تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، وجود خداوند، فرمانبرداری، صراط مستقیم

دانلود پایان نامه ارشد

آینده ای بهتر و سرشار از موفقیت، تلاش افزون تری می نماید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» (انعام، 6/ 82)، این موحدان هستند که سزاوار امنیت و آرامشند چرا که با ادلهی یقینی، معرفت به توحید پیدا کردهاند. ویژگی طایفهی سزاوار امنیت از نگاه قرآن، آن است که به پروردگارشان ایمان دارند و هرگز ایمانشان را با ظلم آلوده نمیکنند یعنی هیچ گاه راه اعتدال و میانه روی را رها نمیکنند و همواره در صراط مستقیم قرار دارند (طباطبائی، 1372، ج7: 198، شریف لاهیجی، 1373، ج1: 785؛ حسینی، 1363، ج3: 319؛ نسفی، 1367، ج1: ؛ 261 گنابادی، 1408، ج2: 138).
آرامش، استقرار و امنیت نفس برای شخص مؤمن محقّق میشود زیرا ایمان راستینش به خداوند او را نسبت به کمک و حمایت و نظر لطف خداوند امیدوار میکند، به ویژه در عبادت و کارهائی که برای رضای خدا انجام میدهد، همراهی خدا با خود را احساس میکند و همین احساس مؤمن که خدا یاور اوست ضامن استقرار امنیت و آرامش در نفس او میباشد (نجاتی، 1367: 338؛ شرقاوی، 1368: 352).
9. رحمت الهی: در آيات 31 – 37 سوره جاثیه از نتيجهي اعمال دو گروه مومنين و کافرين سخن به ميان ميآيد خداوند کساني را ايمان دارند و اعمال صالح انجام ميدهند، در رحمت خويش داخل ميکند. آنان که بياعتنا به آيات الهي و روز قيامت هستند، کافر هستند و عاقبت در آتش جهنم خواهند سوخت. در آن روز خداوند آنها را فراموش ميکند همانطور که کافرين در دنيا خدا را فراموش کردند: «فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِين‏ (جاثیه، 45/ 30).
رحمت الهي در اين آيه از ديدگاه مفسران گسترده است و ميتواند يکي يا همهي گزينههاي زير باشد: بهشت، ولايت، مغفرت گناهان، فراواني نعمت، دفع بلا، از بين بردن سختيها، برآورده شدن نيازها، توفيق در عبادت و حفظ از خطرات، آسان شدن حساب در روز قيامت، عبور از صراط، دخول در بهشت و هدايت الهي (گنابادی، 1408ق و ج4: 75؛ طيب، 1378، ج12: 127؛ شبر، 1412: 469).
3-2-2- ایمان در عهد عتیق
در كتاب مقدس به زبان عبري واژه هاي ايمان و باور از يك ريشه اند. هم چنين در كتاب مقدس به زبان يوناني نيز كلمات ايمان و باور داراي ريشه يكساني هستند. از سويي ديگر، مفهوم نهفته در واژه ايمان در زبان عبري اطمينان و وثوق و در زبان يوناني نيز اعتماد است (Vanhoye, 2005, p549).
یهودیت در طی تاریخ طولانیاش همیشه خود را متعهد دیده كه به خدای یگانه ایمان بورزد (آنترمن، 1385: 39). در تورات وجود خدا مسلم انگاشته شده است. فرمان دوم ده فرمان چنین است «تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد» (خروج 3: 20)؛ «فقط او خداست و كسی دیگر مانند او وجود ندارد. » (تثنیه 4: 35 و 39) (خروج 3: 20). لفظ ايمان آوردن در عهد قديم چندان مذکور نيست اما به هيئت هاي مختلف به آن اشاره شده است: به خداوند توجه نماييد (اشعيا، 45: 22) ؛ منتظر خداوند باشيد (مزامير، 27: 14). در ناحوم باب اول از ايمانداران با لفظ «توکل کنندگان به خداوند» ياد شده است. ابراهيم (ع) نيز به واسطهي اينکه تمامي اعتمادش به خداوند بود به «ابوالمومنين» ملقب شد (هاکس، 1383: 145). در عهد عتیق ايمان، به معنای اعتماد به خدا (پیدایش6: 15) تكیه بر او (Driver, 1904, p174؛ Hatch, 1925, p5) و شناخت و تصديق رابطه محبتآمیزیست که خدا با اسرائیل برقرار کرده است (Torrance, 1956, p112 ؛ Pickar, 2003, p590). خداوند اين عهد مبتنی بر عشق را ايجاد کرده و انسان بايد به او امیدوار بوده و به وعدههای او باور داشته باشد. شروط اين عهد نیز فرامین و دستورات او هستند (تثنیه5: 1-4؛ 19: 9؛ 11: 13). و برای حصول این امر باید نخست خود انسان شخصاً وارد عمل شده، قلب قوم اسرائیل را ختنه کند و از آن قلبی بسازد که قادر به محبت کردن باشد (تثنیه30: 6). تمام واژههايی که در عهد عتیق برای ايمان به کار می روند، متعلّقشان خداوند است و دلالت بر اين دارند که به او امیدوار بوده و به وعده های او اعتماد داشته و توجه داشت که او به نحو حداکثری شايسته اعتماد است (Hatch, 1925, p5). ايمان به خداوند شامل کل رابطه ای است که بین خدا و انسان وجود دارد؛ همچنین شامل تمام راههايی است که انسانها بدان وسیله رابطه خود با خداوند را ابراز میکنند. پس ايمان در عهد عتیق اشاره به پذيرش ذهنی، اعتماد قلبی و اطاعت عملی دارد و همچنین به معنای تصديق فرامین خدا و اطاعت از آنهاست (نک: Garlington, 1990, p 217-224؛ Hatch, 1917, p2-17؛ Morgan, 1912, p689؛ Pickar, 2003, p590؛ Peterson, 2007, p44).
به طور كلي مفهوم ايمان اقتضاي سه امر را موجب مي گردد: اقناع فهم، تسليم اراده و اعتماد قلبي كه اساسي ترين اين موارد اعتماد قلبي است (هاکس، 1377: 145). موضوع ديگر، متعلق های اين اعتماد است كه اساساً اموري هستند هم چون پيمان ها، سوگند ها، قوانين و اشخاص. هم چنين سخنان آدمي نيز مي تواند متعلق اين اعتماد قرار گيرد. از اين روي، اگر شخصي به فردي اعتماد نمايد، دراين صورت طبعاً گفته هاي وي را مي پذيرد، خواستههاي او را انجام مي دهد، به روش هاي گوناگون با وي راز و نياز مي نمايد، اميدوارانه چشم به وعدههايش مي دوزد و سرانجام اتحاد با او را تجربه مي نمايد. بنابراين، اعتماد چنين اموري را از انسان مطالبه مي نمايد (Plantinga, 1983, p11).
بولتمان در واژه نامة كلامي عهد جديد کیتل درباره مفهوم ايمان از ديدگاه عهد عتيق گفتار سودمندي دارد كه اظهار مي دارد: «ايمان، باور به خداوند، تصديق و پذيرفتن وي به معناي دقيق كلمه است. اين امر شامل اعتماد و اميد، خشيت و اطاعت نيز ميگردد، اما تمامي اين امور يك پارچه هستند. نكته مهم ديگر اين كه ايمان به خداوند اعتماد كلي صرف نيست؛ زيرا ايمان ريشه در امري دارد كه خداوند درگذشته آن را انجام داده است. ازاين روي، ايمان رابطه استوار خود را با آينده نيز در خود دارد. اين اعتماد و اطمينان بدان جهت است كه خداوند آنچه را كه وعده داده، انجام خواهد داد. ازسويي ديگر، به لحاظ اطاعت فرامين خداوند ايمان رابطه استواري با زمان حال دارد كه با انجام اين فرامين وفاي مردم به ميثاق بايستي آشكار گردد. » (Plantinga, 1983, p15). و نیز گفته شده است که: در متون عهد عتیق، ایمان به معنای عملی است که در آن برنامه خدا برای آینده پذیرفته میشود و وعدههای او با اطمینان مورد باور مؤمنان و قوم برگزیده قرار میگیرد (Pickar, 2003, p 589). به نظر «یوسفوس» ایمان به خدا به معنای اعتماد به خدا بود و برای «فیلو» ایمان در یک چهارچوبه یهودی هلنیستی معنا میشد. از نظر فیلو ایمان به معنای اعتقاد به یک خدا و اعتماد به مشیت او بود (Pickar, 2003, p 589-590؛ شکوری نژاد؛ علمی، 1390: 83-84).
برخی صاحبنظران، دین بنی اسرائیل را در آغاز هونوتئیسم یا مونولاتری توجیه كردهاند كه عبارتست از اعتقاد به یك خدای قومی و عشیرهای بدون نفی خدایان اقوام دیگر. در اولین مراحل پرستش یهوه خدای بنیاسرایئل حسود و متعصب وصف میشود که از ستایش خدای دیگران به وسیله قوم خود خشمناک میگردد و از آنان انتقام میکشد. در این مرحله به هیچ وجه سخن از نفی خدایان دیگر نیست بلکه بنیاسرائیل فقط در مقابل خدای خود یهوه سرفرود آورده و اوامر او را اطاعت میکند و اقوام دیگر به پرستش خدایان خود میپردازند: زنهار خدای‌ غیر را عبادت‌ منما، زیرا یهوه‌ که‌ نام‌ او غیور است‌، خدای‌ غیور است‌ (خروج 34: 14؛ 20: 5). علاوه بر این یهوهپرستان کوشش نکردهاند دیگران را نیز به این دین برگردانند، زیرا یهوه خدای قوم اسرائیل است و فقط این قوم برگزیده یهوه به او سر فرود میآورد و به او تعلق دارد (آشتیانی، 1368: 202-226). ارتباط و پیوند فرهنگ یهودیان پس از تبعید با فرهنگ کنعانی و بابلی کم کم شکل خود را نغییر داده است و با ظهور نسبی مونوتئیسم در دین یهود این فرهنگ هویت مستقلی یافته است. و نام اِل به اوج تکامل توحیدی سیده و مفهوم خدا به معنی مطلق میشود (همان: 230).
مبارزی مستمر و سرسختانه انبیا، میان شرک و یکتاپرستی، صرفاً به اینجا خاتمه نیافت که یک خدا جانشین خدایان متعدد شد، بلکه نگرشی تازهای از شخصیت الهی پدید آورد که کیفیات رفتاری و اخلاقی زیادی را برای بنی اسرائیل به همراه دارد. در شرک هیچ کیفیت رفتاری ای نیست، بت و خدایان بت پرستان مانند خورشید، دریا، رعد و برق، آسمان و صور فلکی از هر کیفیت اخلاقی به دوراند؛ اما یهوه، خدای یگانهی بنی اسرائیل دارای شخصیت و صفات اخلاقی یگانه ای است که تأکید اسفار بر آنها کمتر از تأکید این کتاب بر یگانی خدا نیست. تأکید کتاب مقدس بر شخصیت شخص وار خدا و ویژگیهای رفتاریاش و نیز دعوت بنیاسرائیل به فرمانبرداری از خدا عملاً نگاهی تازه به اخلاق پدید آورد که با اخلاق بتپرستی فاصلهی بسیاری داشت (اپستاین، 1388: 62).
بنابر عقیدی علمای یهود، ایمان مهمترین اصلی است که تمامی رابطهی انسان با خداوند سرانجام بر روی آن استوار میشود. «ششصد و سیزده حکم به موسی داده شد. داود آمد و آنها را به یازده اصل کاهش داد. اشعیای نبی آمد و آنها را به شش اصل رسانید: «امّا آنکه‌ به‌ صداقت‌ سالک‌ باشد و به‌ استقامت‌ تکلّم‌ نماید و سود ظلم‌ را خوار شمارد و دست‌ خویش‌ را از گرفتن‌ رشوه‌ بیفشاند و گوش‌ خود را از اصغای‌ خون‌ ریزی‌ ببندد و چشمان‌ خود را از دیدن‌ بدیها بر هم‌ کُنَد» (اشعیا 33: 15) میکاه نبی آمد و آنها را به سه اصل کاهش داد: «ای‌ مرد از آنچه‌ نیکو است‌ تو را اخبار نموده‌ است‌؛ و خداوند از تو چه‌ چیز را می‌طلبد غیر از اینکه‌ انصاف‌ را بجا آوری‌ و رحمت‌ را دوست‌ بداری‌ و در حضور خدای‌ خویش‌ با فروتنی‌ سلوک‌ نمایی‌؟» (میکاه 6: 8) اشعیاء آنها را به دو اصل رسانید: «و خداوند چنین‌ می‌گوید: انصاف‌ را نگاه‌ داشته‌، عدالت‌ را جاری‌ نمایید» (اشعیاء 56: 1) در آخر حبقوق آمد و آنها را به یک اصل تقلیل داد: «مرد عادل‌ به‌ ایمان‌ خود زیست‌ خواهد نمود» (حبقوق 2: 4) (کهن، 1382: 98).
دانشمندان خاطر نشان کردهاند که ایمان علامت مشخص در زندگی قهرمانان کتاب مقدس و ملت اسرائیل بوده است که به آن وسیله شایستگی لطف و عنایت مخصوص خداوند را نسبت به خود به دست میآورند. به خاطر همین ایمان بود که روحالقدس بر ایشان قرار گرفت و بر اثر آن سرود خواندند: «به‌ خداوند و به‌ بنده ی او موسی‌ ایمان‌ آوردند» (خروج 14: 31) و بلافاصله بعد از آن گفته شده است: «آنگاه موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سرائیده و چنین گفتند» و همینطور تو مییابی که ابراهیم جد اعلای ما فقط به خاطر ایمانی که به خداوند داشت این جهان و جهان آینده را به میراث برد: «و او (ابراهیم) به‌ خداوند ایمان‌ آورد، و او، این‌ را برای‌ وی‌ عدالت‌ محسوب‌ کرد» (پیدایش 15: 6) (کهن، 1382: 98).
سیزده اصول ایمان یهود براساس طبقه بندی ابنمیمون عبارتند از: وجود خدا؛ یگانگی او؛ مجرد بودن او؛ نداشتن زمان؛ حکمت او در امور؛ عدالت؛ قابل تقرب بودن از راه عبادت؛ اعتقاد به نبوت؛ برتر بودن حضرت موسی (ع)؛ اعتقاد به آسمانی بودن تورات؛ عدم جواز نسخ احکام؛ آمدن مسیحای موعود؛ قیامت و جاودانگی نفس آدمی (توفیقی، 1381: 107-108).
اصول توحيدي در عهدعتیق را مي توان در چند بخش، دسته بندي نمود:
1- وجود و نظارت خداوند
وجود خداوند به نام آفريننده جهان، اولين نقطة ايمان است. نخستين بند ده فرمان به همين موضوع اختصاص يافته است: «من خداي خالق تو هستم» (خروج 20: 2). همچنين اولين کلام تورات با اين آيه آغاز شده است: «در ابتدا، خداوند آسمان و زمين را آفريد» (پیدایش 1: 1). موردي که بي درنگ پس از ايمان به وجود خداوند مطرح ميشود، اعتقاد به نظارت دايمي و هدايت مداوم اوست. خداوند در نخستين بند ده فرمان بلافاصله پس از معرفي خود، موضوع خروج بني اسرائيل از مصر را مطرح مي کند: «من خداي خالق تو هستم که تو را از سرزمين مصر، از خانه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، ابراهیم (ع)، علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره) Next Entries تحقیق رایگان درباره تیموتائوس