تحقیق رایگان درمورد جهل موضوعی، عنصر مادی، شبهه حکمی، شبهه موضوعی

دانلود پایان نامه ارشد

« اشتباه » نیست (آخوندی، 1391، ص 97 ). که البته آنگونه که در ادامه مباحث به آن اشاره می‌کنیم در قوانین جزایی و در کلام اندیشمندان حقوق گاهاً مشاهده می‌شود که لفظ اشتباه با جهل در برخی موارد خلط شده و بجای همدیگر بکار برده می‌شوند.

1-3-2- ظن
ظن به معنی گمان و خیال با احتمال قوی چنانکه وهم احتمال ضعیف و شک تساوی طرفین است و با احتمال خلاف آن. « فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ. 87 انبیاء ». احتمال قوی داد که هرگز بر او سخت نمی‌گیریم (قریشی، 1371، ج 4 ص 273 یستانی، 1375، ص 590 ). لذا اگر درصد احتمال بیش از پنجاه درصد یا نصف باشد ظن نامیده می‌شود و فردی که ظن دارد مسلماً علم ندارد و البته چون نسبت به جهل خود واقف است جهلش بسیط است (آخوندی، 1391، ص 98) لذا می‌توان گفت ظن خود ناشی از جهل و به عبارتی اخص از جهل است.

1-3-3- شک
شک به معنای گمان که بر خلاف یقین است، تردید (بستانی، 1375، ص 532 و زمخشری 1386، ص 139) و در بیان کلی تر تعادل و تساوی جهت رجحان دو نقیض در نظر انسان برای برگزیدن یکی از آن دو است به این معنی که گاهی دو نشانه مساوی و برابر برای پذیرفتن یکی از دو نقیض وجود دارد (که برگزیدن یکی بر دیگری سخت است) یا برای اینکه نشانه‌ای در آنها برای ترجیح دادن و قبول یکی بر دیگری وجود ندارد و خود نوعی از جهل و ندانستن است و اخص از «جهل» است، زیرا جهل و نادانی مستقیماً نتیجه عدم دانش درباره دو نقیض است پس هر شکی، جهل است و هر جهلی، شک نیست (راغب اصفهانی، 1374، ج2 ص 341) جهل اعم از شک است (آخوندی، 1391، ص 106 ).

1-3-4- شبهه
در قاموس قرآن آمده است که شبهه آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند. در قرآن آمده است « وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ » ؛ حضرت عیسی را نکشتند و به دار نزدند لیکن کار بر آنها مشتبه شد « نساء 157 » (قریشی، 1371، ج 4، ص 2 )، شبهه در لغت به معنای شک، بدگمان، اشتباه و التباس درست به نادرست و حق به ناحق و همچنین واقع به موهوم است. در اصطلاح فقهی، فقهای امامیه در تفسیر شبهه اختلاف نظر دارند. برخی گفته‌اند که منظور از شبهه در فقه به معنای عدم العلم، و عدم القطع به حرمت و ممنوعیت عمل یا ترک فعل است که شامل ظن، شک و احتمال می‌شود. بعضی دیگر هم معتقدند که شبهه یعنی قطع به حلیت و اباحه‌ی آنچه که در واقع محرم است. عده‌ای نیز آن را به ظن و گمان تفسیر نموده‌اند (محقق داماد، 1391، ص 51 ). برخی معتقدند که رابطه بین اشتباه با شبهه تباین است یعنی هیچ اشتباهی شبهه نیست و هیچ شبهه‌ای اشتباه نیست. لذا شبا هت‌های ظاهر مثل تقسیم هر یک از اشتباه و شبهه به موضوعی و حکمی نباید ما را گمراه کند در بحث شبهه حکمیه ما در برابر حکم خداوند شک و شبهه داریم و لیکن در اشتباه حکمی « قانونی » دیگر موضوع فقط راجع به تکلیف و تبعیت از امر شارع نیست بلکه مصلحت‌های مختلفی مثل نظم عمومی و رعایت حفظ حقوق طرف دیگر و… مطرح می‌باشد لذا نباید این دو را تابع احکام واحدی دانست (آخوندی، 1391، ص 106 و 107 ). شاید بهتر باشد بگوییم شبهه در ذهن بوجود می‌آید و یا به عمل منتج می‌شود یا نمی‌شود. اما اشتباه در مرحله عمل است و به عبارتی می‌توان گفت شخصی که دارای شبهه می‌باشد ممکن است دچار اشتباه شود. و از طرفی هر دو اصطلاح ناشی از نوعی جهل می‌باشند.

1-3-5- غفلت
یعنی عدم توجه، اشتباه، « وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ و َأَمْتِعَتِکُمْ » « نساء 102 ». کفار دوست دارند که ایکاش از اسلحه و متاع‌های خویش غفلت می‌کردند. غفلت آنست که چیزی حاضر باشد ولی انسان به آن توجه نکند و آنرا فراموش کند به عبارت دیگر عدم توجه به چیز موجود است که گاهی غفلت عذر مقبول است و آن در صورتی است که علت غفلت عدم اتمام حجت باشد. (قریشی، 1371، ص 111 ). لذا می‌توان گفت که در غفلت اطلاع و اگاهی وجود دارد ولی شخص توجه و التفات ندارد.
1-4- انواع جهل
1-4-1- جهل بسیط و مرکب
جهل بسیط یعنی جهل توام با آگاهی به جهل خود ؛ بدین معنا که انسان چیزی را نداند در حالی که به نادانی خود واقف است و لذا می‌داند که نمی‌داند به بیان دیگر جاهل بسیط از نظر علم به جهل خویش عالم است اما جاهل مرکب از این منظر نیز نادان می‌باشد ؛ یعنی به جهل خویش جاهل است. به عنوان مثال چنانچه متهم بداند که ناآگاه است جاهلی از نوع بسیط تلقی می‌گردد و بر حسب ویژگی خود در یکی از اقسام جهل بسیط می‌گنجد (آقایی نیا و زهروی، 1388، ص 5) در جهل بسیط فرد ادعای علم نمی‌کند.
جهل مرکب یعنی اعتقاد داشتن بر ماهیت چیزی بطوری که این اعتقاد خلاف ماهیت آن باشد. جهل مرکب عبارت است از اعتقاد جازم غیر مطابق با واقع. جهل مرکب اعتقاد جازم غیر مطابق است خواه مستند به شبهه باشد و خواه مستند به تقلید، پس ثبات را در جهل مرکب اعتباری نیست و سبب آنکه آنرا مرکب نامیده‌اند اینست که آدمی چیزی را برخلاف آنچه حقیقت اوست اعتقاد کند پس معلوم می‌شود که بر حقیقت آن شی پی نبرده و حقیقت امر برای اعتقاد کننده مجهول مانده، این خود یک جهل سپس اعتقاد کند که اعتقاد او عین صوابست و این خود جهل دیگر، که با هم تشکیل و ترکیب یافته و بنام جهل مرکب معروف گردیده است (دهخدا، 1377، ص7930 ). و به عبارتی جهل مرکب که در فارسی با نادانی کامل از آن یاد شده است و در اصطلاح عبارت است از اینکه انسان چیزی را نداند و خودش به جاهل بودن خویش نسبت به آن، نااگاه باشد بلکه می‌پندارد که از مطلعین به آن می‌باشد وبنابراین نمی‌داند که نمی‌داند (آقایی نیا و زهروی، 1388، ص 5 ).

1-4-2- جهل حکمی و جهل موضوعی
جهل به اعتبار متعلق آن به جهل موضوعی و جهل حکمی تقسیم می‌شود. جهل موضوعی در جایی مطرح است که متعلق جهل، موضوع یک حکم باشد در حالی که متعلق جهل حکمی، حکم یک مسأله می‌باشد. (آخوندی، 1391، ص 104) لذا گاه جهل را به اعتبار اینکه موضوع آن حکم قانونگذار است با عنوان جهل حکمی در مورد کسی بکار می‌برند که از قانون مربوطه ناآگاه است لذا همین شخص چنانچه حکم قانونگذار را بداند اما به دلایلی همچون تاریکی، عجله، ترس و… از موضوع بیرونی که مصداقی از آن باشد، بی خبر باشد، دارای جهل موضوعی است. جهل موضوعی خود در یک تقسیم بندی به جهل مفهومی و مصداقی تقسیم می‌شود (آقایی نیا و زهروی، 1388، ص 4) جهل حکمی را در حقوق جهل به قانون نیز گفته می‌شود هنگامی که مکلف نسبت به حکم شرعی بی اطلاع است یا در مقام شک است و یا غفلت ؛ در هر دو صورت موضوعیه و حکمیه اگر جهل به صورت شک باشد یعنی جهل بسیط آنرا شبهه می‌گویند که در صورت اول شبهه موضوعی و در صورت دوم شبهه حکمی است.ودر هر صورت یا شک در حرمت و عدم حرمت است که آن را شبهه تحریمیه و یا شک در وجوب و عدم آن است که آن را شبهه وجوبیه گویند (درویش پور، 1386 ص 1386، 272، 273 ).

1-4-3- جهل تقصیری و جهل قصوری
به لحاظ موقعیت مکلف جهل به دو قسم جهل قصوری و تقصیری تقسیم می‌شود: در جهل قصوری فرد جاهل در موقعیتی است که حصول علم به قانون یا تکلیف برای او مقدور نیست مثل آنکه از مراکز علمی دور است و به مراجع علمی دسترسی ندارد. اما جهل تقصیری در صورتی است که برای فرد جاهل امکان تحقیق و حصول علم و رفع جهل وجود ندارد ولی به لحاظ عناد یا بی اعتنایی و تنبلب یا به منظور حفظ مصالح از رسیدن به واقعیت خود داری می‌کند (درویش پور، 1386، 272) لذا جاهل قاصر جاهلی را گویند که در جهل خود معذور است و ممکن است به جهل خود ملتفت باشد یا نباشد و جاهل مقصر جاهلی را گویند که در جهل خود معذور نیست مانند جاهلی که به جهل خود التفات دارد و با فراهم بودن اسباب تعلم و رفع جهل، در رفع آن نمی‌کوشد (جمعی از پژوهشگران، 1426، ج 3، 152 ).
1-5- نقش علم به قانون در حقوق جزا
چهار دیدگاه در این زمینه مطرح شده است (میرسعیدی، 1390، ص 176)

1-5-1- علم به قانون، عنصر سازنده سوء نیت جزایی
رأی غالب و نظر اکثر حقوقدانان بر اینست که تکمیل سوء نیت جزایی یا قصد مجرمانه امکان ندارد ؛ مگر اینکه فاعل بداند که فعل او ممنوع و جرم است. به عبارت دیگر قصد مجرمانه آنگاه کامل می‌شود که علم به « جرم بودن » و ممنوعیت جزایی » هم در کنار علم به اجزای جرم قرار گیرد. این نظریه بر این اساس توجیه پذیر است که علاوه بر عنصر مادی، عنصر قانونی هم به جرگه « عناصر جرم » بپیوندد ؛ در این صورت، به همان دلیل که علم مرتکب به « عنصر مادی » جرم در تحقق قصد مجرمانه ضرورت دارد ؛ علم به « عنصر قانونی » (جرم بودن عمل) نیز در پیدایش این قصد لازم است ؛ و لاجرم همچنانکه جهل یا اشتباه نسبت به عنصر مادی، قصد مجرمانه را زایل می‌سازد ؛ جهل یا اشتباه در عنصر قانونی هم زوال سوء نیت جزایی می‌انجامد. اما اگر رکن قانونی از زمره « عناصر جرم » بیرون بماند (نظیر سایر اموری که از حریم جرم خارج اند) نه علم به آن در تحقق سوء نیت جزایی مؤثر است و نه جهل به آن در زوال قصد مجرمانه تأثیر می‌گذارد، بلکه تأثیر آنرا در خارج از حوزه « سوء نیت جزایی » باید جستجو کنیم. این نظریه در عمل در تقابل با قاعده « جهل به حکم رافع مسئولیت نیست » می‌باشد کما اینکه طبق این نظریه همچنانکه برای تشکیل قصد مجرمانه، علم حقیقی فاعل به عنصر مادی جرم لازم بوده و اثبات آن نزد قاضی برای صدور حکم محکومیت ضروری می‌باشد، در مورد علم به جرم بودن عمل نیز همین قضیه حاکم است. لذا اگر این نظریه را بپذیریم که در تعارض با قاعده معروف « عدم پذیرش عذر جهل به قانون » می‌باشد با مشکل بزرگی مواجه خواهیم شد و آن ایست که ادعای جهل به قانون از سوی متهمان و دشواری اثبات علم به قانون نزد دادگاه یا احراز آن از سوی قاضی است که راه اثبات سوء نیت جزایی و قهراً راه محکومیت مجرمان مسدود و در نتیجه قوانین جزایی را به مقرراتی عقیم و خنثی مبدل می‌سازد. لذا طرفداران این نظریه سعی کرده‌اند ضمن وفا داری به نظریه خود، مانع بزرگ اجرای قوانین جزایی ؛ یعنی، بهانه و عذر جهل به قانون را با پذیرش قاعده معروف « عذر جهل به قانون جزا مسموع نیست » را از سر راه بردارند. لهذا پذیرش اینکه « علم به قانون » عنصر سازنده سوء نیت جزایی است، مبتنی بر این است که « رکن قانون » جزو « عناصر جرم » پذیرفته شود، و این امری مسلم و قطعی نیست، خاصه اگر منظور از « رکن قانونی »، نص جزایی باشد، ایراد و اشکال واضح تر است ؛ زیرا نص جزایی تعیین می‌کند که چه رفتاری جرم و ممنوع است ؛ ارکان و عناصر سازنده رکن مادی آن چیست ؛ و سرانجام اینکه رکن روانی آن آیا در قالب عمد جزایی است یا تقصیر جزایی، و منطقی و بلکه ممکن نیست که امری که خالق و منبع جرم و مبین ارکان و عناصر آنست، در عین حال جزء و عنصر مخلوق خود باشد.

1-5-2- علم به قانون جزا، شرط شمول قانون
از این دیدگاه برای اینکه قوانین جزایی شخصی را مخاطب قرار دهد و اوامر و نواهی را متوجه سازد، به یک شرط ضروری احتیاج دارد و آن عبارت از علم و آگاهی شخص از ممنوعیت جزایی است. بنابراین کسی که به امر و نهی جزایی جاهل باشد، از زمره مخاطبان قوانین جزایی خارج است و در نتیجه موضوع امر و نهی قرار نمی‌گیرد. اما محال است که یکایک افراد جامعه واقعاً از اوامر و نواهی جزایی-و به طور اعم قانونی-مطلع و آگاه باشند ؛ و بر فرض امکان، اثبات و احراز آن کاری به غایت دشوار است و اگر این حقیقت را با اصل نظریه در هم آمیزیم به این نتیجه غیر قابل قبول می‌رسیم که همواره عده قابل توجهی از مردم بالغ و عاقل، صرفاً به جهت جهل به قانون، از قید مقررات قانونی رها و آزادند و قهراً هیچ نوع مسئولیتی در قبال خود ندارند. بعلاوه، پذیرش این نظریه بدین معناست که قانونگذار ابتدا به وضع قانون مبادرت می‌کند و سپس شمول و سریان آنرا در گروی خواست افراد قرار می‌دهد ؛ یعنی، تنها کسانی که درصدد وقوف و آگاهی یافتن از قوانین و احکام قوانین بر آمده و از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد مسئولیت کیفری، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی Next Entries تحقیق رایگان درمورد مسئولیت کیفری، حقوق جزا، انقلاب اسلامی، عوامل درونی