تحقیق رایگان درباره نهج البلاغه، صدور انقلاب

دانلود پایان نامه ارشد

اين است که اگر در مقابل اينکه يک خيانت بکند همه چيزها را بهش بدهند زير بار نمي رود. او مثل حضرت امير(ع)، قسم مي خورد به حسب روايتي که هست داخل نهج البلاغه، به خدا، اگر هفت اقليم را با آنچه زيرآسمانهاست به من دهند، تا خدا را نافرماني نمايم و پوست جوي را از مورچه اي به ناروا بربايم، چنين نخواهم کرد. “فرهنگ، مثل آب و هواست. فرهنگ، يعنى همين رسوم و آدابى که بر زندگى ما حاکم است. فرهنگ، يعنى باورها و اعتقادات ما و چيزهايى که زندگى شخصى و اجتماعى و داخل خانه و محيط کسب يک جامعه با آنها رو به روست. جمهورى اسلامى، فرهنگ غربى را رد کرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامى داريم198”.
“جايگاه فرد در اجتماع و ارتباط آن دو از اهميت ويژه اي برخوردار است. چون که رشد انسانها در پرتو جامعه ميسر است. در بينش اسلامي همه حقوق و وظايف براي اين است که انسان به تکامل واقعي و قرب الهي برسد. برخورداري از فضاي سالم، رشد و تعالي فکري و معنوي از حقوق مسلم همه شهروندان است. اهميت اين حق به حدي است که بسياري از حقوق ديگر به منزله مقدمه و زمينه ساز دستيابي به اين حق سرنوشت ساز است”جايگاه فرد در اجتماع و ارتباط آن دو از اهميت ويژه اي برخوردار است. چون که رشد انسانها در پرتو جامعه ميسر است. در بينش اسلامي همه حقوق و وظايف براي اين است که انسان به تکامل واقعي و قرب الهي برسد. برخورداري از فضاي سالم، رشد و تعالي فکري و معنوي از حقوق مسلم همه شهروندان است. اهميت اين حق به حدي است که بسياري از حقوق ديگر به منزله مقدمه و زمينه ساز دستيابي به اين حق سرنوشت ساز است199”.
اگر بتوانيم اخلاق و فرهنگ را اسلامى کنيم و مردم را با خلقيات اسلامى پرورش دهيم و صفاتى که توانست از يک جماعت کوچک در صدر اسلام، ملتى عظيم و مقتدر درست کند، در ملتمان زنده کنيم، شاهد بزرگترين دست آورد خواهيم بود، اين نکته را توجه داشته باشيد آن چه که در صدر اسلام به وجود آمد ناشى از همان ارزشها و اخلاقياتى بود که اسلام به مردم داده بود. آنها دنبال علم و کار را گرفتند و تلاش و سعى کردند و دست به نوآورى زدند.
وقتي از استقلال صحبت مي کنيم ذهن شنونده پيش از هر چيز، به سراغ مفهوم استقلال اقتصادي مي رود اما گسترة مفهوم استقلال موضوعات ديگري نظير استقلال فرهنگي، سياسي و غيره را نيز شامل مي شود كه اگر به ميزان استقلال اقتصادي مهم و اثرگذار نباشند از آن فاصلة بسياري هم ندارند. امام خميني(ره) از آغاز مبارزات بر اين حقيقت پاي مي‌فشردند كه از خودبيگانگي و بيمناک شدن از تبليغات پر سروصداي بيگانگان موجب نفي هويت جمعي مي‌شود و بيمناک شدن در برابر فرهنگ وارداتي زمينه فقدان استقلال در موضوعات ديگر را نيز شامل مي‌شود. از ديدگاه ايشان بزرگترين مؤلفه‌اي كه مي‌تواند جامعه‌اي بزرگ از انسان‌ها را با هويتي واحد گرد هم آورد و تمايزات خيالي ميان آنان را شكسته و نابود سازد، مؤلفه باور و اعتقادات ديني است.
امام خميني(ره) مي فرمايند: “هيچ ملتى نمي‌‏تواند استقلال پيدا بكند الا اينكه‏ خودش‏، خودش را بفهمد. مادامى كه ملت‌ها خودشان را گم كردند و ديگران را به جاى خودشان نشاندند، استقلال نمي‌‏توانند پيدا كنند. كمال تأسف است كه كشور ما كه حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى دارد، اين فرهنگ را، اين حقوق را ناديده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچو غرب در نظر يك قشرى از اين ملت جلوه كرده است كه گمان مى‏‌كنند غير از غرب هيچ خبرى در هيچ جا نيست. و اين وابستگى فكرى، وابستگى عقلى، وابستگى مغزى به خارج، منشأ اكثر بدبختيهاى ملتهاست و ملت ماست200”. “اما از همه اينها مهمتر، استقلال فرهنگى بود. جمهورى اسلامى، از اول نشان داد که زير بار فرهنگ مبتذل و فاسد غربى نخواهد رفت. اين نکته را من عرض کنم که سلطه واقعى قدرتها، سلطه فرهنگى است. يعنى اگر ملتى بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را، و در مرحله بالاتر، زبان و خط خويش را در ملت ديگرى نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است و سلطه او، يک سلطه حقيقى است؛ کارى که در دوره‏اى از اين دويست سال گذشته فرانسويها با کشورهاى ديگر کردند، و در يک دوره ديگر انگليسيها کردند، و در اين اواخر امريکاييها انجام دادند؛ يعنى زبان و خط و فرهنگ و روشهاى زندگى خودشان را به هر کشورى که توانستند، صادر کردند. اگر کشورى از لحاظ اقتصادى هم مستقل باشد و وابسته به قدرتها نباشد، اما چنانچه قدرتهاى بيگانه بتوانند فرهنگ خودشان را در اين کشور نفوذ بدهند، بر آن مسلط اند201”.
“تنها دليل مقابله بزرگ و تاريخى ملت ايران به مدعيان سلطه جهانى به خصوص در عرصه فرهنگ، که تهديد و همت مخالفانش را برانگيخت، و بزرگترين بهانه و علت براى فشارهاى جهانى، راه اندازى جنگ، تحريم هاى پياپى و ايجاد فضاهاى ناامن عليه ملت گرديد برخاسته از فرهنگ الهى و اسلام خواهى مردم نظام بود و نه هيچ چيز ديگر. براى ما محسوس و ملموس است که علت فشار، اسلام است. مسلمان هاى عالم اين نکته را مى‏فهمند و احساس مى‏کنند که اين جا ام القراى اسلام و وطن اصلى و مرکز حقيقى اسلام است. لذاست که دلهاشان براى ايران و نظام جمهورى اسلامى مى‏تپد و به اين عامل وحدت، شوق پيدا مي کنند202”.
“اگر صدور انقلاب، به معناى صدور فرهنگ قرآنى و انسان ساز اسلام است؛ اين درست است و به آن افتخار مى‏کنيم. ما وظيفه خود مى‏دانيم که با صداى بلند و توان بالا، مفاهيم و ارزشها و احکام و معارف اسلامى را که مايه نجات ملتها و مستضعفان و مظلومان است؛ اشاعه دهيم. احساس مى‏کنيم که اگر به اين تکليف عمل نکنيم؛ مقصريم. اگر ما اقدام به گسترش مفاهيم و ارزشهاى اسلامى و انقلابى هم نکنيم؛ طبيعت اين مفاهيم و معارف، آن است که مثل هواى لطيف و عطر گلهاى بهارى، خود به خود در فضاى ذهنيت جهان، گسترش پيدا مى‏کنند. چه دشمنان بخواهند و يا نخواهند. امروز، مسلمانان عالم بايد توجه کنند که دستگاههاى استکبارى، با جنجال آفرينى مى‏خواهند آنها را از بيان صحيح ترين و صادقانه‏ترين احساسات و معارف باز بدارند203”.
“استکبار جهانى، نسبت به اسلام و انقلاب، از اعماق وجود کينه دارد و تا ملتى از اصول و دين خودش دست بر ندارد و تسليم نشود؛ آنها راضى نخواهند شد. بنابراين، کينه استکبار به خاطر اعتقادات و استقلال خواهى و شعار نه شرقى و نه غربى و پايبندى عميق مردم ما به اسلام است. کينه استکبار تمام شدنى نيست؛ اما على رغم کينه عميق او عليه ملت ما، به لطف پروردگار اميدوارم و دلگرميم که انشاء اللَّه ملت ايران بتواند در همه صحنه‏هاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى، به مقاصد الهى دست يابد و دشمن را وادار به عقب نشينى کند204”.
اهانت به مقدسات و شخصيت هاي برتر، همچون انبياء، امامان و نسبت به پيشوايان اسلامي وجود داشته و دارد، اسلام براي برخورد با اين مسائل هم جنبه هدايتي و فرهنگي دارد، و هم جنبه قهري و تعزيري. در طول سالهاي بعد از انقلاب اهانت به پيامبر و معصومان بيشتر شده است. امام خميني (ره) بر اثر آشنايي با عمق دستورات اسلامي در اين موارد قاطعانه بدون هيچ ملاحظه اي دستورات اسلام را آن چنان که هست درباره آنان بيان نمود. نمونه بارز آن را در صدور حکم اعدام سلمان رشدي که به پيامبر اکرم(ص) توهين کرد مي توان ديد. از آنجايي كه سلمان رشدي تابعيت اسلام را پذيرفته است، بنابراين احكام و مقررات حاكم بر نظام اسلامي شامل او مي‌شود و ملزم به رعايت آنهاست، اما رشدي در كتاب خود اين احكام و قوانين را محترم نشمرده و مقدسات اسلامي به خصوص پيامبر اكرم(ص)، را مورد استهزا و اهانت قرار داده است به همين جهت مشمول كيفر ارتداد و سب‌النبي خواهد بود و چون توطئه آيات شيطاني كه هدف از آن نابودي مكتب اسلام بوده با هماهنگي دولت‌هاي استكباري اسلام‌ستيز انجام گرفته و سلمان رشدي عامل اجراي چنين طرح توطئه‌آميزي شده است در نتيجه مشمول كيفر محاربه خواهد بود. بنابراين جامعه اسلامي به طور عام و حضرت امام به عنوان مرجع عالي‌قدر شيعيان جهان و ولي امر مسلمين جهان به طور خاص، تكليف داشته‌اند كه طبق ضوابط و مقررات حاكم بر نظام اسلامي، حكم خود را در خصوص او اعلام كنند. در نتيجه با توجه به ديدگاه جهان شمول اسلام و اينكه همه مسلمانان در هر نقطه‌اي از جهان كه ساكن باشند به جهت دارا بودن تابعيت اكتسابي كه اسلام به آنها اعطا كرده در يك زيرمجموعه قرار مي‌گيرند؛ مي‌توان گفت صدور حكم اعدام سلمان رشدي توسط حضرت امام خميني(ره) مطابق نظام حقوقي اسلام بوده است و دخالت در امور ديگران محسوب نمي‌شود. به نظر مي‌رسد امام خميني به‌ عنوان موسس يک نظام اسلامي، فتوايي را که در اين زمينه صادر کرده است بر اساس مباني فقهي بوده است. ايشان از منظر يك فقيه و حاكم حكومت اسلامي، اين فتوا را صادر کرده اند. نگاهي كوتاه به كتاب آيات شيطاني نشان‌دهنده اين است كه سلمان رشدي خود را مصداق كامل اين حكم در زمينه ارتداد و سب نبي قرار داده است. همچنين ايشان در تصميم ‎به صدور فتواي ارتداد سلمان رشدي، پايبند به اصولي بوده كه مي توان اين اصول را بدين گونه بر شمرد: يک: اصل احترام به آزادي بيان و رد آزادي اهانت. امام خميني(ره)، همه مردم را در چارچوب نهضت اسلامي آزاد مي‎دانست، ايشان آزادي توطئه را رد مي‎كرد و آن را مقيد به قوانين اسلام مي‎دانست و قانون اساسي را نيز چارچوبي براي آزادي تلقي مي‌كرد.‎ بر اين اساس، امام درباره سلمان رشدي و كتاب آيات شيطاني معتقد بود كه سلمان رشدي آزادي بيان را با آزادي اهانت در هم آميخته و آن دو را اشتباه گرفته است. بنابراين، در برابر كسي كه اعتقادات برخي انسان ها را به باد اهانت و استهزا مي‎گيرد، برمي‎خيزد و در اين راه، اقدام به صدور فتوا مي‌کند. دوم: اصل محوريت اسلام در همه زمينه‎ها. امام خميني(ره)، سياست را در چارچوب هدايت مطرح مي‎كرده است. در اين چارچوب، اسلام و عمق اصول آن، محور و مدار همه چيز است. ايشان حفظ اساس اسلام را اصلي اساسي و از اهم فرايض مي‎دانست و معتقد بود در راه حفظ اسلام بايد از همه چيز گذشت. امام در راه حفظ اسلام، ضرورت‌هاي ديپلماتيك مانند ايجاد روابط و مناسبات گسترده با غرب را روا نمي‎دانست و بر اين اساس، در ماجراي سلمان رشدي كه اساس دين را هدف گرفته بود، به دفاع از دين برخاست و پرده از چهره پليد غرب برداشت. سوم: اصل بيداري و هوشياري در برابر توطئه‎هاي بيگانگان. امام خميني(ره)، بر اين اصل تأكيد ويژه‎اي داشت و ناهوشياري در برابر توطئه‎هاي بيگانگان را آن‌گونه مي‌پنداشت که گويي فردي با دست خويش، خود را به هلاکت افکند. از اين‌رو، همگان را از اين امر آگاه مي‌ساخت که ماجراي سلمان رشدي اول ماجراست و استعمار از اين مارهاي خطرناك، فراوان در آستين دارد. ايشان غفلت از اين ماجرا را ناروا و آن را يكي از ترفندهاي استعمار مي‎دانست كه به جنگ مقدسات مسلمانان آمده است تا ارزش‌هاي آنان را سست کند. اين رويكرد امام نشان داد كه مسلمانان بايد بيدار و هوشيار باشند و اجازه ندهند كسي به مقدسات آنها توهين كند. چهارم: اصل نگاه به درون در برابر توطئه‎هاي بيگانگان. امام خميني(ره)، معتقد بود كه نمي‎توان به نيروهاي خارجي و كشورهاي بيگانه تكيه کرد و در اين ماجرا نيز مي‎خواست اين نكته را برجسته سازد كه اسلام ابزارهاي نيرومندي در برابر بيگانگان دارد که يكي از اين ابزارها، فتواي مذهبي است. پنجم: اصل حفظ و حراست از انقلاب و معرفي ارزش‌هاي اصيل آن. امام خميني(ره)، با طرح اين فتوا بر آن بود هويت اصلي انقلاب ايران را به مسلمانان جهان معرفي كند و تمايز ميان اسلام ناب و اسلام امريكايي و نيز ديگر حکومت‌ها را روشن سازد و اين ماجرا سبب شد انقلاب ايران برجستگي بيشتري بيابد و ماهيت آن بيش از پيش آشکار شود. برخي از نتايج مثبت فتواي امام راحل در سطح خارجي و بين‎المللي را ميتوان اينگونه برشمرد: نشان دادن نيروي قوي اسلام و وحدت ميان فرق گوناگون مسلمانان، طرح انديشه‎هاي اصيل انقلاب اسلامي، توجه مسلمانان جهان به نفوذ رهبري مستحكم امام خميني(ره)، مقابله با تحريف‌هاي مذهبي غرب براي تضعيف باورهاي معنوي مسلمان و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد سطح تحصیلات، تجارت الکترونیک، تحلیل عاملی Next Entries منبع مقاله درمورد اهداف تربیت، فضایل اخلاقی، سعادت و کمال