تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، فرمانبرداری، تربیت اخلاقی، نظام اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

انسان براي وصول به كمال و نجات، منوط به پذيرش اختيار در وجود اوست. اگر فعلي اختياري نباشد، متعلّق حسن و قبح اخلاقي و يا رضا و عدم رضاي الهي، خواست و عدم خواست انسان واقع نميگردد؛ اين است كه در علم اخلاق و عرفان، اصل مختاربودن انسان، به منزلهي يك اصل، از فلسفه گرفته شده است. حصول هر كمالي در دايره وجود براي انسان امكانپذير است، فقط بايد خود او بخواهد و بذر كمالات در درون خود اوست (نبیان، 1388: 202).
قرآن كريم بر اصل اختيار و آزادی همه انسانها، مهر صحت بنانهاده است و می فرمايد: «فَمَن شَاءَ اتخََّذَ إِلی‏ رَبِّهِ مََابًا (نبأ، 78/ 39)، «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا» (انسان، 76/ 3)، «فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَ مَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ» (كهف، 18/ 29) و… . موضوع اختيار در قرآن به گونهاي تبيين شده كه اولاً با اصول و آموزههاي ديگر قرآن و حقايق ديگر اديان آسماني سازگاري دارد و ثانياً راه را براي توجيه انسان در ارتكاب گناه و ترك وظايفش ميبندد. در اين ديدگاه انسان ميتواند آزادانه مسير حق را انتخاب نموده و به اهداف عالي خلقتش نائل آيد.
در يك تقسيمبندي فعل انسان بر دو گونه است: 1- فعل ارادي 2- فعل غيرارادي؛ فعل ارادي فعلي است كه نياز به تصميم گيري دارد مانند بسياري از امور روزمره از جمله گفتگو بين دو نفر و فعل غير ارادي مانند ضربان قلب و حرف زدن در خواب. در اين مثال، انساني كه با شخص مقابل خود صحبت ميكند، اين عمل را از روي اراده انجام ميدهد اين اراده در اثر انگيزهها و عوامل مختلف، ايجاد شده است. اگر واقعاً خود انسان تصميم گرفته كه چنين سخناني بگويد اراده او از روي اختيار است ولي اگر اين كار را از روي اجبار انجام دهد اراده او با اختيار خودش صورت نگرفته است. البته فعلي كه اراده انسان نقشي درآن نداشته باشد، مانند وقتي كه به زور غذايي را در دهان انسان بريزند و به خورد او دهند، اصلاً فعل او محسوب نميشود (ر. ك: نبيان، 1388: 7-11). بنابراين اراده اعم از اختيار است و فعل ارادي شامل فعل اختياري و فعل جبري است.
انسانها در هر مرتبه از فعليت وجودي كه باشند، صاحب اراده هستند؛ خواه فعليت آنها صرفاً در مرتبه حيواني آنان باشد «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل‏» (اعراف، 7/ 179)، خواه در مرتبه خلافتاللهي «إِنی‏ِ جَاعِلٌ فی الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (بقره، 2/ 30)؛ اما همه آنها صاحب اختيار نيستند بلكه تنها انسانهايي كه از مرتبه حيواني خود فراتر رفته و در مرتبه انساني خود بالا ميروند، صاحب اختيارند. هر انساني كه به خدا نزديكتر شود يعني به خود حقيقيش (نفخت فيه من روحي) نزديكتر شده و مختارتر ميگردد. زماني كه انسان خود را شناخت، بيگانههاي دروني و بروني را نيز بهتر خواهد شناخت. اگر بيگانه دروني يعني هواي نفس و بيگانههاي بيروني مانند شياطين انس و جن بر اعمال انسان حاكم باشند فعل او آزادانه و يا از روي اختيار نيست، هر چند آن فعل را خودش اراده كرده باشد. ولي زمانيكه انسان آزادانه تصميم بگيرد و فعلي را براي خدا انجام دهد و تنها خدا بر عمل او حاكم باشد در حقيقت اين فعل را به نفع خود و براي خود انجام داده و در اين فعل مختار است. كسي كه مقهور خدا و بنده خالص اوست مقهور ديگري نيست و در حقيقت مختار است. پس اختيار در حوزه بشري يعني «مقهور خدا بودن» (ر. ك: نبيان، 1388: 214-217). هر چه انسان از نظر تقوا و علم خود را تقويت كند به خدا نزديكتر ميشود. در نتيجه از قيود و جبرهاي دروني و بيروني آزادتر گشته، مراتب بالاتري از اختيار را كسب مينمايد. تا جايي كه قادر است به ياري پروردگار و لطف او با ايمان و عمل صالح خود را از اسفل السافلين نجات داده و به مقام خليفه اللّهي برساند. مقام خليفه اللهي بالقوه در وجود انسان به وديعه گذاشته شده تاهر وقت در آن راه قرار گيردو هدايت شود، بتواندآن وديعه را از قوه به فعل در آورد ودر بالاترين مقام، مظهر صفات الهي گردد (ر. ك: طباطبايي، 1417، ج1: 115).
مختار بودن انسان با اذن الهي است و اختيار جزء مقدرات انسان است. جهان دقيقاً به همان مسيري ميرود كه خداوند ميخواهد. تقدير و آفرينش او با خواست او مناسبت تام و تمام دارد. اختيار يا جبر در واقع يكي از اجزاي اين عالم هستند. جبر و اختيار در برابر تقدير خداوند قرار نميگيرد، بلكه در دل تقدير او جاي ميگيرد و پارهاي از آن هستند نه معارض آن. اين واقعيت كه بهشت و جهنمي هست و گروهي به اختيار، اهل بهشت و گروهي اهل جهنم خواهند شد عين تقدير الهي است يعني خداوند آدميان را به گونهاي آفريده است كه نهايتاً بعضي بهشتي ميشوند و بعضي جهنمي. البته دايره اختيار انسان محدود است. بسياري از امور، حتي امور فردي او مانند تولد و مرگ در دايره اختيار اونيست. همچنين اختيار به اين معنا نيست كه آدمي بتواندنظم و حصارهاي نهايي دنيا و تاريخ را برهم زند. انسان نبايد گمان كند كه چون موجود مختاري است، پس ميتواند همه هوسهايش را در اين عالم محقق كند. همچنين انسان نميتواند كاري را كه اراده كرده است انجام دهد و نتيجهاي غير از نتايج عادي و طبيعي آن به دست آورد. بنابراين اختيار به معناي آزادي اراده نيست. زيرا اراده انسان قيد و بندهايي دارد كه ناشي از شرايط زمان و محيطِ رشد و پرورش شخصيت اوست. انساني كه بد پروده شده كارهاي بد را اراده خواهد كرد و برعكس (ر. ك: سروش، 1373: 68 -79).
3-3-1-5- معاد
مسلّماً تنظیم هر نظام اخلاقی به منظور عمل به اصول آن و پیاده شدن در زندگی وشکل دهی به رفتار و عمل پیروان آن نیاز به ضمانت اجرایی دارد. تعداد کمی از مردم به این درجه از درک و شناخت رسیدهاند که به خوبی به خاطر حسنش پایبندند و از بدی به خاطر قبحش دوری میگزینند. اکثر مردم اسیر امیال و غرائزی هستند که  خیرخواهی و خیرطلبی فطری ایشان را به چالش میکشد. در این میان نیاز به نیروی محرکّی هست تا با بالا بردن انگیزه و اراده در شخص،زمینه‌ی تربیت اخلاقی را در وی فراهم سازد. دین‌ می‌تواند بنیاد اخلاق‌ باشد و از این‌ طریق‌ می‌تواند آن‌ را ضمانت‌ کند. قدر مسلم‌ این‌ است‌ که‌ دین‌ حداقل‌ به‌عنوان‌ پشتوانه‌ برای‌ اخلاق‌ بشر ضروری‌ است؛ چراکه‌ اولاً‌ تاریخ‌ و تجربه‌ نشان‌ داده‌ آنجا که‌ دین‌ از اخلاق‌ جدا شده،اخلاق‌ خیلی‌ عقب‌ مانده‌ است. ثانیاً‌ دین‌ به راحتی‌ می‌تواند انضباط‌های‌ اخلاقی‌ محکم‌ و پولادین‌ را به‌وجود آورد.(مطهری،1373،ص135 و 136). بنابراین در مقام تضمین عملی،اخلاق به دین وابسته است. اعتقاد به معاد و ثواب و عقاب، نوعی کنترل درونی ایجاد می‌کند؛ چراکه در قیامت،اعمال حسابرسی خواهند شد.
يكى از سه اصلى كه دين مقدس اسلام بر آنها استوار است اعتقاد به معاد مى‏باشد يعنى ايمان به اينكه خداى متعال همه را پس از مرگ دوباره زنده مى‏كند و به حساب اعمالشان رسيدگى فرموده نيكوكاران را پاداش نيك و نعمت جاويد مى‏دهد و بدكاران را به سزاى كردارشان مى‏رساند و اين روز «قيامت» ناميده مى‏شود. وجود حدود 1200 آیه درباره معاد در مجموع قرآن مجید که قریب به یک سوّم آیات قرآن را تشکیل میدهد، و این که تقریباً در تمام صفحات قرآن بدون استثناء ذکری از معاد به میان آمده و این که بسیاری از سوره های اواخر قرآن به طور کامل، یا به طور عمده، درباره معاد و مقدّمات و علائم و نتایج آن سخن می گوید، شاهد گویایی بر این مدّعی است. قرآن کـل زنـدگـی بـشـر را بـه دو روز تـقـسـیم کرده است، روز و مرحله زندگی دنیا و روز و مرحله زنـدگـی آخـرت، و از آن دو به (حیاة الدنیا) و (حیاة الاخره)، (دارالدنیا) و (دارالاخره) و (الاولی) و (الاخره) تعبیر کرده است.
در جای جای قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده، و تقریباً در 30 آیه این دو موضوع را قرین هم قرار داده; «یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ» و یا تعبیری شبیه آن فرموده است همچنین در بیش از 100 مورد اشاره به «اَلْیَوْمِ الاْخِرَةِ» یا «اَلاْخِرَة» فرموده است.
در آیهی 87 سوره نساء، سخن از اجتماع قطعی انسان ها در آن روزی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست به میان آمده می فرماید: «اَللهُ لَا اِلهَ اِلَّا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلَی یَوْمِ الْقِیامَةِ لَا رَیْبَ فیهِ» (نساء4/ 87)، سپس برای تأکید بیشتر می افزاید «وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدیثاً» (همان).
قابل توجّه این که «رَیْب» به گفته مقاییس اللّغة در اصل به معنای هرگونه شک است، یا شکی که آمیخته با خوف و ترس باشد، و اگر این واژه بر حاجت نیز اطلاق می شود به خاطر آن است که صاحب حاجت معمولا شک در حصول آن دارد، شکّی آمیخته با خوف از دست رفتن (ابنفارس، 1387، ذیل واژه ریب) شاید به کار رفتن این واژه در قرآن مجید در مورد معاد نیز به خاطر همین  باشد که مخالفان علاوه بر این که درباره معاد اظهار شک می کردند پیامبر را نیز متّهم می نمودند که این مطالب را از خود ساخته است.
در آیهای دیگر خداوند به پیامبر اکرم (ص) دستور می دهد که مؤکّداً سوگند یاد کند که قیامت و حشر و نشر در کار است: «زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَّنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلَی وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِکَ عَلَی اللهِ یَسِیرٌ» (تغابن، 64/ 7). علاوه بر تأکیداتی که در «لَتُبْعَثُنَّ» وَ «لَتُنَبَّئُنَّ» وجود دارد، در پایان آیه نیز تصریح می کند که این کار برای خدا آسان است; و لذا نباید در آن شک و تردید کنید.

3-3-2- رابطه اصول اعتقادی و مبانی اخلاقی در عهد عتیق
کتاب مقدس عبری، مهمترین منبع اخلاق یهودی است‌. فرمان‌های الهی که در ده‌فرمان آمده است هستة اولیة تعالیم اخلاق یهود را شکل می‌دهند. ده فرمان نخستین بیانیه های تشریعی- اخلاقی یهوه که از طریق موسی در کوه طور به بنی اسرائیل ابلاغ شد (خروج 20:  1-18). از میان این فرمانها شش فرمان، کاملاً اخلاقی هستند: «پدر و مادر خود را احترام نما، قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، بر همسایه ی خود شهادت دروغ مده، به خانهی همسایهی خود طمع مورز و به زن همسایه ات و به غلامش و کنیزش و گاوش و الاغش به هیچ چیزی که از آن همسایه ات باشد طمع مکن. » (خروج 20: 14- 18). جز این موارد آموزه های پرشمار اخلاقی دیگری در کتاب مقدس وجود دارد. سپس تعالیم موعظه‌ای در سرتاسر کتاب مقدس به شرح این فرمان‌ها می‌پردازند. این مواعظ در سفر پیدایش، نوشته‌های تاریخی، کتاب‌های پیامبران و دیگر نوشته‌های حکیمانة یهود پخش گردیده است. در ادبیات اخلاقی یهود گاه از اخلاق توراتی با عنوان دورهی توراتی نام برده میشود که منظور از آن احتمالاً دورهای است که متن تورات شکل گرفته و به عنوان تنها منبع دینی یهودیان مطرح بوده است. زمان تقریبی آن از حدود قرن چهارم تا قرن اول پیش از میلاد است (پرچم، حبیباللهی، 1392: 68).
به لحاظ گستره، عهدعتیق تمام زندگي و فعاليتهاي آن را در برمي گيرد. همه شيوه هاي حيات تحت شمول قوانين آن قرارميگيرند. از اين رو تورات به ابزاري براي تقويت تفوق ارادهي مقدس الهي به عنوان ميزاني براي کشش و تمايلات قلبي انسان و به وسيلهاي براي مرتبط ساختن همهي جزئيات حيات فردي و جمعي به عبادت و خدمت به خدا، تبديل ميشود (اپستاین، 1388: 28). تورات نه تنها شيوه هاي رفتار درست ديني و اخلاقي، بلکه معرفت به خدا و خواست و مشيت او را به انسان تعليم مي دهد و انبيا با تمسک به اين معرفت، تورات را با نيرويي سرشار از تازگي و ابداع، تفسير کردند. به واسطهي مساعي آنان، دين به موضوعي مربوط به حيات مبتني بر تقوا تبديل شد نه صرف عمل به شعائر (همان: 61).
در میان اصول اخلاقی کتاب مقدس، مهمترین حکم اخلاقی این کتاب فرمانبرداری از خداست: «اکنون ای بنی اسرائیل، خداوند از شما می خواهد که از او بترسید، در مسیر او گام بردارید، به او عشق بورزید، و پروردگار خویش را با تمام وجود عبادت کنید. » (تثنیه10: 12؛ 9: 29؛ 4: 24؛ لاویان 2: 19). در این آیات، دو دستور روشن وجود دارد: تقدس و فرمانبرداری از خدا. این تقدس باید در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رسول اکرم (ص)، پیامبر (ص)، فضایل اخلاقی، قرآن کریم Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، آموزه معاد، فضایل اخلاقی، تقدیر و سرنوشت