تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، رسول خدا (ص)، رسول اکرم (ص)، پیامبر اسلام (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

بود، می توانستند از افرادی چون: فاطمه زهراء سلام الله علیها، امیر مومنان علیه السلام، عمار، اباذر و یا بلال! که خود پیامبر آنها را صراحتا یا تلویحا به میزان، در این گونه معضلات معرفی کرده اند، استفاده نماید؛ نه اینکه نقل حدیث را به طور کامل ممنوع اعلام نمایند.
پیامبر پیرامون عمار یاسر فرمودند:
“عمار ملئ إيمانا إلى مشاشه”.17
تمام جان عمار از ایمان پر شده است.
عائشة می گفت :
“لعمار ملئ من كعبيه إلى قرنه إيمانا”.18
همه ی جان عمار را ایمان پر کرده است.
“ما خير عمار بين أمرين إلا اختار أرشدهما”.19
هرگاه عمار، میان دو امر مخیر شود، فقط آنچه به صواب نزدیکتر است را انتخاب می کند.
اگر این دست احادیث با آیاتی چون:
“إِنما يفْتَرِي الْكَذِبَ الذينَ لا يؤْمِنُونَ بِآياتِ اللهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ (نحل/ 105)”.
تنها كسانى دروغ مى‏بندند، كه به آيات خدا ايمان ندارند؛ (آرى،) دروغگويان واقعى آنها هستند.
جمع شوند، آنگاه به ارزش صدق عمار پی برده می شود.
پیامبر در مورد بلال می فرماید:
“ما حدثك عنى بلال فقد صدقك بلال لا يكذب لا تغضبى بلالا فلا يقبل منك عمل ما أغضبت بلالا”.20
هر چه بلال از من روایت کرد، صادق است، بلال دروغ نمی گوید …..
جلوگیری از ضبط و نگارش حدیث، موجب نابودی بسیاری از احادیث گران بهاء شد و آیندگان را از این میراث ارزشمند محروم نمود. پیامبر در مورد امیر مومنان علیه السلام فرمودند:
“هر آنچه آموختم به علی یاد دادم و علی دروازه دانش من است”.21
“من شهر فقاهتم و علی درب آن”.22
این در حالی است، که در منابع اهل سنت، روایات منقوله از امیر مومنان، به بیش از 536 حدیث نمی رسد!23 شخصیت بی بدیلی که با پیامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، بیشتر از بیست و سه سال همراه بود و طبق سخن فتح الباری:
“وكان يتبع النبي اتباع الفصيل أثر أمه، قال عنه ابن حجر: وكان قد رباه النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) من صغره لقصة مذكورة في السيرة النبوية، فلازمه من صغره فلم يفارقه إلى أن مات”.24
جالب آنکه، از این تعداد حدیث، فقط پنجاه حدیث آن صحیح است و بخاری از این میان، فقط بیست حدیث از حضرت نقل نموده است!!!25
و از امام حسن مجتبی علیه السلام سیزده!!! و از اباعبدالله علیه السلام، هشت حدیث نقل شده است!!!، در حالی که ابن عقده می گوید:
“من از اهل بیت سیصد هزار حدیث حفظ کرده ام!”.26
از سلمان، كه پيامبر در مورد او فرمود:
“سلمان، دانش گذشتگان و آیندگان را یک جا دارد! دانش او، دریای مواجی است خشک نشدنی!”
فقط شش حدیث نقل شده است!!!
عجيب تر از همه، برخورد غیر منصفانه ای است، که با سیدة زنان اهل جنت، صدیقه طاهره سلام الله علیها، صورت پذیرفته است! ایشان، در حدود هجده سال، در کنار پیامبر زندگی نمود و نزدیک ترین شخص به پیامبر بود. این در حالی است، که اگر فقط هشت سال آخر این زمان را حساب کنیم و فقط ایشان روزی یک حدیث، از نبی اسلام روایت کرده باشند، تعداد این احادیث، به بیش از 2920 حدیث خواهد رسید اما متاسفانه، تنها دو حدیث صحیح از ایشان روایت شده است!!!.27 حال، از خود سوال کنیم، این حضرات چه تعداد حدیث، از عایشه، همسر مطلقه28 نبی اسلام، نقل نموده اند؟
در جواب می گوئیم: عائشه پنج سال با پیامبر بود، البته او هر ده روز حق همسری داشت، یعنی تقریبا صد وبیست روز با پیامبر بوده و جالب آنکه، 2210 حدیث صحیح در منابع أخَوان منصفِ اهل سنت از او نقل شده است!!!
الغرض احدی از مسمانان در این که دین مقدس اسلام، آخرین و کامل‌ترین دین الهی است شک ندارد و برای رشد و تعالی انسان‌ها در همه ابعاد، برنامه‌ها و احکام جامعی را در نظر گرفته است. معجزه‌ی جاویدش را کتاب قرآن قرار داده است و در اولین آیات نازل شده آن، امر به قرائت کرده است و از خدای جهانیان به عنوان معلمی که به ‌وسیله‌ی قلم تعلیم می‌دهد، یاد می‌کند29 و سنت، به عنوان دومین منبع معارف اسلامی، علاوه بر این‌که مبین و مفسر قرآن کریم به‌شمار می‌رود، نقش مهمی نیز در تبیین و شناساندن احکام و معارف اسلامی ایفا می‌کند زیرا بسیاری از دستورات قرآن مجمل است و با کنار نهادن سنت و احادیث رسول خدا (ص)، نمی‌توان به تفسیر و معنای این آیات پی‌برد.
علی‌رغم این‌که، وجود سنت در کنار قرآن کریم، برای تبیین حقایق قرآنی ضرورتی انکار ناپذیر است و از سوی دیگر، پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع)، همواره به فراگیری حفظ و نشر احادیث ترغیب و تشویق می‌نمودن، احادیث فراوانی که مسلمانان را به این مهم فراخوانده است، گواه بر این مسئله است. از جمله می‌فرماید:
“خداوند خرم و شاداب گرداند، کسی را که گفتار مرا بشنود و خوب ضبط کند و بفهمد و به دیگران برساند؛ چه بسا کسی که حامل سخنی عمیق است و آن را برای فقیه‌تر از خود نقل می‌کند و چه بسا حامل سخنی عمیق که خود فقیه نیست”.30
مهمترین علت منع حدیث، عامل سیاسی بوده است. برخی سنت و سخنان رسول اکرم (ص) را، مانع بزرگی بر سر راه خود می‌دیدند؛ از این‌رو، چاره را در این دیدند، که این مانع را از سر راه خود بردارند زیرا می‌توانستند با کنار گذاشتن احادیث، قرآن را به دلخواه خود تأویل و تفسیر نمایند.
بله، آنچه سبب منع از تدوین، نشر و نگارش حدیث پس از رحلت رسول ‏اکرم گردید، همان چیزی است، که مانع نگارش وصیت پیامبر اکرم در بستر احتضار گردید.
اگر احادیث نبوی جمع و تدوین می‌شد، بی‌درنگ مورد رجوع و قرائت و تدریس جامعه‌ی اسلامی قرار می‌گرفت و این باعث می‌شد، تا توده‌ی امت با فلسفه‌ی سیاسی اسلام نیز، آشنا شوند و این فلسفه، با نظام‌های خلافت نمی‌ساخت.
آری! هفتاد و دو ملت یاد شده و ضلالات بعد آن، ریشه ای جز در جدائی امت از ثقلین نداشته و واکاوی عوامل دیگر، فرع این دو عامل اصلی است، که به برخی از آنها اشاره می شود.
ابن سعد در طبقات گويد:
“نخستين كسى كه تصميم گرفت، كتابى در حديث و سيره تاليف كند، مروان بن حكم بود. او دستور داد: اخبار رسول خدا صلى الله عليه و اله را، كه غير از طريق ابو هريره بود، تدوين كنند؛ از اين روايت معلوم مى‏گردد، كه تا آن روز، فقط اخبار ابو هريره در ميان مردم بوده است و از ساير صحابه حديثى نبوده.
بعد از آن، فرزندش عبد العزيز بن مروان، به كثير بن مره حضرمى دستور داد: نام كسانى را كه در جنگ بدر شركت داشتند، بنويسد؛ او هم هفتاد نفر از شركت‏كنندگان بدر را، در آن كتاب نوشت و بعد از آن عمر بن عبد العزيز، هنگامى كه به خلافت رسيد، فرمانى صادر نمود، تا اخبار و احاديث رسول اكرم را جمع آورى كنند و در كتابى ثبت نمايند”.31
با اين روايات معلوم مى‏گردد، كه تدوين حديث و سيره، از اواخر قرن اول هجرى آغاز شده است.
تاليف و تنظيم كتب حديث و سيره، از قرن دوم، بطور گسترده آغاز گرديد. گروهى از علماء و محدثين در اين دو موضوع، كتاب‏هائى نوشتند. مشهورترين سيره نويسان در اين قرن، ابن اسحاق و ابن هشام هستند و مشهورترين حديث نويسان هم، مالك بن انس و ابن ابى شيبه و عبد الرزاق صنعانى مى‏باشند.
از قرن سوم، گروه بى‏شمارى به تدوين حديث روى آوردند. اكثر اين محدثان و مؤلفان، صحاح و مسانيد خراسانى هستند. نيشابور، هرات، بلخ، مرو، بخارا و سمرقند از مراكز بزرگ نشر حديث و تدوين كتب روائى بودند؛ مانند: بخارى، مسلم ابو داود، نسائى، ابو عوانه، اسحاق بن راهويه و ابن حنبل و گروهى ديگر.
در قرن چهارم نيز، بيهقى صاحب سنن الكبرى، و حاكم نيشابورى مؤلف مستدرك صحيحين، پا به عرصه گذاشتند و اين دو كتاب را به عالم حديث ارائه دادند؛ مخصوصا صاحب مستدرك، كه كتاب خود را بر اساس شرائط و مبانى بخارى و مسلم تاليف كرد و اخبارى را، كه آن‏ها نياورده بودند، در مستدرك نقل كرد.
دخالت خلفاى بنى عباس و نفوذ جريان‏هاى سياسى، فكرى، عقيدتى و فرقه‏اى در تاليف و تدوين اين كتابها، بسيار مؤثر بوده است. تحقيق در اين موضوع، نيازمند يك كتاب مستقل است و در اين مختصر، جاى بحث آنها نيست. مطالعه و تحقيق در حالات محدثان، تفاوت افكار و انديشه‏هاى آنان را، بخوبى روشن مى‏سازد.

1-1-3. جعل حدیث:
جعل احادیث در بستر منع تدوین احادیث، قوت یافت؛ لذا، برخی از ناقلان اسرائیلیات و احادیث جعلی، نظیر: ابو هریره، کعب ‏الاحبار، وهب‏ بن منبه، ابن جریح و عبدالله بن سلام میدان یافتند، که قصه‌هایی را، در شأن آیات قرآن، به عنوان روایت از پیامبر اکرم (ص) نقل کنند.32
تمیم داری نیز، از جمله‌ی این افراد است. عمر برای تمیم داری در هر هفته، ساعتی معین کرد، که پیش از نماز جمعه، در مسجد پیامبر خدا، قصه بگوید و عثمان نیز، در عهد خود، این مدت را افزایش داد.
كعب الاحبار، تميم دارى و وهب بن منبه، كه هر سه مذهب خود را رها كرده و مسلمان شده بودند، در مسجد رسول خدا، مجلس داشتند و اخبار و احاديث ملل و اقوام را، براى مردم نقل مى‏كردند، و قرآن مجيد را هم، براى مسلمانان، تفسير و شرح مى‏نمودند و خليفه هم، آنان را آزاد گذاشته بود.
ابوذر، هنگامى كه ديد كعب الاحبار، اخبارى در تفسير قرآن نقل مى‏كند و مسلمانان را فريب مى‏دهد، به او گفت: اى يهودى، تو مى‏خواهى دين و شريعت به من بياموزى و احكام اسلام را به من تعليم دهى. در اين جا بين آنها سخنانى رد و بدل گرديد و چون جريان روز، از كعب الاحبار حمايت مى‏كرد، اعتراضات ابو ذر به جايى نرسيد.33
آری منع حدیث بعد از وفات رسول مکرم اسلام، بستر حدیث سازی و جعل را، برای حکام جور هموار ساخت. احادیث بسیاری جعل و وضع شد، تا مقام افرادی پست و منحط را، بالا برده و مقام برخی دیگر را، که خداوند آنها را به فضیلت، هدایت، علم، فصاحت و تقوا، اختصاص داده بود، مخفی دارد. حاکمان بنی امیه و بنی العباس، دروغ های بسیاری را جعل نمودند .34
معاویه – علیه الهاویة! – در نامه ای به عاملان خود، در مناطق، این چنین دستور می دهد:
“هرگاه، نامه من به شما رسید، مردم را دعوت به نقل فضیلت در مورد خلفای اولین کنید و هر خبری را، که در شأن ابوتراب نقل می کنند، آن را بر صحابه منطبق کنید زیرا این کار نزد من محبوبتر است و مایه چشم روشنی من می باشد و بهتر می تواند، حجت ابو تراب و پیروانش را باطل سازد و تا می توانید، از عثمان فضائل گوئید!!!”35
ابن عرفه مي گوید:
“بیشتر روایات جعلی و موضوع در فضیلت صحابه، در ایام بنی امیه، برای تقرب مردم به آنها، جعل گردید. آنان با این کار، می خواستند بینی بنی هاشم را، به خاک بمالند”.36
قضیه بدین جا ختم نمی شود بلکه جریان نفاق حاکم بر جامعه، به جعل روایات در مذمت اهل بیت نبی علیهم السلام می پردازد. ابن ابی الحدید، افرادی چون: ابوهریره، عمرو بن عاص، مغیره بن شعبه، عروه بن زبیر و حریز بن عثمان را، از زمره کسانی معرفی می کند، که در مذمت علی بن ابی طالب علیهما السلام، حدیث جعل می کردند.37
شمه ای از این جعلیات، در جواب امام صادق علیه السلام به علقمه، برای تسکین آلام او آمده است:
“علقمه گويد: به حضرت صادق عليه السلام عرضه داشتم: يا ابن رسول الله، مردم به ما كارهاى زشت نسبت مي دهند؛ بطورى كه، سينه ما تنگ شده و شديدا ناراحت ميشويم”.
حضرت فرمودند: اى علقمه، انسان نمي تواند خشنودى مردم را جلب نموده و جلو زبان آنها را بگيرد. چگونه سالم مى‏مانيد از چيزى، كه انبياء و پيامبران و اوصياء عليهم السلام، از آن سالم نماندند!!!
….. و درباره اوصياء بيش از اينها گفته اند. آيا به سيد اوصياء عليهم السلام نسبت ندادند، كه او طالب دنيا و در پى خلافت و سلطنت است؛ و او هميشه در صدد فتنه و آشوب بوده و سكون و آرامش اجتماع را، دوست ندارد؟
او خون مسلمانان را، بدون جهت مي ريزد و اگر او مرد خوبى بود، خالد بن وليد را، مأمور بكشتن او نمي كردند. آي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره جامعه اسلامی، هستی شناختی، منابع معتبر، معرفت شناختی Next Entries تحقیق رایگان درباره جهان اسلام، قرآن و حدیث، خلفای عباسی، جامعه اسلامی