عکس العملی در مقابل دیگران.
بسیاری از صاحب نظران در تعریف ارتباط به یکی از مؤلفه های ارتباط تأکید کرده اند، ولی آیا ارتباط یک «فراگرد» یا «روش» یا «عمل» یا «ساز و کار» است؟ آیا آنچه در ارتباط منتقل می شود «اطلاعات» یا «محرک» یا «معنی» یا «پیام» یا «مظاهر فکری» است؟ برخی تعاریف آنچه را در ارتباط منتقل می شود محرک می دانند، آیا هر محرکی ارتباط است؟ حتی با پذیرفتن تعاریفی که می گویند آنچه منتقل می شود اطلاعات است، ولی ما در همة موارد اطلاعات مبادله نمی کنیم. آیا شرط «انتقال»، «ترغیب» و «اقناع» یا «اشتراک فکر» و «هماهنگی عقیده» است؟ کسانی که ترغیب و اقناع یا اشتراک فکر و هماهنگی عقیده را شرط لازم دانسته اند به بخش ارتباطات روزمره پرداخته اند نه همة ارتباطات. در برخی از تعاریف هر چیزی که انسان انجام می دهد از جمله صحبت، نوشته، موسیقی، تصویر، شکل، اعداد، نمودار و حالات چهره را ارتباط می دانند، در حالی که یک تعریف می گوید که دریافت کننده و ارسال کنندة پیام الزاماً نباید انسان باشد، بلکه می تواند یک دستگاه الکترونیکی باشد. کافی است؟ ندارد؟»
از این رو، شرطی که در جریان انتقال پوشش دهندة همة ارتباطات باشد در تعریف زیر لحاظ شده است:
10. «ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرندة پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستندة پیام ایجاد شود.» (محسنیان راد، 1386)
هر چه معنی مورد نظر فرستندة پیام با معنی متجلی شده در گیرندة پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کامل تر خواهد بود.
به نظر نگارنده شرط مطرح شده در این تعریف تا حدودی تعریفی جامع و مانع برای عمل ارتباط ارائه داده است ولی آیا عمل ارتباط در دیدگاه دعوت مدار قرآن شریف همین شرط را در بر دارد یا شرایط دیگری را ترسیم می کند. پژوهش حاضر در صدد ارائة تعریفی کامل برای عمل ارتباط از دیدگاه قرآن است، لذا این تعریف را به عنوان مبنا از دیدگاه علم

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، روش شناسی، مبانی نظری، علم ارتباطات Next Entries تحقیق رایگان درمورد برجسته سازی، پیام های ارتباطی، استفاده و رضامندی، رسانه های مدرن