تحقیق رایگان درمورد اختلالات اضطرابی، ذهن آگاهی، افراد مبتلا، اختلال افسردگی

دانلود پایان نامه ارشد

(کویکن179، بیفورد180، تیلور181، واتکینز182، هولدن183، و همکاران، 2008 .م). همچنین مشاهده افکار و احساسات و به کار گرفتن برچسبهای توصیفی برای آنها، این فهم را بوجود میآورد که آنها همیشه نمایانگر درست واقعیت نیستند ( لینهان، 1993.م). به طور کلی هدف آن است که بیمار بتواند افکارش را تنها به صورت افکار محض در نظر بگیرد و آنها را از نوع رویدادهای ذهنی قابل آزمون ببیند و بتواند وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخهایی که آنها معمولاً برمیانگیزانند جدا کند و در نهایت معنای آنها را تغییر دهد (سگال و همکاران، 2002.م).
2-1-2-2-3-خودمدیریتی
مؤلفین بسیاری اظهار کردند که مشاهده خود بهبود یافته در نتیجه آموزش حضور ذهن میتواند استفاده از مهارتهای مقابلهای را ارتقا ببخشد.
2-1-2-2-4-آرمیدگی
هدف آموزش ذهن آگاهی ایجاد آرمیدگی نیست، بلکه آموزش زیر نظر گرفتن بدون قضاوت شرایط فعلی است، شرایطی که ممکن است برانگیختگی دستگاه خودمختار، افکار رقابتی، تنش عضلانی و سایر پدیدههای ناسازگار با آرامش را باعث شوند. از این رو گرچه تمرینات ذهن آگاهی ممکن است منجر به آرام سازی شوند، اما این پیامد دلیل اولیه درگیری در مهارتهای ذهن آگاهی نیست ( امیدی و محمدخانی، 1387).

2-1-2-2-5-پذیرش
کابات زین (1990.م) پذیرش را به عنوان یکی از مبانی متعدد تمرینات ذهن آگاهی مطرح نمود. هدف از ذهن آگاهی یادگیری پذیرش تمام تجارب در هر لحظه است. حضور ذهن این نگرش را در افراد به وجود می آورد که نسبت به امور، پذیرش بدون قضاوت داشته باشند. یعنی ایجاد آگاهی در افراد نسبت به ادراکات، شناختها، هیجانات یا حس ها بدون اینکه نسبت به خوبی یا بدی، حقیقی یا کاذب، سالم یا ناسالم و مهم یا بیاهمیت بودن آن قضاوت و ارزیابی شود (مارلات و کریستلر184، 1999.م). پذیرش درد، افکار، احساسات و کششها یا سایر پدیدههای بدنی بدون تلاش برای تغییر، فرار یا اجتناب از آنها ( امیدی و محمدخانی، 1387)، میتواند از بروز بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه جلوگیری کند. ( اسدالهی، 1392).
2-1-3-افسردگی
افسردگی متداولترین نوع اختلال نوروتیک است وتحقیقات نشان می دهد بیش از( 50% ) کل بیماران نوروتیک دچار مشکلات روانی، افسرده هستند ( شاملو، 1390). افسردگی به حالتی اشاره دارد که شامل مجموعهای از تجارب نظیر احساس غمگینی، ناامیدی، افکار بدبینانه در مورد خود، فقدان علاقه یا عدم کسب لذت از فعالیتهای معمول، گوشهگیری اجتماعی، شکایات متعدد جسمی نظیر درد و رنج، مشکلات خواب، خستگی، کاهش اشتها (در برخی موارد افزایش اشتها) و در بعضی افکار خودکشی یا اقدام به آن دیده میشود ( استورپارد185، 2000.م) به طور خلاصه افسردگی با تغییرات زیستشناختی در کارکرد مغز و تغییرات روانشناختی در شیوه فکر و احساس همراه می باشد. افسردگی یک اختلال خلقی است که خود را با علایمی نظیر خلق پایین، از دست دادن احساس، کندی روانی و حرکتی، احساس پوچی، احساس گناه و ناتوانی در تمرکز و افکار خودکشی نشان میدهد ( سادوک و سادوک،1388). به همین دلیل ترکیب درمان زیستی که بر مغز عمل میکند و درمان روانشناختی که شیوۀ کنار آمدن با افکار و احساسات را به افراد میآموزد، در درمان افسردگی مؤثرتر از کاربرد جدا و مستقل هر یک از این درمان ها به تنهایی می باشد (سگال و همکاران، 2002.م).
2-1-3-1-علت شناسی و درمان اختلال افسردگی
2-1-3-1-1-نظریه زیستی
پیش فرض نظریه های زیستشناختی این است که علت افسردگی یا در ژن ها نهفته می باشد که از طریق وراثت از والدین به فرزندان منتقل میشود، یا در نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیر ارثی داشته باشد. عمدۀ پژوهش درباره علل زیستشناختی افسردگی به نقش انتقال دهنده های عصبی مربوط میشود (آزاد، 1389). از جمله آثار مربوط به ناقلهای افسردگی میتوان به متابولیسم و جذب مجدد مونو آمینها، مکانیسم پسخوراند عصبی- غددی، گیرندههای مرتبط با کتکول آمینها، کمبود سروتونین و کمبود نوراپی نفرین اشاره نمود ( آتش پور، زمانی و آراء، 1389).
کاربرد داروهای ضد افسردگی رایجترین نوع درمان فیزیکی افسردگی است. رایج ترین داروهایی درمان افسردگی؛ داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای، بازدارنده های مونوآمین اکسیداز و بازدادههای جذب مجدد گزینشی سروتونین هستند. متخصصین بالینی در مواردی که افسردگی توانکاه است، درمان با تشنج برقی را توصیه میکنند. اگرچه ( ECT ) قویترین درمان فیزیکی برای اختلال افسردگی اساسی است، اما به علت نگرانی از عوارض کوتاه مدت و بلند مدت آن معمولاً خیلی کم از این روش استفاده میشود ( هالجین و ویتبورن186، 1389).
2-1-3-1-2-نظریه روان پویایی
مطالعات روانشناختی درباره افسردگی با فروید و ابراهام187شروع شد. هر دو، این اختلال را به عنوان واکنش پیچیده نسبت به از دست دادن و فقدان چیزی توصیف کرده اند ( آزاد، 1389). به طور کلی میتوان گفت که فروید و ابراهام معتقدند که وجود زمینه مساعد در دو گروه از افراد به واپس روی، درون فکنی و افسردگی در برابر فقدان منجر میشود. گروه اول آنهایی که والدینشان نتوانستند در حین مرحلۀ دهانی نیازهایشان را ارضا کنند و گروه دوم که نیازهای آنها به گونه افراطی توسط والدین ارضا شدهاست ( دادستان، 1389).
درمانگران روان پویشی بر این باورند که افسردگی یک قطبی پیامد اندوه ناهشیاری است که بر اثر فقدانهای واقعی یا تخیلی مبتنی بر وابستگی مفرط به دیگران بوجود می آید. بنابراین کوشش میکنند تا با هشیار کردن بیماران افسرده نسبت به این فرایندهای ناهشیار به آنها کمک کنند تا بتوانند به منبع اصلی رنج خود آگاهی یابند و بر آن مسلط شوند ( دادستان، 1389). هدف روان درمانی روانکاوانه فقط تسکین و تخفیف علایم بیمار نیست بلکه به دنبال تغییر ساختار شخصیتی بیمار نیز می باشد.. این نوع درمان که ممکن است چندین سال طول بکشد،اغلب مستلزم آن است که بیمار در سیر درمان رنج و اضطرابش بیشتر شود ( سادوک و سادوک، 1389).

2-1-3-1-3-نظریه شناختی
بر اساس نظریه شناختی، افسردگی در نتیجه تحریفهای شناختی بوجود میآید. بک مثلثی برای افسردگی فرض کرد که عبارت است از دیدگاههای منفی راجع به خود، محیط و آینده (بیگی، مخبریان نژاد و جنتی، 1390). به نظر بک علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر افراد است. فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی میشود که استدلال و منطقش در مورد مسائل، نادرست می باشد (شاملو، 1390). افراد افسرده در تعبیر کردن رویدادهای خاص زندگی سوگیری منفی دارند و همین تعبیرات باعث تقویت تحریفهای شناختی آنها می شود (کری188، 1391).
در روند درمان به افراد مبتلا به افسردگی آموزش می دهند که عقاید و افکار خودکار منفی خود را به طور منظم ارزیابی کنند، همچنین به آنها آموزش داده میشود که عقاید و افکار منفی خود را در پردازش کردن اطلاعات تشخیص دهند و آنها را اصلاح کنند و فرضهای افسرده ساز زیربنایی خود را آشکار کرده و آنها را به چالش بکشند ( باچر، مینکا و هولی189، 1388).
2-1-3-1-4-نظریه رفتاری
نظریهپردازان یادگیری معتقدند که اختلالات روانی به طور کلی بر اثر آموختن پاسخ های ناکافی و نادرست برای روبرو شدن با مسائل زندگی و یا نیاموختن پاسخ های لازم برای حل مشکلات زندگی است. تعداد زیادی از این نظریهپردازان عقیده دارند که علت اصلی بیماری افسردگی در انسان کاهش تقویت و فعالیت فرد است ( شاملو،1390). پیشفرض نظریه یادگیری آن است که افسردگی و فقدان تقویت به هم مربوط هستند. ( آزاد، 1389). تعدادی از روانشناسان یادگیری مانند سلیگمن190 معتقدند که افسردگی به دلیل احساس محرومیت مداوم و احساس بیچارگی و یا ناتوانی اکتسابی ایجاد می شود ( شاملو، 1390). نظریه درماندگی آموختهشده، پدیدههای مربوط به افسردگی را به تجربه رویدادهای غیرقابل کنترل نسبت میدهند ( سادوک و سادوک، 1388).
رفتار درمانگران به طور کلی دنبال تقویت کردن فعالیتها و تعاملات اجتماعی بیماران هستند. چون بیماران افسرده معمولاً انسانهای منفعلی هستند، مداخلات رفتاری در آنها احساس تسلط و حق انتخاب ایجاد میکند ( شارف191، 1389).
2-1-3-1-5-نظریه انسان گرایی
بر اساس این نظریه افسردگی زمانی ظاهر میشود که اختلاف بین من واقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود، به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد ( آزاد، 1389). هدف اصلی بسیاری از سیستمهای درمانی قادر ساختن افراد به پذیرفتن آزادی و پذیرش مسئولیت عمل کردن است ( کری،1391 ).
2-1-4- اضطراب
اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی میشود. ازطرفی، اضطراب مرضی نیز وجود دارد، اگرچه حدی از اضطراب میتواند سازنده و مفید باشد و اغلب مردم آن را تجربه می کنند اما این حالت ممکن است جنبه مزمن و مداوم پیدا کند ( دادستان، 1389). شخص مبتلا به اضطراب تنش و ترس شدید، مزمن و مداوم دارد. او دچار احساس مستمر و مبهم و اضطرابی کلی و نامشخص است که خود نیز از منبع و علت آن خبر ندارد ( شاملو، 1390). در حالت اضطراب فرد بیش از اندازه درباره رخدادن حادثه وحشتناکی در آینده نگران و ناراحت است. افراد مبتلا به اضطراب مزمن و شدید، احساس درماندگی میکنند. این احساس به قدری نیرومند است که افراد مبتلا قادر نیستند تا فعالیت های روزمرۀ خود را انجام دهند. اضطراب آنها ناخوشایند است و باعث میشود نتوانند از موقعیتهای عادی لذت ببرند اما علاوه بر این، آنها میکوشند از موقعیتهایی پدیدآورندۀ احساس اضطراب دوری کنند ( هالجین و ویتبورن، 1389).
2-1-4-1-علت شناسی و درمان اختلالات اضطرابی
2-1-4-1-1- نظریه زیستی
بر اساس مطالعات وراثتی، دادههایی به دست آمده مبنی بر اینکه حداقل نوعی مؤلفه وراثتی در پیدایش اختلالات اضطرابی سهیم هستند، در واقع توارث را یکی از عوامل زمینهساز بروز اختلالات اضطرابی میدانند. در ارتباط با سهم عوامل زیستی، نواپی نفرین، سروتونین و گابا نوروترانسمیترهایی هستند که طبق مطالعات انجام شده با اضطراب ارتباط دارند. همچنین تغییر در کارکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- فوق کلیه میتواند زمینه ساز بروز اضطراب باشد ( سادوک و سادوک، 1389).
داروهای آرام بخش در تسکین اضطراب تاحدی مؤثر بوده و در کاهش شکایات بدنی و تنظیم خواب نقش مؤثر و بسزایی دارند، ولی تأثیر آنها در کاهش شکایات بدنی و تنظیم خواب موقت است ( آزاد، 1389). در سالهای اخیر چندین نوع داروی ضد اضطرابی مورد استفاده قرار گرفته اند. یک گروه از این داروها که به متوقف کنندگان بتا موسومند و به دریافتکنندگان مغز که بتا آدرنرژیک نامیده میشود، متصل میشوند، مانع دریافت نوراپی نفرین میگردند. به رغم تحقیقات متعددی که درباره داروهای ضد اضطراب جدید انجام شده هنوز هم بنزودیازپینها به منزله داروهایی هستند که به صورت گسترده در قلمرو اختلالات اضطرابی تجویز میشوند ( دادستان، 1389).
2-1-4-1-2-نظریه رفتاری
طبق نظریه رفتاری، اضطراب پاسخی شرطی به یک محرک محیطی معین است ( سادوک و سادوک، 1389). درمانگران و نظریهپردازان رفتارگرا، اختلالات اضطرابی را نتیجه یادگیریهای غلط و شرطی شدن میدانند، یک موقعیت استرس آفرین که با موقعیتهای استرس آفرین قبلی شبیه است، ممکن است موجب برانگیختن اضطراب در فرد شود. مدلهای نادرست والدین و توقعات آنان نیز به عنوان علت اضطراب در دیدگاه یادگیری مورد تأکید واقع شده است ( آزاد، 1389).
روشهای درمانگری بر اساس رویکرد یادگیری شامل درمانگریهای مواجههسازی (تخیلی و واقعی)، سرمشقگیری، حساسیتزدایی منظم و غرقهسازی است ( آزاد، 1389). پژوهشها نشان میدهند که رمز موفقیت رویکردهای رفتاری در ایجاد تماس مستقیم و کنونی بین بیمار با موضوعات یا موقعیتهایی است که ترسناک می پندارند (دادستان، 1389).
2-1-4-1-3-نظریه شناختی
بر اساس دیدگاه شناختی، اختلالات اضطرابی نتیجه افکار و باورهای نادرست، غیر واقعی و غیرمنطقی هستند، به ویژه باورهای غیرمنطقی اغراقآمیز نسبت به مخاطرات محیطی. دیدگاه شناختی مانند دیدگاه روان

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، رفتار درمانی دیالکتیک، حضور ذهن Next Entries تحقیق رایگان درمورد ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، بیماران مبتلا، شناخت درمانی