تحقیق رایگان درباره مسجد الحرام، جهان اسلام، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

توكل، رغبت، هراس، خشوع، خشيت، انابه، كمك گرفتن، استعاذه، استغاثه، ذبح و نذر مى‏دانند.343
طبيعى است كه چنين تفسير فراخ و بى‏پايه‏اى از عبادت بسيارى از يكتا پرستان و مسلمانان جهان را در جرگه مشركان وارد مى‏كند! و اين تالى فاسد و لازمه خطرناكى است كه متأسفانه سلفیه بى‏باكانه بدان ملتزم و پاى‏بند هستند!
به طور كلى، ديدگاه محمد بن عبد الوهاب درباره توحيد در يكى از رسائل او به نام القواعد الأربعة344 آمده است. او در اين رساله مختصر، با استناد به ظواهر برخى آيات و روايات، براى توحيد چهار ركن ذكر نموده، كه در واقع اركان سلفیه است:
“يكم: دانستن آن كه كافران زمان پيامبر صلی الله علیه و آله به اين كه خداوند خالق و مدبر جهان است اقرار داشتند ولى اين اقرار آنان را به اسلام وارد نمى‏نمود.
دوم: آن كه كافران زمان پيامبر صلی الله علیه و آله مى‏گفتند كه جز براى نزديكى به خداوند و طلب شفاعت بت‏ها را نمى‏خوانيم.
سوم: آن كه پيامبر صلی الله علیه و آله در ميان كسانى ظهور فرمود كه از حيث عبادت متفاوت بودند؛ برخى فرشتگان، برخى پيامبران و صالحان، برخى درختان و سنگ‏ها، و برخى خورشيد و ماه را مى‏پرستيدند، اما پيامبر صلی الله علیه و آله با همه آنان جهاد فرمود و ميان آنان فرقى نگذاشت.
چهارم: آن كه مشركان زمان ما از مشركان زمان پيامبر صلی الله علیه و آله مشرك‏تراند! چرا كه مشركان زمان پيامبر صلی الله علیه و آله تنها به هنگام آسايش شرك مى‏ورزيدند و به هنگام دشوارى مخلص مى‏شدند، اما مشركان زمان ما، هم به هنگام آسايش و هم به هنگام دشوارى مشرك‏اند!”345
وى در رساله ديگرش به نام كشف الشبهات نيز بر اين ديدگاه افراطى پاى فشرده، و بيش از 24 بار مسلمانان غير وهابى را مشرك، و بيش از 25 مرتبه آنان را كافر، بت‏پرست، مرتد، منافق و شيطان خوانده است!346
اين ديدگاه عجيب تقريباً در همه منابع وهابى به چشم مى‏خورد. از اين رو، برخى چون سيد محسن امين عاملى‏347 و سيد مرتضى عسكرى‏348 سلفیه را به‏ خوارج تشبيه، و ديدگاه‏هاى اينان را به تفصيل با ديدگاه‏هاى آنان مقايسه و تطبيق نموده‏اند.
شگفتا كه محمد بن عبد الوهاب با وجود اهميتى كه براى مسأله توحيد قائل بود خدا را جسم مى‏انگاشت، و باور داشت كه نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنيا و ثبوت دست و روى و جهت براى او حقيقى است!349 از اين رو است كه سليمان عوده از توحيد محمد بن عبدالوهاب با نام توحيد صحرايى و بدوى ياد مى‏كند.350
برخى محققان معاصر درباره اين موضوع كتابى با عنوان الوهابية و التوحيد نگاشته‏اند، و در آن به نقد و بررسى توحيد وهابى پرداخته‏اند.351
لازمه تفسير به رأى و تلقى گستاخانه از توحيد، برداشت بى‏پايه، عجيب و خطرناك از شرك خواهد بود.
سلفیه شرك را به سه گونه تقسيم مى‏نمايند:
يك گونه شرك در ربوبيت است كه خود دو بخش مى‏پذيرد: شرك تعطيل كه كسانى چون فرعون، فلاسفه، عرفا، غلات جهميه و قرامطه در ذيل آن قرار مى‏گيرند، و اين نوع بدترين انواع شرك است‏352؛ و شرك بدون تعطيل كه كسانى چون نصارى و مجوس، و همچنين غلات قبرپرست! كه براى روح اوليا توان تصرف قائل‏اند را شامل مى‏شود.353
گونه ديگر شرك در توحيد اسماء و صفات است كه شامل تشبيه خالق به مخلوق مى‏شود و از گونه پيشين بهتر است!
گونه سوم شرك در توحيد عبادت است كه به دو نوع تقسيم مى‏شود:
يك نوع آن كه كسى يا چيزى غير خدا را بخوانند و از او مانند خدا طلب شفاعت نمايند و نسبت به او مانند خدا خوف و رجا داشته باشند و اين نوع شرك اكبر است.
نوع ديگر شرك اصغر است كه به رياء و خودنمايى و مانند آن اطلاق مى‏شود.354
ناگفته پيداست كه چنين تقسيم‏هاى سليقه‏اى و بخش‏بندى‏هاى غير عالمانه از مفاهيم بنيادين اسلامى خبطى خطرناك و خطايى بس فاحش است.
ترديدى نيست كه شرك نيز مانند توحيد مفهومى كاملًا مشخص و تعريفى روشن و بى‏ابهام دارد، و آن همانا شريك دانستن مخلوقى با خداوند يكتا در آفرينش، تشريع و تدبير جهانيان است؛ چيزى كه دامن عموم مسلمانان از آن پاك و پيراسته مى‏باشد.
به راستى كدام مسلمان است كه كسى يا چيزى را در آفرينش و تدبير جهانيان و يا تشريع احكام دين شريك پروردگار بى‏همتا و داراى توانايى و اختيارات او بپندارد؟! يا كدامين مسلمان در هر گوشه اين جهان، پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و پيشوايان معصوم اهل بيت: را جز بندگان برگزيده و اولياى شايسته خداوند بلند مرتبه مى‏انگارد؟!
حسن السقاف در كتاب صحيح شرح العقيدة الطحاوية به تفصيل اين مبناى وهابى را به نقد كشيده است.355 همچنين، استاد جعفر سبحانى درباره اين موضوع كتابى با عنوان التوحيد و الشرك فى القرآن الكريم نگاشته، و در آن مبانى نادرست انديشه وهابى را مورد ارزيابى قرار داده است.
مبانى متفاوت، نااستوار و بى‏پايه سلفیه، ديدگاه‏هاى آنان را به ديدگاه‏هايى ناهماهنگ، نادرست و غير منطقى تبديل ساخته است. اين ديدگاه‏ها را در چند موضوع مى‏توان بررسى كرد:
تكفير غير سلفیه، بدعت شمردن تبرك و استشفا به آثار اولياى خدا، روا ندانستن زيارت قبور پيامبر صلی الله علیه و آله و اهل بيت:، روا ندانستن توسل و استشفاع به آنان و شرك پنداشتن سوگند به غير خدا.
3-1-1. تكفير غير سلفیه‏ ؛
تكفير عمل شومى است كه سرچشمه بسيارى از آشوب‏ها و فتنه‏هاى تاريك جهان اسلام در گذشته و حال به شمار مى‏رود. نقش اين عمل زشت و غير اسلامى در تحولات كنونى و حوادث خونين برخى كشورهاى مسلمان مانند عراق و افغانستان برجسته و غير قابل انكار است.
چنان‏چه پيشتر اشاره شد، كافر انگاشتن ديگران از مهم‏ترين ويژگى‏هاى سلفیه در گذشته و حال بوده است. اينان بر پايه برداشت نادرستى كه از دو مفهوم توحيد و شرك داشته‏اند بيشتر مسلمانان در سرتاسر جهان را مشرك و سزاوار مرگ پنداشته‏اند!
اينان به سختى ميان شرك جلى (شريك قرار دادن كس يا چيزى براى خدا) و شرك خفى (لغزش فكرى يا گناه عملى) فرق مى‏گذارند و در تكفير افراد مسلمان و گروه‏هاى اسلامى غالباً شتابزده عمل مى‏كنند.
اين در حالى است كه قرآن كريم از كافر انگاشتن هر كه تظاهر به اسلام نمايد بر حذر داشته و فرموده‏است:
“يا أَيهَا الذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِى سَبِيلِ اللهِ فَتَبَينُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدنْيا فَعِنْدَ اللهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَن اللهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَينُوا إِن اللهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً؛356
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا بيرون مى‏رويد بررسى كنيد و به كسى كه براى شما تظاهر به اسلام مى‏نمايد نگوييد كه تو مؤمن نيستى تا فراخى زندگى دنيا را تحصيل نماييد چه آن‏كه نزد خدا بهره‏هاى فراوان است، شما پيشتر چنين بوديد پس خدا بر شما منت نهاد، اكنون بررسى كنيد، همانا خداوند به آن‏چه انجام مى‏دهيد آگاه است.”
در شأن نزول اين آيه روايت شده است كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله دسته‏اى از ياران خود را به فرماندهى اسامه بن زيد براى جنگ با بنى ضمره فرستاد. آنان با مردى از قبيله مذكور به نام مرداس روبه رو شدند كه مقدارى دارايى و شترى سرخ مو داشت. هنگامى كه مرداس با سپاه اسامه رو به رو شد بر آنان سلام كرد و كلمه شهادتين را بر زبان راند، اما اسامه به سخن او توجهى ننمود و وى را به قتل رساند تا دارايى و شتر او را بگيرد!
همراهان اسامه پس از بازگشت ماجرا را به‏ پيامبر صلی الله علیه و آله گزارش دادند و گفتند:
“اى رسول خدا! نديدى كه اسامه چگونه مردى را كه مى‏گفت لا إله إلا الله محمد رسول الله به قتل رساند! پيامبر صلی الله علیه و آله وقتى اين گزارش را شنيد خطاب به اسامه فرمود: با لا إله إلا الله چه كردى؟! اسامه گفت: اى رسول خدا! آن مرد تنها براى اين شهادتين گفت كه جان خويش را حفظ كند!
پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آيا تو دلش را شكافتى و از درونش آگاهى يافتى؟! در اين هنگام آيه مذكور نازل شد و اسامه سوگند ياد كرد كه ديگر هرگز با كسى كه شهادتين را بر زبان مى‏راند نجنگد.”357
اين روايت و روايات فراوان ديگر همه حاكى از آنند كه نمى‏توان كسى را كه شهادتين بر زبان مى‏راند كافر يا مشرك دانست و به اين بهانه جان و مال او را حلال شمرد.
از اين رو، هيچ يك از پيشوايان مذاهب و شخصيت‏هاى بزرگ اسلامى تكفير مسلمين را بر خود روا نمى‏شمرد و عناوينى چون كافر و مشرك را بر اهل قبله اطلاق نمى‏نمود.
به عنوان نمونه، بسيارى از فقيهان شافعى حتى اقتدا به اهل بدعت‏ها در نماز را روا مى‏شمارند و تكفير آنان را بر نمى‏تابند، و اين ظاهر مذهب شافعى با استناد به‏ حديثى است كه مى‏فرمايد:
“بركسى كه مى‏گويد: لا إله إلا الله، و پشت سر كسى كه مى‏گويد: لا إله إلا الله نماز گزاريد.358 “
نووى (676 ق) يكى از فقيهان مشهور شافعى مى‏گويد:
“همواره همه سلف و خلف (قدما و متأخران) بر روا بودن نماز پشت سر معتزله و ديگران از اصحاب همه مذاهب اسلامى و روا بودن ازدواج و توارث با آنان و جريان همه احكام مسلمين بر آنان اتفاق نظر داشته‏اند، و بسيارى از محققان اصحاب ما مانند ابو بكر بيهقى و ديگران، سخنانى كه از شافعى و ديگر علما مبنى بر تكفير قائلان به آفريده بودن قرآن رسيده است را بر كفران نعمت‏ها و نه كفر حقيقى حمل كرده‏اند”.359
ابو بكر بيهقى از زاهر بن احمد سرخسى نقل كرده است كه گفت:
“وقتى مرگ ابو الحسن اشعرى در خانه من در بغداد نزديك شد، مرا به بالين خويش خواند و گفت: شاهد باش كه من احدى از اهل اين قبله را تكفير نمى‏نمايم، چه آن‏كه همگان معبود واحدى را قصد مى‏كنند و اختلاف‏شان تنها در عبارات است”.360
ذهبى نيز پس از نقل اين حكايت مى‏گويد:
“من نيز چنين ديدگاهى دارم؛ و شيخ ما ابن تيميه‏ نيز چنين ديدگاهى داشت و در اواخر عمرش مى‏گفت: من احدى از امت را تكفير نمى‏كنم، و با اشاره به حديث نبوى لا يحافظ على الوضوء إلا مومن بر آن بود كه هر كس با وضو به نمازهاى واجب ملتزم باشد مسلمان است”361.
از اين‏جا روشن مى‏شود كه سلفیه بر خلاف اجماع اهل علم و ديدگاه همه عالمان اهل سنت زبان به تكفير امت گشوده‏اند و از راه سلف صالح منحرف شده‏اند.362
استاد جعفر سبحانى درباره اين موضوع كتابى با عنوان الإيمان و الكفر پرداخته، و در آن مسأله تكفير اهل قبله را مورد نقد و بررسى قرار داده است.
3-1-2. بدعت دانستن تبرك و استشفاء به آثار اولياى خدا ؛
يكى ديگر از ديدگاه‏هاى بى‏پايه سلفیه كه مخالف با كتاب خدا، سنت پيامبر صلی الله علیه و آله ، روش سلف صالح و احاديث ائمه اهل بيت (عليهم السلام) است، بدعت دانستن تبرك و استشفاء به آثار اولياى خداست.
قرآن كريم در داستان زيبا و آموزنده يوسف علیه السلام مى‏فرمايد:
“اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً؛363
اين پيراهن من را ببريد و بر چهره‏ پدرم بيافكنيد تا بينايى خويش را بازيابد.
..فَلَما أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلي وَجْهِهِ فَارْتَد بَصِيراً؛364
چون بشارت‏دهنده آمد آن پيراهن را بر چهره يعقوب افكند و وى بينايى خويش را باز يافت.”
در اين دو آيه تبرك و استشفاء به پيراهن يوسف علیه السلام و تأثير مبارك و شفابخش آن مورد تأييد قرار گرفته است.
همچنين، قرآن كريم از متبرك بودن برخى مكان‏ها و مبارك بودن اولياى خدا خبر مى‏دهد. به عنوان نمونه، درباره مكه و مسجد الحرام مى‏فرمايد:
“إِن أَولَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلناسِ لَلذِي بِبَكةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ؛365
همانا نخستين خانه‏اى كه براى مردم نهاده شد همانى است كه در مكه مبارك و هدايتى براى جهانيان است. “
و درباره قدس شريف مى‏فرمايد:
“الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الذِى بارَكْنا حَوْلَهُ؛366
مسجد الأقصايى كه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رسول خدا (ص) Next Entries تحقیق رایگان درباره زيارت، (عليهم، مى‏فرمايد:، سلفیه