تحقیق رایگان درمورد ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، بیماران مبتلا، شناخت درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

اضطراب در بیماران آسم، 16% تا 25% و میزان افسردگی آنان 4% تا 41% گزارش شده است.
مطالعات فلدمن و همکاران (2005 .م) نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند. همچنین مطالعات پدرام رازی و همکاران (1386) بر روی 386 بیمار مبتلا به آسم نشان داده که به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است.
در مطالعات بونالا و همکاران (2003 .م) میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماریهای روانشناختی رنج میبرند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شدهاست.
در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI195 ) توسط یورک و همکاران (2006 .م) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان میدهد که؛ 42% افراد در زیر مقیاسهای این آزمون نمرۀ بالا گرفتهاند.
پژوهشهای شائولیتز و همکاران (2001 .م) نشان میدهد که استرس و افسردگی از مهمترین عوامل پیشبینی کننده حملات آسم است. همچنین پژوهش ویلا و همکاران (2003.م ) نشان میدهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد .
پژوهش لهرر و همکاران ( 2008 .م) نشان میدهد که نشانههای اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین196 میشود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم میگردد .
مطالعات جانسن و همکاران (2009 .م) نشان می دهد که عوامل روانشناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند.
در پژوهشهای دیگر تآثیرات (MBCT) بر درمان اضطراب و استرس با هدف کاهش علائم جسمانی و روانی ناشی از بیماریهای جسمانی بررسی شده است. از جمله:
در پایاننامۀ مقتدایی «اثر بخشی درمان (MBCT) بر علائم جسمانی زنان مبتلا به نشانگان رودۀ تحریکپذیر» مطالعه شد و تاثیر پذیری آن تائید شد.
پایان نامه خدیجه عرب شیبانی «چند درمان روانشناختی از جمله: (MBCT)، مداخله گروهی روانی اجتماعی ،مداخله گروهی افزایش انگیزه ،مداخله گروهی رفتاری شناختی مقایسه شده» و اثرات روش (MBCT) در کاهش علائم جسمانی و روانی بیماران دیابتی نوع دوم تأیید شده است.
نتايج مطالعات آقا باقری، محمدخانی، عمرانی و فرهمند (1391) نشان ميدهد كه درمان روش MBCT)) بر افزايش بهزيستي ذهني و اميد بيماران مبتلا به ام اس موثر است. عبدالقادری (1392) «اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی همراه با درمان شناختی رفتاری در کاهش درد،اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به کمر درد مزمن» را نشان داد.
فولی197 و همکاران (2010 .م) در مطالعهای تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی 115 بیمار مبتلا به سرطان را بررسی کردند. نتایج بهبود معناداری در افسردگی، اضطراب، ناراحتی و کیفیت زندگی را نشان داد.
زارع و همکاران (1392)، در پژوهشی اثر بخشی این روش بر کنترل گلیسیمیک 198خون را نشان دادهاند. در پژوهش دوهرتی199، ورونیکا200، کار201،الن202،مک گران203 و همکاران (2014 .م) اثر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی بیماران کرونری قلبی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج اثر بخشی لین درمان را در این بیماران نشان می دهد.
استافورد، فولی، جاد، گیبسون، کیروپلوس و کوپر204 (2013.م) در پژوهشی تأثير شناخت درماني گروهي مبتني بر ذهن آگاهي را بر روي پنجاه زن مبتلا به سرطان پستان و زنان و زايمان در هشت جلسه گروهي دو ساعته بررسي کردند. آنها نمرات پريشاني، کيفيت زندگي و رشد پس از سانحه و ذهن آگاهی را قبل و بعد از مداخله و در پيگيري سه ماهه پس از مداخله اندازه گيري نمودند. نتايج حاکي از آن بود که نمرات پريشاني، کيفيت زندگي و رشد پس از سانحه بعنوان تابعي از افزايش ذهن آگاهي کاهش يافته است.
ون درلی و گارسن205 (2012.م)، تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش خستگی مربوط به سرطان را در صد نفر افراد مبتلا به سرطان که بصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل گمارده شده بودند، بررسی کردند. پیش آزمون بر روی دو گروه اجرا شد و سپس افراد گروه آزمایش تحت درمان قرار گرفتند. پس از انتهای مداخله پس آزمون نیز بر روی دو گروه اجرا گردید، همچنین شش ماه پس از مداخله، ارزیابی به منظور پیگیری بعمل آمد. یافته های این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات خستگی در گروه آزمایش پایین تر از گروه کنترل است.
فولی، بایلی، هوکستر، پرایس و سینکلیر206 (2010.م)، در مطالعه ای تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی 115 بیمار مبتلا به سرطان را بررسی کردند. در این پژوهش شرکت کنندگان بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند و قبل از درمان ارزیابی شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته دوساعته در جلسات ذهن آگاهی شرکت کردند. بعد از اتمام درمان هر دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفتند، همچنین به منظور پیگیری، سه ماه پس از اتمام درمان ارزیابی صورت گرفت. نتایج بهبود معناداری در افسردگی، اضطراب، ناراحتی و کیفیت زندگی گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد.
عبدالقادری، کافی، صابری و آریا پوران(1392) اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی- رفتاری بر کاهش درد، افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به کمر درد مزمن را بررسی کردند. نتایج نشان داد میانگین نمرات درد، افسردگی و اضطراب در بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری مشاهده نشد، اما بین دو گروه با گروه کنترل در متغیرهای بالا تفاوت معنی داری وجود داشت.
زارع، خالقی دلاور، امیر آبادی و شهریاری (1392)، در پژوهشی که برروی 60 بیمار مبتلا به دیابت انجام شد به بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی پرداختند.نتایج حاکی از تفاوت معناداری بین نتایج پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و همچنین نتایج پس آزمون دو گروه به چشم می خورد که مبین اثر بخشی این روش بر کنترل گلیسیمیک 207خون می باشد.
کافی، افشار، مقتدایی، آریا پوران، دقاق زاده و سلامت (1392) به بررسی اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم روانشناختی زنان مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر208 پرداختند. این پژوهش بر روی چهارده نفر از زنان مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر صورت گرفت که به صورت تصادفی انتخاب و سپس در دو گروه آموزش ذهن آگاهی و کنترل گمارده شده بودند. یافته های این تحقیق نشان داد که میانگین نمرات علایم روانشناختی در گروه آموزش ذهن آگاهی در پس آزمون و پیگیری کاهش یافته است.
اسداللهی(1392) در پژوهشی به مقایسه اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و معنویت درمانی بر شدت علائم جسمی، اضطراب و افسردگی بیماران زن مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر پرداخت. بر این اساس در یک طرح نیمه تجربی با گروه کنترل و ارزیابی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه، سی و شش بیمار به شیوه در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش (آموزش ذهن آگاهی و معنویت درمانی) و یک گروه کنترل گمارده شدند. نتایج حاصل از این تحلیل حاکی از اثربخشی مداخلات آموزش ذهن آگاهی و معنویت درمانی بر شدت علایم جسمی بیماران زن مبتلابه سندرم روده تحریک پذیر در مرحله پیش آزمون و پیگیری بود. این در حالی است که آموزش ذهن آگاهی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی آزمودنی ها در مرحله پس آزمون شده البته این کاهش در مرحله پیگیری معنادار نبود. در مقایسه گروه های درمانی، نتایج نشان داد که گروه های مداخلات آموزش ذهن آگاهی و معنویت درمانی در متغیرهای این پژوهش در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری نداشتند.
سلطانیزاده (1391) در پژوهش خود به مقایسه درمان های شناختی-رفتاری، فراشناختی-رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انزال زودرس، رضایت زناشویی، اضطراب و افسردگی مردان مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر اصفهان پرداخت. طرح این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه بود. نتایج حاکی از آن بود که هر سه درمان توانست اضطراب و افسردگی را کاهش دهد و اثرات درمان تا زمان پیگیری تداوم داشت. همچنین درمان شناخی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به دو درمان دیگر موجب افزایش ذهن آگاهی شده است.
شهرستانی، قنبری، نعمتی و رهباردار (1391)، در پژوهشی اثر شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ابعاد استرس ادراک شده ناباروری و شناخت های غیر منطقی زنان نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی (IVF)209 بررسی کردند. نتایج حاکی از تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر کاهش ابعاد استرس ادراک شده ناباروری و بهبود شناخت های غیر منطقی برای فرزند آوری بود.
در پژوهش موسویان، مرادی، میرزایی، شیدفر، محمودی و طاهری (1389) بر روی چهل و هشت نفر از افراد چاق اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و برنامه رژیم غذایی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاکی از آن که ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی در کاهش چاقی و عوارض روانشناختی آن مؤثر است. همچنین نتایج حاصل از پیگیری یک ماهه پایداری نتایج را نشان داد.
2-2-3- بررسی پژوهش های مربوط به درمان های روانشناختی بیماری آسم
همچنین در این پژوهش ها درمان های روانشناختی بیماری آسم مورد مطالعه قرار گرفته است:
در پژوهش رضایی ،کجباف، وکیلی، دهقانی( 1390) اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری مدیریت استرس بر اضطراب و افسردگی بیماران آسم مورد بررسی قرار گرفت و اثر بخشی مورد تائید قرار گرفت و بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد تائید قرار گرفت.
رضایی، نشاط دوست و وکیلی و همکاران (1387) «اثر بخشی درمان شناختی–رفتاری بر اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به آسم» را بررسی کردند. در این پژوهش اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی بیماران به طور معنادار در پس-آزمون نسبت به پیش-آزمون کمتر شده است.
در پایان نامه خانم مریم جمالی مطلق (1391) «اثر بخشی درمان شناختی رفتاری به همراه دارو درمانی در بیماران مبتلا به آسم » را بررسی نمود. این پژوهش معناداری تاثیر ترکیب دارودرمانی با شناخت درمانی را در مقابل دارو درمانی به تنهایی نشان داد.
در پژوهش ماریج210،هندرسون211 (2012.م) تاثیر درمان شناختی رفتاری بر کودکان مبتلا به آسم مورد بررسی قرار گرفت که نتایج بهبود کیفیت زندگی و کاهش اضطراب و تنگی نفس را نشان می دهد.
در پژوهش پات212،وندربرگ 213،لمگری214،دمتس215 ،ورلدن 216(2003.م) تاثیر تغییرات رفتاری بر بیماران آسم مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه بهبود کیفیت زندگی ، علائم تنگی نفس و اضطراب را نشان داد.
در پژوهش واگامن217(2000.م) تاثیر آرام سازی بر بهبود خودکارآمدی و درمان دارویی و نیز تاثیر درمان بیوفیدبک بر بهبود عملکرد شش ها نشان داده شد.

فصل سوم: روش پژوهش

3-1-طرح پژوهش، بیان متغیرها و نحوه کنترل یا تغییر آنها
طرح پژوهشی از نیمه نوع آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه است. متغیر مستقل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی است. این درمان طی هشت جلسه اجرا میشود. متغیر وابسته نمرات اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم است. سیمای کلی طرح پژوهشی در جدول زیر آمده است:
جدول 3-1-طرح کلی پژوهش
گروه
گمارش تصادفی
پیش -آزمون
مداخله
پس -آزمون
آزمایش
R
T1
x
T2
کنترل
R
T1
_
T2

3-2-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه آماری بیماران مبتلا به آسم مراجع کننده به کلینیک های درمانی آسم در شهر اصفهان است که شامل دو درمانگاه و یک مطب خصوصی می باشد. نمونهگیری به شکل تصادفی و در دسترس است. نمونهها 26 نفر از زنان مراجعه کننده به این مراکز است .
ملاک ورود در این پژوهش : داشتن رضایت از شرکت در پژوهش ،زن بودن ، حداقل یک سال از ابتلا به بیماری آسم گذشته باشد، سن افراد نمونه بین ( 50-20 ) سال باشد، و میزان تحصیلات سیکل به بالا باشد، درمان دارویی در حال انجام باشد. نمونهها شامل افراد مبتلا به بیماریهای سایکوتیک و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد اختلالات اضطرابی، ذهن آگاهی، افراد مبتلا، اختلال افسردگی Next Entries تحقیق رایگان درمورد علائم جسمانی، مبتنی بر ذهن، یافته های پژوهش، شناخت درمانی