تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، فضایل اخلاقی، زبان عربی، قواعد تفسیر

دانلود پایان نامه ارشد

در همان زمان حيات پيامبر (ص) و مصادف با نزول آن صورت گرفت. كاتبان رسمي و غيررسمي با نزول آيات و تلاوت آنها توسط پيامبر اقدام به ضبط دقيق آن مينمودند. پيامبر نيز با دقت و وسواس خاصي، ترتيب انضمام آيات به يكديگر و فصلبندي و تفكيك سورهها را به آنها ارشاد مينمود. چنانكه طبق روايات، در اواخر حيات پيامبر مجموعه نسبتاً كامل از آيات قرآن در بين مسلمانان و حتي در نزد خود آن حضرت وجود داشت (وير، 1374: 844).
پس از رِحلت پيامبر (ص) بنابر وصيت ايشان برخي از بزرگان اسلام كه (بنابر نظر شيعه و سني) در رأس آن «عليِ ابن اَبي طَالِب» قرار داشت، اولين گام را در راه تدوين قرآن برداشتند. بنابر نقل تاريخ و حتي مدارك اهل سنت، علي (ع) اولين كسي بود كه بعد از رحلت پيامبر (ص) به تدوين و تنظيم قرآن همت گماشت (حجتي، 1372: 385-388). چنان كه «سيوطي» و ديگران، روايت کردهاند: «آلیتُ ألآخِذُ علیَّ رِدائی إلّا لِصَلاةِ جُمُعَةِ حتّی أجمَعَ القرآن وَ جَمَعَهُ»؛ سوگند یاد کردم که ردا برنگیرم، جز برای نماز جمعه تا آن گاه که قرآن را جمع آوری نمایم ؛ در نتیجه موفق به جمع قرآن شدم (سيوطي، 1380، ج1: 165).
در خاتمه كار، ايشان پس از شش ماه تلاش بيوقفه، مجموع آيات قرآن را با دقت براساس تعليمي كه سالها از پيامبر آموخته بود، مدون ساخته و به بزرگان مسلمانان عرضه نمودند، ولی مصحف ايشان به دلايل سياسي و اغراض شخصي، مورد پذيرش رأساي غاصب وقت، قرار نگرفت. در مقابل آن حضرت به اعتراض فرمود: «دگر باره اين مصحف را نخواهید دید». و آن قرآن طبق روايات شيعي نزد اهل بيت آن حضرت به ارث ماند و هم اکنون نزد مهدی موعود (عج) میباشد (حجتي، 1372: 436).

– نتایج
 از آنچه درباهی مفهوم، محتوا، جایگاه و تاریخچه گردآوری قرآن و عهدین آورده شد، می‌توان  نقاط مشترک و مختلف آنها را به شرح ذیل بیان کرد:
1- میان یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از این جهت که هریک منشأ صدور کتاب آسمانی خود را خداوند می‌دانند، اختلافی وجود ندارد. براین اساس، پیروان هر سه دین کتاب خود را آسمانی می‌دانند و برای آن قداست خاصی قایل‌اند، با این تفاوت که مسلمانان قرآن را عین کلام الهی می‌دانند؛ اما یهودیان و مسیحیان عموماً کتاب مقدس را نه لفظ کلام الهی، بلکه حامل مضامین و محتوای پیام‌های الهی می‌شمرند.
2-  مسلمانان از آنجا که معتقدند تمام حروف، کلمات، جملات و آیات قرآن با شکل کنونی و چینش فعلی و با زبان عربی بر پیامبر اکرم(ص) وحی شده ، برای سرتاسر قرآن ماهیتی آسمانی و قداستی خاص قایل‌اند. و معتقداند که از تمام حروف، کلمات، جملات قرآن و نوع چینش آنها، براساس موازین و قواعد تفسیر ، می‌توان پیام‌ها و آموزه‌های الاهی را استخراج کرد. بنابراین نزول قرآن را مبتنی بر وحی آسمانی می‌دانند، و وحی شیوه‌ای است مخصوص که خداوند از رهگذر آن کلام خود را منحصراً به پیامبران می‌رساند.
3- اما یهودیان و مسیحیان ـ به استثنای شماری اندک ـ بر این اعتقاداند که هیچ‌یک از بخش‌های کتاب مقدس سخن مستقیم خداوند یا گفتار مستقیم پیامبران نیست. حتی بخش‌های اصلی‌تر یعنی تورات یا اناجیل چهارگانه به ترتیب توسط موسی یا عیسی(ع) تدوین نشده است. افزون بر این حتی بر این باورند که این کتاب‌ها در زمان حیات پیامبران و با اشراف آنان فراهم نیامده است. چه، بر این باورند که متن کتاب مقدس شامل عهد عتیق و عهد جدید طی ۱۵۰۰ سال توسط نویسندگان بشری آن هم تحت تأثیر زبان، شرایط و مقتضیات و محدودیت‌های روزگار خود ، با الهام الهی این متون را فراهم آورده‌اند. بدین جهت می‌پذیرند که متن اولیه کتاب مقدس به زبان‌های مختلف فراهم آمده است. بنابراین پدیده گسست کامل میان متون مقدس با خداوند و حتی پیامبران به عنوان  آورنده اولیه این کتاب‌ها، به عنوان قاعده‌ای مسلّم میان مسیحیان و البته یهودیان پذیرفته شده است.
4-  قرآن با داشتن حدود شش هزار آیه طی ۲۳ سال مشخص و محدود و تنها بر یک شخص یعنی پیامبر اکرم(ص) با یک زبان و لفظ، یعنی زبان عربی فرود آمد و در متن آیات آن بر حفظ و ماندگاری آن از سوی خداوند تضمین داده شد. چنان که عصمت و نزاهت آن از هرگونه دخل و تصرف مورد اجماع همه مسلمانان است. تمام این ویژگی‌ها نشان‌گر اتقان، اصالت، یکپارچگی و سامان‌مندی قرآن به عنوان متن مقدس مسلمانان است. اما در برابر، به اذعان یهودیان و مسیحیان کتاب مقدس طی زمانی بس طولانی بر شماری بس زیاد از اشخاص که نام و هویت آنان مجهول است، با زبان‌های گوناگون الهام شده است. این امر خود از متنی غیرمنسجم و چند پارچه حکایت می‌کند. از سویی دیگر عدم انتساب لفظ کتاب مقدس به خداوند، چنان که متکلمان یهودی و مسیحی خود اذعان کرده‌اند، عملاً راه را برای انکار صفت عصمت لفظی کتاب مقدس و در نتیجه پذیرش احتمال کاستی و فزونی در آن هموار می‌سازد. بر فرض آن‌ که بر عدم تحریف متن کتاب مقدس پافشاری شود، به خاطر آن که متن کتاب مقدس محصول ذهن  انسانی است، هیچ‌گاه بسان متنی که منعکس کننده لفظ و عین کلام خداوند است، با قاطعیت و اطمینان نمی‌توان برای استخراج گزاره‌های دینی به الفاظ و عبارت‌های آن استناد کرد. از این جهت میان قرآن و کتاب مقدس تفاوت فاحشی برقرار است.

فصل سوم
اخلاق، ایمان و مبانی فضایل اخلاقی در قرآن و عهدین

فضیلت که در لغت به معناي فزونی از حد متوسط است (راغب، 1412: 639)، در علم اخلاق گاهی به معناي ملکات نیک نفسانی به کار می رود، و گاهی بر مطلق حالت نیک درونی اطلاق میشود؛ هرچند به حد ملکه نرسیده باشد و گاهی به معناي مطلق خوبی و نیکی و ارزش به کار میرود؛ اعم از اینکه ملکات نفسانی باشد، یا رفتار و عمل ارزشمند. در این نوشتار معناي سوم مقصود است. براین اساس هنگامی که از فضایل اخلاقی سخن گفته و از نقش متقابل آن با ایمان بحث میشود، مقصود تمام ملکات و صفات نفسانی و رفتار باارزش اخلاقی است. البته این ملکات و ارزش ها دو دسته اند: یک دسته مابعد الایمان هستند که تا ایمان نباشد، پدید نمی آیند؛ مانند توکل و تسلیم و تقوا و … . ، و یک دسته ماقبل الایمان هستند؛ یعنی اگر ایمان هم نباشد، این فضایل قابل تحققند؛ مانند راستگویی و عدالت و وفاي به عهد و … . فضایل اخلاقی مورد بحث در این پژوهش، فضایل اخلاقی نوع اول است.
در شرح حدیث شریف «الطهور نصف الایمان» آمده است که: یک نیمهی ایمان، ایمان قلب به طهارت دل به واسطهی تزکیه و پاکسازی آن از اخلاق رذیله، و نیمهی دیگر آن، آراستن آن به اخلاق خدایی است (ملکی تبریزی، 1374: 10). بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که نفس به میزانی که از رذایل و زنگارها پاک میشود به همان میزان میتواند پذیرای ایمان گردد. پاکی از این صفات منفی شرایط سلبی تحقق ایمان را فراهم میسازد و تخلق به برخی از صفات مثبت، شرایط ایجابی آن را مهیا میکند. به میزانی که انسان در پاک کردن نفس از صفات منفی توفیق پیدا میکند، در اکتساب صفات مثبت موفقیت به دست میآورد (بدخشان، 1384: 14).
عمل صالح برای ایمان لازمهای حتمی و ضروری است و مراتب آن متناسب با ایمان فرد است. کششی که انسان مؤمن در خود نسبت به اعمال نیک احساس میکند شور و شوقی در او برمیانگیزد که محرک او به سوی این اعمال و باعث انجام آنها خواهد شد. این جاذبهها و کششها دامنهای گسترده دارند و به حسب مراتب شدت و ضعف خویش به صورت امید (رجا): «أُوْلَئكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ الله‏» (بقره، 2/ 218؛ زمر، 39/ 9)، خشنودی خاطر (رضا): «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه‏» (مائده، 5/ 119؛ توبه، 9/ 100؛ مجادله، 58/ 22؛ بینه، 98/ 8)، دل بستگی و علاقه (حبّ): «يحُِبهُُّمْ وَ يحُِبُّونَهُ‏» (مائده، 5/ 54) و علاقهی شدید (اشد حبّاً): «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ» (بقره، 2/ 165) در اعمال ظاهر میشوند و دافعهها و گریزهایی که در نفس انسان مؤمن نسبت به اعمال ناپسند به وجود میآیند، سبب دوری او از انجام آنها میگردند. البته جهت گیری این جاذبهها و دافعهها در انسانهای غیرمؤمن و کافر کاملاً متفاوت است. به عنوان مثال انسانهایی که در طول شب خدا را در حالت سجده و قیام اطاعت و عبادت میکنند ، این کار به سبب ترس از آخرت و امیدی است که به رحمت پروردگار خویش دارند، ولی منافقانی که بر خلاف فرمان الهی برای جهاد، رضایت خاطرشان در قعود است: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ ءَانَاءَ الَّيْلِ سَاجِدًا وَ قَائمًا يحَْذَرُ الاَْخِرَةَ وَ يَرْجُواْ رَحْمَةَ رَبِّهِ‏» (زمر، 39/ 9؛ و نیز: توبه، 9/ 83) همین حال رضایت آنان را به قعود سوق میدهد. اراده در انسان سبب گزینش برخی میلها و طرد برخی دیگر میشود و همین گزینش به امیال صورت تحقق میبخشد. اعمال که صورت عینیت یافتهی امیال هستند در مبادی معرفتی، میلی و ارادی خود تاثیر میگذارند و تکرار آنها سبب ایجاد صفات و ملکات مناسب در نفس میشود و مثبت بودن این اعمال و صفات سبب حفظ و دوام ایمان میشود (باقری، 1374: 32). بنابراین، اخلاق دینی مبتنی بر ایمان است و ایمان مستقیماً انسان را با خدا مرتبط میکند و وجود او را از قدرت و عظمت و ربوبیت الهی سرشار میسازد و او را در جهت رسیدن به مبدأ کمالات، به تحصیل آنها برمیانگیزد. علاوه بر تحقق پذیری حقیقت ایمان، از راه اعمال نیز میتوان افزایش و کاهش پذیری آن را اثبات کرد. تکرار اعمال صالح به عنوان لازمهی حتمی ایمان، سبب ایجاد صفات و ملکات مثبت اخلاق در نفس میشود که قوام و تحمل نفس به آنها بستگی دارد. قویتر شدن نفس در نتیجهی صفات و ملکات یاد شده و کمال یافتن آنها سبب افزایش ایمان میشود. بنابراین، افزایش و کاهش پذیری ایمان صرفاً بیانگر کمیت اعمال به عنوان امری خارج از ایمان نیست، بلکه مبین رشد و عدم رشد در اصل و حقیقت آن است (بدخشان، 1384: 16).
از این رو، اين فصل در سه بخش تنظيم گرديده است: در بخش اول، اخلاق در قرآن و عهدین؛ در بخش دوم ایمان در قرآن و عهدین ؛ و در بخش سوم مبانی فضایل اخلاقی ایمانی در قرآن و عهدین مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.

3-1- اخلاق در قرآن و عهدین
3-1-1- مفهوم شناسی «اخلاق»
واژه «اخلاق» بر وزن «اَفعال» و جمع «خُلق» است که به ویژگی‏های نفس انسان گفته می‏شود. برخی نیز معتقدند اخلاق جمع مکسر «خُلق» به‌معنای نرمی و صافی یا «خَلَقَ» به‌معنای اندازه، هیئت و شکل می‌‌باشد (ابن‌فارس، 1387: 16). دو لفظ خُلق و خَلق غالباً به‌معنای دوم، یعنی تقدیر و شکل و اندازه چیزی به‌کار می‌روند و معنای اول چندان استعمالی ندارد. برای نمونه، در آیه شریفه «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأ‌َرْض‌ِ جَمیعا؛ (بقره، 2 / 29)، اصل کلمه «خَلَقَ» به‌معنای تقدیر می‌باشد. اخلاق از ریشه «خُلق» به‌معنای نصیب و بهره مشخص نیز می‌باشد. در‌نتیجه شخصِ بااخلاق کسی است که بهره فراوانی از فضائل اخلاقی را دارا است؛ زیرا فضائل یا رذائل اخلاقی هستند که حالت صفت و ملکه‌ای نفسانی را در انسان ایجاد می‌کنند (فتحعلی‌خانی، 1374، ج1: 53). خُلق ملکه‏ای نفسانی است که باعث می‏شود افعال خاصی از انسان به‌سادگی و بدون نیاز به فکر و تأمل صادر شود. خُلق نیکو یعنی صفات نفسانیِ پایدار نیکو و خُلق بد یعنی صفات نفسانیِ پایدار بَد که خُلق نیکو را فضیلت و خُلق بد را رذیلت نامیده‌اند. فضایل موجب کمال انسان و نیکی دنیا و آخرت او می‌شوند و رذایل، انسان را از کمال واقعی دور می‏کنند و دنیا و آخرت او را تباه می‏سازند (همان: 60).
برخی از لغت‌شناسان نیز معتقدند خَلق و خُلق هر دو به یک معنا هستند؛ لکن خَلق به هیئت‌ها و شکل‌ها و صورت‌هایی اختصاص دارد که به‌وسیله چشم قابل دیدن هستند و خُلق به خوی و سجایایی که با بصیرت و دیده دل درک می‌شود، اطلاق می‌شود

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره صاحب نظران، پیامبر (ص)، پیامبر اسلام (ص)، عصر پیامبر (ص) Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، نیازهای فردی، علامه طباطبایی، زین العابدین (ع)