تحقیق رایگان درمورد ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، رفتار درمانی دیالکتیک، حضور ذهن

دانلود پایان نامه ارشد

آگاهی 152
کاربرد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی در حال رشد و گسترش هستند (امیدی و محمدخانی، 1387). اگرچه این نوع درمان در روانشناسی غرب تازگی دارد، اما بیشتر آنها از تمرینات مراقبه آئین بودا نشأت گرفتهاند که از حدود دوهزاروپانصد سال پیش شروع شدهاست (کابات زین،1990 .م). در سالهای اخیر، علاقه روزافزونی به استفاده از چنین رویکردهایی در درمان انواع اختلالات روانشناختی، روانپزشکی، جسمانی و کاهش استرس در افراد سالم به وجود آمده است ( چیسا و مالینوسکی، 2011 .م).
این مداخلات شامل روشهای بسیاری برای آموزش آگاهی به شیوه ذهن آگاهانه است. بعضی از این روشها شامل تمرینهای مراقبه رسمی است که در آن شرکتکنندگان توجه خود را به شیوه خاصی هدایت میکنند. روشهای دیگر کوتاهتر و یا غیررسمی هستند و بر ذهن آگاهی در زندگی روزمره تأکید دارند ( بائر و کریستیمر153، 2006 .م). در این تمرینات افراد ترغیب می¬شوند تا به تجربیات درونی خود در هر لحظه همچون احساسات جسمی، افکار و احساسات عاطفی خود توجه کنند ( لینهان ، 1993.م).
در تمرینات ذهن آگاهی، افراد آموزش میبینند تا بر فعالیتهای خود نظیر پیادهروری و تنفس تمرکز کنند و در هر لحظه از احوال خود آگاهی داشته باشند و هرگاه هیجانات، احساسات یا شناختها پردازش میشوند، بدون قضاوت آنها را مشاهده کنند (امیدی و محمدخانی، 1387)
درمانهای مبتنی بر ذهن آگاهی، خود تنظیمی و کنارآمدن سازگارانه را افزایش میدهد، اجتناب تجربهای154 را کاهش میدهد و آگاهی، فهم و تنظیم هیجان را نیز بهبود میبخشد ( ری و کریگی155، 2008 .م). بررسی تحقیقات مختلف نشان میدهد که ذهن آگاهی و درمانهای برگرفته از آن در حوزههای مختلف اثرات مطلوبی داشته است. این درمانها که موج سوم رفتار درمانی هستند، عبارتند از: برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، رفتار درمانی دیالکتیک156، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد157 و شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی.
2-1-2-1-1-برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی نخستین بار توسط کابات زین برای گروه وسیعی از افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس و درد مزمن طراحی شده است ( کابات زین، 2003 .م). اثربخشی ( MBSR ) در چندین شرایط پزشکی شامل درد مزمن (کابات زین، 1982)، ناراحتیهای روانشناختی همراه با سرطان ( کارلسون و گارلند158، 2005.م )، (شاپیرو، 2002.م) ، اختلالهای خوردن ( کریستلر ، بائر و کولین- ولور159، 2006 .م) ، و اختلال اضطراب ( میلر، فلچر160و کابات زین، 1994 .م) به اثبات رسیده است. به طور خلاصه ( MBSR ) در کاهش ناراحتی همراه با انواع شرایط جسمی و روانشناختی مؤثر است ( ری و کریگی، 2008 .م).
2-1-2-1-2-رفتار درمانی دیالکتیک
رفتار درمانی دیالکتیک رویکرد درمانی است که توسط مارشال لینهان (1993 .م) برای درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که به طور مکرر خودکشی میکنند. این روش بر سه پایه رفتارگرایی، فلسفه دیالکتیکال و آیین ذن استوار است ( هایز، فولت161و لینهان، 2004 .م). این شیوه درمانی برای افرادی که قصد کنترل هیجانهای آشفتهساز162 را دارند، بسیار مؤثر است ( مک کی، وود و برنتلی163، 1391). در این درمان بر مهارتآموزی، پذیرش و اعتبار بخشی هیجانات تأکید شده است ( لینهان، 1993.م). آموزش ذهن آگاهی جزء محوری رفتار درمانی دیالکتیک است ( لینهان، 1993.م). پژوهشها نشان میدهند که رفتار درمانی دیالکتیک به تقویت توانمندی افراد برای برخورد درست با ناراحتی می پردازد، تا از دست دادن کنترل یا دست زدن به رفتارهای مخرب جلوگیری کند ( مک کی و همکاران، 1391). در (DBT )، تمرینات بسیاری برای حضور ذهن به صورت گروهی و هفتگی در طول یک سال به مراجعان آموزش داده میشود تا آنها به انتخاب خود به این روشها بپردازند. این مهارتها شامل اثربخشی در روابط بین فردی، تنظیم هیجان و تحمل فشار و ناراحتی است ( امیدی و محمدخانی، 1387).

2-1-2-1-3-درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توسط استیون هیز (1987.م) مطرح شد. هدف این درمان کمک به مراجع برای ایجاد یک زندگی غنی، کامل و معنادار در عین پذیرش رنجی که زندگی ناگزیر با خود دارد. این شیوۀ درمان ریشه در فلسفه زمینهگرایی عملکردی دارد. در تمام اشکال زمينهگرايي کل رويداد اهميت دارد و یک عمل به تنهایی و جدا از زمینه به عنوان یک رویداد روانشناختی نیست. (ACT) نیز درماني زمينهگرا است یعنی به جای اینکه بر کاهش نشانه تأکید شود، زمینهای که این نشانه (فکر مزاحم یا اضطراب) در آن رخ می دهد، تغییر داده میشود و سپس به مراجع کمک میشود به گونهای عمل کند که با ارزشهایش منطبقتر باشد و هدف اصلی آن ایجاد انعطاف پذیری روانشناختی است ( ایزدی و عابدی، 1392). این رویکرد تغییر کارکرد افکار و احساسات را به جای تغییر شکل، محتوا یا فراوانی آنها میپذیرد. ( هیز، لوما، بوند، ماسودا و لیلیس164، 2006.م). اگرچه در ( ACT ) روشهای درمانی بر حسب حضور ذهن توصیف نمیشوند، اما راهبردهایی مطرح است که شامل رویکردهای حضور ذهن هستند ( امیدی و محمدخانی ، 1387).
2-1-2-1-4-شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی
این درمان؛ تلفیقی از درمانشناختی و درمان رفتاری با آموزههای مکتب بودایی است. این درمان از یک دورۀ درمانی هشت جلسهای تشکیل شده که دارای محتوای منظم هستند. سگال، ویلیامز و تیزدل (2002.م) جلسات هشت هفتهای را برای بیمارانی مطرح کردند که سابقه سه دوره یا بیشتر، از دورههای مکرر افسردگی بودند. (MBCT) به عنوان یک شیوۀ درمانی در روانپزشکی جهت کنترل و پیشگیری از عود افسردگی در گروههای سنی مختلف به کار رفته است و از طریق تغییر شیوه دیدگاه و پاسخگویی افراد به افکار خودآیند، احساسات عاطفی و احساسات جسمی به جلوگیری از عود افسردگی کمک میکند (سگال و همکاران، 2002.م )؛ (کنگ، اسموسکی و روبینز 165،2011 .م). این درمان عمدتاً بر اساس برنامه ( MBSR ) است و عناصر درمان شناختی را نیز در بر میگیرد (امیدی و محمدخانی، 1387). MBSR) ) ساختار، محتوا و سبک آموزش و ( (CBT) ) برخی از مؤلفهها و محتوای فرآیند آموزش در (MBCT) را دربرمیگیرند. ( کرین166 ،2009 .م). (MBCT) ) جنبههایی از (CBT) که با انفصال و عدم قضاوت درباره افکار منفی، جملههایی شبیه «افکار حقایق نیستند» و«من افکارم نیستم» را در برمیگیرد. سایر جنبههای ( (CBT) ) شامل تمرین ارتباط بین افکار و احساسات است ( ری و کریگی، 2008. .م).
در سالهای اخیر، تغییر آگاهی و رابطه جدید با افکار بیشتر از تغییر آنها مورد توجه قرار گرفته است. ( (MBCT) ) شیوه متفاوتی از مواجه با هیجانات و پریشانی ها ارائه میدهد، عدم رابطه با تفکر منفی باعث میشود که فرد درگیر نشخوارهای ذهنی نشود ( ماک167، 2006.م). شناختدرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با شناختدرمانی سنتی متفاوت است، چرا که هدف آن تغییر خلق منفی یا محتوای افکار نمی باشد (بائر، 2003.م). هدف دور شدن از تمرکز بر تغییر محتوای افکار منفی در شناخت درمانی و حرکت به سمت توجه به شیوهای که همه تجربیات حسی پردازش شود، تفاوت آنها است ( سگال و همکاران، 2002.م).
در (MBCT) بر تغییر آگاهی از افکار و احساسات و ایجاد ارتباط متفاوت با آنها، نظیر دیدن افکار و احساسات به عنوان حوادث گذرا در ذهن به جای شناسایی آنها به عنوان واقعیت، تأکید میشود. این درمان به افراد مهارتهایی را میآموزد تا بتوانند از الگوهای شناختی روزمره مختل کننده به خصوص الگوهای فکری نشخوار مرتبط با افسردگی به عنوان شیوهای برای کاهش خطر بازگشت و عود افسردگی در آینده فاصله بگیرند (سگال، تیزدل و ویلیامز، 2004.م). (MBCT) این شیوه تکنیکهای مراقبه را برای کمک به افراد به کارمیگیرد تا از تجاربشان در لحظه حال آگاهتر شوند و متوجه زمانی باشند که خلقشان شروع به پایین آمدن می کند. از این طریق ارتباط بین خلق منفی و افکار منفی فراخوانده شده توسط آن شکسته میشود و یاد میگیرند در زمان پایین آمدن خلق خود، چطور از خود مراقبت کنند ( ویلیامز، 2002.م) و (کویکن168، کرین و ویلیامز، 2012.م). بنابراین تمرکز بر آگاهی بیشتر افراد از افکار و احساساتشان است. در واقع افراد از طریق این درمان یاد میگیرند، به جای آنکه افکار خود را جنبههایی از خویشتن یا انعکاسی از واقعیت ببینند، آنها را به عنوان حوادث ذهنی در نظر بگیرند ( تیزدل و همکاران، 2000.م). این رویکرد به افراد میآموزد تا از درگیر شدن با افکار عادتی خود رها شوند ( مارک، ویلیامز، راسل و راسل169، 2008.م) و اجازه دهند افکار و احساسات بیایند و بروند بدون اینکه با آنها درگیر شوند و سعی کنند آنها را از خود دور کنند و در لحظه حال بمانند، بدون اینکه در باره گذشته نشخوار کنند و یا درباره آینده نگران باشند (کویکن و همکاران، 2012.م )؛ (ویلیامز،2002.م) و به تجربیات درونی خود در هر لحظه همچون افکار و احساساتشان توجه کنند (امیدی و محمدخانی، 1387). ذهن آگاهی به افراد میآموزد از افکار عبور کنند، بدون اینکه در مورد آنها قضاوتی کنند ( بیشاپ170، لو، شاپیرو، کارلسون، اندرسون و کورمودی171،2004.م). در نتیجه؛ از طریق تنظیم هیجانی، نشخوار ذهنی افراد مبتلا به افسردگی را کاهش میدهد ( فیلیپات172،2004 .م).
تاکنون پژوهش های زیادی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی و کاهش معنادار میزان عود را در بیماران افسرده نشان دادهاند )تیزدل و همکاران،2000.م)؛ (سگال و همکاران، 2002.م)؛ (ما173و تیزدل، 2004.م). پیت و هوگارد174 (2011.م) نشان دادند که ( (MBCT) ( 44 % ) میزان عود بیماری را در افراد با سابقه سه دوره یا بیشتر افسردگی کاهش میدهد. هر چند این رویکرد برای جلوگیری از عود در بیماران افسرده که در دوره بهبودی نسبی به سر میبرند، ساخته شده، با این حال پژوهشهایی اثر بخشی آن را در اختلالات دیگر مانند اختلالات خوردن، اختلال استرس پس از آسیب، اختلال دو قطبی، اختلال افسرده خویی و اختلالات اضطرابی تأیید کردهاند ( فیناکن و مرکر175،2003.م )؛ (هیز، 2002 .م). همچنین اثربخشی این درمان، در اختلالاتی نظیر دردهای مزمن (کابات زین،1990.م)، افسردگی (تیزدل و همکاران، 2000.م)، اختلالات وسواسی (سجادیان،1386)، درمان مشکلات اضطرابی و خلقی (هافمن و همکاران، 2010.م )؛ (نزو و همکاران، 1998.م) و کاهش قابل توجه علایم افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت زندگی ( گودفرین و هرینگین176،2010.م) ؛ (چیسا و سرتی177،2011 .م) به اثبات رسیده است.

2-1-2-2-مکانیسم های تأثیرگذاری مهارتهای ذهن آگاهی
پژوهشگران به منظور تبیین چگونگی تأثیر مهارتهای ذهن آگاهی در کاهش نشانهها و تغییرات رفتاری مکانیسم های مختلفی در نظر گرفته اند. این مکانیسم ها شامل؛ مواجهه، تغییر شناختی، خود مدیریتی178، آرمیدگی و پذیرش است.
2-1-2-2-1-مواجهه
کابات زین (1994.م) ذهن آگاهی را شامل توجه کردن به شیوه خاص یعنی هدفمند، در زمان کنونی، بدون قضاوت تعریف میکند. اعتقاد بر این است که توانایی مشاهده بدون قضاوت، احساس درد و پریشانی همراه با درد را کاهش میدهد (کابات زین، 1982 .م). همچنین زیر نظر گرفتن دائم و بدون قضاوت حس اضطراب، بدون تلاش برای فرار و اجتناب از آنها، میتواند باعث کاهش واکنشهای هیجانی گردد که معمولاً توسط نشانههای اضطراب برانگیخته میشوند (کابات -زین، 1992.م ). لینهان (1993 .م) نیز معتقد است مشاهده افکار و هیجانات فعلی، بدون سعی در اجتناب یا فراز از آنها، به عنوان نمونه ای از مواجهه تلقی میشود که باعث خاموشی پاسخ های ترس و رفتارهای اجتنابی می گردد.
2-1-2-2-2-تغییر شناختی
مؤلفین بسیاری این مطلب را مطرح کردهاند که تمرینات حضور ذهن میتواند باعث ایجاد تغییراتی در الگوهای فکری یا نگرشهای فرد در مورد افکارش شود ( امیدی و محمدخانی، 1387). MBCT) ) به افراد میآموزد که از احساسات جسمی مرتبط با افسردگی آگاهتر شوند. حالت هدایت خودکار را بشناسند و از افکار و احساسات منفی به سوی حالت سالمتر بروند. مثلاً یاد میگیرند که افکار حقایق نیستند

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد اوقات فراغت، مصرف كننده Next Entries تحقیق رایگان درمورد اختلالات اضطرابی، ذهن آگاهی، افراد مبتلا، اختلال افسردگی