تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

نفسانی (محبت، صبر، خوف، رجاء و شکرگزاری) که رابطه مطلوب و جهت گیری درونی آدمی را با خداوند رقم میزنند، صورت گیرد تا نقاط اشتراک و اختلاف این کتب آسمانی در موضوع مورد نظر جهت همزیستی مسالمت آمیز بین ادیان حاصل آید.
4-1- بررسی محبت در قرآن و عهدین
محبّت از آموزههای اخلاقی مشترک در قرآن و عهدین است. در هر سه کتاب، «محبت» رابطهای دوسویه بین خدا و انسان است؛ خداوند در ابتدا به انسان محبت و مهربانی نموده است و بدبن وسیله انسانها را به یکدیگر پیوند میدهد و به آنها میآموزد که به یکدیگر محبت نمایید و عناصری برای کسب این فضیلت، معرفی نمودهاند. در عهد عتیق، خداوند از روی محبّت جهان خلقت را آفریده است و به خاطر محبّت قوم اسرائیل را به رهبری موسی (ع) از ظلم وستم فرعونیان نجات داد. محبت پایه و اساس عهد جدید است، مسیحیت به  «دین محبت» و یوحنا، یکی از نویسندگان اناجیل، به  «رسول محبت» شهرت یافته است. مسیحیان عیسی (ع) را نماد محبت خداوند به خلق می دانند. و به نظر ایشان، محبت به خدا و محبت به همسایه و ابراز عشق به آنان ایمان را غنا می بخشد. در قرآن نیز بر محبت به خالق و خلق تاکید فراوان شده است. سیره ی عملی پیامبراسلام (ص) و پیروانش نشانه ی روشنی ازدرجه ی اعتبار و ارزشی است که آنان برای این آموزه ی دینی قایلند. اسلام نیزهمچون مسیحیت محبت را نشانه ی ایمان دانسته . از این رو، این بخش از رساله در صدد است تا این آموزه را در عهدعتیق، عهد جدید و قرآن کریم مورد بررسی و تحلیل قرار دهد تا نقاط اشتراک و ختلاف این سه کتاب در جهت ابهام زدایی از پیامهای اصلی ادیان فراهم گردد.
4-1-1- محبت در قرآن
معانی اصلی ماده «ح ب ب» عبارتند از: 1. لزوم و ثبات؛ 2. دانه چیز دانه دار؛ که در مثل گندم و جو و حتی انگور رایج است؛ 3. وصف کوتاهی یک چیز؛ مثلاً: «حبحاب» به معنی مرد یا شتر کوتاه قد و ضعیف (ابن فارس، 1387: 202؛ مصطفوی، 1360، ج 2: 152؛ فیروزآبادی، 1407: 91). ريشه و حقيقت لغوي آن، به معناي دانهي خوراکي است که در زمين کاشته ميشود و رشد پيدا ميکند. به دليل شباهت ظاهري دندان با دانه به آن «حبب الاسنان» گفته ميشود. حباب آب با اين ماده آورده شده به اين دليل که درشکل همانند دانه است. به آنچه در قلب آدمي جريان دارد از خوبيها و بديها «حَبَه» گفته ميشود زيرا همچون دانه در قلب کاشته و رشد پيدا ميکند (ر.ک: ابنمنطور، 1414، ج1: 289؛ راغب، 1412: 214).
محبت در اصطلاح عام، «میل طبع به چیز لذت بخش» است که حالت شدید آن عشق نامیده می شود (جاراللّه، 1422: 31). محبت در اصطلاح فلاسفه عبارت است از «میل به شخص یا چیزعزیزیا جذاب یا سودمند. » (جاراللّه، 1422: 31). محبت حالتی است که در دل یک موجود ذی شعور، نسبت به چیزی که با او ملایمت و با تمایلات و خواسته های او تناسبی داشته باشد پدید می آید (مصباح، 1380: 359). به عقیده علامه «حب» عبارت است از تعلق و ارتباط وجودي بين محب و محبوب و يا به عبارتي جاذبه بين علت مکمل و يا شبيه به آن و معلول مستکمل يا شبيه به آن و چون حب عبارت از اين است، لذا ما افعال خود را دوست مي‌داريم تا آن را وسيله و ابزار کار خود کنيم (طباطبایی، 1417، ج1: 411-412). بنابراین محبت در نظر علامه يك نوع ارتباط و جاذبه خاص شعوري است كه ميان انسان و كمالات او وجود دارد. توجه شود که هرگاه صدور «حُبّ» از خداوند اراده می شود باید پیراستگی آن از نقایص مادی لحاظ گردد (ر.ک: جاراللّه، 1422: 31ـ33؛ صالحی زاده، 1388: 20ـ22).
محبت در قرآن با برخی از واژگان به قرار زیر همسو و با برخی دیگر متضاد است:
1. «مودّت»: از ریشه وُدّ و وداد به معنای حبّ است (فیروزآبادی، 1407: 414). راغب می گوید: ودّ یعنی: دوست داشتن چیزی و آرزوی محقق شدن آن (راغب، 1412: 860).
2. «اُلفت»: از ألِفَ در لغت به معنای اجتماع با میل و رغبت (راغب، 1412: 81)، انس گرفتن و دوست داشتن است. «تألّفَ القومُ» یعنی: قوم جمع شدند و یکدیگر را دوست داشتند (فیومی، 1405: 18).
3. «خُلّت»: از خلل به معنای شکاف میان دو چیز است (راغب، 1412: 290؛ ابن فارس، 1387: 295؛ ر.ک: صالحی زاده، 1388: 27).
4. «رغبت»: که یکی از معانی آن «طلبیدن چیزی» (ابن فارس، 1387: 384) است، وقتی با حرف «الی» بیاید به معنای میل به چیزی برای کسب منفعت از آن است.
5. «ولایت»: از «و ل ی» به معنای «قرب و نزدیکی» (ابن فارس، 1387: 1035؛ فیروزآبادی، 1407: 1732) است و معانی متعدد دیگر آن، از جمله دوستی (که در آن محب و محبوب از لحاظ معنوی به هم نزدیک می شوند)، به نوعی به این ریشه معنایی بازمی گردند (همان).
6. «صدیق» از «ص د ق» است که در اصل به معنای قوّت در چیزی می باشد (همان: 522). از معانی منشعب شده آن، مودّت و محبت است که صداقت از آن مشتق می شود (همان؛ فیروزآبادی، 1407: 1162).
7. «حمیم» یعنی: نزدیک؛ (همان: 1417). بنابراین، حمیمِ فرد کسی است که از نزدیکان او باشد و امر وی برایش اهمیت داشته باشد (جوهری، بیتا: 1905).
8. «أخدان» که اصل معنایی اش «دوستی» است (ابن فارس، 1387: 271؛ فیروزآبادی، 1407: 1540). برخی گفته اند: «خِدن» به دوستی گفته می شود که در همه امور ظاهر و باطن با انسان شریک است (همان: 1540).
9. «إخوان» جمع «أخ» است که از ماده «أ خ و» مشتق شده به معنای کسی که از پدر و مادر یا یکی از آنها یا از جهت رضاعی با انسان شریک باشد. سپس برای هرگونه اشتراکی در قبیله، دین، حرفه، معامله، دوستی و مناسبات دیگر به کار رفته است (راغب، 1412: 68) (پرداختن تفصیلی به معانی هر واژه در این مقال نمی گنجد. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: جاراللّه، 1422: 38ـ40؛ صالحی زاده، 1388: 19ـ39).
دقیق ترین واژه متضاد با محبت، «بغض» است (فراهیدی، 1410، ج 3: 31؛ ابن منظور، 1414، ج 1: 289) که در قرآن کریم چند بار به شکل «البغضاء» آمده است (آل عمران، 3/ 118؛ مائده، 5/ 14و91؛ ممتحنه، 60/ 4). واژه دیگر «عداوة» است که در قرآن با مشتقاتش در برابر الفت (آل عمران، 3/ 103)، إخوان (همان)، مودت (مائده، 5/ 82؛ ممتحنه، 60/ 1و7)، ولایت (فصلت، 41/ 34؛ ممتحنه، 60/ 1)، حمیم (همان) و خُلّت (زخرف، 43/ 67). که همگی از واژگان همسو با محبت هستند قرار گرفته است. «کراهة» هم واژه دیگری است که کاربردهای قرآنیاش، به خوبی تضاد معنایی آن با محبت را نشان می دهد.
واژه «محبت» در قرآن کریم تنها یک بار آمده است: «وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ محََبَّةً مِّنی‏» (طه، 20/ 39)، اما مشتقات آن 94 بار در قرآن به کار رفته است. مشتقات واژه محبت در قرآن به همان معنای لغوی خود به کار رفته است. فاعل محبت گاهی خداوند و گاهی انسان می باشد (آل عمران، 3/ 31؛ مائده، 5/ 54). از نظر قرآن، محبت انسان ها به لحاظ اینکه در راستای رضای الهی باشد یا نباشد، گاهی ممدوح شمرده می شود و گاهی مذموم (بقره، 2/ 165).
4-1-1-1- انواع محبّت در قرآن
الف) محبت بين خدا و انسان
محبت داراي مراتب مختلفي است كه بعضي شديدتر و بعضي ضعيف‌تر است. محبت يك نوع ارتباط وجودي است و وجود داراي مراتب مختلفي مي‌باشد و واضح است كه آن ارتباطي كه ميان علت تامه و معلول آن است با ارتباطي كه ميان علت ناقصه و معلول آن است تفاوت بسيار دارد. كمالي كه محبت به واسطه آن تعلق مي‌گيرد نيز انواع مختلفي دارد؛ گاهي مادي است مانند تغذيه و گاهي غيرمادي است مانند علم. اينکه بعضي مي‌گويند محبت مخصوص امور مادي است بي‌اساس است و اينكه بعضي گفته‌اند حب همان حب غذا است و بعضي نيز اصل حب را حب اعمال جنسي در نظر گرفته‌اند، از آن بي‌اساس‌تر است (طباطبايي، 1417، ج 1: 586).
اما والاترین مرتبه حب، «حب بنده به خدایش» است که حب خدا نسبت به بنده را در پی دارد؛ اين «حب واقعي» است که محب را به سوي محبوب جذب مي‏كند (و نيز محبوب را به سوي محب مي‏كشاند). پس همانطور كه حب بنده باعث قرب او به خدا گشته و او را خالص براي خدا مي‏سازد، محبت خدا به او نيز باعث نزديكي خدا به او مي‏گردد و در نتيجه حجاب‌هاي بعد و ابرهاي غيبت را از بين مي‏برد، پس نزديكي خدا به بنده، گناهان او را مي‏آمرزد و حقيقت بهشت و دوزخ هم همان قرب آدمي ‌به خدا و دوريش از خدا است (همان، ج‏3: 251). در واقع حب واقعی محبتی است متقابل؛ بنده‌اي كه راه محبت الهي را طي مي‌كند هيچ آرزويي جز آنكه خداوند او را دوست داشته باشد ندارد. او مي‌خواهد چنانكه خدا را دوست دارد خدا هم او را دوست داشته باشد (همان: 288) که با محبت متقابل خدا به حب چنین بنده‌ای حب واقعی تحقق می‌یابد. حب واقعی باید با ناموس حب حاكم در عالم وجود هماهنگ باشد؛ چون دوست داشتن هر چيز مستلزم دوست داشتن همه متعلق های آنست و باعث مي‏شود كه انسان در برابر هر چيزي كه در جانب محبوب است تسليم باشد (همان، ج‏3: 248).
حب خدا ناشی از حب او به ذات خویش است. حب خداوند به خویش همان ادراک خیر است. خداوند از آن رو که مدرک جمال خویش است، عاشق است و از آن رو که ذات او مدرک است به ذات، معشوق است و چون فعل خداوند از ذات او جدایی ندارد، آن نیز مورد محبت خداوند است. بدین معنا که خداوند افعال خویش را دوست دارد و چون مخلوقاتش، نتیجه فعل حضرتش هستند، آنها را نیز دوست دارد (کاشفی، 1388: 99 – 102) پس همه موجودات جهان، محبوب خداوند متعال اند، لکن آنچه در این جا مورد بحث است، محبوب بودن انسان‏هاست به معنای خاص آن، که در ادامه بحث خواهد آمد.
راغب می گوید: محبت خدا به بنده، این است که نعمت خود را بر او نازل کند و محبت بنده به خدا، این است که خواستار نزدیک شدن به او باشد. محبت خدا به بنده، در حقیقت، به معنای محبت او به خودش است؛ زیرا کمال بنده، جلوه ای از کمال خداست (راغب، 1412: ). محبت خدا به بنده باعث میشود كه حجابها از قلبش برداشته شود تا با چشم دل او را ببيند و او را برای رسيدن به مقام والای قرب توان ‏بخشد، و همين اراده خدا نسبت به بنده محبت اوست. محبت خدا عبارت است از تطهير باطن بنده از غير خدا و خالی نمودن وجودش از هر مانعی كه بين او و مولايش حائل می‏شود، تا جز با حقّ و از حقّ نشنود، و جز با حقّ نبيند، و جز با حقّ نگويد (شبر، 1378، ج1: 413).
عرفا معتقدند محبت خدا نسبت به بندگان دو گونه است: 1. محبت ابتدایی یا امتنانی، که همان عنایت و توفیق اوّلیه ای است که از جانب خداوند به برخی از بندگان تعلق می گیرد که سبب توان مندی های بنده بر طاعت است. 2. محبت ثانوی یا استحقاقی که ثمره طاعت و اتصاف به صفاتی است که خداوند می پسندد و این به دو طریق حاصل می شود: از راه قرب نوافل، و از راه قرب فرایض (طباطبائی، 1380: 171). بدیهی است که یکی از نشانه های محبت خدا به بنده توفیق در اطاعت اوامر و ترک نواهی اوست و ظهور و بروز محبت خدا به بندگانش، همان بروز رحمت و کرامت حضرتش به بندگان است.
قرآن کریم در آیهی ذیل، به طور صریح خدواند را هم «مُحب» و هم «محبوب» معرفی فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيم‏» (مائده ، 5/54).
خداوند در آیات قبل از این آیه، مومنين را از اينکه يهود و نصاري را اولياي خويش بگيرند برحذر داشته و با شديدترين لحن تهديدشان ميکند که در صورت پيروي از ايشان در گروه آنان در خواهند آمد (مائده، 5/ 51). اگر به اين دستور عمل نکنند، در واقع از دين خداوند بازگشتهاند و در نتيجه خداوند قومي ديگر را با ويژگيهاي برتر جايگزين آنان خواهد کرد. توضيح کلمهي ولي اينکه، ولايت نوع خاصي از نزديکي است که بين دو چيز فاصلهاي از غير نباشد با اهدافي نظير نصرت و ياري، محبت و معاشرت. اگر چه ممکن است منهاي در نظر گرفتن سياق، هدف از ولايت را در اين آيه نصرت و ياري

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره فضایل اخلاقی، کتاب مقدس، بررسی تطبیقی، اخلاق قرآنی Next Entries تحقیق رایگان درباره فیض کاشانی