تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، آموزه معاد، فضایل اخلاقی، تقدیر و سرنوشت

دانلود پایان نامه ارشد

عتیق به این سوال که: آیا انسان مجبور به گناه نیست؟ جواب منفی مؤکدی داده است: «اگر درست‌ عمل‌ می‌کردی‌، آیا مقبول‌ نمی‌شدی‌؟ اما چون‌ چنین‌ نکردی‌، گناه‌ در کمین‌ توست‌ و می‌خواهد بر تو مسلط‌ شود؛ ولی‌ تو بر آن‌ چیره‌ شو!» (پیدایش4: 7)، «و اگر در نظر شما پسند نیاید که‌ یهُوَه‌ را عبادت‌ نمایید، پس‌ امروز برای‌ خود اختیار کنید که‌ را عبادت‌ خواهید نمود، خواه‌ خدایانی‌ را که‌ پدران‌ شما که‌ به‌ آن‌ طرف‌ نهر بودند عبادت‌ نمودند، خواه‌ خدایان‌ اَموریانی‌ را که‌ شما در زمین‌ ایشان‌ ساکنید، و اما من‌ و خاندان‌ من‌، یهُوَه‌ را عبادت‌ خواهیم‌ نمود. » (یوشع24: 15).
یوسفوس در کتاب تاریخ خود نوشته است که اصل «اختیار و آزادی عمل» مشخصکننده و وجه تمایز فریسیان (پارسایان و پرهیزگاران) بود. «اگرچه ایشان گفتهاند که همه چیز به دست تقدیر و سرنوشت است، مع ذلک آزادی عمل را از انسان سلب نمیکنند. آنها معتقدند که مشیت خداوند بر این تعلق گرفته است که فرمانهای تقدیر را با ارادهی انسان در هم آمیزد، تا انسان بتواند هر طور دلخواه او است متقیانه یا شریرانه رفتار کند» (کهن، 1382، 111).
یک سخن اخلاقی که اغلب از آن یاد میشود، چنین است: «همه چیز در دست خدا است، جز ترس از خدا». مقصود آن است که هر چند خداوند سرشت افراد را معین میکند، معذلک کاری با جنبهی اخلاقی و خیر و شر زندگی او ندارد، و انسان در کارهای خود دارای آزادی عمل کامل است (کهن، 1382، 111 و 112).
این اصل که خوبی و بدی به دست خود انسان است، در تفسیر آیه زیر به خوبی بیان شده است: «ببین، من امروز برکت و لعنت را پیش شما میگذارم» (تثنیه11: 26). در صورتی که در جای دیگر گفته شده است: «ببین، من امروز زندگی و خوبی و مرگ و بدی را پیش روی تو گذاشتهام» (تثنیه 30: 15). چون ممکن است فرزندان اسرائیل بگویند: از آنجا که خداوند دو راه پیش پای ما گذاشته است، راه زندگی و راه مرگ، پس ما میتوانیم از هر کدام که مایل باشیم برویم، از این رو تورات چنین گوید: «تو زندگی را برگزین تا تو با ذریتت‌ زنده‌ بمانی» (همان 19). مانند شخصی که بر سر یک دو راهی نشسته بود، یک راه از آن دو راه ابتدایش صاف و هموار، اما انتهایش پر از خار و خس بود. و راه دیگر ابتدایش پر از خار و خس، و انتهایش صاف و هموار بود. آن شخص به عابران هشدار میداد و میگفت: این راه را بنگرید که ابتدایش هموار است. اگرچند گام در آن بردارید سرانجام به انتهای آن میرسید که پر از خار است، و اما راه دوم ابن راه ابتدایش پر از خار به نظر میآید لکن همینکه چند قدم پیش رفتید به جادهای صاف و هموار خواهید رسید. همین گونه موسی به بنیاسرائیل گفت: بنگرید که شریران و بدکاران ظاهراً کامیاب هستند. آنها برای چند صباحی در این جهان کامیاب میشوند و لذت میبرند، اما عاقبت مطرود خواهند بود. و نیز صالحان و نیکوکاران را بنگرید که در این جهان در رنج و مشقت به سر میبرند، آنان کوتاه مدتی در این جهان سختی میکشند، اما عاقبت شاد و خرم خواهند شد». همینطور دربارهی آیهی: «همانا آدم‌ مثل‌ یکی‌ از ما شده‌ است‌، که‌ عارف‌ نیک‌ و بد گردیده» (پیدایش 3: 22)، چنین گفته شده است: «خدای حاضر در همه جا، دو راه پیش پای او نهاد، راه زندگی و راه مرگ، لکن او راه دوم را برای خود برگزید» (کهن، 1382: 112).
دربارهی اینکه چرا نسل بشر از یک تن (آدم ابوالبشر) به وجود آمد، بیان شده است که: «به خاطر نیکوکاران و بدکاران. تا آنکه نیکوکاران نگویند ما اخلاف یک نیکوکار هستیم (و نیکوکاری ما موروثی است)، و بدکاران نیز نگویند ما اولاد یک بدکار هستیم (و بدی او به ما ارث رسیده است و مجبور به خطاکردن هستیم) (همان). بنابراین هیچ کس نمیتواند ادعا کند که خصلتی موروثی عامل مؤثری در اخلاق و رفتار او بوده است.
فلسفهی اختیار و آزادی عمل مورد تصدیق و تأیید کامل دانشمندان یهود است. ولی ایشان صدد حل این مشکل برنیامدهاند که چگونه میتوان موضوع پیشبینی خدا و اطلاع او از آینده را با اصل اختیار و آزادی عمل انسان تطبیق کرد و به راز آن پی برد. بلکه این اصل را به عنوان یک شیوهی عملی زندگی ارائه دادهاند: «همه چیز قبلاً (به وسیله خداوند) پیشبینی شده است، و (با وجود این) انسان دارای اختیار و آزادی عمل کامل است» (کهن، 1382، 112). خداوند بدین صورت در کار انسان مداخله میکند، پس از آنکه وی راه خود را چه خوب و چه بد انتخاب کرد، این امکان را به او میدهد راهی را که برگزیده است ادامه دهد. شخص خوب به نیک ماندن تشویق میشود، و شخص بد به باقی ماندن در بدی (همان).
بنابراین مشاهده گردید که این موضوع که برای اراده و اختیار انسان قید و بندی وجود ندارد، شالودهی علم اخلاق عهد عتیق و دانشمندان یهود است. ماهیت زندگی بشر به وسیلهی امیالش شکل میپذیرد. او میتواند در صورتی که مایل باشد از فرصتهای زندگی سوء استفاده کند. اما به هیچ وجه موافقت نشده است که چنین خطایی را مرتکب گردد. انگیزه بدی پیوسته وی را وسوسه میکند و به سوی فساد میکشاند. لکن اگر گمراه شود و سقوط کند، مسئولیت آن تنها با خود اوست.

3-3-2-5-معاد
از بررسی عهدعتیق، خصوصاً بخش اسفارخمسه، چنین برمیآیدکه این کتاب فاقد هرگونه اندیشهی صریح نسبت به عالم آخرت است واکثر وعدههایی که در آن برانجام واجبات الهی داده شده، مربوط به بازگشت ایشان به زمین مقدس و بهرهمندشدن از نعمتهای بیپایان آن میباشد. این امر موجب گشته که آیین یهود رنگ مادی به خود بگیرد و توجه به امور معنوی در آن اندک باشد (سبحانی، 1387: 50). باوجوداین، در بخشهای دیگر کتاب مذکور تعابیری بهکاررفته که به نحوضمنی برعالم پس از مرگ دلالت دارند، لیکن غالباً متفرق، محدودومبهم بوده و تحت عناوین «داوری»، «نجات»، «ابدالآباد»، «پیوستن اسماعیل بعدازمرگ به نیاکان و اجدادخود»و … آمده است (قربانی، 1375: 51). صریحترین جملهای که در عهدعتیق درباره رستاخیز وارده شده، چنین است: خداوند میمیراند و زنده میکند؛ به قبر فرود میآورد و برمیخیزاند (اول سموئیل 2: 6). همچنین در کتاب اشعیا آمده است: مردگان‌ تو زنده‌ خواهند شد و جسدهای‌ من‌ خواهند برخاست‌. ای‌ شما که‌ در خاک‌ ساکنید بیدار شده‌، ترنّم‌ نمایید! زیرا که‌ شبنم‌ تو شبنم‌ نباتات‌ است‌. و زمین‌ مردگان‌ خود را بیرون‌ خواهد افکند (اشعیا 26: 19). البته یهودیان پس ازتبعید درتماس با فرهنگ بابلی وبه خصوص ایرانی کمکم به بقای روح، پاداش وکیفر، بهشت و جهنم و رستاخیز مردگان اعتقاد پیدا کردند (کهن، 1382، 362-363؛ مشکور، 1368: 134و142؛ توفیقی، 1381: 110).
ابن ميمون هدف ازانجام دستورات شريعت موسي رابه استناد آيه 24ازفصل 6تثنيه رسيدن به دوكمال ميداند. اصلاح اموردنيوي مردم و دست يابي به اخلاق فاضله ودرراستاي اين دوامر كلي به مواردي ديگر اشاره ميكند ازجمله : نفي بت پرستي وانكار اعتقاد پرشتش بتها دربهبود وآباداني زندگي دنيوي، كنارگذاشتن شهوات دنيوي وخواركردن آن، طهارت وقداست، نرمخويي ومدارا بامردم ودوست داشتن پروردگار. ولي به ثواب وپاداش اخروي وتجسم اعمال درسراي آخرت ويا بهشت اشاره نميكند (ابن ميمون، 1974: 580-609).
ابن كمونه از متكلمان يهودي به ثواب و پاداش اخروی دربهشت وجهنم معتقد است. او ثواب اطاعت ازخدا را خلود در بهشت وکیفرگناهان را عذاب درجهنم بدون خلود مطرح میکند ولی میگوید این موضوع در تورات تبیین نشده ولی علمای یهود آن را نقل کرده و ویژگیهای آن را بیان نموده اند. او رستاخیز مردگان را در دو زمان مطرح میکند یک بار در زمان مسیح موعود که این رستاخیز به صالحان اختصاص دارد ویک بار در قیامت که مربوط به همه مردم است و درمورد نيامدن قيامت در اسفارخمسه ميگويد كه انبيا همانند طبيبان، درد بیماران را مداوا مي‌كنند. مردم زمان موسي از منكرين عقاب و قيامت نبودند بلكه مرضشان پرستش بت‌ها و ستارگان… بود و اين تصور را داشتند كه پرستش غيرخدا، باعث آباداني زمين و افزايش ميوه‌هاست. خداوند قصد داشت اين افكار غلط را از ذهن آنان بردارد و به وسيله موسي خبر داد كه پرستش خدا، باعث آباداني زمين و صحت و سلامت افرادست. يهوديان به قيامت و رستاخيز معتقد بودند و اين مسأله نسل در نسل به ديگران منتقل مي‌شد و آنان بر مردگانشان ترحم مي‌ورزيدند و به توبه قبل از مرگ اعتقاد داشتند و افرادي كه به قصاص كشته مي‌شدند از خداوند درخواست كاهش عذاب اخروي او را داشتند (ابن کمونه، 1383: 134-135 و 157-159).
ازآنچه گفته شد، چنین برمیآید که نظریهی رستاخیز در اسفارخمسه وجودداشته است، اما طی تحولات تاریخی حذف شده و مجدداً در دوران پس از کتاب مقدس مطرح شده است، همچنانکه در تلمود، اعتقاد به رستاخیز از اصول دین و ایمان یهودی معرفی میشود و انکارآن گناهی بزرگ و نابخشودنی انگاشته میشود. ازاین رو، بهشت به عنوان پاداش برای انجام فضایل اخلاقی و جهنم به عنوان عقاب برای ارتکاب رذایل اخلاقی درتورات خصوصاً اسفارخمسه وجود ندارد. ثواب وعقاب درعهدعتیق معمولادرچارچوب زمان تحقق مییابد (مسیری، 1383، ج5، 313). در ده فرمان آمده است که فرمانبرداری از والدین باعث طول عمر میشود. درسفرتثنیه اطاعت از فرمانهای الهی را موجب نزول باران میداند (11: 13-14). در سفرایوب اعطای پاداش خیر به او درهمین دنیاآمده است (42: 12-15).
بعید به نظر میرسد که: این دین توحیدی، با داشتن چنین مضامین والای اخلاقی، این اصول را بدون پشتوانه ی اخروی رها کرده باشد؟! این آموزهها با آموزه معاد به تکامل میرسد، و این اصول دالّ بر این است که به احتمال زیاد آموزه معاد در الواح اولیهای که بر موسی (ع) نازل شده بود، وجود داشته و در طول تاریخ این قسمتها از آن حذف گردیده است. تاریخ نیزگواهی قطعی میدهد که نسخه های «تورات» بارها در جریان حوادث مختلف تاریخی – خصوصاً در حمله بخت النّصر به یهود – از میان رفته و عدّهای از رجال مذهبی یهود آن را بعداً به رشته تحریر درآوردهاند (ر.ک: هاکس، 1383؛ بلاغی، 1330).
3-3-2-6- برگزیدگی بنیاسرائیل
برخی از یهودیان با استناد به آیاتی از عهدعتیق، معتقدند که اسرائیل قوم برگزیده ی الهی است و رابطهی ویژه و منحصر به فردی با خدای جهان دارند. کلمهی عبری bhr (برگزیدن) بر برگزیدن اشخاص برای ایفای نقش خاص مثلاً به عنوان کاهن یا پادشاه و نیز برای انتخاب مکانهای مقدس دلالت دارد (گندمی، 1384: 64).
هنری اتلن، خاستگاه اصلی اندیشهی قوم برگزیده را آیهای از سفر خروج میداند: «اکنون اگر آواز مرا (خدای اسرائیل) فیالحقیقه بشنوید و عهد مرا نگاه دارید همانا خزانه ی خاص من از جمیع قومها خواهید بود، زیرا که تمامی جهان از آن من است و شما برای من مملکت کَهَنه و امت مقدس خواهید بود» (خروج 19: 5-6) (Atlen, 1987, p55).
توجه به این اصل، موجب تناقض بین مبانی اخلاقی و برگزیدگی میگردد و این سؤال پیش میآید که اگر یک شخص غیریهودی مبانی اخلاقی را رعایت کند، ولی به صرف اینکه یهودی نیست اعمال او ارزشی ندارد؟! و یا اینکه اگر یک شخص یهودی مبانی اخلاقی را رعایت نکند، فقط به صرف یهودی بودن و برگزیده بودنش، اعمال او ارزشمند و قابل قبول است؟! با توجه به آیات عهدعتیق این نکته واضح است که انتخاب و برگزیدگی قوم یهود مشروط به ایمان به خدا و وفاداری و رعایت عهد و میثاق است، و در غیر این صورت، این موهبت عظیم الهی از آنان گرفته میشود: «و اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را به‌ دقت بشنوی‌ تا هوشیار شده‌، تمامی‌ اوامر او را که‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بجا آوری‌، آنگاه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ تو را بر جمیع‌ امت‌های‌ جهان‌ بلند خواهد گردانید. و تمامی‌ این‌ برکتها به‌ تو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت‌… و اما اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را نشنوی‌ تا هوشیار شده‌، همه ی اوامر و فرایض‌ او را که‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بجا آوری‌، آنگاه‌ جمیع‌ این‌ لعنتها به‌ تو خواهد رسید، و تو را خواهد دریافت‌ (تثنیه 28: 1-68؛ تثنیه 26: 16-19؛ پادشاهان اول، 9: 6-9؛ لاویان 20: 22-26).
در مواردی از کتاب مقدس

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، فرمانبرداری، تربیت اخلاقی، نظام اخلاقی Next Entries تحقیق رایگان درباره تجدید حیات، کتاب مقدس، رحمت الهی، حسن و قبح