تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، ابراهیم (ع)، علامه طباطبایی، علامه طباطبایی (ره)

دانلود پایان نامه ارشد

اوصافی که از این کتاب آسمانی در خصوص ایمان به دست میآید، دارد، می‌توان گفت که ایمانِ مورد نظرِ قرآن کریم دارای این اوصاف است، امّا نمی‌توان مدعی شد که هر چه دارای این اوصاف باشد همان ایمان قرآنی است. به تعبیر دیگر،‌این اوصاف نشان می‌دهند که چه چیزی ایمان نیست، اما بیانگر این نیستند که ایمان چیست؛ یعنی می‌توان تصور کرد که، غیر از ایمان، امور قلبی و روحی دیگری هم باشند که همگی در اوصاف مذکور در بالا شریک باشند. ثانیاً: لفظ «ایمان»، در سرتاسر قرآن کریم، مشترک معنوی است، نه مشترک لفظی، یعنی دارای یک معناست، ‌نه چند معنا. ثالثاً: مشاهده میشود که گه‌گاه خودِ آیات و جملات نیز با یکدیگر تعارض (ظاهری و نه واقعی) دارند. مثلاً: آیهی 260 سورهی بقره، که ایمان را با عدم «اطمینان قلب» قابل جمع می‌داند، با آیهی 21 سبا، که ایمان را با «شک» قابل جمع نمی‌داند، تعارض ظاهری دارد. مفسّران برای اثبات اینکه این تعارضها ظاهری‌اند، نه واقعی، به راههای گوناگون می‌روند، و این گونه‌گونیِ روشهایِ رفعِ تعارض انگاره‌های متفاوتی از ایمان برایشان پدید می‌آوَرَد و موجب می‌شود که تصوّر و تصویرشان از ایمان یکسره یکسان و یکنواخت نشود (همان).
3-2-1-1- نتایج ایمان در قرآن
1. آرامش: ایمان به خداوند نه تنها ناراحتی وتشویش را از قلب آدمی می زداید، بلکه می تواند از هجوم هیجان و اضطراب به دل نیز، جلوگیری نماید. قرآن از نقش پیش گیری ایمان چنین یاد می کند: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين» (آل عمران/ 3، 139). به همین دلیل خداوند در دیگر آیات امید بخش کتابش از جمله «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَهَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا إيمانا مَعَ إيمانِهِم» (فتح/ 48، 4). چنان آرامش بی نظیری را برای مؤمنان توصیف می کند که اگر ايمان هيچ ثمری جز همين مسئله آرامش نداشت، كافی بود كه انسان با تمام وجود از آن استقبال كند، تا چه رسد به ثمرهها و برکتهای ديگر.
هیچ نمی توان حال مردم باایمان را در برخورد با حوادث و تلخ کامی های زندگی، با حال افراد مادّی و بی دین مقایسه کرد، چه تفاوت میان آن ها از زمین تا آسمان است چراکه کسی که از سرمایه ایمان بهره ای ندارد، در برابر عوامل نامساعد طبیعت به سختی آسیب پذیر است، او خود را اسیر طبیعت و محکوم قوای قهار آن می داند و اگر در نخستین صحنه نبرد با مصائب و دشواری ها عقب نشینی نکند، سرانجام در نقطه مخوف حمله امواج خروشان حوادث روزگار، در گرداب ژرف و عمیقی فرو خواهد رفت. اما آن که متکی به منطق دین است، در نظام آفرینش، هیچ چیز جز اراده خداوند را مؤثر نمی شناسد. او معتقد است که رنج های خارج از اختیار انسان، از جانب پروردگار مهربان و برای تطهیر قلب وتهذیب روحش مقدر گردیده، به همین دلیل هرگز اجازه نمی دهد که مصائب ومشکلات، قدرت روحی او را فلج کنند، بلکه در هر شرایطی متانت خود را همچنان حفظ خواهد کرد و کشتی وجود خود را در هر حادثه ای با استمداد از نیروی لایزال الهی، به ساحل آرامش و صفا و موفقیت و سعادت می رساند و حتی با سنگینی بار رنج ها، کامیابی ها و لذت های روحی او افزایش خواهد یافت (موسوی لاری، 1386: 175- 174).
2. ایجاد مودت و دوستی: در آیه مقابل: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم، 19/ 96)، نويدي بر مومنين و کساني که اعمال صالح انجام دادهاند ميدهد که خداوند به زودي براي ايشان در دلهاي ديگران مودت قرار ميدهد (طباطبائی، 1417، ج 14: 108؛ مکارم شیرازی، 1421، ج 9: 511). «مودت» ميتواند داراي معاني زير باشد: 1) خداوند محبت ايشان را در دلهاي ديگران اعم از مومن و غير مومن مياندازد تا آنان محبوب دل همگان شوند. بيشتر مفسران اين نظر را دارند. 2) خداوند محبت ايشان را در دلهاي دشمنانشان مياندازد و اين محبت همچون طنابي بر گردن دشمنانشان ميشود و ايشان را به سمت ايمان ميکشاند. 3) منظور محبت مومنين به يکديگر است در دنيا که منجر به قدرت و قوت و وحدت کلمه در بينشان ميشود. 4) منظور محبت مومنين به يکديگر در آخرت است. بر خلاف کافرين که در روز قيامت تنها و بيکس محشور ميشوند. البته همه معاني مذکور ميتوانند مد نظر باشند و هيچ يک با آيه و همينطور با يکديگر متضاد نيستند (مکارم شیرازی، 1421، ج9: 511 -512؛ امین، 1361، ج8: 153؛ میبدی، 1371، ج2: 443؛ ابنعاشور، بیتا، ج 16: 88). محبت مومنين در دلهاي ديگران پاداشي است که خدا به مومنين ميدهد که در دنيا و آخرت بهرهي آنان است. از مصاديق پررنگ اين گروه از افراد انبيا و اوليا هستند ميباشد و و البته در مراتب بعدي ديگر مومنان و صالحان نيز از طعم اين محبت و محبوبيت خواهند چشيد (مکارم شیرازی، 1421، ج 9: 513)
3. قرب الهی: در آیهی ذیل آمده است که: «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفی‏ إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُو» (سبا، 34/ 27)، تقرب به سمت خدا به دنبال ايمان و عمل صالح انجام ميپذيرد و نا با كسب مال و اولاد بيشتر؛ دارائي و افزايش آن، تنها براي كسي باعث تقرب است كه اهل ايمان باشد و عمل صالح انجام دهد. مال خود را در راه خدا انفاق كند و با ان ايمان و اعمال صالح را ترويج و تزويج كند. او بايد اولاد خود را با تربیت ديني بار آورد تا تا مايهي تقرب او به خدا شود (طباطبائی، 1417، ج16: 384، طيب، 1378، ج 10: 571، میبدی، 1371، ج 8: 144، مکارم شیرازی، 1421، ج13: 461). خداوند براي كساني كه به دارائيها خويش رنگ خداوي ببخشند و در مسير خدا از آن بهره ببرند، پاداشي دو برابر عطا ميكند. دو چندان بودن اين پاداش براي اين است كه هم خود به مسير درست هدايت كرده و هم ديگران را. علاوه بر آن كه خداوند همواره جزاي حسنات را با فضل خويش ميدهد كه بيشتر و فراتر از پاداش در برابر و معادل همان است (طباطبائی، 1417، ج 16: 384).
اين آيه نشان ميدهد منابع قرب از نگاه قرآن ايمان و عمل صالح است. اموال و اولاد از طرفي ميتواند باعث قرب به خدا شود و آن زمانی است که قرین ایمان و عمل صالح شود و از طرفي میتواند باعث بُعد و دوری از خدا شود. بنابراين مال و اولاد في نفسه و بدون در نظر گرفتن اعتقاد عمل و نيت فرد ماهيتي خنثي دارد. كساني كه مال و اموال خويش را در را خدا به كار گيرند به آنها ارزش ميدهند و بعد از فنا و نابودي به آنها بقا و مادگاري ميدهند واما كسي كه دارائي خود را برخلاف رضاي خدا به مصرف رساند با دستان خود آن را نابود كرده است و از ارزش انداخته است.
4. محبت الهی: کسانی میتوانند محبت خدا را به خود جذب کنند که توحید و یگانگی خدا را درک کرده باشند. آیهی 165 بقره: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ … »، نشان میدهد که زمانی میتوان به شدت در حب به خدا دست یافت که آدمی از ورای آیات و نشانههای تعبیه شده در هستی این مهم را دریابد که خدا یگانه است و غیر او معبود دیگری وجود ندارد (طباطبائی، 1417، ج1: 393؛ طيب، 1378، ج2: 281). همنشینی ایمان با اشتداد در حب نشان میدهد تنها مومنان در درجات برتر میتوانند این شناخت و در نتیجه این محبت را داشته باشند (امین، 1361، ج2: 162-163).
علامه طباطبایی (ره) معتقد است که حضرت ابراهیم (ع) در آیهی: «قَالَ هَاذَا رَبی‏ِ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الاَْفِلِين‏» (انعام، 6/ 76). درصدد اثبات توحید ربوبی خداوند بوده است و مبنای استدلال او در این جمله، محبت و غیر محبت است. وی میگوید: خدا محبوب است به این دلیل که انسان موجودی است محتاج و آن کسی که برطرف کنندهی نیازهای انسان است، محبوب انسان است. اگر انسان پرورگار خود را پرستش میکند، برای این است که او ربّ و مدبر امور آدمی است، حیات، روزی، صحت روزی، صحت و فراوانی نعمت، امنیت، علم، قدرت و هزاران امثال آن را به او افاضه کرده و او در بقای خود از هر نظر بستگی و تعلق به پروردگار خود دارد و یکی از امور فطری بشر همین است که حوائج خود را و آن کسی که حوائجش توسط او برآورده میشود، دوست بدارد. بنابراین انسان در اصل هستی و کمالات هستی نیازمند است و آن چه اصل هستی و کمالات هستی را به او میبخشد، برای انسان محبوب است. پس منظور ابراهیم (ع) از اینکه فرمود: «لَا أُحِبُّ الاَْفِلِين‏»همین بوده که به قوم خود بفهماند، چيزی كه برای آدمی باقی نمی‏ماند و از انسان غايب می‏شود، لياقت اين را ندارد كه آدمی به آن دل ببندد و آن را دوست بدارد، و آن پروردگاری كه آدمی پرستش می‏كند بايد كسی باشد كه انسان به حكم فطرت ناگزير باشد، دوستش بدارد. پس نبايد چيزی باشد كه دستخوش زوال گردد. و بنا بر اين، اجرام فلكی كه دستخوش غروب می‏شوند، شايستگی ندارند كه اسم «رب»بر آنها اطلاق شود (طباطبایی، 1417، ج7: 185).
5. مغفرت: در آیه مقابل مغفرت، پاداش ایمان به حساب آمده است: «لِّيَجْزِی الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَاتِ أُوْلَئكَ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ» (سبا، 34/ 4). فخر رازی معتقد است هر مؤمنی مورد بخشش است و گناهانش آمرزیده میشود. و در ادامه تفسیر دو وجه را بیان میکند: یکی اینکه این مغفرت جزاي آنهاست و به آنها خواهد رسید، وجه دیگر اینکه این مغفرت براي آنهاست و خداوند با چیز دیگري به آنها جزا میدهد (رازی، 1420، ج25: 193).
بالاترين نعمتهای الهی درباره مؤمنان آمرزش گناهان و كراماتی که به آنها عطا میشود؛ ابتدا باید از بآب رحمت و مغفرت، قلب انسان از جرم گناه پاك گردد (تخلیه) تا قابل فرا گرفتن نعمتهای الهی و فيوضات رحمانی (تحلیه) گردد (امین، 1361، ج10: 268).
6. رزق کریم: بر مبنای آیه «فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيم‏» (حج، 22/ 50). هر کس هر کس بین ایمان، یعنی همه آنچه واجب است به آن اعتقاد قلبی و اقرار زبانی داشته باشیم، و عمل صالح، یعنی انجام همه واجبات و ترك همه محرمات، جمع کند خداوند به او مغفرت و رزق کریم عطا خواهد کرد. منظور از مغفرت، عفو گناهان کبیره مسلمانان و رزق کریم اشاره به ثواب و کرم خداوند است. درباره رزق کریم دو احتمال وجود دارد: اول اینکه اشاره به صفات سلبیه باشد و به این معناست که انسان از کسب و تحمل سختیها و ارتکاب گناهان و پستی آنها بی نیاز میشود. احتمال دوم این است که براي صفات ثبوتیه باشد که همان رزق کثیر دائم و خالص از ضررها و همراه با تعظیم و بزرگداشت است (رازی، 1420، ج23: 235).
7. بهشت و آسایش ابدی: با توجه به آیه ذیل: «لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ كانَ ذلِكَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِيماً» (فتح، 48/ 5)، مومن به واسطه ایمانش به بهشت وارد خواهد شد و در آسایش و راحتی ابدی خواهد بود (رازی، 1420، ج28: 69). در آیات مقابل نیز آمده است که: «وَ مَن يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئكَ لهَُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلی‏*جَنَّاتُ عَدْنٍ تجَْرِی مِن تحَْتهَِا الْأَنهَْارُ خَلِدِينَ فِيهَا وَ ذَالِكَ جَزَاءُ مَن تَزَكی» (طه، 20/ 75-76)، «فَأَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَاتِ فَهُمْ فی رَوْضَةٍ يُحْبرَُونَ» (روم، 30/ 15)؛ اگر ایمان مومن همراه با عمل صالح گردد درجات عالی و والای بهشتی از آن او خواهد بود (رازی، 1420، ج22: 79؛ ج25: 85).
8. امنیت: انسانی که به خدای سبحان ایمان می آورد، در درونش به واسطه این ایمان، چنان اطمینان و دلگرمی حاصل می شود که در برابر تمامی ناملایمات زندگی مقاومت و صبر می نماید و نه تنها احساس یأس و ناامیدی نمی کند، بلکه به دلیل اینکه خدا را همواره ملازم و همراه با خود می داند، برای رسیدن به

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رفتار اخلاقی، اصول اخلاقی، فضایل اخلاقی، رسول اکرم (ص) Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، وجود خداوند، فرمانبرداری، صراط مستقیم