تحقیق رایگان درمورد امام حسین، امام حسین (ع)، سینمای هالیوود

دانلود پایان نامه ارشد

اصل وفادار بماند که فضای خالی رمز امر قدسی و دروازه ای است که از طریق آن حضور الهی به نظام مادی، که محیط بر انسان در سفر زمینی او است، داخل می شود. (همان، 199)
فضای خالی اثر محدودکننده ی فضای کیهانی بر انسان را حذف می کند، چون هر وقت و هر جا حجاب ماده برداشته می شود، نور الهی به درون می تابد.
در معماری غربی ادوار مختلف، چه دوره ی کلاسیک، چه دوره ی کلاسیک، چه قرون وسطا و چه عصر حاضر، فضا با شکل مثبتی چون ساختمان یا مجسمه تعریف می شود؛ شی است که فضای اطراف خود را عینیت می بخشد و به این فضا معنا و تعین خاصش را می دهد. فضا در معماری اسلامی حسی منفی دارد. (همان، 199)
هنر اسلامی با به کارگیری فضای خالی در هنرهای تجسمی، که بی ارتباط با استفاده از سکوت در موسیقی و شعر نیست، محملی شد برای بیان آن معنویتی که در قلب اسلام جای دارد، آن وحدتی که سرآغاز و غایت القصوای ایمان است، چنان که استاد تصوف، شیخ محمود شبستری، سروده است: (همان، 202)
یکی بین و یکی گوی و یکی دان بدین ختم آمد اصل و فرع ایمان
گلشن راز

غیاب در تعزیه
این حالت را نیز در نمایش تعزیه شاهدیم. در تعزیهی شامِ غریبان، قهرمان وجود ندارد و قهرمان، یعنی امام حسین (ع) که محور داستان است، غایب است؛ در حالی که انبیا و اولیا و طایفهی بنی اسد میآیند و برای امام حسین (ع) سوگواری میکنند.
در ساختار نمایش سنتی تعزیه با توجه به تعاریف و بررسی های مختلف میتوان گفت در اغلب تعزیهها بی آنکه امام حسین (علیهالسلام) حضور پررنگ داشته باشد، محور قرار میگیرد. به همین خاطر آن چیزی که در تعزیه اصل است، ظهور امام حسین (ع) نیست بلکه حضور ایشان است که اغلب با غیاب بیان می شود. به عنوان نمونه در تعزیه ی شامِ غریبان، قهرمان را نداریم و قهرمان، یعنی امام حسین (ع) که محور داستان است، غایب است؛ در حالی که انبیاء و اولیاء و طایفه ی بنی اسد می آیند و برای امام حسین (ع) سوگواری می کنند. بنابراین در ساختار نمایش سنتی ایرانی آن چیزی که اصل است ظهور نیست بلکه حضور است. در واقع حضور حقیقی این آدم در غیاب او است. بودنش در نبودش اثبات می شود.

3ـ4غیاب و تخیل
فیلمنامه، مانند رُمان، شعر یا داستان کوتاه، از قوه ی تخیل مخاطب استفاده نمی کند و به اندازه ی آنها نیاز به این قوه ندارد. چرا که اعمال حوادث و گفتگوها با حضور شخصیت در روایت فیلمنامه اتفاق می افتند.
به وسیله ی غیاب می توان تخیل مخاطب را فعال نگه داشت که باعث مشارکت تماشاگر می شود. چرا که با تحریک تخیل مخاطب این امکان را پیدا می کند که تصویر نهایی را خودش بسازد و این کار باعث باورپذیری بیشتر می شود. از این رو اهمیت تخیل در بحث غیاب مشخص می شود.
در نگاه اول شاید به این اعتبار که راه دادن عنصر خیال در داستان های تاریخی قابل قبول نیست، این کار نویسنده اقدام درستی به نظر نیاید؛ اما با دقت بیشتر معلوم می شود که اگر داستانی نوشته شود که حوادث تاریخی بدون کم و کاست ذکر شده باشد و آنچه به شخصیت حاشیه ای نسبت داده شده، در بخش هایی از زندگی اش است که به ماجرای حضورش در حوادث تاریخی مربوط نمی شود؛ مثلاً وقتی داستان حضرت یونس از زبان نهنگی که حضرت میزبانش بوده، روایت می شود، و پدر و مادر و دیگر همنوعانِ نهنگ نیز داستان حضور پیدا می کنند، واقعی یا غیرواقعی بودنش به اصل ماجرا لطمه ای نمی زند. چه بسا با این اقدام ظریف ادبی داستان رنگ داستان جذاب و امروزی به خود بگیرد و در عین حال تحریف قرآن کریم نیز صورت نگیرد.

3ـ5 غیاب و روایت پذیری برای کودک
روایت کردن این داستان ها با زاویه دیدهای تازه و غیاب شخصیت اصلی یا کم رنگ شدن شخصیت واقعی، موجب گیرایی و جذابیت بیشتر داستان ها می شود.
بسیاری از داستان ها، اگر به شکل تاریخی آن روایت شوند، همراهی مخاطب را به صورت حداقلی در پی خواهد داشت اما وقتی با کم رنگ کردن شخصیت واقعی و حتی غیاب ایشان، داستان از زاویه ی دید تازه ای روایت شود، کودک و نوجوان بهتر با آن داستان ها ارتباط برقرار می کند. مثلاً روایت کلاغی که شاهد بود قابیل برادرش هابیل را کُشت. روایت گرگی که متهم به خوردن حضرت یوسف شد. همچنین روایت فیلی که نیروی زرهی ابرهه بود و ابرهه او و دوستانش را به راه انداخته بود که خانه ی خدا را خراب کند و یا روایت نهنگی که میزبان حضرت یونس شد و … .

3ـ6غیاب و واکنش
ابزارهای نمایشی که برای شناساندن ظاهر و باطن شخصیت، در فیلمنامه وجود دارد به دو گونه می توان تقسیم کرد: 1.پرداخت مستقیم به شخصیت از طریق عمل و کنش. مثلاً وقتی شخصیت مورد نظر به یک فقیر کمک می کند می فهمیم که سخاوتمند است. 2.پرداخت غیرمستقیم از طریق واکنش افراد دیگر. در این مورد شخصیت بدون اینکه حضور داشته باشد، می تواند از طریق واکنش آدمهای دیگر شناسانده شود. در این شیوه شخصیت مورد نظر هیچ عملی انجام نمی دهد، و گاهی هیچ نشان داده نمی شود. اما ما می توانیم به جنبه هایی از شخصیتش پی ببریم.
در فیلمنامه و فیلم های تاریخی اگر به عکس العمل کسانی که زندگی آنها با زندگی معصومین ربط پیدا می کند، پرداخته شود تا حدودی می توانیم به عظمت آنها پی ببریم. اما اگر بنا باشد با پرداخت مستقیم و زندگی نامه ایی که خود معصوم نقش اصلی را در روایت داشته باشد، عظمت معصومین را مشاهده نمی کنیم و چه بسا شاید تأثیر سوئی بر روی مخاطب داشته باشد.

3ـ7غیاب و صرفه جویی هزینه ها
معقولانه این است که پیش از تولید فیلم وقتی برآورد هزینه می شود، به این مسئله توجه ی ویژه شود که آیا بازسازی صحنه های بزرگ و سنگین در فیلم های تاریخی، به اندازه ی هزینه ای که می شود، کارآیی پیدا می کند یا فقط ظاهر چشم نواز و پرابهتی پیدا می کند؟ به گمان نگارنده، اگر به جای تولید صحنه هایی مانند صحنه های جنگ که صف آرایی هزاران نفری در آن اتفاق می افتد، از تکنیک غیاب استفاده شود، اغلب مواقع نه تنها به روایت فیلم خدشه ای وارد نمی شود، بلکه در صرفه جویی هزینه ها نقش اساسی ایجاد می کند.ازباب نمونه می توان در مورد جنگی که نشان دادن ان هزینه زیادی دارد داستان به گونه ای طراحی شود که پس ازان جنگ ماویژگی های ان را ازوقایع بعدازجنگ بفهمیم.

3ـ8 سینما و تصویرگری معصوم
تصویرگری از چهره ی شخصیت های مقدس در قالب صورت های متنوع هنری از جمله نقاشی و پیکرتراشی، سابقه ای طولانی دارد. بنابر تعریف، شخصیت های معصوم (ع)، انسان های برتر و کمال یافته ای هستند که در آیین ها و ادیان گوناگون جهان، نمونه و الگوی کمال مطلوب معنوی بشر محسوب می شوند. انسان در پی پایبندی به آیین ها و کیش های گوناگون و پس از آن به ادیان مختلف، همواره از نوعی تمایل قلبی برای بازنمایی تصویری از اسطوره ها یا بزرگان دینی خود برخوردار بوده است. مصور کردن یا تجسم بخشیدن به شخصیت های مقدس در منظر انسان، نه تنها به دلیل تکریمی که از ایشان به عمل می آورد، مهم است بلکه این تصاویر از منظر مؤمنان، از نوعی قدرت ذاتی برخوردارند که می توانند سبب الهام شوند یا قدرت شفابخشی داشته باشند. از سوی دیگر انس قلبی انسان با این شخصیت های معصوم (ع) و آزروی دیدار و رویارویی با آنها سبب می شود تا هنرمندان با بهره مندی از شیوه های مختلف هنری، به بازنمایی چهره ی ایشان بپردازند. این تصاویر که نمایاننده ی شخصیت های مقدس هستند، به طور خاص، «شمایل» نامیده می شوند.
تصویرپردازی از چهره های مقدس از آغاز تاکنون دستخوش تطورهای گوناگونی شده است که با تأمل بر آن می توان روند خاصی را ملاحظه کرد. این سیر تاریخی نشان می دهد همپای تغییر نگرش ها و رویکردهای قلبی و عقلی بشر به باورهای آسمانی خود، جایگاه مقدسین نیز در منظر او تغییر کرده و به تبع آن، بازنمایی چهره های مقدس نیز دستخوش تغییر شده است.
از آنجا که مأثر فرهنگی از جمله آثار هنری به بارزترین صورت ممکن، وضعیت موجود جوامع بشری را در تعامل با باورهای معنوی و دینی منعکس می کنند، چگونگی نمایش چهره های معصوم (ع)، نشانگر نوع و میزان ارتباط انسان با باورهای مذهبی اوست.
در عرصه ی هنرهای تجسمی، نقاشی و پیکرتراشی را می توان از مهم ترین عرصه های هنری دانست که محملی برای بازنمایی چهره های معصوم (ع) بوده اند. بدیهی است که موضوع حرمت تصویرسازی یا پیکرتراشی در برخی از ادیان و آیین ها نیز عامل تعیین کننده ای در چگونگی نمایش این شخصیت های مقدس بوده است.
سینما و تلویزیون نیز از بدو پیدایش تاکنون، همواره مضامین مذهبی را دستمایه ی تولیدات خود قرار داده که به تبع آن، به تصویر کردن چهره های مقدس نیز پرداخته است. پژوهش در چگونگی به تصویر درآمدن چهره های مقدس در سینما می تواند روشنگر مواضع مجامع هنری در قبال موضوع های دینی باشد که تأثیر آن در جهت بخشی فرهنگ عمومی هر جامعه انکارناپذیر است.

3ـ8ـ1 اهمیت چگونگی بازنمایی معصومین در سینما
جایگاه شخصیت های معصوم (ع) در منظر جوامع مذهبی غیرقابل انکار است. پرداختن به این مضمون در سینما، چه به لحاظ پردازش موضوع و چه به لحاظ چگونگی تصویرپردازی از وجود این جهانی معصوم (ع) و مقدسان (چهره و اندام) نیز، به دلیل ارتباطی که با باورهای عمومی مؤمنان و جایگاه متعالی شخصیت های مقدس در نظر ایشان دارد، بسیار حساسیت برانگیز است. چگونگی ظهور این چهره ها بر پرده ی سینما مهم است زیرا نحوه ی روایتگری از زندگانی و سیره ی بزرگان دینی، همچنین نحوه ی نمایش ظاهر ایشان می تواند به عنوان عاملی برای تقویت یا تضعیف باورهای دینی به کار رود. با توجه به تأثیرگذار بودن شیوه های تولید آثار هنری، به خصوص تولیدات سینمایی، برای انتقال پیام به مخالف، ضروری است تا درباره ی چگونگی این بازنمایی ها تعمق و تدبر شود.
بررسی فیلم هایی که این بازنمایی در آنها رخ داده است، تصویر روشنی از چگونگی عملکرد سینما در این باره ارائه می کند. آثار و نتایجی که از چگونگی بازنمایی چهره های مقدس در سینما حاصل می شود، اهمیت تأثیر آن بر شکل گیری هویت دینی آحاد جامعه را متذکر می سازد اشراف به این موضوع سبب می شود تا عملکرد سینما و نقش مهم آن در این باره، مورد توجه قرار گیرد و فواید و نیز آسیب های احتمالی تولیدات آن، بر فرهنگ دینی جامعه شناسایی شود.
بررسی روند بازنمایی چهره های معصوم (ع) در سینما برای درک پیشینه ی وضع موجود، همچنین، این امکان را فراهم می آورد تا ببینیم آیا هنر سینمای ایران در بازنمایی چهره های معصوم (ع)، از سینمای غرب تأثیر پذیرفته است یا مسیر جداگانه ی خویش را طی می کند؟ همچنین از آنجا که نوع تصویرگری شخصیت های معصوم و مقدس، در سنیمای هالیوود و نیز سینمای ایران تبدیل به موضوعی چالش برانگیز شده که تنازع آرایی را نیز در پی داشته است، شناخت درباره ی پیشینه ی وضع موجود و بررسی جوانب آن نیز از ضرورت های حوزه ی هنر سینما است.

3ـ8ـ2تصویرگری معصوم در سینمای هالیوود
سینمای هالیوود همواره موضوع های مذهبی و زندگی پیامبران را دستمایه ی ساخت فیلم قرار داده است. زیرا قاطبه ی مخاطبان، همیشه اقبال ویژه ای به مضامین و شخصیت های دینی از خود نشان داده اند و این اقبال، ضمانت متقن و محکمی برای صنعت سینمای هالیوود بوده است. به این ترتیب، پیامبران الهی به تناوب و در قالب های مختلف در تولیدات این سینما تصویر شده اند.
فیلم های ده فرمان28 ساخته ی سیسیل بی دومیل29 در سال 1956، انجیل: در ابتدا (کتاب آفرینش)30 ساخته ی جان هسوستون31 در سال 1966 و ارمیای نبی32 ساخته ی هری وینر33 در سال 1998، نمونه هایی از این دست هستند که پیامبران الهی و شخصیت پردازی سینمایی از ایشان، موضوع اصلی آنها بوده است.
از دیگر تولیدات این سینما، فیلم های فراوانی است که در آنها به بازنمایی شخصیت مقدس حضرت مسیح (ع) پرداخته شده و در ضمن آنها، چهره های به تصویرکشیده ی قابل توجه و متفاوتی از حضرت مسیح (ع) به نمایش درآمده است. برخی از این فیلم ها، فقط تصویرگر روایت های اناجیل چهارگانه بوده اند؛ اما در برخی دیگر سعی شده است تعبیری متفاوت یا غیر معمول از حضرت مسیح(ع) ارائه شود.
نخستین

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد هنر اسلامی، تصویرپردازی، مفهوم وجود Next Entries تحقیق رایگان درمورد پیامبر (ص)، سینمای هالیوود، تصویرپردازی