تحقیق رایگان درباره معنای اصلی، کتاب مقدس، مشیت الهی، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

بندگي بيرون آوردم» (خروج 20: 2). پروردگار به طور صريح اعلام ميدارد که نه تنها آفريننده اوليه جهان است؛ بلکه هر واقعه و اتفاقي پس از آفرينش اوليه (مانند واقعه خروج از مصر) با اراده و خواست مستقيم وي صورت ميگيرد. تعاليم تلمود نيز مويد اين نکته است که ادامة بقا و حيات موجودات و حتي جمادات به تجديد لحظه به لحظة واقعة آفرينش از سوي خداوند وابسته است وچنانچه او لحظه اي جريان فيض خود را از جهان قطع نمايد، همه چيز به نيستي و نابودي اولية پيش از آفرينش جهان باز خواهد گشت.
2- يکتايي خداوند
وحدانيت خداوند اصلي بديهي ومسلم است و اين اصل هر چه را که ميکوشد مفهوم تعالي خداوند را به عنوان ذاتي يگانه و تنها وجود حقيقي دچار خدشه سازد، نفي مي کند. اين خداي واحد خدايي است که بني اسرائيل به وجود او اقرار مي کنند و به ستايشش مي پردازند. صفات سلبي خداوند در نظر يهوديان همان قدر مورد تاکيد قرار مي گيرد که صفات ثبوتي او. درعهد عتيق، خداوند خدايي است يگانه: تو را خدايان ديگري غير از من نباشد (خروج 20: 3).
3- نفي جسمانيت از ذات خداوند
خداوند وجودي است نامحدود، به اين معنا که براي قدرت و نيروي او حد و نهايتي قابل تصور نيست. اگر خداوند داراي خصوصيات جسماني بود، ميبايست در مرزهاي زمان و مکان محصور ميشد و محدوديتي براي قدرت و ارادهاش به وجود ميآمد که اين به معناي نقص و وابستگي خداوند به چيز ديگري است و ناقض کمال اوست: «خد اوند، آن پروردگاري است که از بالا در آسمانها و از پايين در زمين قرار دارد». اين آيه به گونه اي صريح و مستقيم به نفي جسمانيت خداوند مي پردازد.
4- منع عبادت غير خداوند
دومين دستور ده فرمان چنين است: «براي تو معبودان ديگري در برابر من نباشد» (خروج 20: 3). در عقايد يهود نه تنها پرستش يا عبادت مستقيم غير خدا منع شده است، پرستش ستارگان و ديگر موجودات جهان نيز با عنوان واسطهاي بين انسان و خدا امري کفرآميز به شمار ميآيد. حتي تمجيد و توصيف عبادت گونة آنها به تصور آنکه خداوند به اين وسيله محترم و متبارک خوانده شود، منع شده است. در متون مذهبي براي جلوگيري از هرگونه تمايل و انحراف به سوي شرک، روکردن به آنها و مشاهدة نحوه بت پرستي و شرک يا حضور در چنين اماکني منع شرعي دارد.
5- علم بي پايان خداوند نسبت به افکار انسان
ارمياي نبي ميفرمايد: «من خدايي هستم که قلب را جستجو مي کنم». اين اصل از ايمان، نشانة آن است که پروردگار از همه ذهنيات انسان اطلاع کامل دارد. نه فقط آن بخش از تفکراتي که مورد تاييد عقل و احساس انسان است و به نتيجه و عمل ميانجامد؛ هر گونه تصور زودگذر و موقت و حتي جرقه هاي ذهني و باطني که خود انسان ممکن است پس از گذشت لحظاتي آنها را فراموش کند، در عالم بالا و نزد خدا آشکار خواهد بود. تصور اينکه انسان چيزي بداند يا به مسألهاي فکر کند که خداوند نسبت به آن علم ندارد؛ به معناي نقص خداوند و مخالف اصل خداشناسي و کامل دانستن اوست.
3-2-2-1- نتایج ایمان در عهد عتیق
1. عدالت: «و به‌ خداوند ایمان‌ آورد، و او، این‌ را برای‌ وی‌ عدالت‌ محسوب‌ کرد» (پیدایش15: 6).
2. پیروزی: «و بامدادان‌ برخاسته‌، به‌ بیابان‌ تَقُوع‌ بیرون‌ رفتند و چون‌ بیرون‌ می‌رفتند، یهُوشافاط‌ بایستاد و گفت‌: «مرا بشنوید ای‌ یهودا و سکنه ی اورشلیم‌! بر یهُوَه‌ خدای‌ خود ایمان‌ آورید و استوار خواهید شد، و به‌ انبیای‌ او ایمان‌ آورید که‌ کامیاب‌ خواهید شد. » (دوم تواریخ20: 20).
3. معرفت: «خردمندیِ نیکو و معرفت را به من بیاموز زیرا که به اوامر تو ایمان آوردم. » (مزامیر119: 66).
4. نجات: «خدایم صخرة محکمی است که به آن پناه می برم. او همچون سپر از من محافظت می کند, به من پناه می دهد و با قدرتش مرا می رهاند. نجات دهندة من, مرا از ظلم می رهاند. » (دوم سموئیل22: 3)، «خدایم صخرة محکمی است که به آن پناه می برم. او همچون سپر از من محافظت می کند, به من پناه می دهد و با قدرتش مرا می رهاند. نجات دهندة من, مرا از ظلم می رهاند. » (مزامیر28: 7).
5. محبت: «او دلهای‌ شما و فرزندانتان‌ را پاک‌ خواهد کرد تا خداوند، خدایتان‌ را با تمامی‌ دل‌ و جان‌ دوست‌ بدارید و در آن‌ سرزمین‌ زنده‌ بمانید. » (تثنیه30: 6).
6. رحمت: «اما بر کسانی‌ که‌ مرا دوست‌ داشته‌ باشند و دستورات‌ مرا پیروی‌ کنند، تا هزار پشت‌ رحمت‌ می‌کنم‌. » (خروج20: 6؛ تثنیه7: 9).
7. برگزیدگی: خداوند به قوم یهود وعده داده است که در صورت ایمان به خدا و وفاداری و رعایت عهد و میثاق و اطاعت و فرمانبرداري از خدا، آنها را قوم خاص و برگزیده خود کند: «امروز خداوند، خدایتان‌ امر می‌فرماید که‌ تمام‌ قوانین‌ او را اطاعت‌ کنید؛ پس‌ شما با تمامی‌ دل‌ و جان‌ آنها را بجا آورید. امروز اقرار کرده‌اید که‌ او خدای‌ شماست‌ و قول‌ داده‌اید از او پیروی‌ نموده‌، احکامش‌ را بجا آورید. خداوند امروز طبق‌ وعده‌اش‌ اعلام‌ فرموده‌ است‌ که‌ شما قوم‌ خاص‌ او هستید و باید تمامی‌ قوانین‌ او را اطاعت‌ کنید. اگر احکامش‌ را بجا آورید او شما را از همه‌ قومهای‌ دیگر بزرگتر ساخته‌، اجازه‌ خواهد داد عزت‌، احترام‌ و شهرت‌ بیابید؛ اما برای‌ کسب‌ این‌ عزت‌ و احترام‌ باید قوم‌ مقدسی‌ برای‌ او باشید. » (تثنیه26: 16-19). با توجه به آیات عهدعتیق این نکته واضح است که انتخاب و برگزیدگی قوم یهود مشروط به ایمان به خدا و وفاداری و رعایت عهد و میثاق است، و در غیر این صورت، این موهبت عظیم الهی از آنان گرفته میشود: «و اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را به‌ دقت بشنوی‌ تا هوشیار شده‌، تمامی‌ اوامر او را که‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بجا آوری‌، آنگاه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ تو را بر جمیع‌ امت‌های‌ جهان‌ بلند خواهد گردانید. و تمامی‌ این‌ برکتها به‌ تو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت‌… و اما اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را نشنوی‌ تا هوشیار شده‌، همهی اوامر و فرایض‌ او را که‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌ بجا آوری‌، آنگاه‌ جمیع‌ این‌ لعنتها به‌ تو خواهد رسید، و تو را خواهد دریافت‌ (تثنیه 28: 1-68؛ تثنیه 26: 16-19؛ پادشاهان اول، 9: 6-9؛ لاویان 20: 22-26). و در بسیاری از آیات کتاب مقدس خداوند از خشم و غضب خود بر قوم بنی اسرائیل و ویرانی شهرها و آواراگی مردمانش سخن گفته است: خویشتن‌ را برانگیز ای‌ اورشلیم‌!برخیز! ای‌ که‌ از دست‌ خداوند کاسه‌ غضب‌ او را نوشیدی‌ … از جمیع‌ پسرانی‌ که‌ زاییده‌ است‌ یکی‌ نیست‌ که‌ او را رهبری‌ کند و از تمامی‌ پسرانی‌ که‌ تربیت‌ نموده‌، کسی‌ نیست‌ که‌ او را دستگیری‌ نماید (اشعیا 51: 17-18؛ میکاه 3: 9-12؛ پیدایش 15: 16؛ تثنیه 9: 4-5).
3-2-3- ایمان در عهد جدید
رودلف كارل بولتمان در واژه نامة كلامي عهد جديد کیتل1 دراين باره اظهار مي دارد كه «در مسيحيت نخستين، ايمان به مهم ترين واژه براي ارتباط انسان با خداوند تبديل گرديد» (Plantinga, 1983, p11). زيرا كه اين واژه به آن چه خداوند در ارتباط با بشر از آدمي مي خواهد، دلالت مي نمايد (ibid). دائرةالمعارف کاتولیک ایمان را اینگونه تعریف میکند: ایمان به معنای باور به خدا و پذیرش وحی او به عنوان حقیقت است (Pickar, 2003, p 589؛ شکوری نژاد؛ علمی، 1390: 82).
در عهدجديد، مسأله ايمان جايگاه بسیار مهمی دارد. خود عیسی مسیح به خدا ايمان و اعتماد داشت و رسولان خود را سفارش اکید میکرد که اينگونه باشند (Hatch, 1925, p 5؛ Bousset, 1907: 91). او هرگز از آنها نمیخواست که به جای خدا به خود او اعتماد کنند: «پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست، اجر تو را خواهد داد. » (متی6: 18). و در آیههای ذیل: «عیسی در جواب ایشان گفت، به خدا ایمان آورید» (مرقس11: 22)، و «عیسی در جواب ایشان گفت، هرآینه به شما می‌گویم اگر ایمان می‌داشتید و شک نمی‌نمودید، نه همین را که به درخت انجیر شد می‌کردید، بلکه هر گاه بدین کوه می‌گفتید، منتقل شده به دریا افکنده شو چنین می‌شد. » (متی21: 21). خدا یگانه متعلق ایمان توصیف میشود (Hatch, 1925, p6).
ايمان در عهدجديد بیشتر جنبه معرفتی و شناختی دارد و به معنای اعتقاد يقینی و باور راسخ است (Treier, 2005, p 226). به اعتقاد پولس ايمان فعل انسان نیست، بلكه فعل خدا است (افسسیان8: 2)، ايمان هديه خدا برای هر انسانی است که آن را بخواهد (رومیان12: 3)، هر چند اين ايمان قابل رشد است (Hatch, 1917, p 49). مفهوم پولسی ايمان در بردارنده اعتقاد، اعتماد و وفاداری است (نک: Hatch, 1925, p 9 ). ايمان اساس دين و اخلاق است (Ibid, p11).
عهد جدید در بیان مفهوم ایمان از واژه یونانی «pisteuo» و صورت اسمی آن (pistis) استفاده میکند که معمولاً به معنای ایمان، اعتقاد و باور است (Hooker, 2005, p902). بنابراین ایمان ترجمه انگلیسی «faith» و کلمه لاتینی «fides, fide, fidere» و اسم عبرانی «emunah» و اسم یونانی «pistis» است که به معنی اطمینان (confidence)، توکل (reliance) و اعتماد (trust) میباشد (نک: Stein, 2011, p397؛ Torrance, 1956, p111؛ Knight, 2008, p206؛ Hooker, 2005, p902؛ Bassett, 1998, p415؛ 1917, p82 Hatch, ).
پولس در تعریف ایمان در رساله عبرانیان بیان میکند که: «ایمان یعنی اطمینان داشتن به اینکه آنچه امید داریم، واقع خواهد شد؛ ایمان یعنی یقین داشتن به آنچه اعتقاد داریم، هرچند قادر به دیدنش نمیباشیم» (عبرانیان11: 1). در اين تعريف ايمان همان اعتماد و اطمینان در نظر گرفته شده است. ايمان، الهام بخشِ اعتماد و اطمینانی است که می تواند کوهها را به حرکت درآورد و معجزاتی را انجام دهد (اول قرنتیان13: 2).
میتوان گفت ايمان در عهد جديد به طور کلی به معنی متقاعد شدن ذهن به درست بودن و حقیقت داشتن حكمی است. وقتی حكمی درست است پس قابل اعتماد است. بنابراين، معنای اصلی ايمان اعتماد است ( Eastons, 1897, p422 ؛ هاکس، 1383: 145). البته طبق اين تعريف، اموری که مورد اعتماد قرار میگیرند و پذيرفته میشوند ممكن است ناديدنی باشند (Popeshenouda, 1989, p 25-38). اعتماد از مفاهیمی است که به شدت با ايمان مرتبط است و گاهی علاوه بر آنكه از نشانه های آن به شمار می آيد، با ايمان يكی شمرده می شود. اعتماد به خدا بنیادی است که رابطه خدا و انسان بر اساس آن شكل می گیرد. باور و ايمان به خدا همان اعتماد و اطمینان و يا يقین تزلزل ناپذير به حقیقت وعده های خداوند است هر چند شاهد و گواه ديگری بر آن نباشد. همچنین ايمان، اعتماد و اطمینان به تحقق وعده های اوست هرچند در ظاهر هر چه می بینیم برخلاف تحقق آنها باشد (Torrey, 1997, p 36) از همین جهت پولس تأکید می کند که در ايمان بايد به خدا اعتماد کرد نه بر عقل بشری: «تا پایه ایمان شما بر قدرت خدا باشد، نه بر حکمت انسان» (اول قرنتیان2: 5).
به هر حال تعريف ايمان به عنوان اعتماد، روشی برای متمرکز کردن اين اعتماد بر قابل اعتماد بودن مشیت الهی هم در سعادت و هم در شقاوت است. استعاره های مشهور که برای الوهیت به کار برده می شود، مانند پدر، بیانگر اين اعتقاد است که چنین متعلَقی شايستگی اعتماد و ايمان قلبی را دارد.
با توجه به رساله عبرانیان/ 11 فهمیده میشود که اين اعتماد و ايمان شامل حال و آينده می شود؛ اما تاکید اين رساله بیشتر بر آينده و ماهیت آينده نگری ايمان است. در اين رساله نمونه هايی از ايمان افراد در عهد قديم ذکر می شود تا جنبه آينده نگری ايمان بیشتر روشن شود (Rhee, 1998, p713).
پولس وقتی از ايمان به عنوان اعتماد سخن می گويد، الگويی از هدايت الهی در حوادث گذشته که بیشتر برای پیامبران رخ داده است را نیز ارائه می کند. اين امر اين نتیجه گیری را که چنین هدايتی در آينده نیز ادامه خواهد يافت قابل اعتماد میسازد. حتی از لحاظ تاريخی و روانشناسی درک ايمان بدون چنین الگويی مشكل است. هرگاه ايمان به عنوان اعتماد بر اساس اين الگوی هدايت الهی قرار گیرد، اشاره بر اين دارد که بی اطمینانی در يک لحظه نمی تواند يا نبايد موجب تضعیف اين اطمینان شود (Pelikan,

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، وجود خداوند، فرمانبرداری، صراط مستقیم Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، آسایش و راحتی، فضایل اخلاقی، مرگ و زندگی